به گزارش قدس آنلاین، انرژی، شریان حیاتی هر اقتصاد مدرن، در ایران با یک معادله دوگانه پیچیده مواجه است، از یک سو، تکیه بر بزرگترین ذخایر هیدروکربنی جهان و از سوی دیگر، قرار گرفتن در قلب یک جغرافیای داغ ژئوپلیتیکی؛ با آغاز نبرد فراگیر منطقهای در تمام جبههها علیه دشمن صهیونیستی و آمریکایی و دیگر متحدان منطقهای آنها علیه کشورمان و پاسخ مقتدرانه ایران به حملات و بمباران زیرساختهای نظامی و داراییهای کشورهای متخاصم منطقه، مسئله امنیت انرژی جهانی به دغدغهای فراگیر تبدیل شده است؛ از طرفی تنگه هرمز زیر تیغ تیز ایران نبض میزند و از سوی دیگر نواسانات بازار گاز، نفت و lng و دیگر مشتقات نیز روز به روز تشدید میشود.
در ایران هرگونه اختلال در زنجیره تأمین نفت، گاز یا برق، اکنون یک تهدید امنیتی و حیاتی سنگین تلقی میشود. تجربه بحرانهای تاریخی انرژی در جهان نشان داده است که واکنش نادرست به رخدادهای حوزه زیرساخت انرژی، منجر به تورم افسارگسیخته و رکود عمیق و فروپاشی اقتصادی منتج میشود. لذا، آمادهداشتن و اجرای به موقع یک «برنامه اضطراری در حوزه انرژی» مبتنی بر اصول پدافند اقتصادی، باید محوریت اصلی تصمیمگیران در هنگام هدف قرار گیری زیرساختهای انرژی کشور باشد.
آسیبپذیریهای متمرکز در قلب زنجیره انرژی ایران
در حالی که ایران از مزیت عظیم منابع اولیه برخوردار است، آسیبپذیریهای ساختاری در بخش پاییندستی، این مزیت را به شدت تحتالشعاع قرار داده است. تمرکز تولید و فرآوری در چند نقطه کلیدی، سیستم انرژی کشور را به مجموعهای از اهداف حساس تبدیل کرده است.
به گزارش موسسه مطالعات انرژی سبحان، مجتمع پارس جنوبی به عنوان کانون تولید گاز کشور، ریسک وابستگی ۷۰ درصدی به یک نقطه را تحمیل میکند؛ اختلال در آن مستقیماً تأمین سوخت نیروگاهها و صنایع را به خطر میاندازد. در بخش فرآوردههای نفتی، پالایشگاههای حیاتی مانند تهران، اصفهان و ستاره خلیج فارس، به دلیل تأمین بخش اعظم سوخت مناطق پرجمعیت و صنعتی، در معرض ریسک بالایی قرار دارند. این تمرکز، در شرایط درگیری مستقیم، به معنای هدفگیری آسان برای ایجاد اختلالات حداکثری در اقتصاد ملی خواهد بود.
طبق تحلیل موسسه مطالعات انرژی سبحان، بررسی زنجیره عرضه انرژی کشور در بخش های بالادستی و پائین دستی نشان می دهد که رعایت شاخص های پدافند غیرعامل در بخش بالادستی بیشتر بوده است. در بخش پائین دستی، نقاط آسیب پذیری عمده ای وجود دارد که می تواند منجر به بحران انرژی شود برای نمونه مجتمع گاز پارس جنوبی حدود ۷۰ درصد گاز تولیدی کشور را فرآوری می کند و اختلال در آن می تواند آسیب های اقتصادی و امنیتی جدی ایجاد کند، به ویژه در تامین گاز برای خانگی و نیروگاهها از سوی دیگر پالایشگاه نفت ستاره با تولید روزانه ۴۵ میلیون لیتر بنزین، هرگونه اختلال در این پالایشگاه می تواند تامین سوخت برای بخش حمل و نقل را با مشکل مواجه کند و تاثیر منفی بر تامین کالاها داشته باشد و پالایشگاه های تهران، امام خمینی (ره) اراک و اصفهان به دلیل نزدیکی این پالایشگاه ها به مراکز مصرف، آن ها را در تامین فرآورده های نفتی بسیار حیاتی می کند و اختلال در فعالیت آن ها می تواند به روانی و امنیت جامعه آسیب بزند.
به تحلیل این اندیشکده پالایشگاه گازی شهید هاشمی نژاد سرخسکه تامینکننده گاز استان های شمالی است در صورت دریافت آسیب جریان پایدار گاز در شمال شرق را مختل میکند از طرفی نیز نیروگاه های بزرگ مانند شهدای پاکدشت، شهید سلیمی نکا و سایر نیروگاه های بزرگ ظرفیت بالایی دارند و اختلال در آن ها می تواند تاثیر بسیار منفی بر تامین برق کشور بگذارد؛ این نقاط آسیب پذیر نیاز به توجه و برنامه ریزی برای تقویت امنیت انرژی کشور دارند.
درسهای جهانی: ذخایر، همگرایی و تابآوری بهعنوان ابزارهای دفاعی
بنابر تحلیل اندیشکده حکمرانی انرژی و منابع ایران، بحران های انرژی تاریخ تاثیرات عمیقی بر اقتصاد و سیاست های جهان داشته اند. در بحران نفتی ۱۹۷۳، تحریم نفتی اوپک به دلیل حمایت غرب از اسرائیل، قیمت نفت چهار برابر شد و رکود اقتصادی گسترده ای ایجاد کرد؛ در واکنش، آژانس بین المللی انرژی تاسیس و سیاست های صرفه جویی و توسعه انرژی های جایگزین شد.
شوک نفتی ۱۹۷۹ پس از انقلاب اسلامی ایران به کاهش صادرات نفت و افزایش شدید قیمت ها انجامید که تورم و رکود تورمی را به همراه داشت؛ کشورهای مصرف کننده به تنوع بخشی منابع روی آوردند و امنیت انرژی به بخش حیاتی سیاست خارجی تبدیل شد. بحران های گازی ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ میان روسیه و اوکراین باعث قطع گاز اروپا شد و نشان داد اروپا به مسیر تک مسیره وابسته است؛ این بحران ها منجر به تقویت ذخایر، توسعه زیرساخت ها و بهبود مقررات امنیت عرضه گاز در اتحادیه اروپا شد. این بحران ها نقش کلیدی در شکل گیری سیاست های کنونی انرژی دارند.
بنابر گزارش این اندیشکده، طوفان کاترینا (۲۰۰۵)، حمله سایبری به خط لوله کلونیال (۲۰۲۱) و طوفان زمستانی تگزاس (۲۰۲۱) نمونه های بحران انرژی در آمریکا هستند که نشان دهنده ضرورت ذخایر استراتژیک، مقاوم سازی شبکه و تقویت امنیت سایبری اند. آمریکا سیستم چندلایه ای برای مقابله با بحران دارد. این سیستم درسطح فدرال شامل «ذخیره نفت استراتژیک»، «چارچوب واکنش ملی» و «دفتر امنیت سایبری انرژی» و در سطح ایالتی نیز شامل «کمیسیون های خدمات عمومی»، «اختیارات اعلام وضعیت اضطراری توسط فرمانداران» و «پروتکل های ویژه برای تعطیلی پالایشگاه ها و تخلیه سکوها در سواحل خلیج مکزیک» است.
این اندیشکده نتیجه گرفته است که که برنامه اضطرار انرژی نیازمند رویکردی جامع در دو محور عرضه و تقاضاست و تنها افزایش ذخایر یا تولید بدون مدیریت تقاضا و مقاوم سازی زیرساخت ها کافی نیست. در این راستا، تاب آوری زیرساختی، (شامل مقاوم سازی خطوط لوله، نیروگاه ها و پالایشگاه ها در برابر بلایا و تهدیدات نظامی)، توسعه ریزشبکه ها و سامانه های پشتیبان برق اضطراری، اهمیت زیادی دارد. ارتقای امنیت سایبری و جداسازی بخش های حیاتی از شبکه های عمومی نیز ضروری است.
خبرنگار؛ امیرحسین یوسف زاده




نظر شما