پیش از این در همین صفحه، گزارشهای متفاوتی درباره همراهی نکردن کشورهای اروپایی با جنگطلبی آمریکا را منتشر کرده بودیم؛ اما در دو سه روز گذشته پاریس تصمیمهایی گرفت که نشان میداد شاید تصمیمش برای پیوستن به جنگ تحمیلی علیه کشورمان جدیتر شده است. این تصمیمها که بیشتر در قالب مواضع سیاسی خودش را نشان داد، بلافاصله از سوی شورای دفاع کشورمان رصد و پاسخ داده شد. نتیجه آن شد که پنجشنبه شب منافع فرانسه در منطقه مورد هدف قرار گرفت و سرانجام نخستین فرانسوی هم قربانی جنگطلبی ترامپ شد.
اما فرانسه چه مسیری را تا از دست دادن یک افسرش طی کرد؟ فرانسه در جریان جنگ جاری که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ با عملیات گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه تأسیسات هستهای، موشکی و فرماندهان ارشد ایران آغاز شد، در موقعیتی پر از تناقض و آشفتگی قرار گرفته است. پاریس که خود را متحد سنتی آمریکا و اسرائیل میداند، همزمان بر اصول حقوق بینالملل اصرار دارد و نمیخواهد در جنگی که آغاز آن را غیرقانونی میداند، به طور مستقیم درگیر شود. این موضع دوگانه که تحلیلگران آن را «خط باریک» توصیف میکنند، بیش از هر چیز ناشی از هراس و ترس عمیق فرانسه از گسترش جنگ، آسیب به منافع اقتصادیاش (بهویژه تنگه هرمز و جریان انرژی) و کشیده شدن به درگیری مستقیم با ایران و گروههای مقاومت بوده است. فرانسه تلاش کرده با انتقاد از روش آمریکا و رژیم صهیونیستی، محکومیت شدید اقدامهای ایران و اقدامهای صرفاً دفاعی، خود را از آتش دور نگه دارد؛ اما این سیاست محتاطانه و گاه متناقض، نشانهای از نگرانی و تردید عمیق الیزه است.
پیشزمینه و واکنش اولیه پر از احتیاط (تا ۲۸ فوریه ۲۰۲۶)
فرانسه سالها بر دیپلماسی هستهای با ایران تأکید داشت و به عنوان عضو گروه E۳ (فرانسه، آلمان، بریتانیا) در مذاکرات برجام نقش کلیدی ایفا میکرد. پس از خروج آمریکا از برجام و پیشرفت برنامه هستهای ایران، پاریس تهران را محکوم کرده؛ اما همیشه راهحل نظامی را رد میکرد. وقتی حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی در ۲۸ فوریه آغاز شد، امانوئل مکرون بلافاصله خواستار جلسه اضطراری شورای امنیت سازمان ملل شد و این درگیری را دارای «پیامدهای جدی برای صلح بینالمللی» خواند. او تأکید کرد فرانسه نه مطلع شده بود و نه در عملیات شرکت داشت. این واکنش سریع و محتاطانه، نشاندهنده ترس فرانسه از غافلگیری و کشیده شدن ناخواسته به جنگی بود که کنترل آن از دست پاریس خارج است.
انتقاد از متجاوز و سرزنش مدافع! (تا ۲ مارس ۲۰۲۶)
با شروع حملات موشکی و پهپادی گسترده ایران به اسرائیل، پایگاههای آمریکایی و کشورهای منطقه، فرانسه موضع خود را تندتر کرد؛ اما همچنان دوگانه نگه داشت. در بیانیه مشترک رهبران فرانسه، آلمان و بریتانیا در اول مارس، به جای محکومیت شدید متجاوزان، آنچه آنها «حملات بیرویه و نامتناسب ایران!» نامیدند، به شدت محکوم شد و اعلام کردند آماده دفاع از منافع و متحدان خود هستند در حالی که هنوز هیچکدام از منافع فرانسه مورد حمله قرار نگرفته بود. وزیر خارجه فرانسه تأکید کرد پاریس از کشورهای خلیجفارس و اردن دفاع خواهد کرد؛ اما حملات اولیه آمریکا و رژیم صهیونیستی را «یکجانبه» و نیازمند بحث در مجامع بینالمللی دانست. این ترکیب انتقاد حقوقی نرم از متحدان غربی و محکومیت شدید ایران، آشکارا ناشی از ترس فرانسه از قطع رابطه با واشنگتن و تلآویو در یک سو و هراس از گسترش حملات تلافیجویانه ایران به منافع اروپایی در سوی دیگر بود.
تلاش برای توجیه اقدامهای دفاعی در سایه ترس
(۳ مارس ۲۰۲۶)
در سخنرانی تلویزیونی مهم سوم مارس، مکرون موضع دوگانه خود را تثبیت کرد؛ اما زیربنای آن ترس از گسترش جنگ بود. او ایران را «مسئول اصلی» وضعیت کنونی دانست (به دلیل برنامه هستهای، موشکی و حمایت از گروههای منطقهای)؛ اما همزمان عملیات آمریکا و رژیم صهیونیستی را «خارج از چارچوب حقوق بینالملل» خواند و گفت فرانسه نمیتواند آن را تأیید کند. البته مکرون با این توجیه که فرانسه در «حالت دفاعی محض» وارد عمل میشود، دستور اعزام ناو هواپیمابر هستهای شارل دوگل همراه با جنگندههای رافال و سامانههای پدافندی به مدیترانه شرقی (سواحل اراضی اشغالی) را داد. او بارها تلاش کرد اینگونه توجیه کند که فرانسه «در جنگ نیست» و اولویتش حفاظت از شهروندان، متحدان و مسیرهای دریایی مانند تنگه هرمز است.
اقدامهای عملی دفاعی (۴ تا ۱۲ مارس ۲۰۲۶)
فرانسه سامانههای پدافندی و جنگندهها را برای رهگیری تهدیدهای ایرانی در آسمان متحدان به کار گرفت و ناو شارل دوگل را به سرعت به مدیترانه شرقی رساند. مکرون در ۹مارس از روی این ناو سخنرانی و سرانجام اعلام کرد فرانسه با یونان و قبرس در حال آمادهسازی مأموریت دفاعی برای بازگشایی تنگه هرمز پس از کاهش شدت درگیری است. پاریس اجازه استفاده محدود برخی هواپیماهای آمریکایی (غیرمرتبط با حملات به ایران) از پایگاههای خود را داد و همزمان با چین برای کاهش تنش دیپلماتیک همکاری کرد. فرانسه در این مرحله تلاش کرد نشان دهد آماده است؛ اما نه به قیمت ورود به جنگ مستقیم. این اقدامهای گسترده دریایی و دفاعی که مکرون آن را «بیسابقه» خواند، البته از سوی شورای دفاع کشورمان رصد و به این ترتیب منافع کشور فرانسه وارد لیست اهداف بالفعل نیروهای مسلح ایران شد.
نخستین تلفات نظامی (۱۳ مارس ۲۰۲۶)
گروههای مقاومت پس از اعزام شارل دوگل تهدید کردند منافع فرانسه را هدف قرار دهند و این تهدیدها، تردید و نگرانی فرانسه را بیشتر نمایان کرد؛ اما لجبازی پاریس سرانجام سبب شد در ۱۲و ۱۳ مارس، حمله پهپادی به پایگاه آموزشی مشترک فرانسه و کردها در اربیل عراق منجر به کشته شدن سروان ارشد آرنو فریون و زخمی شدن چندین سرباز دیگر شود. مکرون این حمله را «غیرقابل قبول» خواند و گفت جنگ در ایران نمیتواند چنین حملاتی را توجیه کند. این نخستین تلفات نظامی فرانسه در جریان درگیری، هرچند فشار داخلی جریان تندرو و نزدیک به آمریکا برای سختگیری بیشتر در فرانسه را افزایش داده؛ اما همزمان هراس از گسترش تهدید به نیروهای فرانسوی در منطقه را تشدید کرده است.
با وجود این به نظر میرسد فرانسه همچنان در «خط باریک» حرکت میکند؛ انتقاد حقوقی از روش آمریکا و رژیم صهیونیستی، محکومیت شدید اقدامهای ایران، عدم شرکت در عملیات تهاجمی و تمرکز بر دفاع از متحدان و مسیرهای تجاری؛ اما این سیاست محتاطانه و گاه متناقض، بیش از هر چیز بازتاب هراس عمیق فرانسه از گسترش جنگ، آسیب به منافع حیاتیاش و کشیده شدن به درگیریای است که پایانش نامعلوم خواهد بود. با نخستین کشته فرانسوی و تهدیدهای فزاینده، پاریس بیش از پیش تلاش میکند خود را از آتش دور نگه دارد، هرچند این تلاش گاهی به سردرگمی و ناسازگاری در مواضع منجر شده است. وضعیت بسیار سیال است و تحولات روزانه میتواند این ترس و احتیاط را بیشتر یا کمتر کند.





نظر شما