به گزارش قدس، هنوز ۲۴ ساعت از تجاوز مشترک رژیم صهیونیستی و آمریکا به وطن عزیزمان نگذشته بود که خبر ترور رهبر انقلاب شوک بزرگی به جامعه ایران و شیعیان جهان وارد کرد. این داغ بر دل نشسته آنقدر بزرگ بود که دلهای بیقرار و سوگوار مردم کشورمان، آنها را بدون هماهنگی و به صورت خودجوش به میدانهای تجمع و عزاداری کشاند تا این بار برای گلهای پر پر شده باغ میهن و پدر این سرزمین با هم و در کنار یکدیگرعزاداری کنند.
یک نمونه این اقدامات از روز شنبه و حتی قبل از اعلام خبر شهادت رهبر معظم انقلاب اتفاق افتاده است. این تجمع خودجوش مقصد ندارد و همزمان با آغاز دور جدید حملات استکبار جهانی به سرزمین عزیزمان، در خیابانهای مختلف شهر مشهد زنان، مردان و حتی کودکان کفن پوش حاضر شدهاند و بیصدا و فریاد؛ تنها با زبان بدن اعلام به اعتراض خود کردهاند. هیچکس صحبت نمیکند و تنها پلاکاردهایی که در دست یا به گردن برخی از زنان آویخته شده به نوعی سکوت سنگین آنها را میشکند. روی یکی از این بنرها نوشته شده است «بیعت با یزیدیان هرگز» و متن بنر دیگر هم این است «جانم فدای ایران» و «جانم فدای رهبر». برخی از زنان با نوزادان و کودکان خردسال خود حاضر شدهاند و همگی از افراد مسن گرفته تا نوجوانان و جوانان تنها با بغض خواسته و نیت خودشان را مطرح میکنند.
غم اگر با دیگران تقسیم شود کمتر جگر را میسوزاند، همین موضوع باعث شد تا دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد هم با همکاری یکدیگر و برای همدلی با مردم اقدام به برپایی یک موکب عزاداری جلوی درب اصلی این دانشگاه کنند موکبی که از این به بعد هر روز فعال خواهد بود. این موکب که از ساعت ۱۳ ظهر روز یکشنبه برپا شده و میزبان دلهای عزاداری است که هیچ چیز نمیتواند از اندوهشان کم کند. دانشجویان دور تا دور هم ایستاده و حلقه ماتم تشکیل دادهاند. عدهای عابر پیاده هم که از دور در حال تماشا هستند؛ در ادامه به جمعیت اضافه میشوند. کمی آنطرف تر چند دانشجو بنر بزرگی با مضمون «پیراهن خونین شهیدان کفن ماست» دردست دارند، عکسهای رهبری و پرچم ایران در دست حاضران به اهتزاز درآمده و یکی از دانشجویان ذکر مصیبت میخواند. مرثیه وقتی به صحنههای صحرای کربلا و عاشورا میرسد صدای گریه جمعیت بالا میرود و یکی از خانمها از شدت بی قراری روی زمین مینشیند و با صدای بلند حضرت زینب را برای صبر خواستن در برابر این مصیبتها صدا میزند.
در توصیف آنچه که دراین دو روز بر سر میهن و مردم عزیزمان آمده تنها میتوان یک جمله گفت «دردا و دریغا وطن من». ملت ایران کم بحران، بلا و حادثه ندیده است؛ هجوم اسکندر، حمله مغول، قحطی و اشغال جنگهای جهانی، جنگ تحمیلی عراق و دست آخر هم تجاوز ۱۲ روزه اسرائیل. با همه اینها وحدت و یگانگی مردم، کلید پایداری و غلبه بر بحرانها بوده و آنچه که از میان خون و فریاد زنان، مردان، دلاوران، سرداران و رهبران ایرانی سالم مانده؛ سرزمین زیبایی است که هرچند زخم خورده اما هنوزهم ایران است با دماوند استوار و خلیج همیشه فارسش، رمز این ماندگاری مردمی هستند که پای کار ایران میمانند و در عزای عاشورا هم «ای ایران» زمزمه مشترکشان میشود.






نظر شما