صابری که بیش از دو دهه از عمر خود را پای بوم نقاشی گذرانده، این بار با نگاهی متفاوت و بداهه، فراز و نشیبهای اخیر کشور را روی بومی به وسعت هفت متر جان بخشیده است. با او در میان رنگها و قلمموهایش به گفتوگو نشستیم.
جناب صابری، برای شروع کمی از سوابق هنری خودتان بگویید و اینکه چطور شد گذرتان به موسسه آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی افتاد؟
بنده متولد ۱۳۶۷ و فارغالتحصیل رشته گرافیک هستم. حدود ۲۳ سال است که در دنیای طراحی و نقاشی نفس میکشم، اما تخصص اصلیام که حدود ۱۹ سال است به صورت حرفهای دنبال میکنم، «کاریکاتور چهره» است. در حال حاضر هم علاوهبر داشتن آموزشگاه شخصی، حدود دو سال است که با موسسه آفرینشهای هنری آستان قدس همکاری دارم و در آنجا به تدریس هنر مشغولم.
از اثر جدیدتان در نمایشگاه «روایت یک نگاه» بگویید. گویا این کار با بقیه تجربههای شما متفاوت است؟
دقیقاً. این اثر یک تابلوی ۳ در ۷ متر است که با رنگ اکریلیک روی بنر اجرا میشود. نکته جالبش اینجاست که همه چیز کاملاً بداهه اتفاق افتاد. به من گفتند چنین نمایشگاهی با عنوان «روایت یک نگاه؛ ایران پیشرو» در حال شکلگیری است و من عملاً از صبح تا عصر فرصت داشتم تا طرح را آماده کنم. از همان لحظه اتود زدن را شروع کردم و در حین اجرا، ایده مدام کاملتر و پختهتر شد؛ صفر تا صد طراحی و ایده هم جوشش درونی خودم بود.
در این دیوارنگاره چه مفاهیم و نمادهایی را گنجاندهاید؟
سعی کردم بخشی از اتفاقات غرورآفرین و نمادین یک ماه اخیر را به تصویر بکشم. محور اصلی کار، پرچمی است که قشرهای مختلف مردم آن را مقتدرانه نگاه داشتهاند و بالای سر همه آنها، دست رهبر معظم انقلاب (ره) به عنوان نماد هدایت دیده میشود. در تار و پود این پرچم، نمادهایی مثل کشتی دنا، موشکهای سپاه، مدرسهای در میناب، لاله به نشانه شهادت و در نهایت تصویر تشییع پیکر شهدا به سمت حرم مطهر را آوردهام. حتی بخشی از کار را خالی گذاشتم تا انتهای پرچم با اثر انگشت خود مردم تکمیل شود و آنها هم در این اثر، سهیم باشند.
گفتید این کار «دلی» بوده است. واکنش مردم و رهگذران در میدان جانباز به این کار دلی شما چطور بود؟
خوشبختانه تا الان بازخوردهای بسیار مثبتی گرفتهام. برای من مهم بود که کار مفهومزده و غامض نباشد. میخواستم حتی کسی که سواد هنری ندارد، با دو دقیقه ایستادن پای تابلو، متوجه پیام آن بشود. هنر اگر نتواند با توده مردم ارتباط بگیرد، ابتر است.
شما به عنوان هنرمندی که سالها میان مردم کار کردهاید، نسبت هنر و سیاست یا به قول خودتان مفاهیم ملی را چطور میبینید؟
ببینید، من اهل سیاست نیستم و سر هم درنمیآورم، اما این بحث فرق میکند؛ این یک مسئله ملی است، بحث وطن است. مشکلات و گرانی هست و من هم مثل همه مردم آن را لمس میکنم، اما نباید اجازه داد این مسائل باعث شود هویت ملیمان آسیب ببیند. من انتظار دارم مسئولان این مردم را ببینند؛ پدری که با دوقلوهایش ساعت یک شب در خیابان پرچم تکان میدهد، نه پول میگیرد و نه به دستور کسی آمده؛ این معجزه دل است. مسئولان باید قدر این مردم را بدانند و این صحنهها را فراموش نکنند.
نقش هنرمندان را در مسیر «ایران پیشرو» کجا میبینید؟
ما هنرمندان شاید نتوانیم تفنگ دست بگیریم و به جنگ برویم، اما ابزار ما هنر ماست. خط مقدم ما همین بوم نقاشی، قلم خوشنویسی و کلمات شاعر است. هر کسی باید با هر هنری که دارد دینش را به این خاک ادا کند. حتی اگر بعضیها به خاطر این نوع نگاه از ما برنجند، نیت ما مشخص است و هدفمان سربلندی این آب و خاک است.
و سخن آخر برای هنرمندان جوانی که تازه قدم در این راه گذاشتهاند؟
بزرگترین مشکل نسل جوان هنرمند، عجله برای رسیدن به نتیجه است. خیلیها میخواهند یکماهه به شهرت و درآمد برسند، اما هنر یعنی صبوری و ممارست. باید پلهپله مسیر را طی کرد و با عشق کار کرد. اگر کار برای دل باشد و نیت خالص، مثل همین حضور مردم در میدان جانباز که ساعت یک شب با عشق میآیند، اثر بر دل هم مینشیند. مسئولان هم باید قدر این حضور و این دلهای پاک را، بدانند.





نظر شما