تحولات منطقه

 موزه در زبان‌های مختلف به مکان خاصی گفته می‌شود که در آن مجموعه‌ای از آثار باستانی، صنعتی، هنری و اشیای باارزش را در معرض نمایش می‌گذارند که نقش بسیار مهمی در توسعه صنعت گردشگری دارند.

موزه‌های محلی؛ صندوقچه اسرار گمشده
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

موزه در زبان‌های مختلف به مکان خاصی گفته می‌شود که در آن مجموعه‌ای از آثار باستانی، صنعتی، هنری و اشیای باارزش را در معرض نمایش می‌گذارند که نقش بسیار مهمی در توسعه صنعت گردشگری دارند.
بازدید از این مکان‌ها به تجربه ‌آموزشی، فرهنگی و تاریخی گردشگران افزوده و به توسعه مشاغل مرتبط با گردشگری کمک کرده و همچنین ایجاد شغل، تأمین درآمد و تبلیغات برای کشورها را تقویت می‌کند.
در بیشتر کشورها موزه‌ها به‌ عنوان مکانی عمومی برای حفظ و نگهداری از میراث‌های فرهنگی، تاریخی، علمی و هنری در نظر گرفته‌ شده‌اند که این موضوع عمومی بودن و در دسترس قرار داشتن با موضوع گردشگری پیوند خورده؛ چراکه گردشگری از جاذبه‌های عمومی است و مردم به دلایل مختلف به سراغ آن‌ می‌روند. ازاین‌رو، موزه‌ها را می‌توان یکی از جاذبه‌های شناخته ‌شده در حوزه گردشگری تلقی کرد. در چند دهه اخیر موزه‌ها فقط با کارکرد گردشگری شکل نگرفته‌اند، به‌عنوان نمونه وقتی صحبت از موزه‌های دانشگاهی می‌شود، به موزه‌هایی اشاره دارد که اولویت‌های پژوهشی، آموزشی و یا حتی برخی از آن‌ها مانند سایت موزه‌ها اولویت حفاظتی دارند.
امروزه برای هر سوژه‌ و موضوعی که دانش بشری به سراغ آن‌ها رفته، موزه ایجاد شده است مانند موزه بستنی، موزه شکلات و موزه‌های آینده، موزه عروسک و موزه کودکان؛ یعنی سوژه‌هایی که صرفاً با موضوع تاریخ و یا باستان‌شناسی سروکار ندارند؛ بلکه پدیده‌های صنعتی، اجتماعی، اقتصادی و امروزی هستند. موزه به‌مثابه یک رسانه، یک واسطه، یک‌ نهاد و یک سازمان نقش چندگانه‌ای را ایفا می‌کند. بر همین اساس موزه‌ها در شهرها فقط بر مبنای تاریخشان شکل نمی‌گیرند؛ چراکه هر یک از شهرها و مراکز ما جاذبه‌ها و قابلیت‌هایی خاص دارند. به‌عنوان نمونه در بعضی از شهرهای کشور مردم‌شناسی و فرهنگ‌ عامه برجسته است و موزه‌ها قابلیت مردم‌شناسی دارند. در برخی دیگر میراث طبیعی برجسته است و موزه‌های یک سری از شهرها قابلیت صنعتی دارند. بر همین اساس موزه‌ها در شهرهای مختلف به ‌تناسب ظرفیت و ذائقه مخاطبان آن‌ها گسترش ‌یافته است. موزه‌ها در شهرهای مختلف بیشتر باید به ‌تناسب ظرفیت و قابلیت خاص مخاطبان آن‌ها باشد نه صرفاً بر مبنای اینکه ما بخواهیم عین موزه‌های تهران را در شهرستان‌ها کپی‌سازی کنیم یا چون بنیان موزه‌ها در بیشتر کشورها بر مبنای باستان‌شناسی است، بر جنبه باستان‌شناسی تأکید کنیم.
این مهم را باب گفت‌وگو با رضا دبیری‌نژاد؛ کارشناس موزه‌داری و رئیس موزه هنرهای معاصر تهران قرار دادیم تا کارکرد موزه‌ها، چالش‌ها و نسبت آن‌ها با جامعه امروز را از زبان ایشان بشنویم.

رضا دبیری‌نژاد؛ کارشناس موزه‌داری و رئیس موزه هنرهای معاصر تهران
رضا دبیری‌نژاد، رئیس موزه هنرهای معاصر تهران

آیا گالری و موزه تفاوتی با یکدیگر دارند یا می‌توان آن‌ها را مشابه دانست؟

بله، گالری و موزه با یکدیگر تفاوت دارند، هر چند در برخی موارد شباهت‌هایی میان آن‌ها وجود دارد. به عنوان نمونه، کارکرد گالری با تجربه‌ای مانند کتاب ‌خواندن متفاوت است، اما اگر بخواهیم به تعریف مشترک موزه‌ها بپردازیم، باید گفت موزه‌ها دارای چند مأموریت و کارکرد اصلی هستند.
موزه‌ها محل گردآوری و نگهداری میراث‌های منقول فرهنگی، تاریخی و طبیعی‌اند؛ این میراث می‌تواند صنعتی، فرهنگی، هنری یا طبیعی باشد. به ‌طور کلی موزه‌ها دو وظیفه‌ اساسی دارند؛ نخست، حفاظت و نگهداری از میراث و دوم، معرفی، نمایش و در دسترس قرار دادن آن برای عموم. نمایش آثار در واقع یکی از شیوه‌های در دسترس قرار دادن میراث است. علاوه بر این، موزه‌ها خدمات پژوهشی ارائه می‌دهند و می‌توانند به‌عنوان مراکز مطالعه و تحقیق عمل کنند. این‌ها ذات و وظیفه‌ اصلی موزه‌هاست.
بعضی از موزه‌ها باید متناسب با روحیه اقلیمی، قومی و بر مبنای سلیقه‌ ایرانی تأسیس شوند. به‌ عنوان نمونه موزه‌ای مانند میراث‌ روستایی گیلان از آن دست موزه‌های جذاب برای گردشگران است که همیشه مورد استقبال قرار می‌گیرد. همچنین باغ‌موزه‌ها و کاخ‌موزه‌هایی مثل کاخ سعدآباد، نیاوران و کاخ گلستان جزو کاخ‌موزه‌های جذاب برای مردم هستند. حتی موزه‌هایی با تم کودکان شکل گرفتند مثل موزه عروسک‌ها و موزه اسباب‌بازی‌ها که آمار بازدیدکنندگان آن‌ها قابل ‌توجه است.

آیا این کارکردها ثابت هستند یا موزه‌ها می‌توانند متناسب با شرایط، نقش‌های متفاوتی هم داشته باشند؟

موزه‌ها به‌تناسب اینکه چه نوع موزه‌ای هستند، به کجا تعلق دارند و در چه موقعیتی قرار گرفته‌اند، می‌توانند کارکردهای ویژه‌ای نیز به خود بگیرند. تجربه‌ سال‌های اخیر نشان می‌دهد موزه‌ها دیگر صرفاً نهادهایی گردشگری نیستند. موزه‌های شهری، در کنار معرفی شهر به گردشگران، در وهله‌ نخست در خدمت شهروندان همان شهر، استان یا منطقه‌اند. آن‌ها کمک می‌کنند شهروندان با فرهنگ، طبیعت، تاریخ و هویت خود آشنا شوند و با آن ارتباط برقرار کنند.
در این میان، ظرفیت‌ها و نیازهای هر شهر اهمیت دارد؛ اینکه یک شهر چه خدماتی می‌خواهد ارائه دهد و چه گروه‌هایی مخاطب آن هستند.

آیا می‌توان برای گروه‌های خاص اجتماعی نیز نقش ویژه‌ای برای موزه‌ها قائل شد؟

بله، دقیقاً. زمانی که از مخاطبان خاصی مانند کودکان، بانوان، گروه‌های محلی یا سایر اقشار صحبت می‌کنیم، موزه‌ها می‌توانند خدمات ویژه‌ای به شهروندان ارائه دهند. حتی در برخی موارد، موزه می‌تواند بهانه‌ای برای حفظ یک بافت تاریخی، یک بنای تاریخی یا یک میراث صنعتی باشد؛ برای مثال، تبدیل یک کارخانه‌ قدیمی برق یا سیمان که نماد یک شهر است، به موزه.
به همین دلیل است که می‌گویم موزه‌ها ذاتاً دارای کارکردهای متعدد و متفاوت‌اند و هر موزه تعریف خاص خود را دارد. نمی‌توان انتظار داشت همه‌ موزه‌ها رفتاری یکسان داشته باشند.

به نظر شما مهم‌ترین وظیفه‌ موزه‌ها در شرایط امروز چیست؟

مهم‌ترین وظیفه‌ موزه‌ها حفظ و بازنمایی هویت میراثی یک منطقه است؛ چه آن منطقه یک شهر باشد، چه یک استان و چه یک پهنه‌ فرهنگی. برای مثال، وقتی از منطقه‌ کردستان صحبت می‌کنیم، منظور فقط استان کردستان نیست؛ یا وقتی از پهنه‌ فرهنگی اقوام لر سخن می‌گوییم، بحث محدود به استان لرستان نمی‌شود.
موزه‌های استانی، بیش از آنکه در خدمت نگاه صرفاً گردشگرانه باشند، باید در خدمت جامعه‌ محلی و منطقه‌ خود قرار بگیرند. این موزه‌ها فرصتی هستند برای ایجاد اتصال فرهنگی میان ظرفیت‌ها و داشته‌های یک شهر یا استان با جامعه‌ پیرامون آن.

در این میان، جایگاه موزه‌های منطقه‌ای را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در دنیا دسته‌بندی‌ای با عنوان «موزه‌های منطقه‌ای» یا «موزه‌های شهرها» وجود دارد که یک اقلیم یا حوزه‌ جغرافیایی ـ فرهنگی را پوشش می‌دهد.
در ایران نیز از دهه‌ ۷۰، ایده‌ موزه‌های استانی و منطقه‌ای مطرح شد؛ قرار بود موزه‌های استانی ویترین فرهنگ، تاریخ و طبیعت هر استان باشند و موزه‌های منطقه‌ای فراتر از یک استان عمل کنند.
اما واقعیت این است که میان ایده و اجرا فاصله‌ زیادی ایجاد شد. بسیاری از موزه‌های استانی ما همه‌ جنبه‌های یک استان را در برنمی‌گیرند. برخی تنها به باستان‌شناسی یا مردم‌شناسی می‌پردازند و به میراث طبیعی یا سایر حوزه‌ها توجهی ندارند.

این مسئله چه پیامدی برای کارکرد پژوهشی موزه‌ها داشته است؟

به همین دلیل، بسیاری از موزه‌های استانی و شهری ما به منبع و مرجع مطالعاتی و اسنادی منطقه‌ خود تبدیل نشده‌اند. مشکل اینجاست که موزه‌ها بیشتر بر اساس وظایف سازمانیِ تعریف ‌شده عمل می‌کنند، نه بر مبنای یک نگاه جامع فرهنگی. در حالی‌ که می‌توان در یک موزه هم به میراث فرهنگی پرداخت، هم به هنر معاصر و هم به میراث طبیعی. در عمل، این ایده‌ها در حد آرمان باقی ‌مانده‌اند و می‌توان گفت بخشی از استان‌های کشور اصلاً موزه‌ استانی واقعی ندارند؛ این ‌یک فقدان جدی است.

به چالش‌های اصلی موزه‌های استانی و شهری اشاره کردید. این چالش‌ها چیست؟

بسیاری از موزه‌های ما به پروژه‌های افتتاح تبدیل ‌شده‌اند؛ گویی یک ‌بار افتتاح می‌شوند و بعد متوقف می‌مانند. ابتدا قرار بود موزه‌ها پس از افتتاح به گردآوری اسناد، پژوهش، تولید داده و تحلیل بپردازند، اما در عمل چنین نقشی را ایفا نمی‌کنند. امروز بسیاری از موزه‌های استانی و شهری به یک نمایشگاه ثابت یا حتی انبار نگهداری آثار تبدیل ‌شده‌اند، نه یک ‌نهاد فرهنگی پویا با یک سازمان متفکر در پشت آن. به همین دلیل، روایت‌ها به‌روز نیستند و موزه‌ها در همان زمان افتتاح خود باقی ‌مانده‌اند.

چرا مردم ارتباط مناسبی با موزه‌ها برقرار نمی‌کنند؟ مشکل از کجاست؟

این مسئله دوطرفه است؛ از یک‌ سو موزه‌ها روایت جذاب، به‌روز و متناسب با مخاطب ارائه نمی‌دهند. جذابیت فقط به اطلاعات جدید محدود نمی‌شود؛ شیوه‌ ارائه و روایت اهمیت زیادی دارد.
از سوی دیگر، جامعه نیز احساس تعلق و تملک نسبت به موزه‌ها ندارد و آن‌ها را به‌عنوان نهادی متعلق به خود نمی‌بیند. این رابطه نیازمند یک رفتار دوطرفه است: هم موزه‌ها باید خود را به‌روز و جذاب کنند و هم ‌نهادهایی مانند شهرداری‌ها، آموزش ‌و پرورش و دانشگاه‌ها باید به سراغ موزه‌ها بیایند و در تقویت این ارتباط نقش داشته باشند.

آیا ورود به حوزه‌ موزه‌داری دیجیتال می‌تواند به رونق موزه‌ها کمک کند؟

فناوری به‌تنهایی کافی نیست. کارکرد فناوری وابسته به رفتار فرهنگی جامعه است؛ برخی جوامع شنیداری‌اند، برخی دیداری و برخی دوست دارند تجربه‌ لمسی داشته باشند. اگر فناوری بدون ایده‌ خلاقانه، روایت مناسب و تناسب با علایق مخاطب استفاده شود، نتیجه‌بخش نخواهد بود.

در زمینه‌ درآمدزایی، موزه‌ها چه راهکارهایی دارند؟

روش‌های مختلفی وجود دارد؛ از فروش محصولات فرهنگی گرفته تا برگزاری تور، ایجاد فضاهای رفاهی مانند کافه و رستوران، برگزاری کلاس‌ها و کارگاه‌ها، اما در دنیا هیچ ‌گاه انتظار نمی‌رود موزه‌ها فقط از محل درآمدزایی، تمام هزینه‌های خود را تأمین کنند. حمایت نهادهای اجتماعی، حامی‌های مالی و بخش عمومی برای تداوم فعالیت موزه‌ها بسیار ضروری است.

چرا موزه‌های پایتخت در مقایسه با استان‌ها جذاب‌تر به نظر می‌رسند؟

در تهران به دلیل تمرکز نهادی و سازمانی، تنوع موزه‌ها بیشتر است و حدود یک‌چهارم موزه‌های کشور در پایتخت قرار دارند. تهران به‌عنوان یک کلانشهر، مخاطب بالقوه‌ بیشتری دارد و طبیعی است که موزه‌های ملی نیز در پایتخت مستقر باشند. با این‌ حال، این به معنای بی‌نقص بودن موزه‌های پایتخت نیست. بسیاری از چالش‌هایی که در موزه‌های استانی وجود دارد، در برخی از موزه‌های تهران نیز دیده می‌شود.
در حال حاضر حدود ۹۰۰ موزه در کشور وجود دارد و فهرست کامل آن‌ها با تفکیک استانی در دسترس است. امید می‌رود نگاه به موزه‌ها از یک پروژه‌ ایستا به یک ‌نهاد زنده، پویا و به‌روز تغییر کند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha