عطاءالله تارر، وزیر اطلاعرسانی پاکستان روز گذشته از تمایل و آمادگی این کشور برای میانجیگری و مشارکت برای کاهش تنشها در منطقه خبر داد. از سوی دیگر، اخبار منتشر شده از منابع پاکستانی نیز حکایت از آن دارد که اسحاقدار، معاون نخستوزیر و وزیرخارجه پاکستان نیز در تدارک سفری فوری و دو روزه به ریاض است تا رایزنیهای اسلامآباد در منطقه را پیگیری کند. البته این اظهارات و اقدامات در شرایطی انجام میگیرد که تلاشهای پاکستان برای کاهش تنشها در منطقه و بهویژه تنش میان ایران و کشورهای حاشیه خلیجفارس از مدتها قبل آغاز شده بود و اکنون صرفاً رنگ و بوی جدیتری به خود گرفته است. اما سؤال اساسی این است آیا تلاشهای اسلامآباد میتواند روزنهای برای کاهش تنشها در منطقه باز کند؟
پاسخ به این سؤال مهم میتواند در گرو دو موضوع مهم باشد؛ نخست، شرایط پاکستان برای میانجیگری و دوم، ظرفیتهای بالقوه این کشور برای مدیریت و پایین آوردن سطوح تنش در منطقه.در قسمت اول و در زمینه شرایط میانجیگری در حل بحرانها، این موضوع با دو اصل صداقت و بیطرفی میانجی در بین طرفهای منازعه ارتباط پیدا میکند. بر این اساس درحالی که وزیر اطلاعرسانی پاکستان بر صادقانه بودن تلاشهای این کشور در کاهش تنشها تأکید کرده است، پیچیدگیهایی در این رابطه وجود دارد. روابط نزدیک و بعضاً غیرمتعارف میان پاکستان با آمریکا در برخی حوزهها (مانند قضیه فلسطین و غزه) از یکسو و همکاریهای نظامی و امنیتی اسلامآباد و کشورهای حاشیه خلیجفارس، بهویژه پیمان امنیتی دفاعی این کشور با عربستان سعودی را میتوان خللهایی در این حوزه ارزیابی کرد. با این حال، دلایل محکمتری نیز وجود دارد که میتواند بر صادقانه و بیطرفانه بودن تلاشهای پاکستان تصریح داشته باشد. تلاش مستمر اسلامآباد برای حفظ توازن در روابط میان تهران و ریاض در چند دهه اخیر، زیانهای اقتصادی سهمگین پاکستان از تداوم تنش در منطقه، همسایگی با ایران و نگرانی از تنش در مرزهای ۹۰۰ کیلومتری با این کشور، نگرانی از افزایش قدرت رژیم صهیونیستی و اجرایی کردن ایده اسرائیل بزرگ و درنهایت مواجهه با فشار افکار عمومی برای تقابل با آمریکا و رژیم صهیونیستی، همگی دلایلی هستند که میتوانند صداقت و بیطرفی تلاشهای اسلامآباد برای میانجیگری و کاهش تنش را توجیه کنند.اما در زمینه ظرفیتهای بالقوه اسلامآباد برای مدیریت بحران و رفع تنشها، شاید بتوان این مسئله را به دو بخش، یعنی میانجیگری میان ایران و آمریکا از یکسو و ایران و کشورهای عرب منطقه از سوی دیگر تقسیم کرد. در مورد اول نه تنها تلاشهای پاکستان، بلکه هرگونه تلاش دیگری برای میانجیگری را نمیتوان چندان قابل اعتبار تلقی کرد؛ اهداف بلندمدت و سلطهجویانه رژیمصهیونیستی و عدم ثبات و پایبندی ترامپ به سخنان و تعهداتش در این مدت بهقدری آشکار شده که ارائه هرگونه تضمین از سوی طرفهای واسط را عملاً دشوار میکند.اما در حوزه دوم یعنی رابطه میان ایران و اعراب، اقدامات پاکستان با توجه به روابط این کشور با دو طرف، میتواند تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد. بحرانهای اخیر در منطقه و بهخصوص ماهیت واکنش آمریکا در ایجاد چتر امنیتی برای کشورهای عربی، نوعی انسجام فکری را در مورد ایجاد یک چارچوب امنیتی و دفاعی مشترک در منطقه بهوجود آورده است. پاکستان با توجه به همسایگی و اشتراک منافع با ایران و ارتباطات عمیق با کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس، میتواند در قانع کردن هر دو طرف برای ایجاد یک ساختار امنیتی مشترک و البته بدون نگاه حذفی هر یک در قبال دیگری، نقشی تعیینکننده ایفا کند.
۲۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۵:۵۸
کد مطلب: ۱۱۳۷۹۵۶
عطاءالله تارر، وزیر اطلاعرسانی پاکستان روز گذشته از تمایل و آمادگی این کشور برای میانجیگری و مشارکت برای کاهش تنشها در منطقه خبر داد.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس




نظر شما