تحولات منطقه

۱۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۳
کد مطلب: ۱۱۲۸۷۲۵

سینمای ایران پیش از این بارها سکانس‌ اعدام را به تصویر کشیده، اما «زنده‌شور» با سماجتی کم‌سابقه، مخاطب را لحظه‌به‌لحظه در کنار محکومان نگه می‌دارد؛ از غسل و توبه تا آخرین درخواست و قدم‌گذاشتن پای چوبه دار.

«زنده شور»؛ آخرین شب محکوم به اعدام
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

کاظم دانشی به واسطه سال‌ها فعالیت در حوزه مستندسازی قضایی و ثبت مستقیم دادگاه‌ها و صحنه‌های اعدام، سوژه‌های سینمایی‌اش را از دل پرونده‌ها و مشاهداتی بیرون می‌کشد که کمتر فیلمسازی امکان دسترسی به آن‌ها را داشته است. تجربه‌ای که پیش‌تر در نخستین فیلم بلندش «علفزار» ــ روایتی ملتهب، پرتنش و مبتنی بر یک پرونده واقعی تجاوز ــ به بار نشست. او حالا در دومین فیلم خود «زنده‌شور» بدون پرداختن به پس و پیش جرم و حکم، داستانش را از نیمه شبی وسط میدان اعدام و اجرای آن آغاز می کند.

«زنده‌شور» داستان پنج زندانی محکوم به اعدام است که قرار است آخرین شب زندگی‌شان را سپری کنند و حکم شان پیش از سحرگاه اجرا می‌شود. مرتضی زند، نماینده دادستان، با بازی بهرام افشاری، برای اجرای حکم این پنج نفر به شهری دیگر آمده است. هر یک از محکومان مرتکب جنایتی شده‌اند و حالا در واپسین ساعات حیات، خواسته‌ای را مطرح می‌کنند؛ خواسته‌هایی که به تدریج به موتور محرک درام تبدیل می‌شود.

مروری بر کارنامه دانشی ــ چه در مقام کارگردان «علفزار» و چه به‌عنوان فیلمنامه‌نویس «بی‌بدن» ــ از همان ابتدا نوید فیلمی پرتنش و اضطراب‌آور را می‌دهد. سینمای ایران پیش از این بارها سکانس‌های اعدام را به تصویر کشیده، اما «زنده‌شور» با سماجتی کم‌سابقه، مخاطب را لحظه‌به‌لحظه در کنار محکومان نگه می‌دارد؛ از غسل و توبه تا آخرین درخواست و قدم‌گذاشتن پای چوبه دار. این همراهی ممتد، تجربه‌ای فرساینده و آزاردهنده خلق می‌کند که آگاهانه بخشی از استراتژی فیلم است.

با ورود مرتضی زند به زندان، روند اجرای احکام آغاز می‌شود. نخستین محکوم، «امیر»، با بازی امیر جعفری، کسی است که بیش از دیگران خونسرد به نظر می‌رسد. او در آخرین خواسته‌اش پیتزا و ترانه محبوبش را طلب می‌کند و در واپسین لحظات، اعتراف‌نامه‌ای به مأمور زندان می‌سپارد تا به دست مادرش برساند؛ جزئیاتی که بعدتر نقشی کلیدی در گره‌گشایی روایت ایفا می‌کند. سکانس‌های ضجه و التماس مادر و خواهران امیر برای بخشش، بی‌تردید برای مخاطب بسیار آزاردهنده خواهد بود. فیلمساز با نزدیک‌شدن بی‌امان به این فضا و خلق لحظاتی پرتنش، اضطراب آور و ناراحت کننده، هدفی فراتر از تصویر نعل‌به‌نعل دقایق پایانی یک اعدامی داشته است. کاظمی به دنبال نقطه عطف قصه یا در واقع هدف اصلی‌اش از ساخت این فیلم یعنی «بخشش» است و برای رسیدن به چنین باوری که می توان بخشید و یک انسان و خانواده اش را از زیر بار چنین لحظات کمرشکنی خلاص کرد، راهی ندارد جز دوز بالای تنش در این دم آخر و به همین دلیل تعمداً اضطراب و فشار روانی زیادی را به مخاطب تحمیل می‌کند.

«زنده شور»؛ آخرین شب محکوم به اعدام

فیلم تا میانه روایت، با ریتمی مناسب و ضرباهنگی کوبنده پیش می‌رود، اما در یک‌سوم پایانی، به‌تدریج در دام سانتیمانتالیسم و احساسات‌گرایی افراطی می‌افتد. جدیت سرد و بی‌رحمانه‌ای که بر فضای اجرای حکم حاکم بود، جای خود را به موقعیتی ‌دورهمی میان خانواده‌های مقتول و قاتل می‌دهد. با ورود یک مقام بالادستی و شکل‌گیری تقابل او با مرتضی زند، تنش‌ها بالا می گیرد و جنگ قدرت بین «زند» و «تفقد» داستان را از مسیر دیگری پیش می‌برد.

با این حال، دانشی در دل روایت اعدام این پنج محکوم، روی موضوعات مهمی دست می‌گذارد؛ از خطاهای سیستم قضایی در صدور حکم گرفته تا گره‌خوردن یک قتل ناموسی با مسائل سیاسی و امنیتی. این مؤلفه‌ها در قالب دو داستانک مهم و به‌عنوان نقاط عطف فیلم، با ظرافت وارد روایت شده‌اند و از نکات قابل‌توجه «زنده‌شور» به شمار می‌آیند. حضور روحانی جوان در کنار محکومان نیز از همین منظر اهمیت دارد؛ نه صرفاً به دلیل نقش او در شب اعدام و حضور کنار محکومین، بلکه به واسطه طعنه‌ها و متلک‌های ریز و درشتی که در طول فیلم نثارش می‌شود و او با صبوری از کنارشان می‌گذرد؛ لحظاتی که به گرفتن زهر و تلخی داستان هم کمک بسیاری کرده است.

با وجود این، افت محسوس نیمه پایانی فیلم انکارناپذیر است. فاصله‌گرفتن از واقع‌گرایی اولیه و همچنین زمان طولانی فیلم، به‌ویژه با توجه به فضای پرتنش آن، به انسجام اثر لطمه زده است. در حالی که با حذف و کوتاه‌سازی برخی پلان‌ها، می‌توان به نسخه‌ای جمع‌وجورتر و تأثیرگذارتری دست یافت.

در مجموع، «زنده‌شور» علیرغم اینکه اصل قصاص را در مواردی خاص زیر سوال نمی‌برد، اما تلاشی قابل‌تأمل و جسورانه در جهت طرح مفهوم بخشش و دعوت به تأمل بیشتر است. بازی بهرام افشاری در نقش مرتضی زند از نقاط قوت فیلم محسوب می‌شود؛ مأموری وظیفه‌شناس، سخت‌گیر و بی‌تعارف که گاه شکاف‌هایی در این چهره رسمی پدیدار می‌شود و روح ناآرام و هنوز سازگارنشده با کارش را آشکار می‌کند. افشاری این دوگانگی را به‌خوبی در بازی خود متبلور کرده است. امیر جعفری نیز با وجود حضور کوتاهش، اما موفق می‌شود شخصیتی متفاوت خلق کند و یکی از به‌یادماندنی‌ترین لحظات فیلم را رقم بزند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha