جنگ فعلی آمریکا علیه ایران که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شده، ترکیبی از حملات هوایی گسترده آمریکا و اسرائیل است. این عملیات البته منجر به تخریب زیرساختهای امنیتی کشورمان و از آن مهمتر شهادت فرماندهان و همچنین رهبر عزیزمان شد که قطعاً قابل مقایسه با هیچ هزینه مادی نیست. علاوه بر این تاکنون بیش از ۶۰۰نفر از هموطنانمان در این نبرد شهید شدهاند که فقدان آنها موجب درد و رنج بسیاری برای همه ماست. اما از طرفی، این جنگ هزینه سنگینی هم روی دست آمریکا گذاشته است. براساس برآوردهای منابع غربی، عملیات نظامی آمریکا فقط در چهار روز گذشته حدود ۲میلیارد دلار هزینه داشته است. بنا بر گزارش این منابع، جنگ در هر ثانیه ۲هزار و ۵۴۶ دلار هزینه دارد که به عبارتی میشود ساعتی ۹میلیون و ۱۶۰هزار دلار و روزی ۲۲۰میلیون دلار. البته هزینه جنگ در روز اول به تنهایی حدود ۸۰۰میلیون دلار بوده است.
ترامپ مدت زمان جنگ را چهار تا پنج هفته تخمین زده، اما تأکید کرده آمریکا میتواند «خیلی بیشتر از این» ادامه دهد و ادعا کرده ذخایر تسلیحاتی آمریکا «تقریباً نامحدود» است.
۸۰۰ میلیون دلار در ۲۴ ساعت
اما واقعیتهای میدانی و تحلیل کارشناسان نشان میدهد این ادعاها بیش از حد خوشبینانه و حتی گمراهکننده هستند. هزینههای اولیه عملیات بسیار سنگین بوده: تنها در ۲۴ ساعت اول حدود ۷۷۹ میلیون دلار خرج شده (براساس برآورد Anadolu Agency) و آمادهسازی پیش از حمله (جابهجایی هواپیماها، استقرار بیش از ۱۲ ناو و داراییهای منطقهای) حدود ۶۳۰ میلیون دلار دیگر هزینه برده است. عملیات یک ناوگروه مثل یواساس جرالد آر.فورد روزانه حدود ۶.۵میلیون دلار هزینه دارد و با حضور دو ناوگروه، این رقم روزانه به بیش از ۱۳میلیون دلار میرسد. اگر جنگ چند هفته ادامه پیدا کند، هزینه مستقیم نظامی بهراحتی به دهها میلیارد دلار میرسد؛ برخی تحلیلگران مثل کنت اسمترز هزینه مستقیم را ۴۰ تا ۹۵ میلیارد دلار تخمین زدهاند و با احتساب خسارات اقتصادی غیرمستقیم (مثل اختلال در بازار انرژی) تا ۲۱۰ میلیارد دلار هم ممکن است برسد.
رویکرد آمریکا در این جنگ از ابتدا تهاجمی و یکجانبه بوده؛ عملیات بدون توافق دیپلماتیک یا حتی اتمام مذاکرات هستهای آغاز شد، در حالی که ایران هنوز به سطح ساخت سلاح هستهای نرسیده بود. این حمله گسترده که بیش از هزار تا هزارو۲۵۰ هدف را شامل شده، با استفاده از بمبافکنهای بی-۱ و بی-۲ جنگندههای اف-۳۵و اف-۲۲، موشکهای تاماهاک و پهپادها انجام گرفته، اما ایران هم پاسخ داده و با موشک و پهپاد به پایگاههای آمریکا در بحرین، عربستان، قطر، امارات و عراق حمله کرده است. این نشان میدهد آمریکا نتوانسته به سرعت، قابلیت تهاجمی ایران را کاملاً فلج کند.
مسئله اصلی، کمبود تسلیحات
مسئله جدیتر، کمبود تسلیحات است. برخلاف ادعای ترامپ، ذخایر آمریکا در حال تخلیه سریع است، بهخصوص در زمینه موشکهای رهگیر پیشرفته. در جنگ ۱۲ روزه ایران-اسرائیل در سال ۲۰۲۵، بیش از ۲۵ درصد موشکهای تاد (بیش از ۱۵۰ موشک) شلیک و موشکهای کشتیمحور هم تقریباً تمام شدند. حالا در این درگیری، موشکهای پاتریوت، اسام-۶، اسام-۳ و تاد با سرعت بالایی مصرف میشوند، در حالی که تولیدشان بسیار کند است (مثلاً ایران ماهانه بیش از ۱۰۰ موشک بالستیک تولید میکند، اما آمریکا و متحدانش فقط ۷-۶ موشک رهگیر در ماه). کارشناسان مثل Christopher Preble از Stimson Center تأکید دارند این سطح از رهگیری «نمیتواند بیش از چند هفته» ادامه پیدا کند، چون تولید جایگزین ماهها زمان میبرد و پیچیده است. حتی گزارشهای پنتاگون هشدار داده بیش از ۱۰ روز عملیات شدید میتواند ذخایر کلیدی را به خطر بیندازد. این کمبودها از قبل به خاطر حمایت از اوکراین و حملات یمن تشدید شده بود و حالا جنگ با ایران مستقیماً ارتش آمریکا را در معرض آسیبپذیری قرار داده، بهخصوص اگر ایران حملات موشکی و پهپادی گستردهتری انجام دهد.
در مجموع، آمریکا این جنگ را آغاز کرد و با قدرت نظامی عظیم وارد شد، اما هزینههای مالی هنگفت (صدها میلیون دلار روزانه)، ریسک کمبود مهمات حیاتی در عرض چند هفته و ناتوانی در پایان سریع درگیری نشان میدهد این ماجراجویی نه تنها گرانقیمت، بلکه از نظر لجستیکی و استراتژیک شکننده است. ادعای «تأمین نامحدود» بیشتر پروپاگاندا به نظر میرسد تا واقعیت میدانی و ادامه این مسیر میتواند آمریکا را در موقعیتی ضعیفتر از آنچه ترامپ تصور میکند قرار دهد، در حالی که ایران با تولید انبوه موشکهای ارزانتر، توانسته هزینه نامتقارن بالایی به واشنگتن تحمیل کند.





نظر شما