تحولات منطقه

امین غلام‌نژاد/ گاهی در فوتبال، سرنوشت شبیه قطاری است که نه در ایستگاه‌های شلوغ که در سکوهای خلوت توقف می‌کند. نام‌ها آرام می‌آیند، بی‌هیاهو سوار می‌شوند و ناگهان خود را در مقصدی می‌یابند که کمتر کسی برایشان بلیت بریده بود.

محمودی؛ پسرِ آکادمی و بلیتِ یک سفر بزرگ / مسافر کوچولو
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

داستان امیرحسین محمودی، بیش از آنکه روایت یک نیم‌فصل درخشان باشد، شبیه عبور خاموش یک قایق از میان مه است؛ قایقی که کسی صدای پارو زدنش را نمی‌شنود تا وقتی که ناگهان در ساحل پیروزی پهلو می‌گیرد.او از سال‌ها پیش در راهروهای آکادمی پرسپولیس قدم می‌زد؛ راهروهایی که دیوارهایشان پر از عکس‌هایی است که بعضی قاب شده‌اند و بعضی هرگز به قاب نرسیده‌اند. حضورش در لیست اصلی تیم، برای خیلی‌ها فقط یک اسم بود در میان اسامی بزرگ‌تر. تا آن روز مقابل فولاد، وقتی امید عالیشاه زودتر از انتظار زمین را ترک کرد و اوسمار ویرا تصمیم گرفت به جای تجربه، به جسارت میدان بدهد.

آن لحظه، بیشتر شبیه پرتاب شدن یک جوان به دل دریا بود؛ در حالی که تماشاگران انتظار داشتند ناخدایی باتجربه سکان را بگیرد.اما بعضی موج‌ها منتظر معرفی رسمی نمی‌مانند. در جدال با چادرملو، وقتی گره بازی کور شده بود، محمودی همان ضربه‌ای را زد که بیشتر از یک گل ارزش داشت؛ ضربه‌ای زمینی، دقیق و بی‌ادعا، مثل امضایی آرام زیر سند یک پیروزی حیاتی. آن توپ، فقط از خط دروازه عبور نکرد؛ از خط تردیدها هم گذشت. در هفته‌هایی که پرسپولیس با تلاطم دست‌وپنجه نرم می‌کرد، او یکی از معدود صداهای منظم در ارکستر ناهماهنگ تیم بود؛ نمره‌های بالای هفت، نه به عنوان آمار، که به مثابه نشانه‌ای از ثبات در دل بی‌ثباتی.

اکنون نامش در فهرست ابتدایی تیم ملی دیده می‌شود؛ سفری به دوبی برای ویزا، شبیه اولین مُهر رسمی بر گذرنامه یک رؤیاست. فوتبال ایران پیش‌تر هم چنین داستانی را دیده؛ زمانی که مهرزاد معدنچی، پس از نیم‌فصلی درخشان با پرسپولیس آری‌هان، ناگهان خود را در ترکیب ثابت تیم ملی برانکو در جام جهانی ۲۰۰۶ یافت. آن مسیر کوتاه اما فشرده، نشان داد که گاهی یک نیم‌فصل می‌تواند سرنوشت یک جام جهانی را تغییر دهد.

محمودی امروز در ابتدای همان پیچ تاریخی ایستاده است. هنوز هیچ‌چیز قطعی نیست؛ جام جهانی مقصدی است که بسیاری تا نزدیکی‌اش می‌دوند و از دستش می‌دهند. اما اگر فوتبال را به رؤیا تشبیه کنیم، رؤیایی که با جسارت نوشته می‌شود نه با سابقه، آن‌گاه می‌توان گفت او نخستین جمله را درست و به‌موقع نوشته است. ادامه داستان، به این بستگی دارد که در فصل‌های بعدی، همچنان با همان آرامش، امضای خودش را زیر لحظه‌های بزرگ بگذارد.

برچسب‌ها

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha