سرعت تحولات منطقه و جهان و شرایط پیچیده منازعه میان تهران و واشنگتن به حدی است که حتی خبرهترین تحلیلگران را در ارزیابی مسئله به سرگشتگی کشانده است. همه میپرسند آینده چه میشود؟ باید منتظر جنگ بود یا بازگشت طرفین به میز مذاکره؟ پرسشهایی که یافتن پاسخ برای آنها کمی سخت است.
اغتشاشات داخلی ایران با آمارسازیهای عجیب و غریب به ویژه از سوی رسانههای صهیونیست با نیت برجستهسازی این مسئله و قانع کردن ایالات متحده به مداخله در این باره همراه بود. در ادامه وعده کمک دونالد ترامپ به آشوبگران، با وجود سخن گفتن رئیسجمهور از مذاکره، وی را در موقعیتی قرار داده که به نظر ناچار به واکنش مقابل تهران است. از بازیگری منفی رژیم صهیونیستی و اتحادیه اروپا هم نمیتوان غافل بود. همزمان که بنیامین نتانیاهو به شدت به دنبال بهرهبرداری از موقعیت پیش آمده برای جنگ و ضربه زدن به جمهوری اسلامی است، اقدام بروکسل در قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریستی گامی در راستای شعلهور کردن آتش تلقی میشود. اکنون ترسیم چشمانداز آینده سخت و مبهم است. با این حال تلاش داشتهایم در گفتوگو با دکتر یوسف عزیزی، تحلیلگر مسائل بینالملل و دکترای سیاستگذاری عمومی از دانشگاه ویرجینیاتک آمریکا؛ مسائل مربوط به تحولات اخیر را به بحث بگذاریم که در ادامه میخوانید.

تلاش دشمن برای بهرهبرداری از اغتشاشات چگونه قابل روایت و تفسیر است؟
در مورد مسائل اخیر نباید سیاه و سفید و صفر و صدی دید. در بخشی از قضایا خودمان مقصر هستیم؛ افزایش لحظهای قیمت ارز موجب کاهش قدرت خرید و بالا رفتن یکباره قیمت مواد غذایی شد و همزمان اعلام دولت مبنی بر افزایش تنها ۲۰ درصدی حقوق، در حالی که پزشکیان در زمان انتخابات قول افزایش حقوق متناسب با تورم را داده بود حاشیهساز شد و همه اینها موجب شد بسیاری از تحلیلگران درباره احتمال سوءاستفاده دشمن از مسئله اقتصاد هشدارهای صریحی بدهند که به آنها توجهی نشد. متأسفانه زمینه برای شکلگیری اعتراضات بود، با این حال مسئله نفوذ را نمیتوان نادیده گرفت. واقعیت این است که پس از جنگ ۱۲روزه میبایست روزنههای نفوذ بسته میشد اما این اتفاق نیفتاد و اعتراض بازاریان این فرصت را به نیروهای تروریستی، نفوذی، جداییطلب و منافقین داد که با موجسواری روی آن اتفاقات اخیر را رقم زده، شلوغکاری و کشتهسازی کنند و مدعی شوند مردم با آنها هستند.
نقش طرف مقابل به ویژه رژیم صهیونیستی در شعلهور کردن ناآرامیها چقدر برجسته است؟
مقامات کشورمان به صراحت به پروژه کشتهسازی مدیریت شده از سوی بیگانگان اشاره کردهاند. حتی مقامات غربی هم به این مسئله صحه میگذارند، به طور نمونه مایک پمپئو، وزیر امور خارجه دولت نخست ترامپ صریحاً اذعان کرد عناصر موساد کف خیابان بوده و اغتشاشات را دامن میزدند. در اتفاقات اخیر خیلی از نیروهای مردمی و نیروهای حافظ امنیت به صورت فجیعی کشته شدند. خاطرات تلخ دهه ۶۰ زنده شد، سوزاندن، آتش زدن و... مشخص بود که نیروها آموزش دیده هستند و این جنایتها با این هدف بود که در دل طرف مقابل ترس بیندازد.
مسئله جالب هماهنگی سلطنتطلبان با پروژههای خارجی است به طوری که در هنگامه اغتشاشات مدعی بودند مخالف مداخله خارجی هستند اما حالا که خیابان آرام شده با بازی در زمین تلآویو ترامپ را به ماجراجویی ترغیب میکنند.
با توجه به تروریستی اعلام شدن سپاه از سوی اتحادیه اروپا، نوع بازیگری قاره سبز در موضوع ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
پیشتر اتحادیه با فعالسازی مکانیسم ماشه به دستور واشنگتن عملاً همه کارتهای بازی خود در پرونده هستهای و درباره ایران را سوزانده است. البته پیش از هر چیز باید گفت اینکه اتحادیه اروپا با کنار گذاشتن ملاحظات قبلی علیه سپاه اقدام کرده بیانگر آن است که برخی نمایندگان پارلمان اروپا خود را به منافقین، مجاهدین و اپوزیسیون فروخته و متأثر از فشار لابی اسرائیل تصمیم گرفته و اقدام کردهاند. در ارتباط با اقدام اخیر هم من آن را بیشتر از یک اقدام نمایشی با هدف ایجاد جنگ روانی علیه ایران نمیدانم. جمهوری اسلامی هم اکنون مناسبات اقتصادی و حتی سیاسی چندانی با اروپا ندارد، از این رو اتحادیه اهرمهای فشاری مقابل جمهوری اسلامی ندارد. این قانون هم فقط مردم ایران را هدف گرفته یعنی ممکن است افرادی که در سپاه خدمت کردهاند برای سفر به این کشورها دچار مشکل شوند. تروریستی شناختن سپاه پاسداران هم بدون تردید با واکنش تهران مواجه میشود، همان گونه که علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی هم گفته است تهران در مقابل، ارتشهای اروپایی را تروریستی اعلام خواهد کرد.
همزمان با تهدیدهای نظامی، دشمن تلاش دارد این گونه القا کند که ایران از نظر اقتصادی در وضعیت شکنندهای قرار دارد، نظر شما در این باره چیست؟
برخلاف این ادعا، حتی آمارهای ارائه شده از سوی برخی از مراکز مستقل و معتبر غربی نشان میدهد از آغاز به کار دولت مرحوم رئیسی وضعیت اقتصادی کلی دولت ایران رو به بهبود بوده است. این روند از اواخر دولت روحانی کلید خورد زمانی که فهمیدیم وعدههای طرف غربی سرابی بیش نبوده، بنابراین دور زدن تحریمها را در دستور کار قرار دادیم و موفق هم بودیم. در این مدت صادرات نفتی و غیرنفتی ما رشد داشته، روابط با چین و روسیه قویتر شده و جمهوری اسلامی به عضویت سازمانهایی مانند شانگهای و بریکس درآمده و همه این مسائل مهم و خلاف تبلیغات دشمن است و اینکه تهران موفق شده تحریمها را بیاثر کند.
البته ما اکنون در دو مسئله مشکل داریم که نخست استقبال پتروشیمیها، فولادیها و هلدینگهای بزرگ از بالا رفتن نرخ ارز است که سود بالایی برای آنها دارد و دیگری این است که ارز صادرات غیرنفتی ما پولش به دست دولت نمیآید. دولت در بحث مدیریت اقتصادی ضعیف است، به طور نمونه دولت به بهانه حذف ارز ترجیحی، دلار را یکباره دو برابر کرد و در مقابل تنها به پرداخت یارانهای محدود بسنده کرد که چنین اقداماتی فشار مضاعفی بر مردم وارد میکند. سوءمدیریت اقتصادی پاشنه آشیل جمهوری اسلامی بوده که بر سیاست خارجی و منطقهای هم اثرگذار است.
خبرنگار: محمدحسین واحدی



نظر شما