کودکانی که میان صدای زنگولهها و بوی خاک و علف بزرگ میشوند و زندگی را ورای چهاردیواری شهر، در مسیر کوچ و همنشینی با طبیعت تجربه میکنند. این تصویر برای خیلیها هنوز همان چهره آشنای زندگی عشایری است، اما امروز، در کنار این تصویر سنتی، واقعیت تازهای شکل گرفته است.
ورود فناوری، تغییرات اقلیمی و خشکسالیهای پیدرپی در کنار فشارهای اقتصادی، سبک زندگی عشایری را وارد مرحلهای تازه کردهاند. دامپروری که سالها ستون اصلی معیشت بود، دیگر بهتنهایی پاسخگوی نیازها نیست و عشایر بهتدریج به سمت فعالیتهایی مانند گردشگری، صنایع دستی و گیاهان دارویی حرکت کردهاند؛ مسیری که بیش از آنکه گسست از گذشته باشد، تلاشی برای سازگاری با امروز است.
این گزارش نگاهی به همین مسیر دارد؛ اینکه زندگی عشایری چگونه میان سنت و تغییر در حرکت است، چه چالشها و فرصتهایی پیش روی آن قرار دارد و عشایر چگونه میکوشند در دل این تحولات، هم ریشههای خود را حفظ کنند و هم آیندهای پایدارتر بسازند.
فاصله گرفتن از زیست سنتی
به گفته مدیر ساماندهی و هماهنگی اداره کل امور عشایر خوزستان، تغییرات پیش از هر چیز در شیوه زندگی روزمره عشایر دیده میشود.
آیدا عرب به ما میگوید: اگرچه کوچ، چادر و دام همچنان بخش جداییناپذیر این زیست هستند، اما شکل اجرای آنها نسبت به گذشته دگرگون شده و یکی از ملموسترین نمونهها، شیوه جابهجایی است.
وی با اشاره به این موضوع که در گذشته، کوچ تقریباً بهطور کامل با چهارپایان انجام میشد و مسیر حرکت بخشی از زیست طبیعی عشایر بود، میافزاید: اما امروزه در بسیاری از مناطق، خانوادهها و دامها با خودرو جابهجا میشوند؛ تغییری که سختی مسیر را کمتر و سرعت جابهجایی را بیشتر کرده است. با این حال، کوچ سنتی هنوز بهطور کامل از بین نرفته و همچنان در برخی مناطق جریان دارد.
آیدا عرب توضیح میدهد: این تغییرات فقط به جابهجایی محدود نیست. ساختارهای اجتماعی عشایر نیز در حال بازتعریفاند. ریشسفیدان و بزرگان طایفه همچنان جایگاه خود را حفظ کردهاند، اما نقش و میزان اثرگذاری آنها متناسب با شرایط جدید تغییر کرده است. به گفته وی جامعه عشایری نیز مانند هر جامعه دیگری در حال تطبیق با تحولات زمانه است، بدون آنکه هویت اصلی خود را کنار بگذارد، بنابراین از نظر جمعیتی تصویر متفاوتی دیده نمیشود.
وی با اشاره به این موضوع بیان میکند: جمعیت عشایری استان در سالهای اخیر دچار نوسان غیرطبیعی و یا کاهش چشمگیر نشده و سالهاست بخشی با کوچ دروناستانی و بخشی با کوچ بروناستانی، بیآنکه تغییری غیرعادی در ساختار جمعیتی آنها رخ داده باشد در این جغرافیا زندگی میکنند.
ورود مشاغل مکمل
به گفته عرب، نقطه اصلی تحول در زندگی عشایر را باید در حوزه معیشت جستوجو کرد. وی در خصوص تغییرات معیشتی و حرکت عشایر به سمت مشاغل مکمل میگوید: دامپروری که زمانی ستون اصلی اقتصاد عشایری بود، امروز دیگر بهتنهایی پاسخگوی نیازهای زندگی نیست. خشکسالی، افزایش هزینهها و کاهش صرفه اقتصادی دامداری سبب شده عشایر بهتدریج به سمت فعالیتهای مکمل حرکت کنند. فعالیتهایی که حالا نامهایی آشناتر مانند گردشگری عشایری، صنایع دستی و گیاهان دارویی دارند؛ فعالیتهایی که در کنار دامداری شکل گرفتهاند و بهتدریج جای خود را در زندگی روزمره باز کردهاند.
او همچنین میافزاید: در سالهای اخیر افراد توانمند در حوزه صنایع دستی شناسایی و فعالیتها در قالب خوشههای تولیدی ساماندهی شدهاند. در شهرستانهای خوزستان حدود ۱۵خوشه صنایع دستی شکل گرفته و حدود ۲۰۰ خوشه فعال با سرخوشههای مشخص فعالیت میکنند.
مدیر ساماندهی و هماهنگی اداره کل امور عشایر خوزستان توضیح میدهد: این ساختار، تولیدکنندگان را از مرحله تولید تا عرضه همراهی میکند و در کنار آن، تفاهمنامههایی با اداره میراث فرهنگی و شرکتهای پشتیبان منعقد و فروشگاههای ثابت عشایری در برخی شهرستانها راهاندازی شده است، البته ایجاد بازارچههای خوداشتغالی بهویژه برای زنان سرپرست خانوار، همچنان یکی از نیازهای جدی این حوزه به شمار میرود.
وی با اشاره به اینکه در حوزه گیاهان دارویی نیز فعالیتهایی شکل گرفته که بهتدریج جای خود را در معیشت عشایر باز کردهاند، ادامه میدهد: خوشههای تخصصی در این بخش فعال شده و دورههای آموزشی گوناگونی برای عشایر برگزار شده است، از همین رو متقاضیان این حوزه شناسایی شدهاند. حضور در نمایشگاههای مرتبط بخشی از روندی است که به معرفی محصولات و ایجاد ارتباط با بازار کمک میکند.
عرب میگوید: گیاهان دارویی بهدلیل سازگاری بیشتر با شرایط اقلیمی و نیاز به سرمایه کمتر، برای بسیاری از خانوادههای عشایری به یک فعالیت مکمل قابل اتکا تبدیل شدهاند.
مدیر ساماندهی و هماهنگی اداره کل امور عشایر خوزستان یادآور میشود: در کنار این فعالیتها اما گردشگری عشایری رنگ و لعاب بیشتری گرفته است. به گفته آیدا عرب جامعه عشایری در سالهای اخیر حضور فعالتری در حوزه طبیعتگردی و بومگردی داشته است، از این رو اقامتگاههایی که گاه در قالب سازههای ثابت و گاه بهصورت اتراقگاههای چادری شکل گرفتهاند، میزبان مسافرانی هستند که میخواهند تجربهای نزدیکتر به زندگی عشایری داشته باشند.
وی بیان میکند: مالکان این اقامتگاهها با همکاری آژانسهای گردشگری، مسافران را به مناطق مختلف هدایت میکنند و در کنار معرفی فرهنگ عشایری، امکان فروش مستقیم محصولات محلی را نیز فراهم میآورند.
شکلگیری نیازهای جدید در میان کوچنشینان
طبیعتاً با ظهور این تغییرات، نیازهای جامعه عشایری نیز گستردهتر شده است. آیدا عرب در این خصوص توضیح میدهد: در گذشته آموزشها بیشتر به دامپروری محدود میشد، اما امروز موضوعاتی مانند گردشگری، صنایع دستی، گیاهان دارویی و حتی بازاریابی به فهرست نیازهای آموزشی عشایر اضافه شده است و این تغییر را میتوان در شیوه فروش محصولات هم دید؛ جایی که بازارهای محلی تنها گزینه نیستند و فروشگاههای مجازی و پلتفرمهای برخط به بخشی از مسیر عرضه تبدیل شدهاند.
وی ادامه میدهد: در کنار همه این تحولات، اما برخی چالشهای جدی مانند وضعیت خدمات بهداشتی عشایر همچنان نیازمند توجه و برنامهریزی بیشتری است؛ مسئلهای که در کنار تغییرات معیشتی و سبک زندگی، اهمیت آن بیش از گذشته احساس میشود.
عرب از تجربههای میدانی خود و از گفتوگو با نوجوانانی که در کنار تحصیل، در کار دام و زندگی خانوادگی نقش دارند میگوید و می افزاید: علاقه به زندگی عشایری در میان متولدان دهه ۸۰ به بعد از بین نرفته، هر چند شکل آن در حال تغییر است، اما نسل جدید در کنار کوچ و دامداری، به تحصیل، یادگیری مهارتهای تازه و برنامهریزی برای آینده نیز فکر میکند.
عرب به ما یادآور میشود: با وجود تغییرات به وجود آمده و ورود فناوری اما پیوند نسل جدید با زندگی عشایری همچنان ادامهدار است.
زندگی عشایری در نقطه تغییر
در بخش پایانی این گزارش با البرز نجفی یکی از عشایر ساکن روستای پل پرزین در شهرستان «گتوند» که در حوزه بومگردی فعالیت میکند به گفتوگو نشستیم. وی که سالها زندگیاش با دامداری و کوچ گره خورده، اما امروز مسیر معیشت خانوادهاش شکل تازهای پیدا کرده است.
نجفی میگوید: از آنجا که دامداری دیگر مثل گذشته جواب نمیدهد، هزینهها بالا رفته و درآمدش بهتنهایی برای چرخاندن یک زندگی کافی نیست، بنابراین بومگردی برای ما در ابتدا یک راه بقا بود؛ اما حالا تقریباً تمام اقتصاد خانواده از همین مسیر تأمین میشود و دامداری بیشتر به شکل یک فعالیت جانبی ادامه دارد. وی با اشاره به دشواریهای زندگی عشایری ادامه میدهد: به نظر من امروز سختترین نوع زندگی مربوط به جامعه عشایری است. ما در گذشته امکانات زیادی نداشتیم و حالا هم تغییر چشمگیری احساس نمیکنیم. دامپروری که زمانی ستون اصلی معیشت ما بود، امروز با هزینهها و مشکلاتی مثل افزایش قیمت نهادههای دامی روبهرو شده و کسی هم به فکر راه حلی برای رفع این مشکلات نیست. با این حال، نجفی تأکید میکند این تغییر مسیر به معنای فاصله گرفتن از زیست عشایری نبوده و توضیح میدهد که چگونه تلاش کرده تا اقتصاد خانوادهاش را با گردشگری گره بزند و سبک زندگی عشایری را به یک فرصت تبدیل کند.
وی در این باره به ما میگوید: سعی کردهایم همان شیوه زندگی، طبیعت و فرهنگ عشایری را وارد فضای بومگردی کنیم. مسافران وقتی به اینجا میآیند، با زندگی واقعی عشایر آشنا میشوند و ما هم در کنار کسب درآمد، هویت خودمان را حفظ میکنیم. وی در پایان به مسئله مهاجرت جوانان اشاره میکند و کمبود امکانات را یکی از دلایل اصلی ترک مناطق عشایری میداند و اظهار می کند: بسیاری از جوانان پس از ازدواج راهی شهرها میشوند و همین موضوع موجب کاهش محسوس جمعیت در روستاهای عشایری شده است.
وی توضیح میدهد: در بسیاری از مناطق، جمعیت جوان به نصف یا حتی کمتر رسیده و بیشتر کسانی که ماندهاند افراد مسن هستند؛ کسانی که یا امکان جابهجایی ندارند یا به دلیل نبود حمایت ناچار به ماندن شدهاند.
از زیست زنده تا خاطره دور
کوچ در عصر فناوری مسیری میان سنت و مدرنیته را طی میکند؛ مسیری که اگرچه خود عشایر تلاش میکنند در آن هویت، فرهنگ و شیوه زیست خود را حفظ کنند، اما مشکلات و چالشهایی که به آنها اشاره شد، این مسیر را با ابهام مواجه کرده است. نبود حمایتهای کافی، فشارهای اقتصادی و تغییرات اقلیمی میتواند در صورت بیتوجهی، به تغییراتی عمیق و گاه جبرانناپذیر منجر شود؛ تغییراتی که ممکن است آنچه امروز از زندگی عشایری میشناسیم را بهکلی دگرگون کرده و کوچ را از یک زیست زنده، به خاطرهای دور تبدیل کند.




نظر شما