گاهی نوروز، پیش از آنکه با شکوفه و هفتسین برسد، از راه یک دل روشن خودش را به خانهها میرساند؛ از راه نذری که بیصدا بسته میشود، اما ردش تا دورترین خانهها هم میماند. در روزهای آخر اسفند، وقتی بهار هنوز آرامآرام خودش را به شهر میرساند، میشد امید را در دستهایی دید که به نام امام مهربانیها گشوده شده بودند؛ همانجا که یک نیت خالص میتوانست برای کودکی لباس عید باشد و برای مادری، آرامش دیدن لبخند فرزند. در آستان امام رئوف(ع)، نذر از یک نیت شخصی فراتر میرود و به جریانی از مهربانی بدل میشود؛ جریانی که میتواند عید را نه فقط به خانهها، که به دلهای منتظر و کمامید برساند.
از صحن مهربانی تا خانههای منتظر
آخرهای اسفند بود؛ همان روزهایی که بوی بهار از تقویم بیرون میزند و در خانهها کمکم صدای خانهتکانی، خرید عید، سبزه و ماهی و گفتوگوی کودکانه درباره لباس نو میپیچد. در خانهای ساده و اجارهای، زهرا آرام سفره ناهار را جمع میکرد و هر بار که نگاهش به تلویزیون میافتاد، تصویر ویترینهای پرزرقوبرق، لباسهای نو و هیاهوی خرید نوروزی دلش را بیشتر میلرزاند.
روبهرویش سه فرزندش نشسته بودند؛ سه جفت چشم منتظر و سه دل کوچک که خوب میدانستند لباس نو، یعنی عید. زهرا اما خوب میدانست که حساب زندگی همیشه با خواستههای بچهها جور درنمیآید. همسرش چند ماه قبل در یک تصادف از دنیا رفته بود و حالا او مانده بود و سه کودک قد و نیمقد و خانهای که باید با کار در کارگاه خیاطی، از پس خرجش برمیآمد.
مادر بودن در چنین روزهایی، یعنی ایستادن میان عشق به بچهها و رنجِ دستهای خالی؛ بهویژه وقتی با شوق میپرسند: «مامان، امسال هم لباس نو داریم؟» زهرا هنوز پاسخی برای این سؤالها نداشت که تلفن همراهش لرزید. یک پیامک کوتاه؛ ساده، بیسروصدا؛ اما در دلش تمام بهار را به آن خانه آورده بود. وقتی پیام را خواند، لحظهای مکث کرد. بعد لبهایش لرزید، چشمهایش خیس شد. مادر اشکش را پاک کرد و در حالی که بچهها با کنجکاوی به صفحه گوشی چشم دوخته بودند، گفت: «آقا نذاشت شرمنده بشم. امسال عید رو برامون فرستاده توی همین گوشی؛ بشینید کنارم تا با هم بگردیم و قشنگترین لباسها رو به سلیقه خودتون سفارش بدیم».
همان جمله کافی بود تا خانهای که تا چند لحظه پیش رنگ نگرانی داشت، آرامآرام رنگ شوق بگیرد. سفره جمع شد، بچهها کنار مادر نشستند و از همان جا، اولین قدم برای خرید عید برداشته شد؛ خریدی که قرار نبود با منت همراه باشد، قرار نبود به دست کسی تحمیل شود و قرار نبود چیزی از کرامت این خانواده کم کند.
عیدانهای که با انتخاب معنا پیدا کرد
در آستانه نوروز ۱۴۰۵، آستان قدس رضوی با همراهی ناذران و خیران و مردم نیکاندیش، طرحی را به اجرا گذاشت که فراتر از یک بسته حمایتی معمولی بود. در این طرح، بیش از ۶۰هزار نفر از ایتام و احسانپذیران، امکان دریافت پوشاک نوروزی را پیدا کردند؛ آن هم نه به شکل یک تحویل ساده و یکطرفه، بلکه از مسیر انتخاب مستقیم و با حفظ شأن و حرمت خانوادهها.
اعتباری بالغ بر ۱۱۰میلیارد تومان برای این اقدام اختصاص یافت؛ رقمی که در ظاهر یک عدد است، اما در باطنش صدها هزار لبخند، تصمیم، انتخاب و حس دیدهشدن نهفته است. این طرح به خانوادهها اجازه میدهد پوشاک مورد نیاز فرزندانشان را خودشان و از میان فروشگاههای متنوع انتخاب کنند؛ شیوهای که شاید در نگاه اول فقط یک مدل خرید بهنظر برسد، اما درواقع نشانهای از یک نگاه عمیقتر است: کمک، وقتی اثرگذار میشود که کرامت را دستنخورده نگه دارد.
بنیاد کرامت رضوی در این مسیر با استفاده از سکوهای مجازی و فروشگاههای طرف قرارداد، بستری فراهم کرده تا خانوادهها با اطلاعرسانی پیامکی و سازوکارهای مشخص، فرایند خرید را آغاز کنند. این یعنی کمک بهجای آنکه شکل یک بسته از پیش آماده و بینامونشان داشته باشد، به تجربهای انسانی و انتخابمحور تبدیل شده است؛ تجربهای که در آن کودک میتواند رنگ لباسش را خودش انتخاب کند، مادر میتواند اندازه و سلیقه فرزندش را لحاظ کند و خانواده، در عین نیاز، احساس بیاختیاری نکند.
از همینجاست که معنای واقعی این طرح روشن میشود: عید فقط زمانی عید است که کودک، در کنار شادی، احساس احترام هم بکند.
لبخند از پشت گوشی
برای بسیاری از خانوادههای احسانپذیر، این خرید تنها تهیه پوشاک نبود؛ یک روزنه بود. روزنهای به سمت نرمی روزهای پیشرو، به سمت لبخند بچهها، به سمت آن حس قدیمی و دوستداشتنی که در کودکی همه ما آشناست: لباس نو، کفش نو و شوقی که تا شب عید در دل میماند.
زهرا گوشی را به دست دختر بزرگترش داد تا رنگها را نگاه کند. پسر خانواده بین مدلها میچرخید و دختر کوچک، با ذوقی که فقط کودکان بلدند، هر بار لباسی را نشان میداد و چیزی زیر لب میگفت که بیشتر شبیه رؤیا بود تا انتخاب. مادر، میان این صحنه، فقط تماشا میکرد. دیگر مجبور نبود توضیح بدهد چرا امسال نمیشود. دیگر لازم نبود نگاهش را از چشمان منتظر بچهها بدزدد. حالا او هم میتوانست مثل هر مادر دیگری، شریک شوق خرید عید باشد و چه صحنهای روشنتر از این؛ جایی که دغدغه، جای خودش را به انتخاب میدهد و دل کودک، پیش از رسیدن بستهها، لباس نو را در خیال میپوشد.
کرامتی که از آستان میگذرد
بنیاد کرامت رضوی این طرح را در امتداد همان مسیری پیش برده که سالهاست نام آستان قدس رضوی را به مهربانی و دستگیری گره زده است. طرح ایتام احسانپذیر، از برنامههای این بنیاد برای حمایت از ایتام و کودکان نیازمند است؛ طرحی که نه فقط در نوروز، بلکه در مناسبتهای مختلف، با برنامههای گوناگون از این خانوادهها حمایت میکند؛ از عیدانهها و برنامههای ویژه گرفته تا خدمات معیشتی، درمانی و حتی اهدای جهیزیه به زوجهای جوان احسانپذیر.
در این میان، شناسایی خانوادهها نیز بر پایه سازوکارهای دقیق و همکاری با نهادهای اجتماعی و خیریهها انجام میشود تا حمایتها به دست کسانی برسد که واقعاً به آن نیاز دارند. همین دقت و سامانیافتگی است که سبب میشود نذر مردمی، از یک نیت فردی به یک جریان اجتماعی مؤثر تبدیل شود؛ جریانی که هم نیاز را میبیند و هم شأن نیازمند را.
علیرضا اسماعیلزاده، مدیرکل اداره نذورات آستان قدس رضوی درباره این حرکت فرهنگی و معنوی به خبرنگار ما میگوید: آستان قدس رضوی خود را امانتدار نیت ناذران میداند و با حساسیت، شفافیت و نظارت دقیق، اجرای نذورات را دنبال میکند. اطلاعرسانی دقیق به مردم، دعوت از ناذران در برخی مراسم اجرای نیات و استفاده از سامانههای ارتباطی، بخشی از تلاش آستان برای اعتمادسازی و شفافیت است.
او توضیح میدهد: در دو سال اخیر بیش از ۶۰۰میلیارد ریال از محل نذورات مردمی در مسیر کمک به ایتام، محرومان و نیازمندان در سراسر کشور هزینه شده و همین مشارکت مردمی، در سال ۱۴۰۴ نیز دو برابر شده است. این عددها وقتی کنار زندگیهای واقعی قرار میگیرند، از حالت گزارش مالی خارج شده و تبدیل میشوند به بستههای پوشاک، گوشت قربانی، سبد غذایی، نوشتافزار، خدمات درمانی و دهها نشانه دیگر از یک همدلی بزرگ.
نذر، وقتی به زندگی میرسد
نوروز برای بعضیها از خرید سبزه و ماهی و لباس نو آغاز میشود؛ برای بعضی دیگر اما از رسیدن یک پیامک امیدبخش. طرح ایتام احسانپذیر بنیاد کرامت رضوی در آستانه سال نو، نشان داد مهربانی اگر درست سازماندهی شود و بر مدار کرامت بچرخد، میتواند از حد یک کمک معیشتی فراتر برود و به بازگرداندن حس عزت و آرامش به خانوادهها بینجامد.
در خانه زهرا، آن روز عید زودتر از تقویم رسید. بچهها لباسهای نو انتخاب کردند، مادر لبخند زد و قاب عکس پدر، در سکوت، شاهد بود که در سایه امام رئوف(ع) دلهای کوچک هنوز هم میتوانند بهار را تجربه کنند و شاید راز ماندگاری این روایت همین باشد که در آستان حضرت رضا(ع)، نذر فقط برای رفع نیاز نیست؛ برای روشن کردن دلهاست. برای آنکه هیچ کودک احسانپذیری، عید را با حس کمبود آغاز نکند. برای آنکه دست مهربانی، از صحن و سرای رضوی تا خانههای ساده و بیپیرایه امتداد پیدا کند و نور امید را به سفرههای کوچک برساند.
ادامه راه مهربانی امام رئوف(ع)
در فرهنگ شیعه، رسیدگی به یتیم جایگاهی بلند و فراموشنشدنی دارد. روایتهای دینی، دلجویی از یتیم را از برترین اعمال دانستهاند و سیره اهلبیت(ع) نیز سرشار از توجه به محرومان و بیپناهان است. از همینرو است که هر جا نام امام رضا(ع) با خدمت به نیازمندان گره میخورد، این احساس در دل مردم زنده میشود که نذرشان میتواند ادامه همان راه روشن باشد؛ راهی که به مهربانی، دستگیری و حفظ کرامت انسان ختم میشود.
نذرهایی که در مسیر آستان قدس رضوی قرار میگیرد، میتواند به شکلهای گوناگون به زندگی نیازمندان برسد؛ گاهی لباسی نو، گاهی سبدی غذایی، گاهی یک وعده غذای متبرک و گاهی حتی جهیزیهای ساده برای آغاز زندگی. این زنجیره مهربانی، از نیتهای کوچک و بزرگ آغاز میشود و در نهایت به خانههایی میرسد که بیش از هر چیز، به امید نیاز دارند.
نوروز امسال نیز برای هزاران کودک یتیم و خانواده احسانپذیر، با همین مهربانی آغاز شد؛ کودکانی که شاید ندانند پشت لباسهای نو و لبخندهایشان چه شبکهای از محبت شکل گرفته است، اما بیتردید گرمای آن را در جان خود حس کردهاند و شاید در نهایت، همه این مسیر به یک نقطه برسد: به همان گنبد طلایی که سالهاست مأمن دلهای امیدوار است و هنوز هم سایه مهربانیاش بر خانههای بسیاری در این سرزمین گسترده مانده است.






نظر شما