سحرگاه امروز، شهر مشهد در سکوتی معنادار از خواب برخاسته است. هوای شهر، اگرچه با نور خورشید روشن میشود، اما سنگینی سایه یک فقدان بزرگ را بر دوش میکشد. تا ساعاتی دیگر، در ساعت ۹:۳۰ صبح، جامعه علمی و دینی خراسان، خود را برای وداعی تلخ آماده میکند. پیکر مطهر عالم ربانی آیتالله دکتر محمدهادی عبدخدایی، از مهدیه مشهد روی دستان ارادتمندانش به سوی خانه ابدی در پناه آستان ملک پاسبان رضوی، تشییع خواهد شد.
غروب یک منظومه فکری
درگذشت او، پایانی بر یک عمر مجاهدت علمی و عملی و غروب یک منظومه فکری است. اکنون، در این ساعات باقیمانده تا وداع نهایی، فرصتی است تا ابعاد شخصیت ممتاز و تأثیرات عمیق او بر سپهر اندیشه و فرهنگ معاصر بازخوانی شود.
پیوند عمیق حوزه و دانشگاه
شخصیت علمی آیتالله عبدخدایی بر بنیان یک جامعیت استثنایی استوار بود. او از یک سو، پرورشیافته مکتب اصیل حوزههای علمیه مشهد و قم بود؛ جایی که در محضر استادان بزرگی چون آیتاللهالعظمی میلانی، میرزا هاشم آملی و سیدمحمد محقق داماد به قله اجتهاد دست یافت و بر مبانی فقه و اصول، تسلطی کامل پیدا کرد. از سوی دیگر، با هوشمندی و درک عمیق از نیازهای زمانه، به فضای آکادمیک روی آورد و با شاگردی در محضر متفکرانی چون شهید مرتضی مطهری، موفق به دریافت درجه دکترای فلسفه از دانشگاه تهران شد. این ترکیب مبارک، از او شخصیتی ساخت که قادر بود با یک پا در سنتهای استوار دینی و با پای دیگر در دنیای پرسشگر مدرن بایستد. او میتوانست هم با زبان دقیق و فنی حوزه سخن بگوید و هم با منطق و استدلال فلسفی، پاسخگوی شبهات نسل جدید باشد. این توانایی، او را به یکی از مؤثرترین چهرهها در تبیین عقلانی دین در دوران معاصر تبدیل کرد.
سیاستورزی اخلاقمدار در سنگر خدمت
آیتالله عبدخدایی بر این باور بود که علم و فقاهت نباید در حجرهها محبوس بماند، بلکه باید به میدان عمل آمده و در مسیر خدمت به جامعه قرار گیرد. حضور فعال او در سه دوره مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده مردم مشهد و عضویت تأثیرگذارش در مجلس خبرگان رهبری، تجلی عملی این باور بود. او در عرصه تقنین و نظارت، بهویژه در جایگاه ریاست کمیسیون فرهنگی مجلس، همواره منادی اخلاق، عقلانیت و اعتدال بود. رویکرد او به سیاست، رویکردی تکلیفمحور و خدمتگرا بود، نه قدرتطلبانه و جناحی. متانت در کلام، پرهیز از جنجالهای بیهوده و تمرکز بر مسائل اساسی کشور، از او چهرهای وزین و قابل احترام در میان تمام جریانهای سیاسی ساخته بود. عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز بُعد دیگری از دغدغهمندی استراتژیک او برای آینده فرهنگی نظام اسلامی را به نمایش میگذاشت.
نماینده حکمت شیعی در عرصه جهانی
یکی از منحصر به فردترین و درخشانترین ادوار زندگی آیتالله عبدخدایی، دوران مسئولیت ایشان به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در واتیکان بود. انتخاب یک فقیه و فیلسوف برای چنین جایگاه حساسی، خود نشان از درایت نظام در بهرهگیری از ظرفیتهای دیپلماسی فرهنگی داشت. ایشان با تسلط کامل بر زبانهای انگلیسی و ایتالیایی و با احاطه عمیق بر فلسفه غرب و الهیات مسیحی، توانست به شایستگی، نماینده تفکر عقلانی و صلحجوی مکتب اهلبیت(ع) باشد. او در قلب جهان کاتولیک، چهرهای از اسلام را به نمایش گذاشت که بر گفتوگو، منطق و احترام متقابل استوار بود. اعطای «نشان لیاقت و فضیلت» از سوی پاپ ژان پل دوم، رهبر وقت کاتولیکهای جهان به این عالم شیعی، اوج موفقیت این رویکرد بود و تأییدی بینالمللی بر این حقیقت که زبان حکمت و معنویت، فراتر از مرزهای سیاسی و مذهبی، قابل فهم و احترام است.
تربیت نسلی متفکر و متعهد
میراث هر عالمی بیش از هر چیز در شاگردانی است که تربیت میکند و آیتالله عبدخدایی در این عرصه، کارنامهای درخشان از خود به جای گذاشت. کرسی تدریس او در دانشگاههای تراز اول کشور از جمله دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه تهران، دانشگاه امام صادق(ع) و جامعه المصطفی العالمیه، همواره محل تجمع دانشجویان و طلاب تشنه معرفت بود. روش تدریس او، مبتنی بر انتقال صرف اطلاعات نبود، بلکه بر پرورش قوه تفکر، تحلیل و نقد استوار بود. او شاگردانش را به اندیشیدن و پرسشگری تشویق و با صبر و گشادهرویی، پیچیدهترین مسائل را برایشان تبیین میکرد. امروز، بسیاری از مدیران، استادان و پژوهشگران کشور، مستقیم یا غیرمستقیم، از خرمن دانش و بینش او خوشه چیدهاند و این، ماندگارترین یادگار آن استاد فرزانه است.
تواضع عالمانه و ارادت خالصانه
در پس تمام عناوین و جایگاههای رفیع علمی، سیاسی و دیپلماتیک، شخصیتی آرام، متواضع و عمیقاً معنوی قرار داشت. کسانی که از نزدیک با ایشان در ارتباط بودند، گواهی میدهند که تکبر هیچ راهی به ساحت وجودی او نداشت. با وجود جایگاه والایش، در دسترس بود و با هر فردی، با احترام و فروتنی برخورد میکرد. اما جوهره اصلی شخصیت او، عشق و ارادتی وصفناپذیر به ساحت مقدس اهلبیت عصمت و طهارت(ع) بود. آن فقیه فیلسوف و سیاستمدار که در مجامع علمی و بینالمللی با صلابت و منطق سخن میگفت، با شنیدن نام سیدالشهدا(ع) و ذکر مصائب کربلا، همچون کودکی اشک میریخت و با یاد مولایش علی بن موسی الرضا(ع) منقلب میشد. این عشق خالصانه، منبع نیرویی بود که به تمام فعالیتهای علمی و عملی او جهت و معنا میبخشید و امروز، سرانجام پاداش این عشق، آرام گرفتن ابدی در جوار همان امامی است که عمری خادم آستانش بود. تا ساعاتی دیگر، سفر زمینی این عالم بزرگ به پایان میرسد و پیکر او در خاک آرام خواهد گرفت. این فقدان، ثلمهای بزرگ برای حوزههای علمیه، مجامع دانشگاهی و نظام جمهوری اسلامی ایران است. اما با غروب جسم خاکی او، طلوع میراث معنویاش آغاز میشود؛ اندیشهها، آثار و شاگردان تربیتیافته او، چراغی است که همچنان فروزان خواهد ماند و راه را برای نسلهای آینده روشن خواهد کرد. روح بلندش قرین رحمت واسعه الهی و راهش پررهرو باد.





نظر شما