سینمای اجتماعی ایران، سالهاست که به عنوان ستون فقرات سینمای جدی کشور شناخته میشود؛ سینمایی که با دغدغههای واقعی مردم سر و کار دارد، از لایههای پنهان جامعه میگوید و برای وجدان عمومی، آینهای بیتعارف میسازد. اما پرسش امروز این است آیا این سینما هنوز در حال پیش روی است یا در چرخهای از تکرار مضمونی و فرمی گرفتار شده که مخاطب را خسته کرده و سینماگر را بیانگیزه؟
در نیمه دوم سال ۱۴۰۳ و ماههای ابتدایی ۱۴۰۴، موجی از فیلمهای اجتماعی بر پرده سینماها ظاهر شدند که عمدتا حول موضوعاتی چون اعتیاد، کودک آزاری، خشونت خانگی، فقر ساختاری و مهاجرت معکوس میچرخیدند. در ظاهر، این موضوعات همچنان مهماند. اما وقتی فرم روایتها، جنس شخصیت پردازی و حتی نوع پایان بندیها با اندکی تفاوت، مشابه آثار دهه قبل است، پرسش از نوآوری و کارکرد اجتماعی این آثار جدیتر میشود.
در این وضعیت فیلم های اجتماعی، حضور «اردوبهشت» ساخته محمد داوودی در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر را باید به فال نیک گرفت. فیلمی با موضوعی واقعی و هولناک که به پرونده غرق شدن ۷ دختر دانش آموز در استخر پارک شهر تهران میپردازد.
«اردوبهشت» به عنوان نخستین تجربه یک کارگردان قابل همراهی است. عمق معنایی دارد. دردهای اجتماعیاش مخاطب را تکان میدهد و اندوهگین میکند و در برهههایی از قصه رعشه به جان او میاندازد. در اردوبهشت با فیلمی روبروییم پر از نگاههایی که مکمل دیالوگهای درخشان فیلماند. جنسی از سینما، که نگاه شخصیت در آن بخشی از پردازش شخصیت است. فضاسازی و ایجاد حس و حالی خاص، در فیلمی که مصیبت و احقاق حق تم اصلی آن است.
محمد داوودی در نخستین تجربه پشت دوربین رفتنش ثابت کرد علاوه بر قلم ماندگارش در فیلمنامه نویسی، استعدادی ناب هم در کارگردانی و بازی گرفتن از چهره ها دارد.
زاویهی قابها، حرکت دوربین، تدوین و ریتم فیلم، از سکون به اضطراب، همگی در خدمت بازنمایی تجربهی انسانی و اجتماعی هستند. نورپردازی، رنگبندی، طراحی صحنه و صدا، انسجامی زیباشناختی ایجاد کردهاند که روایت را تقویت میکند و به مخاطب امکان میدهد میان احساس و واقعیت، در مسیر فیلم حرکت کند.
«اردوبهشت» قصهاش را روان و بدون لکنت تعریف میکند و در همان ده دقیقه اول قلابش را گیر میاندازد. مسأله فیلم پس از بیست دقیقه برای تماشاگر مشخص شده است و میفهمد به دنبال چیست و داستان از چه قرار است. این ویژگی البته جزو بدیهیات یک فیلم سینمایی است، اما آنقدر در سینمای ایران فیلمهایی دیدهایم که در روایت ساده قصه دو خطی خود دچار لکنت هستند که لازم بود به عنوان حُسن فیلم به آن اشاره کنیم.



نظر شما