تحولات منطقه

نیما یوشیج، در دوره رضاشاه، هیچ کتاب شعری چاپ نکرد و انتشار آثار بزرگ علوی در همان سال‌ها متوقف شد. به دلیل خشونت عریان پهلوی نسبت به اهل قلم، آنان با صرف نظر کردن از تالیف کتاب، امنیت و منزلت خود را کمتر در معرض خطر قرار می‌دادند ...

چرا «نیما یوشیج» در دوره پهلوی اول کتاب چاپ نکرد؟
نیما یوشیج
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

خشونت رفتاری با روزنامه‌نگاران در سال‌های نخستین تثبیت حکومت رضاخان، بسیار بود و ناشران نیز، در این زمینه با احتیاط کامل گام برمی‌داشتند. کارشناسان تاریخ معتقدند که بررسی محتوایی کتاب‌های انتشار یافته در آن دوره، نشان می‌دهد که نشر از هرگونه تقابل با رژیم پرهیز داشته است و بی‌خطرترین مضمون‌ها را نیز، می‌توان در کتاب‌های انتشار یافته از سال‌های نخستین دهه 1300 شمسی تا شهریور 1320 دید.

کریم سلیمانی دهکردی، استادیار گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی، در این باره می‌نویسد:«دستگاه سانسور در دوره‌های مختلف دوران رضاشاه تحولی گسترده داشت. در سال‌های پایانی سلطنت رضاشاه، سانسور کتاب همچنان که در مورد مطبوعات صادق است، با دخالت ادارات و سازمان‌های مسئول، مانند «اداره نگارش وزارت فرهنگ»، «سازمان پرورش افکار»، و «اداره کل شهربانی» به صورت گسترده اعمال می‌شد. به طوری که یدا... همایون‌فر، برای چاپ دو جلد کتاب خود، با موضوع‌های صرفا تاریخی، تاریخچه‌ روزنامه‌نگاری در ایران و پیدایش زبان، خط، کاغذ، چاپ، لازم بود علاوه بر کسب موافقت فرهنگستان ایران، موافقت دستگاه‌های یاد شده را به دست آورد.»

سلیمانی با یادی از صادق هدایت، جمال‌زاده، نیما یوشیج و بزرگ علوی می‌نویسد: «صادق هدایت که داستان‌نویسی را از سال 1308 شروع کرده بود، در سال 1314 به اداره سانسور تعهد کتبی سپرد که هیچ گونه اثری منتشر نکند و جمال‌زاده پس از کتاب بسیار موفق «یکی بود یکی نبود»، عملا تا سال 1320، دست از انتشار هر قصه‌ای برداشت. نیما یوشیج، در دوره رضاشاه، هیچ کتاب شعری چاپ نکرد و انتشار آثار بزرگ علوی در همان سال‌ها متوقف شد. اسناد مربوط به سانسور کتاب نسبت به مطبوعات، به طور شگفت‌آوری اندک است. این امر بیانگر این حقیقت است که ایرانیان نسبت به مطبوعات، رویکرد گسترده‌تری داشته‌اند و یا احتمالا به دلیل خشونت عریان پهلوی نسبت به اهل قلم، آنان با صرف نظر کردن از تالیف کتاب، امنیت و منزلت خود را کمتر در معرض خطر قرار می‌دادند.» عبدالحسین آذرنگ نیز، در نوشته‌ای با عنوان «اختناق و سانسور در دوره پهلوی اول و تاثیر آن بر نشر»، می‌نویسد: «پرویز ناتل خانلری در سخنرانی معروف و مفصل‌اش، در نخستین کنگره نویسندگان ایران (1325هـ.ش) درباره تحول نثر فارسی در دوره معاصر، به سانسور دوره رضاشاه به صراحت اشاره کرده و عبارت‌هایی از این قبیل را آورده است: نبودن آزادی مطبوعات و سانسور شدید مطبوعات در دوره دیکتاتوری گذشته به حدی بود که اشعار تغزلی را نیز شهربانی سانسور می‌کرد و به شاعران دستور می‌داد که اشعار غم‌انگیز نسرایند. در آن دوران سیاه که اظهار خشنودی و رضایت اجباری از وظایف افراد ایرانی شمرده می‌شد، حتی عاشق از معشوق حق ناخرسندی و گله نداشت!» وی در ادامه می‌نویسد: «در خاطرات مکتوب یا بازگفته شماری از چاپ گران و کارگران چاپخانه، صحنه‌هایی از برخورد ماموران سانسور نظمیه، به ویژه در دوره ریاست سرپاس مختار، با چاپگران و کارگران چاپ در چاپخانه‌ها وصف شده است که از طریق آنها می‌توان روایت‌های دست اول از چگونگی و شیوه‌های اعمال سانسور علنی، رسمی و مستقیم را دید و شنید.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha