پس از انتشار ارقام غیرواقعی درباره جانباختگان ۱۸ دی ماه توسط رسانههای بیگانه، این نگرانی بهطور جدی مطرح شده که رسانههای داخلی در بحرانهای اجتماعی تا چه اندازه توان روایتسازی و حفظ مرجعیت خبری دارند. واقعیت آنکه ضعف در اطلاعرسانی دقیق، زمینه را برای سوءاستفاده رسانههای خارجی فراهم کرده است.
این گزارش تلاش میکند پاسخی عملی و تحلیلی به این پرسش ارائه دهد: چطور یک رسانه میتواند دوباره جایگاه خود را به عنوان مرجع خبری مورد اعتماد بدست آورد؟
رسانههای ما در بحران، فشل هستند
«رضا برجی» مستندساز و عکاس برجسته ایرانی که تجربه پوشش ۱۶جنگ بزرگ از جمله جنگ بوسنی، جنگ شوروی در افغانستان، جنگ عراق و جنگ اول قرهباغ را در کارنامه دارد، در گفتوگو با روزنامه قدس، به انتقاد از عملکرد رسانهها در شرایط بحرانی پرداخت و آن را یکی از نقاط ضعف جدی کشور دانست. وی با بیان اینکه بارها این موضوع را در تلویزیون، رادیو، مطبوعات، کتابها و کلاسهای کارگاهی مطرح کرده است، گفت: رسانه ما در مواقع بحران بسیار ضعیف عمل میکند. گاهی عمل نکردن، بسیار بهتر از بد عمل کردن است. چون اگر در بحران تحلیل غلط بدهید، ضربهای که میزنید، بسیار سنگینتر از سکوت است.
او با تأکید بر اصول حرفهای رسانه در بحران افزود: یا باید درست تحلیل کرد یا اصلاً وارد تحلیل نشد. تحلیلهای غلط، آدرس غلط به مخاطب میدهد و او را به تصمیمهای اشتباه میکشاند. این زنجیره خطا از سؤال غلط شروع میشود، به پاسخ غلط میرسد و نهایتاً به تصمیم غلط ختم میشود؛ یعنی غلط اندر غلط. این مستندساز در ادامه با اشاره به برخی فضاسازیهای غیرواقعی رسانهای تصریح کرد: یک وقتی به من گفتند بیا بگو یک اف‑۳۵ را زدهایم. من صریح گفتم این طور نمیشود بحران را مدیریت کرد. رسانه را نمیتوان با دروغهایی از این جنس اداره کرد. هیچ رسانهای با این تحلیلهای سطحی و غیرحرفهای – که اسمش را نمیشود تحلیل گذاشت – هرگز به اهداف رسانهای در بحران نمیرسد. برجی با هشدار نسبت به پیامدهای این رویکرد گفت: این نوع تحلیلها سبب میشود مخاطب نتواند درست تصمیم بگیرد و این آسیب، بسیار خطرناکتر از آن است که مخاطب اصلاً تصمیمی نگیرد. به همین دلیل، آموزش رسانهای در رسانههای ما، به ویژه در رسانه ملی یک ضرورت فوری است، نه یک انتخاب.
قادر به مدیریت جنگ رسانهای نیستیم
«سیدمحمدتقی آقایان» کارشناس ارشد مسائل سیاسی و رسانه، در گفتوگو با روزنامه قدس به تشریح الزامات نقشآفرینی رسانه در شرایط جنگ روانی و رسانهای پرداخت. وی تصریح کرد: رسانه که خودش خبر نمیسازد. اتفاقاتی که در حوزههای سیاسی، اقتصادی، نظامی، بحرانآفرین یا اجتماعی رقم میخورد، مسئولیتش با دستگاههای مربوط است مثل نهادهای امنیتی، وزارت اطلاعات، فراجا یا دستگاههای دیگر. اینها باید آمار، اطلاعات و خروجیهایی را که میخواهند مردم بشنوند، به رسانه بدهند تا رسانه کار تولید محتوا و پخش آن را انجام دهد. این کارشناس مسائل رسانه با اشاره به وضعیت شبکههای فارسیزبان خارج از کشور بیان کرد: در نبود رسانههای جمهوری اسلامی، در این روزها تعداد زیادی شبکه فارسیزبان در خارج از کشور داریم که دارند روی حوزههای فرهنگی و اجتماعی و داخل خانوادههای جمهوری اسلامی کار میکنند و تأثیر میگذارند.
او در ادامه با اشاره به تقابل رسانهای با رژیم صهیونیستی گفت: حتی یک شبکه عبریزبان هم نداریم که بخواهیم با آن، با رژیم صهیونیستی که یکی از اصلیترین دشمنان ماست، مقابله کنیم. صرفاً گاهی اوقات برنامه «به افق فلسطین» را داریم که اخیراً زیرنویس عبری پخش میکند که بازتاب خوبی هم در سرزمینهای اشغالی داشته و دستکم ماهی یکی دو بار شبکههای ۱۲ و ۱۳ آنها این برنامه را پوشش میدهند.
آقایان با جمعبندی این موضوع تأکید کرد: نتیجه میگیریم رویکرد جمهوری اسلامی باید رویکردی باشد که بتواند مقابله کرده و جنگ روانی و رسانهای علیه دشمن ایجاد کند، نه اینکه فقط به دفاع بپردازد. وقتی این کار انجام شود، قاعدتاً در داخل کشور هم تأثیر میگذارد.
رسانه بیتوجه به حقیقت، جایگاه خود را از دست میدهد
«مرتضی مکی» کارشناس ارشد رسانه، در گفتوگو با روزنامه قدس، رسانه را دارای الزامات مشخص دانست و تأکید کرد: رسانهای که بخواهد به صورت حرفهای عمل کند، باید بر اساس حقیقت رفتار کند، روایتسازی کند و همزمان جلب مخاطب و تأثیرگذاری داشته باشد.
وی تصریح کرد: رسانهای که الزامات کار رسانهای را رعایت نکند و بخواهد رویکردهای یکجانبه و بدون توجه به واقعیتهای جامعه ارائه دهد، حتی اگر خود بخواهد روایت دلخواهش را تبلیغ کند، جایگاه و مرجعیت رسانهای خودش را از دست میدهد. مکی در ادامه به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد و گفت: شاید مصداق این وضعیت را بتوان در صدا و سیما مشاهده کرد که تا حدودی از کار افشاگری فاصله گرفته و به دنبال انعکاس مواد و دیدگاههای یک رویه و نوعی چیدمان خبری است که در آن، جامعه گستردهای در بر گرفته نشده و قضاوت و تشخیص نهایی به مخاطب سپرده نمیشود. در چنین وضعیتی، رسانه اهداف و خواستههای افکار عمومی را تحویل نمیدهد. این کارشناس رسانه در پایان تأکید کرد: در فضای بحرانی کنونی، همه نهادها و ارکان نظام باید تلاش کنند تا اعتماد عمومی را تقویت کنند و پیوند افکار عمومی با نظام حفظ شود. رسانهها نقش کلیدی در این فرایند دارند و باید به اصول حرفهای و شفافیت پایبند باشند.



نظر شما