این بار، قهرمان ما نه مرالها یا پلنگهای کمپیدا؛ بلکه گرازها هستند؛ ساکنان هوشمند و محتاطی که با گامهای سنگین و پوزههای کنجکاو، بخشی از نبض زندگی در این زیستگاه دیرینه را میسازند.
با افزایش حضور گردشگران و مسافران در دل جنگل، مرز میان «طبیعت» و «آدمیزاد» باریکتر شده و گرازها که روزگاری چهرهای رازآلود داشتند، اکنون برای لقمهای نان به کنار جاده آمده و با مسافران و رهگذران همسفره میشوند. شاید وقت آن رسیده که نگاهمان به گراز، از حیوانی خطرناک و وحشی، به همسایهای در اکوسیستم تغییر کند.
پایداری طبیعت بر تعادلی استوار است که از کنشهای پیوسته گونهها شکل میگیرد؛ کنشهایی که حتی در سادهترین شکل خود نیز در ثبات اکوسیستم اثرگذارند. به طور مثال روی همین زمینی که ما بیتفاوت از کنارش عبور میکنیم، گرازها مشغول کار خودشان هستند و با پوزه خاک را میشکافند، دنبال پیاز گیاهان و لارو حشرات میگردند و در همین رفت و آمد، زمین را زیر و رو میکنند. بذرهایی را که روی سطح ماندهاند به دل خاک میفرستند و لایههای فشرده را میشکنند تا خاک نفس بکشد. کاری پراکنده و طبیعی که شاید هیچ ماشین کشاورزی نتواند با این دقت در دل جنگل انجام دهد!
اما همین موجود سختکوش کف جنگل، وقتی سر از حاشیه مزرعه درمیآورد، ناگهان تصویرش از گونهای با نقش مهم در اکوسیستم به عاملی برای خرابی و خسارت تبدیل میشود. همین فاصله میان «نقش زیستی» در جنگل و «هزینه اقتصادی» در مزرعه، نقطه شروع گفتوگوی ما با محمود شکیبا، رئیس اداره نظارت بر حیاتوحش استان گلستان است.
فرایند طبیعی بازسازی جنگل
محمود شکیبا در ابتدا پیش از اینکه وارد موضوع اصلی بحث ما شود، یادآوری میکند که درباره گونههای حیاتوحش نمیتوان صرفاً با معیار «فایده و ضرر» انسانی قضاوت کرد. به گفته او، انسان از همه ابعاد زیستی و کارکردی موجودات آگاه نیست و نگاه تکبُعدی میتواند گمراهکننده باشد. با این حال، درباره برخی گونهها از جمله گرازها دلایل آنقدر روشن و قابل مشاهدهاند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
رئیس اداره نظارت بر حیاتوحش استان گلستان میگوید: «اگر با دقت نگاه کنیم، میبینیم در کف جنگل بخشهایی از خاک پیوسته زیر و رو میشوند. وضعیتی که در نگاه نخست ممکن است شبیه شخم زدن زمین به نظر برسد. این کار گرازهاست. آنها برای یافتن پیاز گیاهان و لارو حشراتی که در خاک و پای درختان زندگی میکنند، زمین را میکَنند. همین رفتار تغذیهای ساده، در عمل به تهویه خاک کمک میکند و امکان تبادل بهتر هوا میان لایههای سطحی و زیرین را فراهم میآورد. افزون بر آن، بذرهایی که روی سطح خاک افتادهاند، در جریان این کندوکاو به زیر خاک میروند و شانس بیشتری برای جوانه زدن پیدا میکنند». به تعبیر او، گرازها ناخواسته بخشی از فرآیند طبیعی بازسازی جنگل را پیش میبرند. البته شکیبا نقش گراز را تنها به این کارکرد محدود نمیداند.
او در ادامه به جایگاه این گونه در زنجیره غذایی اشاره میکند و میافزاید: «به دلیل زادآوری نسبتاً بالا، گرازها یکی از منابع مهم غذایی برای گوشتخواران بزرگ جنگل به شمار میروند. پلنگ، گرگ و خرس از جمله گونههایی هستند که از گراز تغذیه میکنند. وقتی جمعیت گراز در تعادل باشد، این گوشتخواران نیز غذای کافی در زیستگاه طبیعی خود دارند و کمتر به سمت دامهای اهلی سوق داده میشوند».
عدم صدور مجوز شکار
رئیس اداره نظارت بر حیاتوحش استان گلستان در خصوص ضرورت حفظ تعادل جمعیت گونه گرازها اظهار میکند: «در برخی از مناطق که به دلایل مختلف از جمله شکار یا فشار انسانی، جمعیت گراز کاهش یافته، مواردی از افزایش حمله پلنگ به دامهای اهلی گزارش شده است».
از نگاه شکیبا، این مسئله نشان میدهد حذف یا کاهش شدید یک گونه میتواند پیامدهای غیرمستقیم و ناخواستهای را به همراه داشته باشد. به بیان دیگر، شکار بیرویه گراز نهتنها مشکل را حل نمیکند؛ بلکه ممکن است تعارضهای جدیدی را به وجود بیاورد. بر همین اساس، سیاست اداره کل حفاظت محیط زیست استان گلستان در سالهای اخیر، صادر نکردن مجوز شکار گراز بوده است.
شکیبا در ادامه میگوید: «در مدت مسئولیت من هیچ مجوزی برای شکار این گونه صادر نشده است. حتی در مواردی که گرازها وارد زمینهای کشاورزی میشوند و خسارت وارد میکنند، رویکرد اداره بر «فراری دادن» است نه کشتن. در چنین شرایطی، به محیط بانان یا صاحبان زمین اجازه داده میشود با شلیک تیر هوایی یا روشهای دیگر، حیوان را از منطقه دور کنند؛ اما مجوزی برای شکار صادر نمیشود».
آمار دقیقی از گرازها وجود ندارد
با این حال، تعارض میان گراز و کشاورزان واقعیتی موجود است. ورود گراز به مزارع گندم یا سبزیجات میتواند خسارتزا باشد و در برخی موارد، افراد به صورت غیرقانونی اقدام به شکار میکنند.
رئیس اداره نظارت بر حیاتوحش استان گلستان در این خصوص میافزاید: «هرچند تلاش شده نظارتها افزایش یابد؛ اما نمیتوان احتمال وقوع تخلف را به صفر رساند؛ بهویژه زمانی که موضوع با معیشت افراد گره خورده باشد».
شکیبا در ادامه در خصوص پاسخ به پرسشی درباره میزان مرگومیر سالانه گرازها، توضیح میدهد: «آمار دقیقی در دست نیست؛ چون عوامل مختلفی در تلفات این گونه نقش دارند. نخست، شکار طبیعی توسط گوشتخواران بزرگ مانند پلنگ، گرگ و خرس که آماری از آن ثبت نمیشود؛ اما بخشی از چرخه طبیعی است. دوم، تصادفات جادهای که هر سال مواردی از آن گزارش میشود. عامل دیگر، شکار غیرمجاز توسط انسان است؛ چه برای مصرف گوشت، چه برای تغذیه سگها یا فروش غیرقانونی. البته در موارد کشف لاشه گرازهای شکار شده، محیط زیست ضمن تشکیل پرونده، لاشه را ضبط میکند».
او اظهار میکند: «پس از ضبط لاشه، در برخی موارد، پوست حیوان برای تاکسیدرمی به کار میرود و گوشت آن برای تغذیه حیوانات نگهداری شده در مراکز مربوط ذخیره میشود. با این حال، نبود آمار دقیق موجب میشود نتوان درباره میزان کلی تلفات قضاوت قطعی کرد. در ضمن با اشاره به مشاهدههای میدانی، جمعیت گرازها در استان همچنان قابل توجه است و نشانهای از کاهش شدید دیده نمیشود».
در خصوص وضعیت زیستگاه نیز شکیبا توضیح میدهد: «گرازها اغلب در مناطق جنگلی، حاشیه جنگلها و نواحی نسبتاً دستنخورده زندگی میکنند. هرچند در سالهای اخیر بخشی از جنگلها و مراتع استان دچار تخریب یا کاهش مساحت شدهاند؛ اما مشکل حاد و ویژهای برای زیستگاه گرازها گزارش نشده و این گونه همچنان در گستره وسیعی از استان حضور دارد».
حمایت از جانوران نیاز به فرهنگسازی دارد
در ادامه، بحث درباره نقش و تأثیر قانون و جریمهها در مقابله با شکار غیرمجاز مورد توجه قرار میگیرد. شکیبا میگوید: «مبلغی که برای جریمه تعیین شده، یکمیلیون و ۷۸۶ هزار و ۵۰۰ تومان است. این رقم چندان بالا نیست و نمیتوان آن را به تنهایی عامل بازدارنده قوی دانست. با این حال، تأکید میکنم اصولاً شکار هر گونهای بدون مجوز، غیرقانونی به شمار میآید و در مورد گراز نیز در سالهای اخیر مجوزی صادر نشده است».
او درباره بازدارندگی قوانین بیان میکند: «نمیتوان انتظار داشت صرف تعیین جریمه، تخلفات را به طور کامل متوقف کند؛ بهویژه در مواردی که موضوع با خسارت به زمینهای کشاورزی و معیشت افراد مرتبط است. آموزش و ارتقای سطح آگاهی عمومی نقش مهمتری در حفاظت دارد. به همین دلیل، اداره نظارت بر حیاتوحش استان برنامههای آموزشی فراوانی را اجرا میکند».
وی میافزاید: «سازمان به طور منظم برنامههای آموزشی برای دانشآموزان برگزار میکند؛ از برگزاری جلسات در سالن اداره گرفته تا بازدید از موزه حیاتوحش و ارائه توضیحات درباره نقش گونههای مختلف در طبیعت. همچنین کارشناسان ما به مدرسهها مراجعه میکنند و در قالب نشستها و برنامههای آموزشی، مفاهیم محیط زیستی را برای کودکان و نوجوانان توضیح میدهند. ارتقای فرهنگ عمومی و آگاهی نسل جدید میتواند در بلندمدت تأثیرگذارتر از هر ابزار قانونی باشد. در کنار آموزش، نظارت میدانی نیز ادامه دارد. مأموران محیط زیست در مناطق مختلف حضور دارند و با گشتزنی تلاش میکنند از وقوع تخلفات جلوگیری به عمل بیاورند. افزون بر این، سامانه ۱۵۴۰ برای دریافت گزارشهای مردمی فعال است و شهروندان میتوانند موارد تخلف را اطلاع دهند تا پیگیری شود». به گفته شکیبا، بخش قابل توجهی از کشف تخلفات از طریق همین اطلاعرسانیهای مردمی انجام میشود.
به گرازها غذا ندهید
یکی دیگر از موضوعات مطرح شده، مشاهده گرازها در حاشیه جادهها و نزدیک به مناطق مسکونی است. شکیبا این پدیده را به کاهش منابع غذایی در برخی فصلها نسبت میدهد و اظهار میکند حیوانات برای یافتن غذا به مناطق انسانی نزدیک میشوند.
او تأکید میکند: «غذا دادن مردم به گرازها، هرچند از سر دلسوزی باشد، پیامدهای منفی دارد. این کار سبب عادت کردن حیوان به حضور در کنار انسان میشود، رفتار طبیعیاش را تغییر میدهد و خطر تصادف یا درگیری را افزایش میدهد. افزون بر آن، غذای انسانی معمولاً مناسب این گونه نیست و میتواند مشکلات جسمی ایجاد کند».
در مجموع، تأکید شکیبا بیشتر بر ضرورت نگاه جامع به مسئله شکار گرازهاست. از دید او، این گونه، تنها یک عامل خسارت به مزارع نیست؛ بلکه بخشی از ساختار پیچیده اکوسیستم جنگل است. حذف یا کاهش بیرویه آن میتواند تعادل طبیعی را به هم بزند و پیامدهایی داشته باشد که در نهایت دامنگیر خود انسان شود.
به همین دلیل، سیاست فعلی استان بر جلوگیری از شکار، تقویت آموزش و افزایش نظارت استوار است؛ رویکردی که تلاش میکند میان حفاظت از طبیعت و کاهش تعارضهای انسانی توازن برقرار کند.




نظر شما