وداع با آقای شهید ایران

شاید برای آن‌ها که تجربه دیدار با رهبر شهید انقلاب را از نزدیک نداشتند، تصور طبع لطیف و شاعرانه ایشان دور از ذهن باشد؛ اما آن‌ها که جرعه‌ای از بزم سالیانه شب شعر رهبری همزمان با ماه رمضان را نوشیده‌اند، خوب می‌دانند چه گوهری را از دست داده‌اند.

سوگ سرایی شاعران مهاجر افغانستانی در رثای رهبر شهید انقلاب/ گفتم بگریم زار چون ابر بهاران، دیدم که مرگ عارفان شیون ندارد
زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

شاید برای آن‌ها که تجربه دیدار با رهبر شهید انقلاب را از نزدیک نداشتند، تصور طبع لطیف و شاعرانه ایشان دور از ذهن باشد؛ اما آن‌ها که جرعه‌ای از بزم سالیانه شب شعر رهبری همزمان با ماه رمضان را نوشیده‌اند، خوب می‌دانند چه گوهری را از دست داده‌اند. ایشان در کنار گره ابروی پر ابهتشان در مواقع عتاب و خطاب سیاسی، با خنده‌های دلبرانه و شوخ‌طبعی‌های شب شعرهایشان، روح دوستدارانشان را نوازش می‌دادند و حالا که شهادت را برگزیده‌اند، میهمانانشان باید در حسرت بزم شاعرانه‌شان، این بار هر کدام در گعده‌های تنهاییِ خود، سوگ‌سرایی کنند. به رسم دیرینه شب شعر رهبری که در نیمه ماه رمضان برگزار می‌شد، شاعران و ادبا در نقاط مختلف کشور، به سوگ‌سرایی به مناسبت شهادت این رهبر فرزانه و ادیب می‌پردازند. در مشهد نیز شاعران مهاجر افغانستانی به همت بنیاد فرهنگی اجتماعی افغانستانی‌های مقیم ایران و مؤسسه دُرّ دری، پیشدستی کردند و به رسم نان و نمک، برای رهبر شهیدی که بارها نزد ایشان شعرخوانی کرده بودند، این بار ولی در فراقشان، دور هم جمع شده و در مراسمی با عنوان «سوگواره آفتاب» به مناسبت شهادت قائد امت، حضرت امام شهید خامنه‌ای، سوگ‌سرایی کردند.

این ابر گویا میل باریدن ندارد

شاعر مهاجر افغانستانی که از دوران نوجوانی در مشهد حضور دارد، از حسرت مراسم رمضان ۱۴۴۷ می‌گوید که اگرچه به خاطر این شب شعر برای چندمین بار دعوت شده بود؛ اما با شهادت رهبر معظم انقلاب، دیگر خبری از این بزم نیست.
ابوطالب مظفری با بیان اینکه رهبری گفتمان شعر و ادبیات را تغییر و ارتقا دادند، می‌گوید: برای شاعران و هر اهل کسب و پیشه‌ای، موهبتی است که در کشوری زندگی کند که وزیر، رئیس‌جمهور و رهبر جامعه نسبت به آن پیشه و گروه، آگاهی و تخصص داشته باشند و این اقبال بزرگی بود که شاعران در ایران در این چهل و اندی سال از این نعمت برخوردار بودند.
وی ادامه می‌دهد: شعر همیشه با دربار پادشاهان جایگاه داشته و ممکن است ما بگوییم مدیحه‌سرایی پادشاهان افتخار نیست؛ اما در گذشته نه تنها شعر و ادبیات؛ بلکه فقه، فلسفه و عرفان نیز به کلی با منابع قدرت ارتباط داشت و اگر فردی به منابع قدرت وصل نبود، نه شعری از او منتشر می‌شد و نه کتابی در هیچ حوزه‌ای. بنابراین ارتباط با قدرت یک اصل بدیهی و انکارناپذیر برای فرهنگ در روزگار کلاسیک بود؛ ولی در روزگار مدرن قضیه فرق کرد. اگرچه شعر پارسی بالندگی خود را مرهون همین ارتباط با قدرت است؛ اما رهبر معظم انقلاب همان‌طور که خیلی از گفتمان‌های رایج در این دنیا را عوض کردند، گفتمان ادبی را نیز تغییر دادند. رهبری هر سال در همین ایام همزمان با نیمه ماه مبارک رمضان نشست ویژه‌ای با شاعران داشتند و نخستین تغییر که ایشان ایجاد کردند، همین شب شعر بود؛ اغلب ما می‌بینیم که علما با شعر ارتباطی ندارند و حتی عنوان می‌کنند در شب‌های جمعه یا ماه رمضان که مخصوص عبادت است، شعر نخوانید.
شاعر مهاجر افغانستانی بیان می‌کند: اینکه می‌بینید یک رهبر و روحانی فقیه جامع‌الشرایط در مقدس‌ترین ماه سال که رمضان است، در قالب یک سنت لایتغیر و همیشگی، شاعران را جمع کرده و شعر آن‌ها را می‌شنوند، این سنت، تغییر گفتمان در ادبیات است؛ ایشان از این طریق کراهت شعر در این ماه را از بین می‌برند، ضمن آنکه این سنت را با یک آگاهی و مبنای فقهی مبتنی بر اطلاع از جایگاه ادبیات و شعر در این زمانه انجام می‌دهند و با این رفتار، شعر را از این مرحله ارتقا دادند.مظفری با اشاره به یک تغییر گفتمانی دیگر توسط رهبر معظم انقلاب می‌گوید: معمولاً جلسات شاعران در برابر قدرتمندان به مدح و اهدای صله می‌گذشت که این مسئله جایگاه شعر را تنزل داده بود؛ اما در این ۳۰ سال که مدام جلسه شعر در حضور ایشان برگزار شده، ندیدیم کسی ایشان را مدح کند و اگر گاهی شاعری قصد چنین کاری را داشت، او را منع کرده و می‌گفتند: «راضی نیستم در ارتباط با من شعر بگویید» و شاعران را به موضوعات دیگر هدایت می‌کردند. در حالی‌که اغلب قدرتمندان، شعر را برای رضایتشان و به‌عنوان ابزاری برای خود می‌خواهند؛ اما ایشان شعر را از پیرامون شخصیت خود دور کرده و به سمت اهداف متعالی که دین برای ادبیات تعیین کرده سوق می‌دادند.وی ادامه می‌دهد: نکته سوم در مشرب ایشان در ارتباط با ادبیات این بود که به شاعر نمی‌گفتند حتماً شعر مذهبی بگو در حالی که انتظار داریم شاید یک رهبر مذهبی و فقیه، شعرا را به شعر آیینی توصیه کنند. ایشان نگاه وسیعی به شعر داشتند و ما شاهد بودیم همه نوع شعر با مضامین عاشقانه، طنز و انتقادی در مقابلشان خوانده می‌شد. ایشان شعر را در یک موضوع محدود نمی‌کردند و به این جایگاه واقف بودند که ادبیات با روح و روان عموم مردم در ارتباط است.
این شاعر افغانستانی که نخستین بار در دوران ریاست‌جمهوری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای برای ایشان شعر خوانده، این بار در رثای رهبر شهیدش ابیاتی را سروده که به شرح زیر است:
این ابر گویا میل باریدن ندارد
قصد عبور از آسمان من ندارد
گفتم بگریم زار چون ابر بهاران
دیدم که مرگ عارفان شیون ندارد

۲ دنیا بیشتر وجود ندارد؛ دنیای حسینی‌ها و دنیای اپستینی‌ها

یک شاعر افغانستانی دیگر نیز در این مراسم با بیان اینکه در این موقعیت باید عینک مداقه و تحلیل را به چشم نزدیک‌تر کنیم، می‌گوید: چنان که ابن‌سینا می‌گوید انسان معلق از خارج به استفهام می‌رسد، چنان‌که غزالی می‌گوید انسان به نفس بر پایه خویش به استکمال می‌رسد و بنا بر همین گفته، دکارت اظهار می‌کند شک می‌کنم پس هستم. شک باید کرد و تردید باید کرد به این جهان پوشالی به ظاهر مادی که در پس خود به یقین تدین یا تعفنی را دارد که تمام کارها را وامی‌دارد یا حوادث را به عمل می‌آورد.
حمید تقدیمی بیان می‌کند: با تمام این صحبت‌ها، ما امروز کشورهایی را در جهان داریم که مدعی دموکراسی، آزادی بیان و حقوق بشر هستند و حال پرسش این است که چطور سردمداران این کشورها، سالانه یک بار دور یکدیگر جمع می‌شوند و در آیین‌های به ظاهر شبه‌مذهبی خود، گوشت نوزاد را تناول می کنند، نوزادان را قربانی کرده و به کودکان تجاوز می‌کنند و آیا این همه جسارت، شقاوت و کثافت‌کاری سازماندهی‌شدنی است؟
وی می‌افزاید: در این وضعیت مشخص و معلوم امروز، آنچه ما حس می‌کنیم تاریکی مطلقی وجود دارد که وقتی در او خیره می‌شویم، وقتی ظلمت پرامتداد را در او نگاه می‌کنیم، مطمئناً جرقه نور را هم قدردانیم و رحمت را وقتی می‌بینیم، او را درک می‌کنیم و پاس می‌داریم.
این شاعر افغانستانی ادامه می‌دهد: امروز جبهه حق و جبهه ظلم برای ما کاملاً آشکار و مشخص است و در این میان کسانی که سعی می‌کنند با سکوت خود مصلحت‌ها را در نظر بگیرند، بازندگان اصلی هستند. دو دنیا بیشتر وجود ندارد؛ یا دنیای حسینی‌ها یا دنیای اپستینی‌ها و ترامپ‌ها و جولانی‌ها و... .
تقدیمی همچنین در این مراسم با این ابیات سوگ‌سرایی کرد:
یکی در خاک خفته بر سرش باران آمین‌ها
یکی زنده است اما غرق در سیلاب نفرین‌ها
وسط بازان عالم باختند عقبی و دنیا را
در این جنگی که درگیرند با دین‌ها و بی‌دین‌ها
تویی که رفتنت بر کاخ‌ها آورده آذین‌ها
ولی تر کرده اندوه نبودت چشم مسکین‌ها

رهبر شهید انقلاب نگاه خاصی به شاعران افغانستانی داشتند

مسئول بنیاد فرهنگی اجتماعی افغانستانی‌های مقیم ایران نیز می‌گوید: پس از شهادت امام شهید در حالی که در جنگ با کفر قرار داریم، زمینه ابراز احساسات آن‌طور که باید، فراهم نیست. به همین خاطر مشتاقان امام شهید از ملیت‌های مختلف از جمله افغانستانی‌ها تاب و توان تحمل این غم بزرگ را ندارند و در قالب مراسم‌های مختلف، این غم و غصه و انزجار خود را از این عمل تروریستی و جنایت بزرگی که توسط آمریکایی‌ها و اسرائیل غاصب انجام شده، ابراز می‌کنند.
حجت‌الاسلام سید جواد وحیدی ادامه می‌دهد: شعرا و ادبای افغانستانی که ارادت خاصی به رهبر معظم انقلاب داشتند و معمولاً در محضر امام شهید، شعرخوانی می‌کردند و رهبر شهید انقلاب نگاه خاصی به شعرای افغانستانی داشتند، در روزهای نخست این عزای بزرگ، شب شعری را با عنوان سوگواره آفتاب برگزار کردند. بنیاد فرهنگی اجتماعی افغانستانی‌ها نیز در این شب شعر مشارکت دارد.
وی اظهار می‌کند: رهبر معظم انقلاب در اوج اینکه یک رهبر سیاسی بودند، در فنون نظامی و تاکتیک‌های نظامی آگاهی داشتند. در عین اینکه سیاستمدار بودند، یک فقیه چیره‌دست و در عین حال اهل ذوق بودند. شعرای عزیز و اهل ادب بارها در محضر نورانی این امام شهید سروده‌هایشان را خواندند و ذوق این امام را درک کردند؛ امامی که فرا مرز و فرا ملیتی بودند و نگاهشان صرفاً به جغرافیای ایران نبود، اگر چه دغدغه عزت و اقتدار و شرف ایران را داشتند؛ اما فراتر از این مرزها نگاه می‌کردند حتی در این گعده شعری که سالانه در ماه مبارک رمضان برگزار می‌شد، می‌دیدیم شعرای فارسی‌زبان از کشورهای دیگر به‌ویژه افغانستان‌، هند و کشورهای آسیای میانه در این جلسه حضور داشتند. از اهل فن شعر شنیده‌ام که در حوزه شعر و ذوق شعری، امام شهید نگاه فنی داشتند.
مسئول بنیاد فرهنگی اجتماعی افغانستانی‌های مقیم ایران بیان می‌کند: نقل شده پیش از حضور در جلسه شعرخوانی، اشعار شاعران بررسی می‌شد که شعر سستی نباشد و با وجود اینکه اساتید فن این موضوع را کنترل می‌کردند، وقتی کسی شعرخوانی می‌کرد و شعرش ایراد داشت، رهبر معظم انقلاب شعر او را اصلاح می‌کردند. بنابراین ما یک امام زاهد، مدیر، مدبر، شجاع، سیاستمدار، اهل فقه و اصول و فلسفه و در کل یک فرد جامع‌الاطراف را از دست دادیم و این جنایتکاران و خبیثان روی زمین، این شخصیت را از ما گرفتند؛ شخصیتی که خدا باید آن را جبران کند. امیدواریم خدا با قدرت خود، این خلأ عظیمی را که ایجاد شده، جبران کند.

با شعر من اشک رهبر جاری شد

شاعر دو رگه ایرانی‌افغانستانی نیز در حاشیه این مراسم می‌گوید: سال ۱۳۹۸ توفیق داشتم که در محضر رهبر معظم انقلاب برای شهدای فاطمیون شعرخوانی کنم. اواسط شعر حقیر، حضرت آقا اشکشان جاری شد و الحمدلله این واکنش خیلی در رسانه‌ها دیده شد. این دیده شدن نیز به دلیل مظلومیت شهدای فاطمیون بوده؛ چرا که رهبر شهید انقلاب پس از شعرخوانی بنده گفتند جا دارد که به شهدای مظلوم فاطمیون پرداخته شود. تا ابد به این اتفاق می‌بالم.
عاطفه جعفری بیان می کند: لحظه‌ای که خبر شهادت رهبر معظم انقلاب را شنیدم، اصلاً قابل توصیف نیست و نمی‌خواهم به آن فکر کنم. قلم‌فرسایی در مصیبت کسی که سال‌ها به چشم پدر به ایشان نگاه می‌کردیم، خیلی سخت و دشوار است و من سعی کردم دو رباعی با مضمون مصائبی که در این روزها بر ما گذشته، آماده کنم. سال ۱۴۰۲ وقتی رهبر معظم انقلاب برای کتاب «خاتون و قوماندان» تقریظی نوشتند، برای مراسم رونمایی از این تقریظ، از طرف دفتر ایشان به من توصیه‌ شد شعری را برای این مراسم آماده کنم و بخوانم. در این شعر به بیانات رهبر معظم انقلاب در مورد احوالات و نگرششان نسبت به مهاجران افغانستانی اشاره کردم: مبین که قلبی از اندوه پر ترک داریم/ برای سنجش یاران خود الک داریم/ من و تو خویش نه، هم‌خانه همیم آری/ زبان و مذهب و تاریخ مشترک داریم/ برادر تنی و خواهر تنی هستیم/ اگرچه خاک‌نشین، ریشه در فلک داریم/ وبال هم نه، که بال همیم در پرواز/ برای سیر، پری چون ملک داریم/ هنوز اگرچه جهان ضد این ملازمت است/ بدست علم جبهه مقاومت داریم
همچنین شعری که این شاعر افغانستانی برای دختران شهید مینابی سروده است، بدین شرح بود:
از حنجره مادر بی‌تاب بپرس/ از چشم ندیده به خودش خواب بپرس/ آزرده روزگارم، احوالم را / از قلب ترک خورده میناب بپرس

نخواهد ماند خالی بعد از این مشک وفا

یک شاعر افغانستانی نیز در حاشیه این مراسم بیان می‌کند: در مقاطع مختلف به ایران آمدم و سپس به افغانستان برگشتم. آخرین بار نیز پیش از سقوط جمهوریت و روی کار آمدن طالبان، به ایران آمدم و دیگر به افغانستان برنگشتم. در بیشتر جلسات شب شعر رهبر معظم انقلاب حضور داشتم. حتی هنگامی که افغانستان بودم، شاید بیشتر از ۱۵ جلسه در این شب شعرها افتخار حضور داشتم. در این نشست سالیانه،‌ جمعی از شعرای ایرانی و فارسی‌زبان از کشورهای افغانستان، تاجیکستان، هند، ازبکستان و پاکستان حضور داشتند
حجت‌الاسلام سید فضل الله قدسی ادامه می‌دهد: توفیق داشتم که بارها در محضر رهبر معظم انقلاب شعر بخوانم و ایشان با مشخصه‌های اشعار بنده آشنایی داشتند. دو بار در مورد شعر من نقد کردند. نکاتی که در جلسات شعر تخصصی، قبلاً کسی متوجه آن‌ها نشده بود، پس از اینکه ایشان این نکات را گفتند، بقیه متوجه شدند که نکات درست و بجایی است. رهبر شهید انقلاب یک منتقد و کارشناس خبره در عرصه ادبیات و شعر معاصر بودند و غالباً در جریان شعرخوانی شاعران نقدی را که به ذهنشان می‌رسید، متذکر می‌شدند. یک بار شعری برای حضرت ابوالفضل(ع) را در محضر رهبر معظم انقلاب خواندم. شعرم را تحسین کردند که بیت آغازین آن این بود: چه می‌شد که پیش از آنکه کشته بودم باور خود را / چهل منزل خودم بر نیزه می‌بردم سر خود را / چه خواهد شد خدایا باغبان در پنجه طوفان/ ببیند آخرین گل از بهار پرپر خود را/ نخواهد ماند خالی بعد از این مشک وفا زیرا/ به دریا آب دادم بازوی آب‌آور خود را. وقتی این شعر را خواندم، رهبر معظم انقلاب خیلی تحسین کردند و درنگی روی کلمه «مشک» داشتند و می‌خواستند یک کلمه دیگر پیشنهاد بدهند؛ اما بعد تأمل کردند و فرمودند این کلمه درست است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha