در دنیای امروز که مسائل اجتماعی، روانشناختی و ارتباطی با سرعتی فزاینده در حال تغییر هستند، این پرسش مطرح میشود که چگونه میتوان آموزههای دینی را به شکلی کارآمد و متناسب با نیازهای روز، ارائه کرد. آیا صرفاً بازخوانی متون کهن برای حل بحرانهای معاصر کافی است؟ یا نیازمند رویکردی بینارشتهای هستیم تا دین بتواند نقش فعال خود را در مواجهه با چالشهای واقعی جامعه ایفا کند؟
برای بررسی این موضوع و یافتن راهکارهای عملی، با حجتالاسلام دکتر مجید دهقان؛ دکترای فلسفه دین از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و دانشیار و عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده گفتوگو کرده و این نکته مهم را جویا شده ایم.
ضرورت فهم مسائل معاصر با ابزارهای تخصصی
حجتالاسلام دهقان در ابتدا با تأکید بر نقش فهم دقیق مسائل روز در بهرهگیری مؤثر از منابع دینی، به تبیین اهمیت تعامل ادیان با حوزههای مختلف علوم انسانی پرداخته و میگوید: برای ارائه یک خوانش عمیق، کارآمد و اثرگذار از آموزههای دینی، ابتدا باید مسائل معاصر را به صورت عالمانه شناخت. این شناخت عالمانه نیازمند بهرهگیری از نظریهها و روشهای علوم اجتماعی است. به بیان دیگر، اگر قرار باشد دین در حل چالشهای واقعی جامعه امروز نقشآفرینی کاملی داشته باشد، نمیتوان صرفاً به روشهای سنتی فهم متون اکتفا کرد.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به پیچیدگیهای جامعه مدرن، بیان میدارد: مسائل امروز جامعه، از آسیبهای خانوادگی گرفته تا چالشهای روانی و ارتباطی، ساختار بسیار پیچیدهای دارند. فهم این پیچیدگیها، بدون استفاده از ابزارهای تخصصی علوم اجتماعی، امکانپذیر نیست. اگر ما نتوانیم مسئله را به درستی تشخیص دهیم، نمیتوانیم پاسخ دینی درستی برای آن ارائه دهیم. اینجاست که اهمیت رویکردهای بینرشتهای در مطالعات ادیان و مذاهب آشکار میشود.
وی تصریح میکند: فهم دقیق ادیان در دنیای معاصر، بدون توجه به رویکردهای بینرشتهای امکانپذیر نیست و اگر قرار باشد ادیان نقشی فعال در پاسخگویی به مسائل امروز انسان ایفا کنند، باید در گفتوگویی جدی با حوزههایی چون جامعهشناسی، روانشناسی، ارتباطات و مطالعات زنان قرار گیرند و این تعامل به تقویت کارکرد اجتماعی و عملی آن نیز کمک شایانی میکند.
مواجهه معرفتی با متون دینی؛ فراتر از خوانش تاریخی
حجتالاسلام دهقان در ادامه به تفاوت میان مطالعات تاریخی و مواجهه معرفتی با متون دینی اشاره کرده و توضیح میدهد: شناخت ادیان و مذاهب صرفاً یک مطالعه تاریخی نیست که به بررسی گذشته بپردازد، بلکه مواجههای معرفتی با منابع دینی است که میتواند برای حل مسائل امروز جامعه الهامبخش باشد. اما برای دستیابی به چنین کارکردی، لازم است مسئلههای روز با زبان، روشها و نظریههای تخصصی خودشان فهم شوند و سپس این فهم به متن دینی عرضه شود. این نگاه بینرشتهای به ما کمک میکند تا از برداشتهای سطحی و غیرکاربردی از متون مقدس جلوگیری کنیم.
ایشان با تأکید بر ضرورت نگاه بینرشتهای، اشاره میکند: امروزه حوزههایی مانند جامعهشناسی دین، روانشناسی دین و مطالعات زنان و خانواده در ادیان، امکان شناخت عمیقتر و دقیقتر از آموزههای دینی را فراهم میکنند و مانع از برداشتهای سطحی و غیرکاربردی از متون مقدس میشوند. به عنوان مثال، در مواجهه با یک پدیده اجتماعی مانند طلاق، اگر صرفاً به احکام فقهی نگاه کنیم، ممکن است از ریشههای روانشناختی و جامعهشناختی این پدیده غافل شویم. در حالی که آموزههای دینی، ناظر به همین ریشهها و دلایل نیز هستند. یک پژوهشگر یا مبلغ دینی که با نظریههای علوم اجتماعی آشناست، در مواجهه با متون دینی حساستر عمل میکند و به فهمهای عمیقتر و کاربردیتر دست مییابد. این حساسیت باعث میشود که وی بتواند ارتباطی معنادار میان آموزههای دینی و واقعیتهای زندگی روزمره برقرار کند.
شناخت بحرانهای اجتماعی برای درک دقیقتر آموزههای خانواده
حجتالاسلام دهقان در ادامه با اشاره به حوزه زنان و خانواده اظهار میکند: برای فهم بهتر سیاستها و آموزههای دینی در این حوزه، باید ابتدا شرایط اجتماعی، ناهنجاریها و بحرانهای موجود در زمان شکلگیری این آموزهها بهدرستی شناخته شود. تنها با چنین شناختی است که میتوان دریافت آموزههای دینی دقیقاً ناظر به چه مسائلی بوده و چه الگوهایی برای اصلاح روابط انسانی ارائه دادهاند.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده در تبیین نقش علوم اجتماعی دیگر میگوید: در حوزههایی مانند روانشناسی و ارتباطات نیز اگر آسیبها، چالشها و ناهنجاریهای روابط انسانی شناخته نشود، بسیاری از آیات و روایات بهدرستی درک نخواهند شد. به عنوان مثال، درک صحیح آیات مربوط به روابط زوجین، نیازمند فهم دقیق مفاهیم روانشناختی مانند نیازهای عاطفی، بحرانهای هویتی و الگوهای ارتباطی است. ذهنی که با مفاهیم و نظریههای این علوم آشناست، در مواجهه با متون دینی حساستر عمل میکند و به فهمهای عمیقتر و کاربردیتر دست مییابد.
ایشان تأکید میکند: این رویکرد بینرشتهای، به ما کمک میکند تا از افتادن در دام قرائتهای افراطی و سطحی که دین را از زندگی اجتماعی جدا میدانند، جلوگیری کنیم. به جای آن، دین را به عنوان منبعی زنده و فعال برای مدیریت بحرانهای اجتماعی معرفی کنیم.
آموزش مسئلهمحور و پژوهش کاربردی؛ از نظریه تا عمل
این کارشناس دینی به نقش آموزش و پژوهش در تربیت نیروی انسانی کارآمد در این حوزه نیز پرداخته و عنوان میکند: آموزش صرفاً انتقال اطلاعات نیست، بلکه فرآیندی برای پرورش انسانهایی مسئلهمند، تحلیلگر و دارای مهارتهای ارتباطی و اجتماعی است. اگر نظام آموزشی ما، چه در حوزه و چه در دانشگاه، نتواند فارغالتحصیلانی تربیت کند که دغدغه حل مسائل واقعی جامعه را داشته باشند، در حقیقت رسالت خود را به درستی انجام نداده است. ما باید به جای حفظیات، به دانشآموختهها قدرت تحلیل و ترکیب مفاهیم را بیاموزیم.
حجتالاسلام دهقان در پایان بر ضرورت کاربردی بودن پژوهشها تأکید کرده و میگوید: پژوهش نیز باید ناظر به مسائل واقعی جامعه باشد و بتواند گامی هرچند محدود در جهت حل مشکلات اجتماعی بردارد. پژوهشگر باید بتواند با استفاده از روشهای علوم اجتماعی، ابتدا مسئله را به صورت دقیق شناسایی کرده و سپس راهکارهای دینی را برای آن ارائه دهد. این پژوهش کاربردی، نه تنها به تقویت پایگاه اجتماعی دین کمک میکند، بلکه باعث میشود که پژوهشها از حالت انتزاعی و تئوری محض خارج شوند. پیوند ادیان و مذاهب با علوم اجتماعی میتواند به شکلگیری رویکردی کارآمد در پاسخ به مسائل زن و خانواده، آسیبهای روانی، چالشهای رسانهای و مسائل ارتباطی جامعه منجر شود و در نهایت، نقش دین را بهعنوان منبعی زنده و اثرگذار در زندگی اجتماعی معاصر تقویت کند.





نظر شما