امشب، شب بیستویکم رمضان است؛ شبی که نجف در سوگ مولای خود نشسته است. در چنین شبی، یاد آن لحظه عجیب در ذهن بسیاری از زائران زنده میشود؛ لحظهای در نوزدهم رجب، درست دقایقی پیش از افتتاح رسمی ایوان طلای حرم علوی که پردهها تاب نیاوردند و ایوان، پیش از آنکه دستی آن را کنار بزند، خود را به چشم مشتاقان نشان داد.
لحظهای که نجف نفسش را حبس کرد
نوزدهم رجب، صحن حرم امیرالمؤمنین(ع) پر از جمعیتی بود که برای دیدن ایوان تازه مرمتشده گرد آمده بودند. پردهای سفید بر قامت ایوان کشیده بودند تا در لحظهای معین و در میان آیینی رسمی کنار رود و شکوه تازه آن آشکار شود. اما گویی قرار نبود این دیدار تنها با برنامهای رسمی رقم بخورد.
چند دقیقه مانده به آغاز مراسم، ناگهان نسیمی در صحن پیچید. پرده بزرگ که بر ایوان کشیده شده بود تکان خورد؛ لحظهای ایستاد و سپس گویی دیگر تاب نیاورد. پارچه شکافت و آرام آرام کنار رفت. در میان نگاههای حیرتزده، طلای ایوان در برابر چشمها درخشید؛ بیآنکه دستی آن را کنار زده باشد.
جمعیت برای لحظهای ساکت ماند؛ سکوتی که بیشتر شبیه بهت بود تا آرامش. بعد زمزمهها بلند شد؛ برخی اشک میریختند، برخی صلوات میفرستادند و بعضی تنها خیره مانده بودند به آن نور طلایی که ناگهان پیش چشمشان آشکار شده بود.

گویی اذن دیدار از جای دیگری صادر شده بود
زائرانی که آن لحظه را دیدهاند، هر کدام آن را به زبانی روایت میکنند؛ اما مضمون همه روایتها یکی است: «انگار خود مولا اجازه داد».
هنوز هیچ دستی به پرده نرسیده بود، اما شکوه پنهان ایوان، خود را آشکار کرد. ایوان طلا برای شیعیان تنها یک بنای تاریخی نیست؛ دروازهای است که بسیاری از زائران، نخستین سلامشان به امیرالمؤمنین(ع) را از همانجا آغاز میکنند.
وقتی پرده کنار رفت و ایوان آشکار شد، انگار این سلامها زودتر از موعد به مقصد رسیده بود. بعضیها دست بر سینه گذاشتند، بعضی سر بر زمین نهادند و بعضی تنها زیر لب گفتند: «السلام علیک یا امیرالمؤمنین». آن روز، نجف حالوهوای دیگری داشت. زائران میگفتند: نجف لبخند زد و آسمان به تماشا ایستاد.
ایوان زیارت، در شبهای سرنوشت
ماه رمضان که به نیمه میرسد، حالوهوای نجف تغییر میکند. شبها طولانیتر و صحنها شلوغتر میشوند. گویی دلها ناخودآگاه به سمت حرم مطهر امیرالمؤمنین(ع) کشیده میشود؛ همان کسی که قرآن دربارهاش گفت «وَ یُطعِمونَ الطَّعامَ...» و پیامبر(ص) دربارهاش فرمود «علیٌ مع الحقّ». این شبها، شبهایی است که نام علی(ع) از هر گوشه حرم شنیده میشود؛ در دعای ابوحمزه، در نالههای جوشن کبیر و در سینههایی که با یاد ضربت خوردن مولای متقیان(ع) به درد میآید.
در چنین شبهایی، ورود به حرم از طریق ایوان طلا معنایی تازه دارد؛ ایوانی که پس از هفت سال مرمت، درست دو ماه پیش دوباره چهره گشود و اکنون نخستین شبهای قدر خود را با لباسی نو تجربه میکند.
ایوان، در ضلع شرقی حرم مطهر میدرخشد؛ در موقعیتی که برخلاف سنت رایج در دیگر عتبات، به ابتکار شیخ بهایی در پایین پای امیرالمؤمنین(ع) قرار گرفته تا هماهنگی گنبد، منارهها و شکوه بنا، کامل شود. همین موقعیت است که ورود زائر را با حالتی متفاوت همراه میکند؛ گویی پیش از رسیدن به ضریح، دل زائر نخست در این ایوان زانو میزند.
طلایی که تاریخ را روشن میکند
بازسازی ایوان طلا تنها ترمیم یک بنای تاریخی نبود؛ جانبخشی دوباره به یکی از مهمترین نشانههای معماری اسلامی بود.
برای هفت سال، هنرمندان ایرانی بیوقفه کار کردند تا ۴۰۰ خشت طلای ۲۴ عیار، با ظرافتی که میراث صفوی و افشاری بوده، دوباره بر جایش بنشیند. ۲۴۰ قطعه از این خشتها، با کتیبههایی از فارسی، عربی و ترکی، دوباره نفس کشیدند. مقرنسهای طلایی که تا یکسوم ارتفاع ایوان بالا رفته، اینبار با نورپردازی و دقتی بازسازی شدند که حالا در شبهای قدر، انعکاس نورشان در دل تاریکی حیاط، چیزی شبیه شعر است؛ شعری که از دور، زائر را به سمت خود فرا میخواند.
ایوان ۱۸ متری، با طاقی به ارتفاع ۱۳.۵متر و سایهبانی که تا ۱۶ متر قد کشیده، اکنون چون تابلویی طلایی در میان گنبد و دو مناره صفوی قرار گرفته؛ منارههایی به ارتفاع ۲۸.۵متر که مانند دو نگهبان قدیمی، از ابتدای تاریخ در کنار ایوان ایستادهاند. این منارهها، برخلاف بسیاری از حرمها، به بدنه ایوان متصلاند؛ طراحیای که تنها در حرم علوی دیده میشود و صلابت ایوان را دوچندان کرده است.
هندسهای از نور و نبوغ
ایوان طلا تنها یک سازه باشکوه نیست؛ یک شاهکار مهندسی است. شیخ بهایی، با شناختی که از نجوم و ریاضیات داشت، ساختار ایوان را بر پایه نسبت طلایی و با استفاده از اشکال پنجضلعی در مقرنسها طراحی کرد؛ هندسهای که چشم انسان را ناخودآگاه به سمت مرکز ایوان میکشد.
اما حیرتانگیزتر از زیبایی بصری، کارکرد نجومی ایوان است. در این بنا، زاویهای وجود دارد که با طلوع خورشید در نقطه نصفالنهار، زمان دقیق اذان ظهر را مشخص میکند. این هوشمندی مهندسی، چنان دقیق اجرا شده که قرنهاست خادمان حرم، ساعت و گاهشمار را کنار گذاشته و ظهر شرعی را از روی سایه ایوان تشخیص میدهند. همین ویژگی علمی سبب شد طرح مسقف کردن صحن حرم، هرچند سودمند، متوقف شود تا این میراث بیهمتا از بین نرود.
و حالا در شبهای قدر، وقتی زائر در تاریکی از صحن عبور میکند و نگاهش به طلاکاری ایوان میافتد که با دو مناره هماهنگ شده، این شکوه بیشتر از یک بناست؛ ترکیبی از نور، ریاضی، معرفت و ایمان.

از نادرشاه تا امروز؛ مسیر شکوه تا بازگشت
ایوان طلا نخستینبار در دوران نادرشاه افشار ساخته شد؛ دورانی که پادشاهان برای مشروعیت، محبت خود را به امیرالمؤمنین(ع) علنی میکردند. نادرشاه دستور داد ایوان را با خشتهای طلا بپوشانند و کتیبهها را بر آن نقش کنند. این بنا در دورههای مختلف تعمیر شد، اما در سالهای تاریک حکومت صدام، آسیبهای جدی دید؛ بهویژه پس از انتفاضه شعبانیه که بیحرمتیهای فراوانی رخ داد.
پس از سقوط بعث، دوره جدید مرمت آغاز شد و از همانجا، مسیر هفتسالهای شروع شد که نتیجهاش همین ایوانی است که امروز میدرخشد؛ ایوانی که اکنون در نخستین ماه رمضان پس از بازسازی، حالوهوای تازهای به حرم داده است.
این روزها، زائرانی که از ایران، عراق، لبنان، پاکستان و صدها نقطه دیگر جهان به نجف میآیند، پیش از رسیدن به ضریح، در برابر ایوان طلا مکث میکنند؛ برخی عکس میگیرند، برخی اشک میریزند و برخی زیر لب سلام میدهند. یکی از زائران گفته بود: «آدم اینجا نمیفهمد بنا قشنگتر است یا صاحب بنا عزیزتر».
اکنون وقتی زائری از در اصلی وارد میشود و طلای ایوان در نگاهش مینشیند، درواقع نتیجه سالها تلاش، عشق و دقت هنرمندانی را میبیند که برای حفظ این میراث، خشت به خشت و نقش به نقش را بازسازی کردند.
ایوانی برای دلها؛ شکوهی که زنده شد
این ایام، شبهای قدر با ایوان تازه متولد شده حالوهوای دیگری دارد. شب نوزدهم که یاد ضربت خوردن مولای متقیان(ع) است، صحن پر از نالههایی میشود که از در همین ایوان بالا میرود. نور طلایی مقرنسها با نور شمعها و اشک زائران ترکیب میشود. شب بیستویکم، شب عزاداری و گریه، ایوان چهرهای اندوهگینتر به خود میگیرد. و در شب بیستوسوم که بسیاری آن را شب قدر میدانند، ساعتها قرائت قرآن و دعا، ایوان را به نقطه اتصال زمین و آسمان تبدیل میکند. ایوان، ایوان زیارت است؛ جایی که زائر در اوج ماه مبارک رمضان، در کنار دری که قرنهاست شاهد عشق و اشک شیعیان است، خود را پیدا میکند. ایوانی که دو ماه پیش بازگشایی شد، اما انگار قرنهاست که در دلها نشسته است.
این روزها اگر به نجف بروی، در میان انبوه زائران، کسانی را میبینی که میگویند: «این ایوان تازه، انگار دوباره زنده شده؛ انگار خود امیرالمؤمنین(ع) میخواست در شبهای قدر، زیباتر از همیشه دیده شود».
و شاید راز این شکوه همین باشد. ایوان طلا، نه فقط یک بنای تاریخی، بلکه یادگار عشق به علی(ع) است؛ بنایی که با طلا آراسته شده، اما حقیقتش بر دل انسان مینشیند.

یاد آن لحظه در شبهای قدر
امشب که نجف در شب شهادت مولایش غرق اندوه است و صحن حرم با نالههای «یا علی» پر شده، بسیاری از زائران وقتی از کنار همان ایوان عبور میکنند، یاد آن لحظه میافتند؛ لحظهای که پردهها کنار رفت و ایوان پیش از هر آیینی خود را نشان داد. شاید راز آن صحنه همین باشد: در حرم امیرالمؤمنین(ع)، گاهی دیدار با برنامه انسانها آغاز نمیشود؛ گاهی خود صاحب خانه پرده را کنار میزند و آنگاه است که زائر میفهمد بعضی لحظهها تنها یک اتفاق نیستند؛ بلکه نشانهای از مهربانی صاحب این آستاناند.






نظر شما