تهران و واشنگتن اگرچه جمعه ۱۷ بهمن، با تمرکز بر پرونده هستهای ایران بار دیگر پشت میز مذاکره نشستند، اما خاطرات تلخ گذشته، رسیدن اسب لنگ دیپلماسی به اهداف مطلوب را با موانع سختی روبهرو کرده است. با این اوصاف مرور نکاتی درخصوص مذاکرات عمان که میتواند در ارائه دورنمای آینده اثرگذار باشد خالی از لطف نیست.
الف. چرا مسقط؟: در شرایطی که ترکیه در تدارک گفتوگویهای اخیر نقش مهمی داشته و حتی تا دقیقه ۹۰ از آنکارا به عنوان میزبان تهران و واشنگتن یاد میشد، چیده شدن میز مذاکره در مسقط از اثرگذاری مثبت و منطقی تهران در این رویه حکایت دارد. اقدام دولت اردوغان در ایجاد روزنه جدید با هدف دور کردن سایه جنگ از منطقه پسندیده و قابل قدردانی بود؛ با این حال برای جمهوری اسلامی میزبانی عمان از این رویداد، به دلایلی ارجحیت داشت. نباید از یاد برد که در دور نخست گفتوگوها پیش از جنگ ۱۲روزه، در حالی که رم از طرف آمریکا به عنوان میزبان در نظر گرفته شده بود، از طرف ایران، مسقط چنین رسالتی داشت. بنابراین برگزاری دوباره مذاکرات در این پایتخت مورد اعتماد بیانگر اثرگذاری تهران در این روند دیپلماتیک و از سوی دیگر تأکیدی بر ادامه مذاکرات گذشته با همان موضوعات روی میز (هستهای) و نه مسائل جدید (موشکی و منطقهای) است.
ب. غنیسازی یک اصل مهم: هنوز جزئیات مذاکرات اخیر منتشر نشده و تحلیلها بر پایه حدس و گمان و گفتههای مقامات طرفین است. ایالات متحده در ابتدا رویکردی جامع و حداکثری شامل توقف غنیسازی، محدودیت موشکی و تغییر رفتار منطقهای ایران را دنبال میکرد، در حالی که ایران عامدانه دامنه مذاکرات را به پرونده هستهای محدود کرد. در شرایطی که طبق گزارش برخی رسانهها، ترامپ در مسقط از خواستههای کهکشانی خود عقب نشسته – مسئلهای که چندان نمیتوان به آن اتکا کرد- موضع ایران بر یک اصل غیر قابل مذاکره استوار است؛ تأکید بر تداوم غنیسازی اورانیوم در داخل کشور. اظهارات عراقچی در هفدهمین نشست مجمعالجزیره قطر درباره اینکه جمهوری اسلامی موضوع «غنیسازی صفر» را نمیپذیرد و صنعت موشکی نیز هیچ وقت قابل مذاکره نیست گواه چنین رویکردی است.
ج. سکوت معنادار رسانههای غربی: با وجود اظهار خوشبینیهای اولیه، ترسیم چشمانداز آینده بسیار دشوار به نظر میرسد. به مواضع فرد دمدمیمزاجی مانند ترامپ نمیتوان دل بست و از توطئههای رژیم صهیونیستی برای ضربه زدن به کشورمان هم نباید غفلت کرد. در ادامه سیاست هویج و چماق کاخ سفید، همزمان با سخن گفتن از مذاکره، جنگ ترکیبی دشمن ادامه دارد. اقدام ترامپ در صدور فرمان اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر کشورهایی که از ایران کالا و خدمات خریداری میکنند، هشدار دوباره آمریکا به شهروندانش برای ترک فوری ایران، ادامه گسیل تجهیزات نظامی به خاورمیانه و در نهایت اظهارات تازه رافائل گروسی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی؛ در پازل همین جنگ ترکیبی ادامهدار قابل تفسیر است. به این پازل پیچیده سکوت معنادار و مرموز رسانههای غربی و حتی عدم صدور بیانیه خاصی توسط هیئت آمریکایی در خصوص مذاکرات را باید افزود. در ۲۴ ساعت پس از مذاکرات تنها وبگاه آکسیوس به اظهارنظر درباره این رویداد پرداخته و دیگر رسانهها در این زمینه موضع جدی نداشتهاند.
د. رودربایستی با مردم را کنار بگذاریم: با توجه به نکات گفته شده، ارائه پیشبینی تحولات آتی بسیار مشکل است. با این حال بیتفاوت به رویکرد دشمن، ما در درون کشور نباید با دامن زدن به ابهامها، در نقشه آنها قرار گیریم. نیتخوانی گفتههای ترامپ و همچنین رژیم صهیونیستی مشکل است و متناسب با آن دستگاههای نظامی و امنیتی آمادگیهای لازم را دارند. اما در حوزه سیاسی شاید لازم باشد روراستتر با مردم رفتار کرده و با توجه به تجربه مذاکرات گذشته ضمن شفافسازی درباره روندهای جاری، از تزریق خوشبینی کاذب خودداری شود. در این مورد میتوان به توییت علیاصغر شفیعیان، مشاور پزشکیان اشاره کرد که با شکوه و شکایت از سانسور و یکطرفه ارائه کردن اخبار مذاکره نوشت: «خبرهای رسانهای ما از مذاکرات روز جمعه به قدری کنترل شده و یکطرفه بود که قضاوت را سخت میکند. در این شرایط حساس تا جای ممکن باید بیرودربایستی و صریح به افکار عمومی اطلاعرسانی کنیم. طرف مقابل، دولت را بدون مردم میخواهد نباید دستی دستی چنین کنیم».
۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۳:۴۵
کد مطلب: ۱۱۲۹۱۱۰
تهران و واشنگتن اگرچه جمعه ۱۷ بهمن، با تمرکز بر پرونده هستهای ایران بار دیگر پشت میز مذاکره نشستند، اما خاطرات تلخ گذشته، رسیدن اسب لنگ دیپلماسی به اهداف مطلوب را با موانع سختی روبهرو کرده است.
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
منبع: روزنامه قدس




نظر شما