آمریکا و رژیم صهیونیستی در حملات هوایی خود به ایران عزیزمان شمار زیادی از شهرها را مورد هدف قرار دادهاند که منجر به تخریب بسیاری از مناطق و نگرانی هموطنان در تهران و سایر شهرهای کشورمان شده و بخشهایی از شهرها و حتی مناطق غیرنظامی به شدت آسیب دیده و بحرانهایی را به مردم شهرها و از جمله پایتخت تحمیل کرده است.
در این باره با دکتر فریبرز ناطقی الهی؛ بنیانگذار مقاومسازی و مدیریت بحران کشور و استاد نمونه کشور در مهندسی و مدیریت بحران به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید.
آقای دکتر، جنگ چه بحرانهایی به پایتخت افزوده است؟
نخستین مشکلی که پس از جنگ ۱۲روزه تا حدودی تجزیه و تحلیل شد، نابسامانی در مناطق مختلف شهرها به دلیل تخریبهای ایجاد شده است، به خصوص در بخش امداد و نجات، آواربرداری، عملیات اورژانس، حمل مصدومان به مراکز درمانی – مراکز درمانی که خود آسیب دیدهاند- و مهمتر از همه شاید اختلالات روحی و روانی که مردم در حال تجربه آن هستند.
بسیاری از مردم به توصیه دولتمردان تهران را ترک کرده و حضور آنها در شهرهای اقماری و دیگر استانها موجب تمرکز جمعیت شده که مدیریت شهرها و استانهای دیگر را با چالش مواجه کرده است.
آنچه در جنگ رخ میدهد و در جراید و نشریات دنیا انتقال پیدا نمیکند، این است که در جنگ حس آوارگی خیلی عجیبی به انسان دست میدهد و تصمیمگیری در مورد هر چیزی را دشوار میکند. من خودم در جنگ ۱۲روزه جزو افرادی بودم که منزلم آسیب دید و این حس را تجربه کردم.
سناریو بعدی که باید نگران آن باشیم، اطمینان از حفظ شریانهای حیاتی مثل آب، برق، گاز و مخابرات است. ضرورت دارد این شریانها جاری باشد تا مردم بیشتر احساس ناتوانی نکنند؛ چیزی که در همین دو روز مشاهده شده و برآوردهای میدانی حاکی از گرانی و افزایش بیقاعده قیمت اقلام اساسی زندگی مردم است که این موضوع موجب تحمیل شرایط سختتر در این وضعیت دشوار بر زندگی و روح و روان مردم شده است.
ازاینرو، با وجود آنکه نظارت بر قیمتها در این شرایط بسیار دشوار است، توصیه میشود نظارت جدی از سوی مسئولان صورت گیرد تا فشار مضاعف از دوش مردم برداشته شود.
همچنین پیشنهاد میشود مراکز درمانی به صورت موقت – حتی اگر شده در پارکینگ ساختمانها – در حد اولیه توسط وزارت بهداشت ایجاد شود تا مردم نیازمند تردد در مسیرهای طولانی برای دریافت خدمات بهداشتی و درمانی نباشند. همچنین ضرورت دارد دپو دارویی در حد اولیه در این مراکز تأمین شود و تانکرهای آب و سوخت در نقاط امن شهر مستقر شوند تا در صورت ادامه یافتن جنگ بتوان نگرانیهای مردم را تا حدودی کاهش داد.
در صورت طولانی شدن جنگ، این بحرانها چه شکلی پیدا خواهند کرد؟
تجربهها در این موضوع در دنیا موجود است و شرایط ما خارج از رفتارهای انسانی در دیگر جنگها نیست. بیتردید ادامه جنگ موجب بیکاری، افت تولید، افزایش قیمت ارز، افزایش مشکلات درمانی و اختلالات شدید روحی و روانی خواهد شد.
در همه دنیا این اتفاقات در جنگها تجربه میشود و در نهایت موجب نابسامانیهای داخلی از سوی طرفداران و مخالفان دولت شده و توصیه این است که با ملایمت از زمان گذر کرد. البته این مسائل به مدت زمان جنگ وابسته است، ولی باید از هماکنون به آن توجه داشت.
نیروهای انتظامی نیز باید تمهیداتی برای پیشگیری از بزهکاریها –افزایش سرقتها و مسائلی از این دست – بیندیشند، زیرا در زلزله بم مشاهده شد که یک شهر ۹۰هزار نفری که نیمی از جمعیت آن فوت کرده بودند در عرض چند روز به شهری با جمعیت ۱۱۰ هزار نفر تبدیل شد که برخی از این جمعیت برای کارهای غیرخدماتی – دزدی و سرقت اموال درگذشتگان- به این شهر آمده بودند. بنابراین مهم است از هماکنون تمهیدات لازم برای پیشگیری از این قبیل وقایع اندیشیده شود.
در شرایط فعلی چه تمهیداتی برای کوتاهمدت و چه تمهیداتی برای بلندمدت باید در دستور کار متولیان شهرها از جمله پایتخت قرار گیرد؟
اکنون زمان گلایه از مدیریت شهری نیست، اما واقعیت این است که باید از شهرداریها، شوراهای شهر، سازمان مدیریت بحران کشور و سازمانهای مدیریت بحران شهرها گلایه کرد، زیرا ضرورت داشت به جای جلسات بیهوده و فروش تراکم برای توسعه بیضابطه شهرها، دستورالعملهایی را برای زمان جنگ آماده میکردند.حدود ۶ ماه پیش ما تجربه جنگ ۱۲روزه را داشتیم و اطلاعات زیادی از کمبودها و کاستیها را جمعآوری کردیم که میشد طی این مدت اطلاعات مذکور را به دستورالعملهایی تبدیل کرد تا مردم بتوانند در چنین شرایطی از آنها استفاده کنند. با این حال در شرایط فعلی، بهترین راهکاری که به نظر میرسد، ماندن در خانه، پرهیز از ترددهای غیرضروری، توجه به اخبار از منابع معتبر و حفظ آرامش است. البته شاید در این شرایط حفظ آرامش، آرمانی بهنظر برسد، اما واقعیت این است که حقیقتاً حفظ آرامش به تصمیمگیری درست منتهی میشود، از اینرو با وجود دشوار بودن حفظ آرامش در این شرایط، اما بسیار ضروری است.
همچنین باید در شرایط جنگ نگران کودکان هم بود. ضرورتی ندارد کودکان را در جریان ریز مطالب گذاشت و هیجانهای کاذب به آنها وارد کرد. بنا بر گفته روانشناسان آثار جنگ بر روح و روان کودکان تا سالها ماندگار است، پس ضرورت دارد از انتقال اخبار و جزئیات جنگ به کودکان و حتی نوجوانان خودداری کرد.
بلایای طبیعی و حوادث غیرمترقبه چه تفاوتی با جنگ دارد و چگونه باید آنها را مدیریت کرد؟
بیتردید بلایای طبیعی با بلایای انسانساز همچون جنگ تفاوتهای عمدهای دارند. در بلایای طبیعی ما از قبل در مورد نوع سانحه شناخت داریم و میتوان از قبل برای مدیریت آن تمهیداتی اندیشید، اما در جنگ این مسئله آشکار نیست. همچنین در بلایای طبیعی مناطقی که ظرفیت خطر را دارند میشناسیم، در حالی که در جنگ مناطق مورد حمله دشمن چندان قابل پیشبینی نیست. با این حال برخی اقدامها نظیر لجستیک و برنامهریزی در جنگ و بلایای طبیعی مشابه هستند و از قبل میتوان برای آنها تمهیدات لازم را اندیشید.
آنچه در دنیا به اثبات رسیده این است که برای مدیریت بحران و سوانح طبیعی نباید از مدیران ارشد نظامی و ارتشی استفاده کرد، زیرا این افراد فقط برای زمان جنگ برنامهریزی میکنند و استفاده از آنها برای برنامهریزی در سوانح طبیعی اشتباه است، بنابراین تفاوتهای عمده برای مدیریت سوانح طبیعی و جنگ وجود دارد و موارد اندکی مشابه است که باید توسط سازمانهای مدیریت بحران کشورها مورد توجه قرار گیرد.
برای افزایش تابآوری مردم در شرایط فعلی چه پیشنهادهایی دارید؟
پاسخ به این پرسش ساده نیست، زیرا افراد تربیتها، فرهنگها و پیشینههای مختلفی دارند و اینکه انتظار داشته باشیم همه مانند هم عمل کنند بسیار دشوار است و عملاً امکانپذیر نیست. بهترین راهکار این است که مردم چه دولت را قبول داشته و چه قبول نداشته باشند، در این برهه به دولتمردان اعتماد کنند و آنچه از طریق اخبار و رسانه ملی اعلام میشود را رعایت کنند. به شایعات توجهی نداشته باشند، زیرا شایعات روحیه آنها را خراب خواهد کرد.
به طور کلی در همه بحرانها توکل و حفظ آرامش موجب افزایش تابآوری میشود و واقعیت این است که کار دیگری جز رعایت اصول ذکر شده از دست مردم در شهرها و روستاها برنمیآید.





نظر شما