تحولات منطقه

۲۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۹
کد مطلب: ۱۱۴۲۱۷۸

تیم ملی مذاکرات

مجتبی خاتونی

من این نوشته را در حالی می‌نویسم که هنوز هیچ دیداری رخ نداده و نشستی منعقد و سخنی رانده نشده و شما احتمالاً در حالی آن را خواهید خواند که از حجم بالای اخبار و مدعیات ضد و نقیض در خصوص مذاکرات اسلام‌آباد، خسته شده‌اید.

زمان مطالعه: ۲ دقیقه

من این نوشته را در حالی می‌نویسم که هنوز هیچ دیداری رخ نداده و نشستی منعقد و سخنی رانده نشده و شما احتمالاً در حالی آن را خواهید خواند که از حجم بالای اخبار و مدعیات ضد و نقیض در خصوص مذاکرات اسلام‌آباد، خسته شده‌اید؛ کمی مردد، بدبین یا حتی در لحظاتی ناامید!

اما واقعیت این است که هر اندازه به دیپلماسی، به خصوص آن‌ گاه که سوی دیگر میز، آمریکا باشد، بی‌اعتمادیم، به تیم مذاکره‌کننده خود اعتماد داریم و این اعتماد نه صرفاً ناشی از یک خوش‌بینی ساده‌انگارانه، که حاصل تجربه زیسته‌ای است به عمر انقلاب اسلامی!در حالی که ترکیب نمایندگان جمهوری اسلامی ایران در پایتخت پاکستان، به وضوح از جناح‌بندی‌های رایج در کشور، عدول کرده؛ می‌توان از آن به عنوان برآیند انتخابی آگاهانه از سوی نظام اسلامی یاد کرد. هیئتی از نمایندگان که در یک چرخش آشکار از دیپلماسی «صرف» به ژئوپلیتیک (به عنوان جوهره قدرت مادی محاسبه‌پذیر)، یک نظامی کهنه‌کار و جنگ‌بلد را در رأس خود می‌بیند!

«قالیباف» اصولاً نمی‌تواند یک دیپلمات (در معنای تاریخی آن و معادل حامل پیام‌های سیاسی) باشد؛ او واقعیت قدرت و قدرت حقیقت را چه در جبهه‌های جنگ و چه در کرسی دانشگاه دیده و آموخته؛ این مورد را به شخصه و به عنوان فردی که در کلاس درس او قلم زده، می‌توانم شهادت دهم.او «ژئوپلیتیک» را خوانده و «ایدئولوژی» را زندگی کرده، هر چند در مقام یک شاگرد، بارها استاد خود را نقد کرده باشم، اما آنچه هیچ ‌گاه در خصوص او محل تردید نبوده، عبارت است از التزام به جمهوری اسلامی ایران و یک رابطه قلبی عمیق با «رهبر شهید»؛ از همان‌هایی که «حاج‌قاسم» برای عاقبت‌ به‌خیری توصیه می‌کرد.

پرواضح است که هر نمایندگی ملی مشروعی در سازوکار جمهوری اسلامی ایران، با تأیید و یا در حداقلی‌ترین حالت، با نصب از جانب زعیم جامعه متصور است و آنچه در این سازوکار جاری و هیئت اعزامی چشمگیر است، غلبه یک نگاه کلان ملی به اختلافات داخلی و سلایق موردی بوده که در جای خود بسیار لازم است و موجب پویایی اجتماع!

حال آن جوان خنده‌روی پاسدار، اعزامی از طرقبه، در آستانه‌ پیری، به حکم و امر رهبرش، به جبهه‌ اسلام‌آباد رفته و البته کیست که نداند «ایران»، «اسلام‌آباد» است، آن ‌گاه که با نفس مسیحایی «خمینی کبیر» و با نفس زکیه «خامنه‌ای شهید» راه آبادی را پیش گرفت و ان‌شاءالله با حکمت مجاهدانه‌ «خامنه‌ای جوان» (روحی فداه)، منطقه را به آستانه «اسلام‌آباد» خواهد رساند.

در پایتخت همسایه شرقی، تعداد قابل توجهی از اصحاب رسانه، در پیشرفتی چشمگیر، وظیفه تأمین پیوست خبری و افکار عمومی این مجاهدت تکمیلی را به عهده داشته و حالا ما؛ تمام مردم ایران و آزادگان جهان، برای آن رزمنده‌ غیور، پاسدار خمینی، یار دیرین حاج‌قاسم و کهنه سرباز امام شهید و امام جدید و همکاران او آرزوی توفیق در تحقق حداکثری منافع و مصالح منطبق شده‌ ایران و اسلام را داریم و می‌دانیم، با اشرافی که در حوزه واقعیات میدانی و سیاسی در تیم مذاکره‌کننده ایرانی وجود دارد، اگر بنا باشد این پیروزی بزرگ مردم ایران و مستضعفان منطقه و جهان در میدان و خیابان، تبدیل به دستاوردی حتی کاغذی برای «شیطان» شود، مواجهه بعدی آمریکایی‌ها با طرف ایرانی، نه پشت میز و در حال خوردن میان‌وعده، که زیر آوار پناهگاه و در حال خوردن «شاهد» و «فتاح» خواهد بود.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha