او در این گفتوگو، توضیح میدهد چرا این جمعیت هر شب تکرار میشود، چه چیزی آن را از یک برنامه معمولی متمایز میکند و روحانیت در این میان چه مسئولیتی برای حفظ مسیر اصلی این حرکت دارد.
دعوتید به خواند این گفتوگو:
آنچه این روزها در میدان شریعتی مشهد میبینیم، از جنس یک تجمع معمولی نیست. به نظر شما این پدیده را باید با چه عینکی دید تا دچار تحلیل سطحی نشویم؟
اگر بخواهم دقیق بگویم، این صحنه را نباید فقط به عنوان یک اجتماع شهری یا یک برنامه شبانه دید. اینجا با یک معجزه اجتماعی روبهرو هستیم؛ معجزهای که نه با بودجه و سازوکارهای رسمی شکل گرفته و نه با تبلیغات دستوری. مردم با اراده خودشان، با یک احساس درونی و با یک پیوند عمیق معنوی آمدهاند. همین که این جمعیت هر شب تکرار میشود، خودش یک پیام مهم دارد: هنوز در این جامعه، سرمایه ایمان و محبت زنده است.
اما همین تکرار، بعضیها را به این فکر میاندازد که شاید شور اولیه فروکش کند. شما چنین خطری را واقعی میدانید یا اساساً این تحلیل را نادرست میبینید؟
به نظرم اینجا از همان خطای تحلیلی آغاز میشود که بعضیها پدیدههای اصیل را با هیجانهای زودگذر یکی میگیرند. این حضور از سنخ موجهای مقطعی نیست. مردم برای سرگرمی نیامدهاند که با تغییر دکور و تنوع ظاهری بخواهیم نگهشان داریم. آمدهاند، چون با یک معنا زندگی میکنند. وقتی یک حرکت ریشه در باور، هویت و عشق داشته باشد، خسته نمیشود. هر شب هم تازه است، مثل آبی که از سرچشمه میجوشد.
اگر بخواهیم دقیقتر نگاه کنیم، این سرمایه اجتماعی از کجا تغذیه میشود؟ چه چیزی باعث میشود چنین جمعی بدون اجبار و هزینههای سنگین شکل بگیرد؟
جامعه ما یک جامعه ریشهدار شیعی است. این ریشهها را نمیشود با چند تحلیل سطحی یا مقایسههای ساختگی توضیح داد. مردم ما با امام حسین (ع) زندگی کردهاند، با فرهنگ شهادت بزرگ شدهاند و با نام اهلبیت (ع) انس داشتهاند. برای همین است که وقتی یک صدا از جنس محبت و ایمان بلند میشود، مردم بیدرنگ پاسخ میدهند. اینجا یک پیوند تاریخی در حال خودنمایی است، نه یک اتفاق ساختگی.
پس شما این حضور را بیش از آنکه حاصل طراحیهای بیرونی بدانید، نتیجه یک حافظه جمعی میدانید. درست است؟
دقیقاً. این حافظه جمعی در طول تاریخ شیعه شکل گرفته و در بزنگاهها خودش را نشان میدهد. مردم ما شعار را از واقعیت جدا نمیبینند. وقتی میگویند ملت حسینی، این فقط یک عبارت نیست؛ سبک زندگی است. به همین دلیل هم این حضور را باید جدی گرفت، چون نشان میدهد آن ریشه هنوز زنده است و میتواند جامعه را به حرکت درآورد.
در چنین شرایطی، نقش روحانیت را چگونه تعریف میکنید؟ صرفاً همراهی با مردم کافی است یا وظیفه فراتر از آن هم وجود دارد؟
همراهی با مردم لازم است، اما کافی نیست. روحانیت فقط نباید در صحنه حاضر باشد؛ باید صحنه را بفهمد، هدایت کند و مراقب باشد مسیر منحرف نشود. گاهی ممکن است عدهای بخواهند به اسم محبت، جهت حرکت را عوض کنند یا آن را به سمت فرعیات بکشانند. اینجاست که مسئولیت هدایتی روحانیون معنا پیدا میکند؛ در مسجد، منبر، حسینیه، مدرسه و هر جایی که میشود این شعور جمعی را درست نگه داشت.
یعنی از نگاه شما، مسئله فقط حفظ شور نیست، بلکه حفظ جهت هم اهمیت دارد.
بله، دقیقاً. شور اگر جهت نداشته باشد، ممکن است فرسوده شود یا در مسیر دیگری خرج شود. ما باید این حرکت را تا رسیدن به نتیجه مطلوب حفظ کنیم. این فقط یک حضور احساسی نیست؛ بخشی از یک نبرد معنایی و هویتی است؛ بنابراین هم مردم باید بصیر باشند، هم اهل تبیین باید مسئولیت خود را جدی بگیرند تا این سرمایه به ثمر برسد.
اگر بخواهید در یک جمله جمعبندی کنید، مهمترین پیام این تجمعها برای جامعه چیست؟
پیامش این است که مردم هنوز با ایمان زندگی میکنند، هنوز با اهلبیت (ع) پیوند دارند و هنوز میتوانند یک حرکت عظیم و اصیل را بدون تحمیل و تصنع پیش ببرند. این بزرگترین سرمایه ماست؛ سرمایهای که باید فهمیده، مراقبت و هدایت شود.
گفتوگو: عرفان غریبی





نظر شما