تحولات منطقه

در منظومه فکری اسلامی، تاریخ صرفاً رویدادنگاری گذشته نیست،بلکه صحنه تحقق سنت‌های الهی و بستری برای هدایت بشر است.از خلقت نخستین انسان که خود نخستین پیامبر بود تا خاتم‌الانبیا(ص)،یک خط پیوسته از لطف و هدایت الهی برای راهنمایی بشرِ مختار ترسیم شده است.

حضرت خدیجه(س)؛ نقطه اتصال نبوت و امامت در فرایند هدایت
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

در منظومه فکری اسلامی، تاریخ صرفاً رویدادنگاری گذشته نیست، بلکه صحنه تحقق سنت‌های الهی و بستری برای هدایت بشر است. از خلقت نخستین انسان که خود نخستین پیامبر بود تا خاتم‌الانبیا(ص)، یک خط پیوسته از لطف و هدایت الهی برای راهنمایی بشرِ مختار ترسیم شده است. این فرایند با ختم نبوت به پایان نرسید، بلکه در نقطه‌ای عطف، به شکلی نوین و در قالب امامت تداوم یافت. درک این نقطه اتصال، یعنی لحظه حیاتی پیوند نبوت و امامت، نیازمند بازخوانی نقش شخصیت‌هایی است که نه تنها شاهد این گذار بودند، بلکه به عنوان حلقه‌های کلیدی، این پیوند را ممکن ساختند. در این میان، شخصیت حضرت خدیجه(س) به عنوان یک زن تراز، ساختارشکن و پیشگام در عصر جاهلیت، جایگاهی فراتر از یک حامی مالی یا همسری فداکار دارد. او نقطه‌ای است که تداوم نسل پیامبر(ص) و ریشه امامت از آن جوانه می‌زند.
برای بررسی دقیق‌تر این جایگاه محوری و درک نقش منحصربه‌فرد ایشان در فرایند هدایت بشری، در دهمین روز از ماه مبارک رمضان و سالروز رحلت آن بانوی بزرگ، با خانم دکتر ناهید طیبی، کارشناس تاریخ اسلام، مدیر دانشنامه زن مسلمان و مدیر گروه تاریخ پژوهشگاه مطالعات اسلامی جامعه‌الزهرا(س) به گفت‌وگو نشستیم.

حضرت خدیجه(س)؛ نقطه اتصال نبوت و امامت در فرایند هدایت

‏این بانوی تراز کجا ایستاده است؟

دکتر ‏طیبی در ابتدا بیان می‌کند: برای درک عمیق شخصیت حضرت خدیجه(س) نباید صرفاً با رویکردی تاریخی به زندگی ایشان نگریست. پرسش اصلی این است که ایشان در فرایند هدایت بشری که از آدم(ع) آغاز و تا حضرت حجت(عج) ادامه دارد، دقیقاً در کجا ایستاده است؟ فلسفه نظری تاریخ به ما می‌آموزد یکی از سنت‌های قطعی الهی، هدایت بشر است. خداوند برای این هدایت هزینه کرده است؛ از ارسال ۱۲۴ هزار پیامبر تا نزول کتاب‌های آسمانی و حتی خون حسین بن علی(ع)؛ این لطف مستمر الهی در دو نقطه با «منت» ویژه‌ای در قرآن کریم برجسته شده است؛ نخست در آیه ۱۶۴ سوره آل‌عمران: «لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا...» که خداوند برای بعثت خاتم‌الانبیا(ص) بر مؤمنان منت می‌گذارد. دومین منت، وعده‌ای برای آینده است که در آیه ۵ سوره قصص آمده و به استقرار حکومت صالحان در آخرالزمان اشاره دارد. حضرت خدیجه(س) دقیقاً در نقطه اتصال این دو مقطع حساس قرار دارد؛ او حلقه پیونددهنده پایان عصر نبوت و آغازگر مسیر امامت است.
ایشان اضافه می‌کند: وقتی از این منظر نگاه می‌کنیم، حضرت خدیجه(س) دیگر تنها یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه یک عنصر استراتژیک در نقشه هدایت الهی است. او صرفاً همسر پیامبر(ص) نیست، بلکه بسترساز و ریشه ام‌الائمه، حضرت زهرا(س) است. تمام سادات و ذریه پیامبر(ص) که تداوم‌بخش خط هدایت هستند، از طریق حضرت زهرا(س) به پیامبر(ص) متصل می‌شوند و حضرت زهرا(س) فرزند حضرت خدیجه(س) است. بنابراین اگر ایشان نبود، این نقطه اتصال حیاتی و تداوم نسل پیامبر(ص) محقق نمی‌شد. این همان جایگاه منحصربه‌فردی است که باید بر آن تمرکز کرد.

نخست بودن، هزینه شجاعت می‌خواهد

این کارشناس تاریخ اسلام می‌گوید: در منابع متعدد روایی و تاریخی، حضرت خدیجه(س) با عنوان «نخست» شناخته می‌شود: نخستین زن ایمان‌آورنده، نخستین زن تصدیق‌کننده و سابق ‌النساء العالمین الی الایمان (پیشی‌گیرنده از زنان جهان در ایمان). «اول بودن» در هر عصری، به‌ویژه در جامعه بسته‌ای مانند عصر جاهلیت، نیازمند شجاعت، بصیرت و ثبات شخصیتی فوق‌العاده است. او ساختارهای تثبیت‌شده‌ای را شکست که زن را کالا می‌پنداشت و ارزشی برای او قائل نبود. در جامعه‌ای که نگاه به زن، نگاهی شیءانگارانه بود و حتی زن به ارث برده می‌شد، ایشان به عنوان یک بانوی تاجر و مدیر اقتصادی موفق، استقلال و هویت خود را اثبات کرده بود. این خودساختگی شخصیتی به او این توان را داد که خلاف جریان عمومی حرکت کند.
‏طیبی اضافه می‌کند: پیامبر اکرم(ص) خودشان به این ساختارشکنی اشاره می‌کنند و می‌فرمایند: «لَقَد آمَنَت بی إذ کَفَرَ بِیَ النّاسُ» (او به من ایمان آورد، آن گاه که مردم مرا انکار می‌کردند). حرکت خلاف جریان آب، انرژی و هزینه گزافی می‌طلبد. حضرت خدیجه(س) برای این «اول بودن»، اعتبار، ثروت و جایگاه اجتماعی خود را هزینه کرد. این انتخاب، تصمیمی عقلانی و برآمده از درک و فهم عمیق بود، نه یک حرکت احساسی. تحلیلگران معتقدند اگر همسر پیامبر(ص) زنی جوان و کم‌تجربه‌تر بود، نمی‌توانست حالات معنوی و سنگین پیامبر(ص) هنگام دریافت وحی را درک و هضم کند. پختگی و کمال عقلانی حضرت خدیجه(س) که امام صادق(ع) نیز ایشان را «أکمَلُهُنَّ عَقلاً» (کامل‌ترین همسران پیامبر از نظر عقل) معرفی می‌کنند، عامل اصلی این پذیرش و تصدیق آگاهانه بود.

مقایسه دو زن، تراز دو اندیشه

مدیر گروه تاریخ پژوهشگاه مطالعات اسلامی می‌گوید: برای درک بهتر عظمت شخصیت حضرت خدیجه(س)، می‌توان ایشان را با زنان هم‌عصر و هم‌رده خود مقایسه کرد. یک نمونه برجسته، ام‌جمیل همسر ابولهب و خواهر ابوسفیان است. او نیز زنی ثروتمند و دارای جایگاه اجتماعی بود و گردنبند جواهری بسیار گرانبها و مشهور داشت. جمله معروف او در تاریخ ثبت شده است که سوگند یاد می‌کند: «این گردنبند را در راه دشمنی با محمد(ص) هزینه خواهم کرد». در مقابل، حضرت خدیجه(س) قرار دارد که تمام ثروت خود را برای حمایت از اسلام و پیامبر(ص) هزینه می‌کند. این تقابل، دو جهان‌بینی و دو مسیر کاملاً متفاوت را نشان می‌دهد.
‏طیبی اضافه می‌کند: قرآن کریم سرنوشت ام‌جمیل را این ‌گونه تصویر می‌کند: «فِی جِیدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ» (بر گردنش طنابی از لیف خرماست). در حالی که برای حضرت خدیجه(س)، از سوی خداوند سلام فرستاده می‌شود. این دو بانو در یک زمان و با امکانات مشابه، دو انتخاب متضاد داشتند؛ یکی ثروتش را وقف نابودی حق کرد و دیگری تمام دارایی‌اش را فدای استقرار حقیقت کرد. به همین دلیل است که ائمه اطهار(ع) با افتخار خود را به ایشان منتسب می‌کردند. امام حسن مجتبی(ع) در نامه به معاویه، در مقام مقایسه خود با او می‌نویسد: «جدّتی خدیجة» (مادربزرگ من خدیجه است) و امام حسین(ع) نیز در روز عاشورا با همین نسبت، خود را معرفی می‌کند. این نشان می‌دهد نام حضرت خدیجه(س) یک برند افتخار و یک معیار برای حقانیت در طول تاریخ بوده است.

‏انسان‌سازی؛ فراتر از تربیت فرزند

مدیر دانشنامه زن مسلمان می‌گوید: یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های زن تراز «انسان‌ساز بودن» او است. مکتب تربیتی حضرت خدیجه(س) تنها به پرورش حضرت زهرا(س) محدود نمی‌شود. در منابع متعدد از جمله منابع شیعی آمده است حضرت علی(ع) نیز تحت تربیت ایشان و پیامبر(ص) رشد یافتند: «فَرَبَّتهُ خَدیجَةُ وَالمُصطَفی» (خدیجه و مصطفی او را تربیت کردند). این نشان می‌دهد نقطه آغاز امامت یعنی امیرالمؤمنین(ع)، از محصول تربیتی ایشان بهره‌مند بوده است. علاوه بر این، شخصیت‌هایی مانند ام‌ایمن و حتی کارگزاران ایشان مانند میسره، تربیت‌یافتگان مکتب او بودند. میسره وقتی از سفر تجاری بازمی‌گردد و می‌خواهد ویژگی‌های پیامبر(ص) را توصیف کند، بر نکات کلیدی و عمیق شخصیتی ایشان مانند صداقت و امانت‌داری تمرکز می‌کند که نشان از نگاه تربیت‌شده و عمیق او دارد.
زن تراز، زنی «جامعه‌پرداز» و «هدایتگر» است، نه صرفاً مصرف‌کننده فرهنگ. حضرت خدیجه(س) شخصیتی مولد بود. ایشان نه تنها با ثروت خودش، بلکه با اعتبار اجتماعی‌اش نیز جامعه نوپای اسلامی را حمایت می‌کردند. در جریان محاصره طاقت‌فرسای شعب ابی‌طالب، زمانی که مسلمانان در شدیدترین تحریم اقتصادی قرار داشتند، ایشان از طریق ارتباطات خود با افرادی که هنوز اسلام نیاورده اما برای ایشان احترام قائل بودند، برای محاصره‌شدگان غذا و مایحتاج تهیه می‌کرد. این یعنی او برای حل خلأهای جامعه، مأموریت‌گرا عمل می‌کرد و خود را مسئول می‌دانست. این همان ویژگی است که او را به یک الگوی تمدن‌ساز تبدیل
می‌کند.

او الگویی برای زن امروز است

طیبی در پایان تصریح می‌کند: شخصیت حضرت خدیجه(س) دارای ثباتی بود که موجب می‌شد رنگ جامعه را نپذیرد، بلکه جامعه را به رنگ خود درآورد. او مانند دانه‌ای بامغز بود که وقتی در خاک کاشته می‌شود، نه تنها خود رشد می‌کند، بلکه رنگ خاک را نیز سبز و زنده می‌کند. او در جامعه‌ای که زن را باور نداشت، با تعریف‌هایی که پیامبر اکرم(ص) از او می‌کردند، به یک گفتمان‌ساز فرهنگی تبدیل شد. این تعریف‌ها در آن عصر، یک انقلاب فرهنگی برای احیای جایگاه زن بود. امروز نیز زنان جامعه ما می‌توانند با الگوگیری از ایشان، مأموریت‌گرا باشند، خلأهای جامعه را بشناسند، بصیرت و دشمن‌شناسی داشته باشند و با ادبیات روز، محتوای مولد تولید کنند. حضرت خدیجه(س) به ما آموخت که می‌توان در سخت‌ترین شرایط، نه‌تنها هویت خود را حفظ کرد، بلکه به یک نقطه عطف در تاریخ هدایت تبدیل شد؛ نقطه‌ای که نبوت را به امامت پیوند داد و مسیر رستگاری بشر را برای همیشه تضمین کرد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha