در هیاهوی جنگ ترکیبی و نبرد روایتها، انقلاب اسلامی برای تداوم بعثت تمدنی خود به حنجرههایی تازه و نفسهایی جوان نیازمند است. رویداد «مدرسه انقلاب» در مشهدالرضا(ع) تنها یک کارگاه آموزشی نبود؛ بلکه رونمایی از یک راهبرد هوشمندانه برای سپردن پرچم جهاد تبیین به دست دخترانی بود که مادران راوی فردای این سرزمین خواهند بود.
از شنیدن تا گفتن؛ تغییر نسل در سنگر روایت
دهه فجر صرفاً یادآوری خاطرات گذشته نیست؛ بلکه میعادگاه تجدید بیعت با آرمانها و نقطه عزیمت برای پیمودن ادامه مسیر است. ۴۷ سال پس از طلوع خورشید انقلاب، مهمترین میدان نبرد، نه در خاکریزهای نظامی، که در ذهنها و قلبهای نسل جدید تعریف میشود. نسلی که انقلاب را ندیده، اما میراثدار آن است و امروز در معرض بیامانترین بمبارانهای رسانهای برای تحریف و وارونهنمایی آن میراث قرار دارد. در چنین آوردگاهی، بزرگترین غفلت، اکتفا به «شنونده» بودن است. امروز، تکلیف هر دلسوز انقلابی، تبدیل شدن به یک «راوی» کنشگر و فعال است. در این میان، یک حرکت هوشمندانه و پربرکت در پایتخت معنوی ایران، مشهد مقدس نشان داد قطار انقلاب در حال تربیت راویان نسل نو خود است؛ راویانی از جنس دختران نوجوان که قرار است معماران فرهنگی گام دوم انقلاب باشند.
میدان نبرد روایتها؛ چرا «روایتگری» تکلیف امروز است؟
رهبر معظم انقلاب سالهاست بر کلیدواژه «جهاد تبیین» بهعنوان یک فریضه قطعی و فوری تأکید میکنند. این مفهوم، ترجمان امروزی همان رسالت انبیا در برابر تحریفها و جهلهاست. دشمن پس از ناکامی در عرصههای سخت، تمام توان خود را بر جنگ شناختی و رسانهای متمرکز کرده است. راهبرد اصلی او، گسست نسلی از طریق «روایتزدایی» از انقلاب و جایگزین کردن آن با «روایتهای جعلی» است. در این روایتهای مسموم، دستاوردها «هیچ» انگاشته میشود، آرمانها به سخره گرفته شده و چهره نورانی امام و شهدا غبارآلود معرفی میشود.
تنها پادزهر این سم مهلک، «روایت اول» و «روایت صادق» است. روایتگری صرفاً خاطرهگویی نیست بلکه یک کنش فعال، هوشمندانه و تهاجمی برای بازپسگیری میدان است. روایتگری یعنی شکستن سکوت، یعنی تبدیل هر فرد به یک رسانه، یعنی مسلح کردن نسل جدید به سلاح منطق، استدلال و بیان هنرمندانه. اگر دیروز، تکلیف، حضور در راهپیماییها و دفاع از مرزها بود، امروز تکلیف فوری، روایت هنرمندانه، مستدل و جذاب از حقیقتی است که دشمن کمر به تحریف آن بسته است. از این رو، هر تلاشی برای آموزش و تجهیز جوانان به ابزار روایتگری، اقدامی راهبردی در راستای حفظ و صدور انقلاب اسلامی است.
حنجره زنانه انقلاب؛ از کنج خانه تا کانون تمدنسازی
در تاریخ انقلاب اسلامی نقش زنان همواره نقشی پیشران و تعیینکننده بوده است. امام خمینی(ره) با نگاه متعالی خود، زن را از موجودی در حاشیه و ابزاری برای نمایش، به انسانی در متن جامعه و محور تحولات اجتماعی ارتقا داد. ایشان فرمود: «از دامن زن، مرد به معراج میرود»، این یعنی زن، مبدأ و پرورشدهنده انسان تراز انقلاب اسلامی است.
امروز و در میدان روایتگری، این نقش اهمیتی مضاعف مییابد. روایت زنانه از انقلاب، ویژگیهای منحصربهفردی دارد که آن را از هر روایت دیگری متمایز میکند. این روایت به دلیل پیوند عمیق عاطفی با مفاهیم خانواده، ایثار و صبر، از صداقت و نفوذ کلامی بالاتری برخوردار است؛ روایتی که بیش از آنکه به گوش بنشیند، بر دل مینشیند. علاوه بر این، زنان راویان بخشهای کمتر دیدهشده انقلاب و دفاع مقدس هستند؛ روایت صبر در نبود همسر و فرزند، روایت مدیریت خانه در شرایط سخت اقتصادی و روایت تربیت نسلی انقلابی در دامان خود. اینها گنجینههایی است که جز از حنجره زنانه بیرون نمیآید. اما مهمتر از همه، این زن و مادر است که نخستین بذر هویت و بینش را در ذهن و جان فرزند میکارد. مادری که خود یک «راوی توانمند» باشد، فرزندانی «پرسشگر و هویتمند» تربیت میکند. بنابراین، آموزش روایتگری به دختران امروز، در حقیقت سرمایهگذاری برای پرورش مادرانی است که «سواد سیاسی انقلابی» را به صورت عملی و نه تئوری، به نسل بعد منتقل خواهند کرد.
«مدرسه انقلاب»؛ کارگاه تربیت راوی در تراز گام دوم
رویدادی که به همت مرکز امور بانوان بنیاد کرامت رضوی در مشهد برگزار شد، ترجمان عملی تمام این مفاهیم راهبردی بود. این برنامه، یک الگوی موفق و قابل تکثیر برای تربیت نسل جدید راویان انقلاب بود که چند ویژگی برجسته داشت.کنشگری به جای انفعال: در این کارگاه، خبری از سخنرانیهای یکطرفه و کلیشهای نبود. دختران نوجوان، خود مسئولیت طراحی، چیدمان نمایشگاه و روایتگری برای همسالان خود (اعضای باشگاه دختیژن) را بر عهده گرفتند. این یعنی تمرین عملی «میدانداری» و تبدیل شدن از مخاطب منفعل به یک کنشگر فعال.
هویتبخشی پیش از آموزش: تشکیل باشگاهی با نام خلاقانه «دختیژن» (ترکیبی از دخت و ژن به معنای هویت دخترانه) نشان میدهد برگزارکنندگان به درستی دریافتهاند پیشنیاز هر حرکت مؤثری، ایجاد یک «هویت» قوی و ارزشمند است. دختری که به هویت دینی و ایرانی خود ببالد، با اعتمادبهنفس بیشتری از آرمانهایش دفاع خواهد کرد.
مواجهه شجاعانه با پرسشها: یکی از نقاط درخشان این برنامه، ایجاد «پاتوقهای گفتوگو» برای پاسخ به شبهات بود. این رویکرد نشان میدهد انقلاب اسلامی، یک مکتب مبتنی بر منطق و استدلال است و از سؤال و چالش هراسی ندارد. تربیت نسلی که توانایی پاسخگویی به شبهات را داشته باشد، برای آینده انقلاب یک ضرورت حیاتی است.
تکثیر و شبکهسازی: عهد مشترک دختران در پایان اردو برای روایتگری در مدارس و جمعهای دوستانه، مهمترین دستاورد این برنامه است. این یعنی هر یک از این دختران به یک هسته روایتگری تبدیل میشود و این حرکت به صورت شبکهای در سراسر محیطهای آموزشی و دوستانه تکثیر خواهد شد.
بعثت تمدنی با صدای دختران انقلاب
انقلاب اسلامی در مسیر تحقق بعثت تمدنی خود، نیازمند بازتولید مداوم آرمانهایش در کالبد نسلهای نو است. رویداد «مدرسه انقلاب» در جوار بارگاه ملکوتی امام رضا(ع)، بیش از یک برنامه، یک بشارت بود؛ بشارت رویش نسلی از دختران مؤمن، هویتمند، پرسشگر و کنشگر که پرچم روایتگری را با صلابت به دست گرفتهاند. این دختران، مادران فردایی هستند که با روایتهای صادقانه و دلنشین خود، اجازه نخواهند داد غبار تحریف بر چهره درخشان انقلاب بنشیند و با تربیت فرزندانی شبیه به خود، تضمینکننده تداوم این راه نورانی در گام دوم انقلاب خواهند بود.





نظر شما