رشد سریع گردشگری بدون توجه به پایداری محیطی میتواند به افزایش آلودگی و تخریب منابع طبیعی منجر شود. با توجه به این شرایط، توسعه گردشگری سبز و سرمایهگذاری پایدار بیش از هر زمان دیگری ضروری است. گردشگری سبز به معنای ایجاد تأسیسات اقامتی و خدمات گردشگری است که کمترین اثر زیست محیطی را داشته باشد و مصرف انرژی، تولید گازهای گلخانهای و پسماند را به حداقل برساند. بنا بر گفته کارشناسان، گردشگری سبز به حمایت از جوامع محلی و فرهنگهای بومی کمک میکند.
این مهم را باب گفتوگو با امیر اصلانزاده؛ دانشآموخته دکترای مدیریت حرفهای هتلداری و گردشگری، مدرس دانشگاه و فعال صنعت هتلداری و گردشگری در سطح بینالمللی قرار دادیم تا اهمیت گردشگری سبز و چالشهای تحقق این مهم در استانهای مختلف را از زبان ایشان بشنویم.
گردشگری سبز چیست و چه اهمیتی برای محیط زیست دارد؟
گردشگری سبز به رویکردی از توسعه گردشگری گفته میشود که در آن، حفاظت از محیط زیست، استفاده مسئولانه از منابع طبیعی، احترام به فرهنگ و جوامع محلی و کاهش اثرات منفی فعالیتهای گردشگری در اولویت قرار دارد. در این نوع گردشگری، هدف فقط جذب گردشگر یا افزایش درآمد نیست، بلکه ایجاد توازن میان توسعه اقتصادی، پایداری زیست محیطی و عدالت اجتماعی مدنظر است.
اهمیت گردشگری سبز برای محیط زیست آنجاست که صنعت گردشگری در صورت مدیریت نادرست میتواند یکی از عوامل اصلی تخریب منابع طبیعی، افزایش پسماند، مصرف بیرویه انرژی و آب و فشار بر اکوسیستمهای حساس باشد. گردشگری سبز با ترویج الگوهایی مانند اقامتگاههای سازگار با محیط زیست، مدیریت هوشمند پسماند، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر و آموزش گردشگران، این آسیبها را به حداقل میرساند.
از منظر عملیاتی، گردشگری سبز به ما کمک میکند جاذبههای طبیعی را نه بهعنوان منابع مصرفی، بلکه بهعنوان سرمایههای بیننسلی ببینیم، به همین دلیل گردشگری سبز نه یک انتخاب لوکس، بلکه یک ضرورت راهبردی برای آینده محیط زیست و صنعت گردشگری کشور است.
گردشگری سبز از چه سالی در ایران آغاز شده است؟
مفهوم گردشگری سبز بهصورت رسمی و ساختارمند، همزمان با طرح مباحث توسعه پایدار در اسناد ملی، از اواخر دهه ۱۳۷۰ و اوایل دهه ۱۳۸۰ وارد ادبیات مدیریتی و دانشگاهی کشور شد.
در گام نخست، اقدامهای انجام شده بیشتر نظری، پژوهشی و سیاستمحور بود؛ از جمله برگزاری همایشها، تدوین مقالات علمی، طرح مباحث اکوتوریسم در دانشگاهها و ورود مفاهیمی مانند حفاظت از منابع طبیعی، مشارکت جوامع محلی و ظرفیت برد محیطی به ادبیات گردشگری کشور. در این مرحله، فاصله محسوسی میان «گفتمان» و «عمل» وجود داشت، اما میتوان گفت گردشگری سبز از اواخر دهه ۱۳۸۰ و بهویژه دهه ۱۳۹۰ بهتدریج وارد مرحله اجرایی محدود و پراکنده شد. نمونههایی مانند توسعه اقامتگاههای بومگردی، توجه به معماری بومی، تلاش برای کاهش مصرف انرژی و آب در برخی تأسیسات گردشگری و مشارکت جوامع محلی در مدیریت مقاصد طبیعی، از مصادیق این مرحله هستند.
تا چه میزان به رعایت استانداردهای محیط زیستی در هتلهای کشور توجه شده است؟
در سالهای اخیر توجه جدیتری به استانداردسازی هتلها شده است. یکی از این اقدامهای مهم، تدوین استاندارد تعیین معیار مصرف و برچسب انرژی ساختمان هتلهاست که توسط کمیته ملی طبیعتگردی و گردشگری سبز وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، با مساعدت و همراهی کمیته گردشگری و هتلداری سبز، ذیل انجمن مدیریت سبز ایران شروع شده و هدفش کاهش مصرف انرژی، بهینهسازی عملکرد محیط زیستی و کمک به منابع طبیعی است. این پروژه در فاز مطالعاتی انجام شده و قرار است در ۱۰۰هتل با اقلیمهای مختلف کشور اجرا شود.
علاوه بر این، برنامه برچسب سبز هتلها نیز بهصورت ملی برگزار شده است که معیارهایی مانند مصرف بهینه آب و انرژی، مدیریت پسماند و ارتباط با جامعه محلی را ارزیابی میکند و به هتلهای پایبند به استانداردهای محیط زیستی جایزه میدهد. تاکنون استانداردسازی به شکل استانداردهای انرژی و برچسب مصرف هتل سبز در ایران شروع شده و قابل اجراست، اما هنوز یک الزام قانونی سراسری برای همه هتلها (به خصوص قدیمیترها) به شکل کامل اجرایی نشده است. در حال حاضر این اقدامها بیشتر تشویقی و پروژهای بوده و در حال گسترشاند.
در همین راستا در مرحله نخست این طرح تشویقی و جایزهمحور، چند هتل در شهرهای نوشهر و بابلسر از استان مازندران بهعنوان نمونههای موفق انتخاب شدهاند. حدود ۵۵ هتل از ۱۵ استان مختلف و حتی از منطقه آزاد کیش برای کسب برچسب سبز ملی ارزیابی شدهاند، یعنی این برنامه در سطح کشور در حال اجراست، هر چند هنوز همه هتلهای قدیمی در آن مشارکت نکردهاند. در حال حاضر برنامههای استانداردسازی و گردشگری سبز بهصورت پروژههای انتخابی و تشویقی اجرا شدهاند که نمونههایی از موفقیت آنها در مازندران، کیش و دیگر استانها (حدود ۱۵ استان) دیده میشود؛ اما هنوز پوشش کامل سراسری برای تمامی هتلهای با عمر بیش از ۵۰سال بهصورت اجباری نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورهای در حال توسعه نیز وجود ندارد.
برای توسعه فرهنگ گردشگری سبز چه اقدامهایی انجام شده و متولی آن کیست؟
برای توسعه فرهنگ گردشگری سبز در ایران، اقدامها به صورت پراکنده، ناپیوسته و اغلب پروژهمحور انجام شده که از جمله این اقدامها میتوان به برگزاری همایشها و نشستهای تخصصی، تولید محتوای آموزشی محدود و اجرای طرحهای آموزشی مقطعی در مقاصد طبیعی اشاره کرد. در سالهای اخیر، بخشی از فرهنگسازی بهصورت غیررسمی و از پایین به بالا توسط فعالان بخش خصوصی، انجمنهای مردمنهاد، راهنمایان گردشگری و برخی بهرهبرداران از طریق آموزش گردشگران و ترویج رفتارهای مسئولانه انجام شده است، اما دامنه اثر این تلاشها به دلیل محدودیت - نبود دستورالعملهای الزامآور و منابع مالی برای ایجاد یا اصلاح- نتوانسته به یک جریان فراگیر تبدیل شود.
از نظر نهادی، متولی مستقیم و اصلی گردشگری سبز وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی است؛ اما واقعیت این است که فرهنگسازی در این حوزه ذاتاً فرابخشی است و بدون همکاری مؤثر نهادهایی مانند سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت آموزش و پرورش، رسانههای عمومی، شهرداریها و نهادهای محلی به نتیجه نخواهد رسید. در حال حاضر، یکی از چالشهای اصلی، ابهام در تقسیم نقشها و مسئولیتها و نبود یک مرجع هماهنگکننده واحد است.
تجربه نشان داده فرهنگ گردشگری سبز نه با دستورکارهای اداری، بلکه با آموزش مستمر، حضور فعال رسانهها، مشارکت جوامع محلی و الگوهای موفق عملی شکل میگیرد. تا زمانی که گردشگران، کارکنان تأسیسات گردشگری، بهرهبرداران و مدیران محلی به این باور مشترک نرسند که حفاظت از محیط زیست به نفع همه است، نمیتوان انتظار داشت گردشگری سبز به یک رفتار عمومی تبدیل شود.
تا چه میزان کارکنان اماکن اقامتی و گردشگری در این راستا آموزش دیدهاند؟
در ارزیابی میزان موفقیت ما در آموزش نیروهای انسانی تأسیسات گردشگری و گردشگران در حوزه گردشگری سبز، باید صادقانه گفت اقدامهای انجام شده هنوز با سطح مطلوب و مورد انتظار فاصله دارد. هر چند در سالهای اخیر، تلاشهایی در قالب دورههای آموزشی کوتاهمدت، کارگاههای تخصصی، دستورالعملهای محدود و آموزشهای ضمن خدمت انجام شده، اما این آموزشها فراگیر، مستمر و نظاممند نبودهاند.
در بخش نیروی انسانی اماکن اقامتی، بیشترین آموزشها معطوف به موضوعاتی مانند کاهش مصرف انرژی و آب، مدیریت پسماند، استفاده محدود از مواد شیمیایی و رعایت اصول بهداشت محیط بوده است.
اقدامها در حوزه آموزش گردشگران نیز بیشتر جنبه اطلاعرسانی و توصیهای داشته است و این رویکرد در برخی مقاصد طبیعی منجر به کاهش تخریب آشکار، افزایش حساسیت گردشگران نسبت به محیط و همکاری نسبی در حفظ پاکیزگی مناطق شده، اما به دلیل نبود برنامه آموزشی منسجم، اثر آن پایدار و عمیق نبوده است.
از نظر جغرافیایی میتوان گفت استانهایی مانند یزد، کرمان، اصفهان، خراسان رضوی، مازندران و فارس بهصورت نسبی پیشروتر بودهاند؛ بهویژه در حوزه اقامتگاههای بومگردی و برخی هتلهای شاخص. در این استانها، ترکیب آموزش نیروی انسانی، مشارکت جوامع محلی و تجربه عملی، نتایج ملموستری نسبت به سایر مناطق داشته است.
برای اجرای گردشگری سبز کدام استانها پای کار هستند؟
در حال حاضر، اجرای گردشگری سبز در ایران بهصورت یکپارچه و سراسری در هیچ استانی محقق نشده است، اما میتوان گفت برخی استانها به دلایل طبیعی، مدیریتی یا حضور فعال بخش خصوصی، پیشروتر و جدیتر از سایر مناطق وارد این مسیر شدهاند.
از جمله استانهای شاخص میتوان به یزد و کرمان اشاره کرد که بهویژه در حوزه اقامتگاههای بومگردی، معماری سازگار با اقلیم، مدیریت مصرف آب و مشارکت جوامع محلی تجربههای قابل قبولی دارند. محدودیت منابع طبیعی در این استانها، خود به عاملی برای حساسیت بیشتر نسبت به پایداری تبدیل شده است.
اصفهان و فارس نیز در برخی مقاصد فرهنگی - طبیعی، تلاشهایی در راستای تلفیق گردشگری فرهنگی با رویکردهای محیط زیستی داشتهاند؛ هر چند این اقدامها هنوز پراکنده است، اما نشاندهنده شکلگیری یک درک مدیریتی در بخشی از بدنه گردشگری این استانهاست.
در مازندران و گیلان با وجود فشار بالای گردشگری انبوه، نمونههایی از گردشگری سبز در قالب بومگردیهای استاندارد، تورهای طبیعتگردی مسئولانه و برخی پروژههای کوچکمقیاس مشاهده میشود. چالش اصلی در این استانها، تبدیل تجربههای موفق محدود به سیاستهای فراگیر است.
استانهایی مانند خراسان رضوی، سیستان و بلوچستان و هرمزگان نیز ظرفیت بالایی برای توسعه گردشگری سبز دارند و در برخی نقاط، اقدامهای امیدوارکنندهای آغاز شده است بهویژه در حوزه گردشگری جامعهمحور، کویری و دریایی. با این حال، این ظرفیتها هنوز به طور کامل بالفعل نشدهاند.
در مجموع میتوان گفت گردشگری سبز در ایران بیشتر بهصورت جزیرهای و وابسته به افراد، پروژهها یا مناطق خاص در حال اجراست، نه بهعنوان یک سیاست الزامآور استانی یا ملی. عبور از این وضعیت، نیازمند اراده مدیریتی، چارچوبهای قانونی مشخص و حمایت هدفمند از سرمایهگذاریهای پایدار در استانهاست.
اگر گردشگری سبز بهعنوان یک الزام حرفهای و فرهنگی پذیرفته شود، میتواند هم موجب توسعه اقتصادی صنعت گردشگری و هم حفاظت از محیط زیست کشور شود. اما تا زمانی که نگاه مدیریت توسعهای و زیست محیطی توأمان نباشد، هزینههای اکولوژیکی توسعه گردشگری بالا خواهد بود و سرمایههای طبیعی کشور در معرض تهدید قرار میگیرند.
چه الزاماتی در این ارتباط باید در دستور کار قرار گیرد؟
گردشگری سبز دیگر یک مفهوم انتخابی یا لوکس نیست؛ بلکه یک ضرورت راهبردی برای حفظ محیط زیست، توسعه پایدار صنعت گردشگری و تضمین رفاه نسلهای آینده است.
در این باره باید نهادینهسازی و سیاستگذاری فراگیر، مدیریت ظرفیت و حفاظت از مقاصد، آموزش مستمر نیروی انسانی و گردشگران، مشارکت جوامع محلی، نظارت و پایش مستمر، استفاده از فناوری و نوآوری و فرهنگسازی به صورت منظم و در برنامهای بلندمدت در دستور کار قرار گیرد.




نظر شما