روابط ایران و آلمان، در اوایل دوران حکومت پهلوی اول، در برخی از امور اقتصادی آغاز شد و به دنبال آن، در حوزههای مالی، همچون استخدام کارشناسان آلمانی در بانک ملی، گسترش یافت. با این حال این روابط چندان گسترده و عمیق نبود و تداوم چندانی پیدا نکرد، به خصوص آنکه با کارشکنی و اختلاس کارشناسان آلمانی در بانک ملی، به تیره شدن روابط دو کشور نیز، انجامید. با آغاز جنگ جهانی دوم، روابط دو کشور با تغییراتی همراه شد و آلمانها حضور فراوانی در بخشهای گوناگون کشور پیدا کردند.
شاید هدف رضاشاه از نزدیک شدن به آلمان، استفاده از قدرت این کشور در برابر انگلیس و رها شدن از نفوذ این کشور بود. بر این اساس، وی تمهیدات لازم برای حضور آلمانیها در ایران را فراهم کرد و در زمان اوج قدرت نازیها در آلمان، به دستور رضاشاه، یک کابینه جوان به نخستوزیری دکتر متین دفتری ۴۳ ساله، روی کار آمد. با وجود این، فعالیت آلمانیهایی که طی این سالها وارد ایران شدند، به مسائل فنی و اقتصادی محدود نشد؛ بلکه بسیاری از آنها، حین فعالیتهای اقتصادی، به جاسوسی و کسب اطلاعات لازم نیز مشغول شدند که همین موضوع، مورد اعتراض متفقین قرار گرفت. گرچه رضاشاه همواره این موضوع را رد میکرد؛ اما متفقین با ارائه اسناد و مدارکی، بر آن تأکید داشتند و خواستار اخراج نیروهای آلمانی بودند. در این بین، برخی پا را از این نیز فراتر گذاشته و معتقدند که بخشی از فعالیتهای آلمانیها در ایران عصر رضاخان، به طرح و اجرای کودتا علیه وی معطوف شده بود. طبق اسناد موجود، متفقین درباره تحرکات آلمانها در راستای طراحی کودتا، به رضاشاه هشدار داده بودند.
حمید شوکت، از جمله تحلیلگران و نویسندگانی است که با مطرح کردن این نظر و استناد به برخی از اسناد، از تصمیم آلمانیها به کودتا خبر داده است. وی به ملاقات اسمیرنوف سفیر شوروی با رضاشاه و تلگراف بولارد سفیر انگلیس اشاره کرده و گفته است:«اسمیرنوف، سفیر شوروی در تهران، طی ملاقاتی با رضاشاه هشدار داده بود که توطئهای برای کشتن او جریان دارد. بولارد، سفیر انگلیس در ایران نیز، مدتی پیش از این، طی ارسال تلگرافی به وزارت خارجه آن کشور، به مسئله امکان بروز کودتایی بر ضد رضاشاه و نقش آلمان در آن، پرداخته بود.» علاوه بر این، شوکت در مهمترین سند مرتبط با ادعای خود، به اسناد وزارت خارجه انگلیس اشاره میکند که در بیست ماده تنظیم و در آن، به چگونگی انجام کودتا پرداخته شده است. شوکت به اهداف و انگیزههای آلمان برای کودتا اشاره چندانی نمیکند و تنها احتمال موجود را، مقابله نکردن رضاشاه با شوروی در صورت حمله متفقین دانسته است. وی در ادامه دلایل و مستندات خود برای کودتای آلمان، به تبلیغات برنامه فارسی رادیو برلین علیه پهلوی اول که او را به همکاری با انگلستان متهم میکرد نیز، اشاره کرده است. بررسی تحرکات و اقدامات کشورهای متخاصم در جنگ جهانی دوم، درباره برقراری ارتباط با ایران، حاکی از آن است که رضاشاه بهرغم ادعای خود مبنی بر ایجاد کشوری بزرگ و مدرن، آگاهی سیاسی چندانی نسبت به تحولات سیاسی جهان و اوضاع بینالملل نداشت. او مبنای فعالیت و اقدامات سیاسی خود را بر اساس اعتماد به قدرتهایی چون آلمان قرار داده بود.





نظر شما