یک ویدئو منتشر شده از بگو مگو میان یک سناتور جمهوریخواه و وزیر دفاع آمریکا نشان میدهد ماجرای اخراج ژنرالهای آمریکایی بیش از آنچه در ظاهر دیده میشود ریشهدار است. در جلسه استماع کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا که روز پیش به وقت کشورمان برگزار شد، پیتر هگست، وزیر دفاع ایالات متحده با پرسش مستقیم و تند سث مولتون، یکی از نمایندگان جمهوریخواه مواجه میشود. این نماینده با تأکید میپرسد: «چند ژنرال رو اخراج کردین؟» هگست لحظهای مکث کرده و پاسخ میدهد: «دقیقاً نمیدونم». نماینده بلافاصله میافزاید: «نمیدونی؟ هشت نفر». مولتون سپس اصرار میکند که هگست دلایل هر یک از این اخراجها را توضیح دهد و بهویژه درباره برکناری ژنرال رندی جورج نکاتش را بگوید. هگست اما میگوید: «اونا استخدام شدن تا کاری رو که رئیسجمهور خوشش میاد انجام بدن، ولی نتونستن». این تبادل کوتاه اما پرتنش، تصویری شفاف از رویکرد دولت فعلی به رهبری نظامی ارائه کرده و بحثهای گستردهای را در محافل سیاسی و رسانهای برانگیخته است.
اخراج سه فرمانده کل در میانه جنگ
همین هفته، هگست سه ژنرال برجسته ارتش را از سمتهای کلیدیشان کنار گذاشت. ژنرال رندی جورج، رئیس ستاد ارتش (بالاترین مقام uniformed در نیروی زمینی آمریکا و فردی با سابقه خدمت طولانی در دوره چندین رئیسجمهور)، ژنرال دیوید هودن، فرمانده فرماندهی تحول و آموزش ارتش (مسئول مدرنسازی دکترین، آموزش نیروها و آمادهسازی ارتش برای چالشهای آینده) و سرلشکر ویلیام گرین جونیور، رئیس امور روحانیون ارتش با دستور مستقیم وزیر دفاع بازنشسته شدند. این تغییرات ناگهانی در دوم آوریل ۲۰۲۶ رخ داد، در حالی که نیروهای آمریکایی همچنان درگیر عملیات نظامی در خاورمیانه و جنگ با ایران بودند. بسیاری از ناظران، آن را اقدامی غیرمعمول و بالقوه بیثباتکننده در میانه یک درگیری جدی ارزیابی کردند. پنتاگون تنها بیانیه کوتاهی صادر و از «خدمت طولانیمدت» ژنرال جورج قدردانی کرد، بدون آنکه دلیل خاصی اعلام شود. ژنرال کریستوفر لانِو به عنوان رئیس موقت ستاد ارتش منصوب شد.
این اخراجها اما تنها حلقه آخر زنجیرهای از اقدامات گستردهتر است که از نخستین روزهای وزارت هگست در ژانویه ۲۰۲۵ آغاز شده است. در طول یک سال و چند ماه گذشته، وزیر دفاع بیش از ۲۰ ژنرال و ادمیرال ارشد را از سمتهای کلیدی کنار گذاشته یا مجبور به بازنشستگی زودهنگام کرده است.
در فهرست این پاکسازیها نامهایی مانند ژنرال سی.کیو.براون (رئیس سابق ستاد مشترک ارتش)، ادمیرال لیسا فرانچتی (رئیس عملیات دریایی)، ژنرال جیمز اسلایف (معاون رئیس ستاد نیروی هوایی) و چندین مقام دیگر به چشم میخورد. برخی گزارشها حاکی از آن است که اختلافات بر سر مسائل پرسنلی، ازجمله مخالفت با برخی ارتقاهای مبتنی بر تنوع نژادی و جنسیتی نیز در تصمیمگیریها نقش داشته است. هدف اعلامشده دولت، «بازسازی ارتش» و همراستا کردن کامل فرماندهی نظامی با اولویتهای رئیسجمهور ترامپ بوده است: تمرکز بر فرهنگ جنگجو، افزایش قدرت کشندگی نیروها، حذف آنچه هگست «عناصر بروکراتیک و غیرضروری» یا سیاستهای «ووک» مینامید و آوردن افرادی که سریعتر و کاملتر با چشمانداز جدید همجهت شوند.
دوقطبی در جامعه سیاسی آمریکا
این روند اما با واکنشهای تند و دوقطبی همراه بوده است. سناتور کریس مورفی (دموکرات، عضو کمیته روابط خارجی سنا) بهصراحت اعلام کرد ژنرالهای باتجربه احتمالاً به هگست گفتهاند برنامههای جنگی او در برابر ایران غیرعملی، فاجعهبار و مرگبار است و به همین دلیل کنار گذاشته شدهاند. سناتور جک رید، رئیس اقلیت کمیته نیروهای مسلح سنا اقدامات هگست را «نقض سیستم ارتقای مبتنی بر شایستگی» خواند و آن را «شرمآور» و «خیانت به اصول بنیادین ارتش» توصیف کرد. سناتور الیسا اسلاتکین نیز هشدار داد چنین پاکسازیهایی ارتش را به سمت الگوهای «روسیه، چین و کره شمالی» سوق میدهد و تأکید کرد ژنرال جورج تحت ریاست هفت رئیسجمهور خدمت کرده بود.
نماینده آدام اسمیت، از دموکراتهای کمیته نیروهای مسلح مجلس، این اخراجها را «بیاساس» و در میانه جنگ، خطرناک خواند. حتی برخی مقامات سابق دفاعی -از جمله پنج وزیر دفاع پیشین- سال گذشته در نامهای مشترک این الگو را «بیپروا» توصیف کرده و خواستار برگزاری فوری جلسات استماع کنگره شده بودند. حتی تعدادی از جمهوریخواهان مانند نماینده ریچ مککورمیک نیز ابراز نگرانی و اعلام کردند موضوع را فوراً بررسی خواهند کرد.
در مقابل، حامیان دولت و خود هگست این تغییرات را ضروری و طبیعی میدانند. آنها تأکید دارند ژنرالها «به میل رئیسجمهور» خدمت میکنند و تغییر در رهبری، بخشی جداییناپذیر از دموکراسی است. برخی جمهوریخواهان نیز کلیت رویکرد هگست را تأیید میکنند و آن را گامی برای رها کردن ارتش از «تأثیرات گذشته» و تمرکز بر آمادگی واقعی جنگی میدانند. هگست و نزدیکانش باور دارند این پاکسازیها ارتش را از بروکراسی سنگین رها کرده و آن را برای مأموریتهای واقعی جنگی آمادهتر میکند.
در نهایت، این پاکسازیها فراتر از یک مسئله اداری ساده، به پرسشهای عمیقتری درباره تعادل میان سیاست و حرفهایگری در نهاد نظامی آمریکا اشاره دارند. منتقدان نگران تضعیف روحیه نیروها، اختلال در بقای فرماندهی، از دست رفتن تجربه چندین دهه خدمت ژنرالهای باتجربه و آسیب به امنیت ملی در زمان جنگ هستند. حامیان اما معتقدند ارتش قویتر، چابکتر و همراستاتر با اولویتهای دولت خواهد شد. در حالی که عملیات نظامی در خاورمیانه ادامه دارد، ناظران با دقت منتظرند ببینند این تحولات چه تأثیری بر کارایی عملیاتی ارتش، ثبات بلندمدت فرماندهی و نتیجه نهایی درگیریها خواهد گذاشت. آیا این تغییرات ارتش آمریکا را که اکنون به نظر میرسد ضعیفتر از گذشته است، برای چالشهای آینده تقویت میکند یا برعکس، هرآنچه از آن باقی مانده است را برباد خواهد داد؟ تجربه عملکرد ترامپ حداقل نشان میدهد روزهای خوبی برای آمریکاییها در پیش نیست.





نظر شما