آمریکاییها گفتهاند، ماجرای حمله به مدرسه دخترانه میناب در دست بررسی است! این یعنی باید توقع داشت که بهزودی گناه را بیندازند گردن اطلاعات جمعآوری شده و پردازش آنها توسط هوش مصنوعی. البته کارشناسان مدتهاست هشدار میدهند وقتی هوش مصنوعی در اغلب زمینههایی که بشر دارد از آن استفاده میکند، هرازچندی گاف و دستهگل جدیدی به آب میدهد، معلوم است که در جنگ و تکنیکهای جنگی هم ممکن خطا کند. اما این هشدار به معنی این نیست که گناهی متوجه آنها که از این فناوری در جنگ استفاده میکنند، نیست. ضمن اینکه برفرض اگر عامل اول جنایت در میناب، خطای هوش مصنوعی بوده باشد، همه دلایل و شواهد نشان میدهد ارتش آمریکا بیش از هرکس از امکان وقوع این خطاها آگاه بوده است.
آسیب به بشریت
«گلوبال تایمز» مینویسد: «رسانهها گزارش دادند که ایالات متحده و اسرائیل در حملات به ایران از فناوریهای هوش مصنوعی استفاده کردهاند و همین مسئله دوباره بحثهایی را در مورد استفاده نظامی از هوش مصنوعی برانگیخت. یک متخصص چینی به گلوبال تایمز گفته اگرچه هوش مصنوعی میتواند به اپراتورهای انسانی در جنگ کمک کند، اما نباید نقش تعیینکنندهای داشته باشد و تأکید کرد که اختیار تصمیمگیری باید کاملاً در دست انسان باقی بماند، در غیر این صورت هوش مصنوعی در معرض خطر تبدیل شدن به ابزاری است که میتواند به بشریت آسیب برساند».
«گاردین» هم روز سهشنبه گذشته گزارش داد مدل هوش مصنوعی شرکت آنتروپیک، به نام کلود، توسط ارتش ایالات متحده در حملات هوایی مورد استفاده قرار گرفته است و درباره دلیل استفاده از آن توضیح جالبی داد که بیشتر، کنایه به آمریکاییها به شمار میرفت: «زیرا این فناوری زنجیره کشتار را کوتاه میکند!» همه اینها در حالی است که دولت ایالات متحده ادعا کرده بود ارتش دیگر از این ابزار استفاده نخواهد کرد.
«گلوبال تایمز» مینویسد: «در سال ۲۰۲۴، آنتروپیک مستقر در سانفرانسیسکو مدل خود را در سراسر وزارت جنگ ایالات متحده و سایر آژانسهای امنیت ملی مستقر کرد تا برنامهریزی جنگ را سرعت بخشد. همان زمان رسانهها گزارش دادند کلود بخشی از سیستمی شد که توسط شرکت فناوری جنگی پالانتیر با پنتاگون توسعه داده شده است تا به طور چشمگیری تجزیه و تحلیل اطلاعات را بهبود بخشد و مقامات را در فرایندهای تصمیمگیری خود توانمند سازد».
مجله آمریکایی «نیوز ریپابلیک» هم در این باره نوشته بود: «جدا از طرف آمریکایی، از اکتبر ۲۰۲۳، ارتش اسرائیل نیز سیستمهای هوش مصنوعی را در مقیاسی وسیع (برای کشتار در غزه) مستقر کرده است که گفته میشود در تاریخ جنگ شهری بیسابقه است. مهمترین این سیستمها، سیستمی به نام «لاوندر» است. گاردین در آوریل ۲۰۲۴ گزارش داد ارتش اسرائیل در بمباران غزه از این پایگاه داده مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده کرده است که در یک مرحله ۳۷هزار هدف بالقوه را بر اساس پیوندهای ظاهری آنها با حماس شناسایی کرده است.
سریعتر از فکر کردن
گاردین به نقل از کارشناسان اعلام کرد اگرچه استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی برای فعال کردن حمله به ایران، دوران جدیدی از بمباران سریعتر از «سرعت فکر» را رقم زده، اما نگرانیهایی نیز وجود دارد که در این میان نقش کاربران و تصمیمگیران انسانی و همچنین لحاظ کردن اخلاق و انسانیت در تصمیمگیری برای حمله، کاهش پیدا میکند.
«لیو وی» مدیر آزمایشگاه تعامل انسان و ماشین و مهندسی شناختی در دانشگاه پست و مخابرات پکن، به گلوبالتایمز گفته است هوش مصنوعی درواقع میتواند به انسانها در جنگ کمک کند و کارایی عملیاتی را افزایش دهد، اما نباید عامل تعیینکننده باشد.
او خاطرنشان کرده در جنگ، نقاط قوت هوش مصنوعی در پردازش دادههای عظیم، محاسبات پرسرعت، تشخیص دقیق هدف، مانند شناسایی هدف توسط پهپاد و قابلیت عملیاتی پایدار (مانند استقرار گسترده سیستمهای بدون سرنشین) نهفته است. با این حال، عامل تعیینکننده همیشه باید انسان باشد.
او گفت هوش مصنوعی باید تحت کنترل انسان باقی بماند و با توجه به محدودیتهای فعلیاش، هنوز به نظارت انسانی نیاز دارد. عقلانیت مبتنی بر داده هوش مصنوعی فعلی نمیتواند فریب میدان نبرد، مناطق خاکستری اخلاقی یا تغییر در احساسات عمومی را تشخیص دهد. بدون انگیزههای اخلاقی و انسانی، تواناییهای کُشنده هوش مصنوعی ممکن است به سلاحی تبدیل شود که درنهایت به هر دو طرف جنگ آسیب میزند. مشکل اساسی اینجاست که کارشناسان میگویند از آنجا که اصولاً مدل و روشهای جنگ امروزی در حال تغییر سریع است و اتکای بشر به هوش مصنوعی افزایش یافته، این فناوری دارد به سلاح ناجوری تبدیل میشود که قابل کنترل دقیق هم نیست. از طرف دیگر، این وضعیت جنبه اقتصادی عمیقی هم پیدا کرده به طوری که شرکتهای فناوری به عنوان نوع جدیدی از تأمینکنندگان سلاح در حال ظهور هستند. یعنی سرنوشت آنها مثل کارخانههای ساخت تسلیحات و تجهیزات جنگی به اقتصاد جنگ گره خورده است!
به همین دلیل کارشناسان میگویند کاربرد هوش مصنوعی در حوزه نظامی نهتنها چشمانداز فناوری، بلکه نظم جهانی و به طور بالقوه مسیر تمدن بشری را نیز تغییر خواهد داد.
ایران بیکار نمینشیند
وبگاه «سیاسآیاس» هم نگاه ویژهای به جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران دارد و به جنبههای دیگر کاربرد هوش مصنوعی و فناوریهای نوین در این جنگ پرداخته و مینویسد: در حمله گستردهای که علیه ایران آغاز شد هدف تضعیف تواناییهای نظامی و استراتژیک این رژیم بود. این حمله فقط یک عملیات در ابعاد نظامی نبود چون گزارش شده است که عملیات سایبری هم همزمان با این عملیات (به پیشنهاد هوش مصنوعی) انجام شده و وبگاههای مختلف ایران مورد حمله قرار گرفته تا امکان انتشار اخبار نادرست افزایش پیدا کند. البته عملیات نظامی مشترک با استفاده از اثرات سایبری چیز جدیدی نیست. با این حال، دولتها به طور فزایندهای در حال آمادهسازی میدان نبرد برای عملیاتهای نظامی بزرگ در هوا یا زمین با عملیات سایبری تهاجمی هستند که زیرساختهای غیرنظامی و نظامی را هدف قرار میدهد. شواهد هم نشان میدهد آمریکا و اسرائیل کماکان و در کنار تهاجم نظامی به حملات سایبری ادامه خواهند داد.
در مقابل نمیشود توقع داشت ایران بیکار بنشیند و تلافی نکند. بازیگران سایبری مرتبط با ایران و گروههای نیابتی وابسته، پیش از این دامنه عملیاتی گستردهای را نشان دادهاند. یک نمونهاش عملیاتهای منتسب به این گروهها شامل اختلال قابل توجه در سیستمهای توزیع سوخت در اردن بوده است.
این الگو در حال حاضر در حوزههای دیگر هم قابل مشاهده است. فعالیتهای جنگ الکترونیکی بیشتری پدیدار شده است، به طوری که چیپیاس و سیستمهای شناسایی خودکار بیش از هزارو۱۰۰ کشتی در سراسر منطقه خلیج فارس مختل شده است. برخی منابع میگویند در سال ۲۰۲۵، حملات سایبری ایران علیه اسرائیل ۷۰۰درصد افزایش یافته است!
این نکته را هم باید در نظر داشت که همزمان با اینکه دولت ترامپ از حملات سایبری تهاجمی سخن میگوید، برخی از کارشناسان هشدار میدهند در تأکید بیش از حد بر عملیات تهاجمی، اگر سرمایهگذاری برابری در دفاع از زیرساختها صورت نگیرد، ایالات متحده را آسیبپذیرتر میکند. با توجه به اینکه عملیاتهای ایالات متحده ممکن است چهار تا پنج هفته ادامه داشته باشد باید به افزایش تابآوری در برابر تهدیدهای سایبری به صورت فوری فکر کرد.




نظر شما