تحولات منطقه

بیش از یک ماه است که ناقوس جنگ را دشمنان جنایتکار و تروریست ایران با شهادت قائد امت، امام سیدعلی خامنه‌ای نواخته‌اند؛ جنگی که موجب شد مردم مبعوث شوند و با بیداری و هوشیاری خود جانی دوباره بر پیکره انقلاب ۴۷ ساله اسلامی ایران بدمند.

موکب رسانه‌ای قدس علاوه بر میزبانی از مردم، پذیرای حضوری شخصیت‌ها، هنرمندان و خانواده شهدای جنگ اخیر است / خیابان ایران
زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

بیش از یک ماه است که ناقوس جنگ را دشمنان جنایتکار و تروریست ایران با شهادت قائد امت، امام سیدعلی خامنه‌ای(رضوان الله تعالی علیه) نواخته‌اند؛ جنگی که موجب شد مردم مبعوث شوند و با بیداری و هوشیاری خود جانی دوباره بر پیکره انقلاب ۴۷ ساله اسلامی ایران بدمند. این هوشیاری و بیداری مردم با وجود آغاز سال جدید شمسی و تعطیلات نوروز نیز به حاشیه نرفت و به یک روال همیشگی زندگی مردم تبدیل شده است.
در تعطیلات نوروزی، مردم وطن‌دوست خراسان بزرگ و مشهدالرضا(ع) نیز مانند همه مردم بزرگ ایران عزیز، در کنار میزبانی از میهمانانی که خانه و کاشانه‌شان از جنگ آسیب دیده بود و به شهر امام مهربانی‌ها پناه آورده بودند، به فرمان رهبر معظم انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای و سایر فرماندهان و مسئولان کشور لبیک گفتند و هر شب حضور فعالشان در خیابان‌ها را مانند شب‌های اسفند سال گذشته حفظ کردند تا ستون پنجم دشمن نتواند آشوب و ناامنی در شهرها ایجاد کند.
شور و شعور مردم فقط به شب‌ها خلاصه نمی‌شد و هر زمان که خبر تشییع شهیدی اعلام می‌شد، مهدیه مشهد محل قرارگاه عاشقی مردم مشهد تا بهشت هشتم بود. حافظه تاریخی مشهدی‌ها و همه ایرانی‌ها همیشه در آخرین روزهای هر سال با آماده کردن هفت‌سین گره خورده؛ اما جنگ و تجاوز دشمن حتی این معادلات سنت مهم ایرانی را تغییر داد و مردم مشهد در ۲۹ اسفند پیکر مطهر شهدای مظلوم ناوچه دنا «جواد بهبودی»، «ابوالفضل حسینایی خزان» و «مسعود ظریف آسان» را تشییع کردند و یاد شهیدان مفقودالاثر ناو جماران و ناوچه دنا شهیدان جواد صادقی، همایون روح‌افزا و رضا رک جان را که گفته می‌شود از فرزندان بهزیستی مشهد بوده و حالا هم جاویدالأثر شده، گرامی داشتند و پیکر مطهر شهید عطاءالله صادقی، محافظ شهید علی لاریجانی را نیز تا بهشت هشتم بدرقه کردند.
شاید روز سوم فروردین را بتوان متفاوت‌ترین روز مشهدی‌ها در تعطیلات نوروز دانست که در این روز نه تنها پیکر وزیر اطلاعات، شهید حجت‌الاسلام سید اسماعیل خطیب و همسرش سیده فاطمه حکیم و دخترش سیده زهرا خطیب و شهید امیر علیزاده از شهدای هوافضای سپاه را تشییع و تدفین کردند؛ بلکه خبر شهادت دکتر سعید شمقدری، دانشیار و معاون پژوهشی دانشکده مهندسی برق دانشگاه علم و صنعت ایران و یکی از نخبگان علمی و حوزه صنعت دفاعی کشور و دو فرزند او را شنیدند و در آخرین روز تعطیلات، پیکر پاک فرزندان دیار خورشید، شهیدان داوود عمرانی شهید شده در تهران، رضا روزگرد از شهیدان منطقه زاهدان و محسن نجفی؛ افسر همیشه همراه شهید سپهبد پاسدار محمد پاکپور؛ فرمانده کل سپاه را تشییع کردند.
در تعطیلات نوروز، مردم شهرستان‌های خراسان رضوی هم پابه‌پای شهرهای دیگر کشور شب و روز نشناختند و همواره صحنه‌های حماسه‌ساز و غرورآفرینی از حضور در خیابان‌ها را خلق کردند و با بغضی خفته در گلو روی دستان خود، شهیدانشان را تا بهشت بدرقه کردند. مردم در جغتای میزبان پیکر فرزند خود شهید سروان «سعید کیوانلو» بودند، در تربت‌حیدریه نیز پیکر مطهر شهید ناوچه دنا «محمدامین احمدحاجی» بر دستان مردم شهیدپرور تربت‌حیدریه تشییع و تا خانه ابدی‌اش در بهشت عسکری بدرقه شد و در نهم فروردین در شهرستان زبرخان، شهید نگار میردوست سی ساله، متأهل و مادر یک فرزند هشت ماهه که در حمله دشمنان به شهرک صنعتی خیام به شهادت رسید، در خانه ابدی‌اش آرام گرفت و شهید علی‌اکبر خوافی سی‌و نه ساله، متأهل و دارای یک دختر هفت ماهه در حمله به شهرک صنعتی خیام زبرخان طعم شهادت را چشید و پیکر مطهر این شهید پس از تشییع در گلزار روستای «سالاری» زادگاه وی به خاک سپرده شد.
در همین مدت در کنار حماسه‌آفرینی‌های مردم به ویژه زنان و راه افتادن پویش‌هایی برای تهیه پرچم و سیاه‌پوشی شهر با چادر مشکی، اصناف مختلف نیز پای کار انقلاب آمدند. در روستای فرخد کشاورزان با تراکتورهای خود کاروانی را راه انداختند و با رهبر معظم انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای بیعت کردند. کامیون‌داران در ملک‌آباد نیز در اقدامی خودجوش در ۱۲ فروردین‌ با برگزاری رژه‌ خودرویی از میدان اصلی این شهر به سمت مشهد با حضور بیش از ۵۰ کامیون و ۵۰ خودرو سواری از تجدید بیعت خود با آرمان‌های انقلاب اسلامی و رهبر معظم انقلاب خبر دادند. جمعی از مردم و دانشجویان مشهدی در پاسخ به تهدیدهای ترامپ و حمایت از کارکنان نیروگاه‌ها که در این شرایط سخت از خدمت‌رسانی به هموطنان خود دست نکشیده‌اند و خاری در چشم دشمن شده‌اند، با تجمع مقابل نیروگاه حرارتی مشهد (مجتمع شهید عباسپور) حمایت خود را از کارکنان و تلاش آن‌ها در خدمت‌رسانی و حفظ زیرساخت‌های تولید برق کشور اعلام کردند.
اقشار مختلف افغانستانی‌های مقیم مشهد هم از ابتدای جنگ رمضان با برگزاری مراسم‌های مختلف پای کار انقلاب بودند و خون شریکی خود را که سال‌هاست در عمل ثابت کرده‌اند، این روزها با کفن‌پوشی و کلام و شعار بیان کردند و حتی مردم شهر هرات افغانستان ضمن همدردی با ملت ایران و محکومیت تجاوز دشمن آمریکایی-صهیونیستی به کشورمان، حدود ۲۳۰ هزار یورو کمک نقدی برای اهدا به مردم ایران را جمع‌آوری کردند که این مبلغ در اختیار سرکنسولگری کشورمان قرار گرفت و گفته می‌شود جمع‌آوری کمک‌ها در این استان همچنان ادامه دارد و مردم مشهد هم در این شب‌ها در کنار حفظ خیابان، کمک‌های خود را برای مناطق جنگ‌زده از جمله میناب به دست سازمان‌های مربوط رساندند تا به اندازه خودشان دردی از آلام هموطنان خود را کم کنند.

تاریخ از مردم ایران درس می‌گیرد

در کنار حضور حماسه‌آفرین مردم در خیابان‌ها، حرکت کاروان‌های خودرویی، پای کار آمدن همه مساجد از ابتدای جنگ، موکب‌ها از جمله موکب رسانه‌ای مؤسسه فرهنگی قدس در ابتدای بولوار سجاد مشهد فعالیت خود را آغاز کرد تا هم محفلی برای حضور خانواده شهدا، شخصیت‌ها و هنرمندان همراه مردم از جمله آیت‌الله احمد مروی؛ تولیت آستان قدس رضوی، سید کاظم احمدزاده؛ مجری باسابقه صدا و سیما، حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی دانشمند، حاج صادق آهنگران؛ مداح مطرح انقلاب، مهدی بهاری؛ خواننده اشعار ملی میهنی، امیر اطهر سهیلی؛ کارگردان و مستندساز و خانواده شهدای مدرسه شجره طیبه میناب باشد و هم با دادن چای و غذایی سبک و مقوی، نفس مردم در خیابان‌ها را گرم کند.
در شامگاه بارانی هفتم فروردین، آیت‌الله احمد مروی؛ تولیت آستان قدس رضوی ضمن بازدید از کارگاه تولید پرچم و اقلام تبلیغاتی مؤسسه فرهنگی قدس، در تجمع مردمی موکب رسانه‌ای قدس حضور یافت.
وی پس از شنیدن صحبت‌های مردمی اظهار کرد: مردم در دوران جنگ صفحات بسیار مهمی را در تاریخ اسلام و ایران ثبت کردند و این حرکت‌ها صدها سال در تاریخ می‌ماند و گاندی‌هایی برای آزادی ملتشان از این حرکت‌ها درس می‌گیرند.
از دیگر میهمانان موکب رسانه‌ای قدس، حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی دانشمند؛ خطیب و سخنران مطرح کشوری بود. وی در بخشی از سخنان تبیینی خود در جمع مردم تشریح کرد: ما ملت امام حسینیم، ما ملت شهادتیم. ایرانی یعنی فدایی ابا عبد الله(ع)، ایرانی یعنی کسی که شعار و شعورش یک کلمه است؛ هیهات من الذله.
حاج صادق آهنگران که صدایش یادآور رشادت‌های رزمندگان اسلام و مبارزه با دشمنان در هشت سال دفاع مقدس است، در اجرایی زنده و خیابانی با همراهی مهدی بهاری، خواننده اشعار ملی میهنی آهنگ معروف «کربلا منتظر ماست بیا تا برویم» را همزمان با شامگاه ۱۲فروردین و روز جمهوری اسلامی در موکب رسانه‌ای قدس برای مردم بازخوانی کرد و گفت: شوری که در حال حاضر میان مردم وجود دارد، بسیار بیشتر از هشت سال دفاع مقدس است و در آن زمان ما نداشتیم که خداوند مردم را برای بیشتر از یک ماه در خیابان‌ها و کوچه‌ها مبعوث کند.

آرزوهایی که در میناب پرپر شدند

میهمانان ویژه موکب رسانه‌ای قدس، خانواده شهدای مدرسه شجره طیبه میناب در شامگاه سیزدهم فروردین بودند که روایت‌هایشان دل هر شخصی را به درد می‌آورد.
پدر شهید زینب مکی‌زاده یکی از این میهمانان بود. او در جمع مردم با در دست داشتن پیراهن پاره و سوخته دخترش اظهار کرد: این لباس فرم مدرسه دختر شهید من، زینب است. لعنت به آن منافق وطن‌فروشی که به دنبال آزادی می‌گشت، به چه قیمت؟ به قیمت پرپر شدن عزیزان ما که زیر آن آوار ارباً اربا شدند؟ این ثمره خیانت آن منافق و خائن داخلی است. ترامپ قمارباز و نتانیاهوی خون‌آشام و ایادی آن‌ها در کشورهای خلیج فارس به ویژه آل‌سعود خائن ببینند که مردم ولایتمدار ایران چگونه ایستاده‌اند و میدان را خالی نمی‌کنند؛ چرا که اینجا ایران و مهد دلیران است.
او ادامه داد: زینب من ۹ سال و ۴ ماه بیشتر نداشت و تازه به سن تکلیف رسیده و روزه اولی بود. امسال نخستین سالی بود که سفره افطار و سحر در خانه ما با حضور دخترم صفای ویژه‌ای گرفته بود تا آن روزی که خبر شهادت او به من و مادرش رسید. زینب من حال و هوای بچگانه و دخترانه‌اش را داشت و هزاران آرزویی که با خودش به آن دنیا برد. گوشه‌های لباس دخترم بر اثر بمبی که به مدرسه خورده بود، سوخته است؛ یعنی زینب من و بیش از ۱۰۰ کودک دیگر در مدرسه شجره طیبه میناب بر اثر این بمب سوختند و پرپر شدند.
مکی‌زاده متذکر شد: دشمن سنگری را زد که محل تعلیم و تربیت امثال من و شمایی بود که با خون شهدای هشت سال دفاع مقدس، آرمان‌های این انقلاب را به دست گرفتیم و تا اینجا آن را رساندیم. این گل‌های پرپر شده هم قرار بود سکانداران آینده این نظام شوند و نگذارند هیچ اجنبی وارد کشور شود و بر ما حکومت کند.
او با اشاره به اینکه نخستین و آخرین حربه دشمن در طول تاریخ، نسل‌کشی و کودک‌کشی بوده، خاطرنشان کرد: مدرسه ابتدایی دخترانه شجره طیبه و مدرسه پسرانه رهپویان خلیج فارس در میناب در دو طبقه مجزا قرار داشت و در گوشه‌ای از این ساختمان نیز مهدکودک ساخته شده بود. عزیزانی که این شایعه را شنیدید که در کنار این مدرسه منطقه نظامی وجود داشته، بدانید که ۲۰ سال پیش در این منطقه لجستیک نظامی وجود داشت؛ اما اکنون هیچ‌گونه مهمات نظامی در این منطقه نبود. بخشی از این سوله‌ها که در گذشته نظامی بود، چند سالی است که محل برگزاری نمایشگاه‌های فصلی و سالیانه همچون نمایشگاه بهاره شده، یک بخش از آن کارواشی است که توسط جوانان برای امرار معاش ساخته شده، بخش‌های دیگر آنجا نیز فروشگاه موادغذایی، کافی‌شاپ و فروشگاه محصولات فرهنگی است. کجای این مجموعه پایگاه نظامی بود؟

حضور مثمر و همیشگی در کف خیابان، ادامه راه شهداست

خواهر شهید فرشته سنگرزاده از معلمان شهید میناب نیز در موکب رسانه‌ای گفت: وقتی پیکر شهدا را می‌خواستند به سردخانه منتقل کنند، من در بیمارستان به دنبال خواهر شهیدم می‌گشتم و بی‌صدا گریه می‌کردم. خیلی از مادرها بی‌تابی می‌کردند و جیغ می‌کشیدند. آن‌ها را آرام می‌کردم و هر شهیدی را که می‌آوردند، التماس می‌کردم که نگاه کنم شاید پیکر خواهرم باشد؛ اما نبود و ناامید شده بودم. گوشه‌ای نشستم و دیگر رمقی نداشتم. به یکی از دوستان گفتم شما فرشته را می‌شناسی. لطفاً هر کس آمد نگاه کن و اگر فرشته بود، به من خبر بده.
او ادامه داد: یکی از برادران آمد و به من گفت چند نفر از بسیجی‌ها را بیاور تا پیکر شهدا را به سردخانه منتقل کنیم؛ چرا که بیمارستان دیگر جا ندارد. به چند نفر از عزیزان گفتم بیایند. یکی از آن‌ها به دنبال خواهرزاده‌اش می‌گشت. او گفت می‌شود من هم با شما بیایم؟ پاسخ دادم بیا تا با هم گمشده‌مان را پیدا کنیم. وقتی به آنجا رفتیم، آقایی که جلو درب سردخانه ایستاده بود، گفت: خانم‌هایی که دل و جرئت و تحمل دارند، داخل بیایند تا صورت‌های متلاشی شده و غرق به خون را پاک کنند تا برای شناسایی عکس بگیریم. فوری وارد سردخانه شدم و بسته پنبه را برداشتم بدون اینکه به آن آقا بگویم که می‌توانم یا نه، کار را شروع کردم.
سنگرزاده در تشریح مصائبی که دیده بود، عنوان کرد: کاور اول و دوم را که باز کردند، گفتند پسربچه و دختر بچه است. متوجه شدم فرشته من در این کاورها نیست. به دوازدهمین پیکر که رسیدم، دیگر تحمل ماندن در آنجا برایم سخت بود. در همان وضعیت از حضرت زینب(س) خواستم به من توانی بدهد تا بتوانم فرشته را پیدا کنم. به خواهر شهیدم متوسل شدم و او را قسم دادم به امام رضا(ع) که نشانی از خودش به من بدهد. کاور دوازدهم را که باز کردم، دیدم دست راستش روی سینه‌اش است. گفتم خواهر جان به چه کسی سلام می‌دهی؟ صورتش را که دیدم، گفتم دست به این صورت نزنید. این خواهرم، فرشته سنگرزاده است. پس از آن هر شهیدی را که کارهایش را انجام می‌دادم، می‌رفتم بالای سر خواهرم. فقط از خدا می‌خواستم به من صبر و تحمل بدهد تا آنجا بی‌تابی نکنم. حدود ۵۶ شهید را به سردخانه آوردند و آنجا پر شد. بیرون که رفتم، گفتند بیایید سردخانه بعدی، ۲۰ شهید دیگر را آورده‌اند. کارهای آن‌ها را انجام دادم و گفتم تمام شد. گفتند نه هنوز دارند شهید می‌آورند و من دیگر نتوانستم ادامه بدهم.
وی در پایان یادآور شد: اگر می‌خواهیم به شهدا وصل شویم، باید حضور مثمر و همیشگی را در کف خیابان داشته باشیم و همه این‌ها ما را به ظهور حضرت حجت(عج) که هدف نهایی ماست، می‌رساند و ان‌شاءالله تا ظهور آن حضرت زنده باشیم و آن روز را ببینیم.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha