جنگ تحمیلی سوم، این روزها در لحظات آتشبس یا آتشقطع خود به سر میبرد. با وجود این اکنون پنج شب است پس از این تغییر، مردم کماکان در خیابانهای شهر مشهد حضور دارند و هنوز پرچم خود را زمین نگذاشتهاند. برای آنهایی که خیابانهای شهر را در این شبها گز کرده باشند، آنچه بیش از هر اتفاقی به چشم میآید، ارتباط و تعاملی است که میان مردم مشاهده میشود؛ آنجا که با دیدن همدیگر، سواره و پیاده با عباراتی چون «ماشاءالله به شما»، «خداقوت» و «خسته نباشید» یکدیگر را میهمان میکنند؛ ظرفیتی از همبستگی که در روزها و شبهای عادی ممکن نیست اتفاق بیفتد و شاید مضحک هم به نظر برسد که ما بهعنوان یک پیاده از کنار یک خودرو که در ترافیک گیر کرده، رد شویم و به او بگوییم «ماشاءالله به شما». این مورد، گوشهای از ظرفیتهای مردمی است که خاص این شبهاست و باید قدر آن را دانست. راهکار بیدار کردن بقیه ظرفیتهای خفته مردمی این شهر را در گفتوگو با استاد گروه معارف اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد جستوجو میکنیم.
علیرضا آزاد با اشاره به بازدیدهایی که در شبها و روزهای جنگ رمضان، از تجمعات مردمی در شهرهای مختلف داشته، میگوید: مشهد یکی از پرشورترین صحنههای مقاومت مردمی و حضور خیابانی در این ایام بود و از آن جمله میتوان به حضور گسترده خانوادهها و کودکان در خیمههای مقاومت و برگزاری مراسم شبهای قدر در خیابانهای مشهد در دمای نزدیک به صفر درجه اشاره کرد. همچنین پویش پرچمدار و برافراشتن ۲۴ ساعته پرچم ایران توسط مردم، از مشهد شروع شد و در شهرهای مختلف گسترش یافت.
وی در پاسخ به این پرسش که جای چه اقدامهای مردمی دیگری در این روزها خالی است، میافزاید: خالی که نه؛ اما برخی اقدامها میتوانست پرتکرارتر باشد؛ به طور مثال پشتیبانی اجتماعی و رواندرمانی آسیبدیدگان از جنگ، کمک به کسب و کارهای خسارتدیده، اشتغال بیکارشدگان ناشی از جنگ، ایجاد زمینههایی برای ادامه فعالیت کسب و کارهای مجازی در زمان قطع اینترنت بینالمللی، کمک به کاهش تروماهای جنگ برای کودکان، سازماندهی داوطلبان خدمترسانی عمومی، تجمیع و هدایت کمکهای نقدی برای همیاری آسیبدیدگان، شروع برنامهریزی مردمی برای بازسازی، انجام تدابیری برای استمرار انسجام زمان جنگ در فردای جنگ و... را میتوان نام برد.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه ما همسرنوشتیم، ادامه میدهد: از این رو باید تلاش کنیم تا هنرمندانه به بهانه انجام این کارها، همسنگری در جنگ تحمیلی سوم را به همدردی، همدلی، همگرایی، همراهی و همکاری تبدیل کنیم.
آزاد با اشاره به پنج ظرفیت بیبدیل و خاص مشهد برای استفاده در دوران جنگ، تأکید میکند: موقعیت جغرافیایی مشهد بهگونهای است که در هر سه جنگ تحمیلی، یکی از امنترین مکانها بوده و کمترین آسیبها را دیده است. وجود امکانات خوب شهری، ناوگان وسیع حمل و نقل و ظرفیت بالای اسکان، مشهد را به یکی از مهمترین پناهگاههای آوارگان و آسیبدیدگان از جنگ تبدیل کرده است.
وی با بیان اینکه مشهد سالانه میزبان چند ده میلیون زائر است، از این موضوع با عنوان ظرفیت دوم این شهر نام میبرد که منجر شده تجربه ستادی و ظرفیت مردمی خوبی برای تدارکات و پشتیبانی و استقبال از جمعیت جنگزدگان داشته باشد.
استاد گروه معارف اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد میگوید: وجود مرقد مطهر امام رضا(ع)، مشهد را به پایتخت معنوی ایران تبدیل کرده تا دلهای مضطرب و پریشان، در کنار مضجع شریف امام رئوف(ع)، آرام بگیرند و اهمیت این ظرفیت معنوی در روزهای جنگ، صد چندان میشود.
به گفته آزاد، آستان قدس رضوی به عنوان یکی از بزرگترین نهادهای فرهنگی-اقتصادی کشور، دیگر ظرفیت بینظیر برای شهر مشهد است که میتواند نقشآفرینیهای بیشتر و گستردهای را در خدمترسانی به جنگزدگان داشته باشد.
وی همچنین با اشاره به وجود جمع زیادی از مهاجران افغانستانی در شهر مشهد، میافزاید: این هموطنان برونمرزی و شریکان فرهنگی خراسان بزرگ تاریخی در مشهد، ظرفیت بینظیر دیگری به شمار میروند که آنها نه «بار جمعیتی»؛ بلکه «سرمایه انسانی، فرهنگی و اقتصادی» هستند. بسیاری از آنها در لشکر فاطمیون دوش به دوش مدافعان حرم جنگیدند و شهید شدند و اگر در ادامه جنگ اخیر، خدای ناکرده جبههای در شرق ایران از سوی دشمنان، داعشیها و سلفیها گشوده شود، مهاجران افغانستانی ساکن مشهد، در صف نخست مدافعان ایران اسلامی و ظرفیت بالقوهای برای خاموش کردن آتش این فتنه خواهند بود.
استاد گروه معارف اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد درباره اینکه چه تناسبی میان ظرفیتهای مردمی و ظرفیتهای ستادی وجود دارد، بیان میکند: معمولاً در زمان جنگ، هم انتظار و هم اعتماد به نهادهای رسمی افزایش مییابد؛ اما متأسفانه این بار نیز مثل همیشه مردم چند گام جلوتر از مسئولان هستند. مهندسان، پزشکان، روانشناسان، برنامهنویسان، مترجمان، استادان، معلمان، خیران، تولیدکنندگان، کارمندان و کارگران، هنرمندان و... همه و همه پای کار آمدهاند؛ اما ظرفیت نهادی و مدیریت ستادی و سازوکارهای بهرهگیری از تواناییهای داوطلبان مردمی در راستای رفع نیازهای کشور در شرایط جنگی، چنان که باید و شاید مهیا نبوده و نیست.
آزاد در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان ظرفیتهای خفته را فعال و از آنها استفاده کرد، تأکید میکند: در این روزها کسانی پای کار کشور آمدند که فکرش را نمیکردیم. هنوز هستند افرادی که دوست دارند پای کار بیایند؛ اما وقتی عملکرد من و امثال من را میبینند، دلزده میشوند. اگر من و شما درست عمل کنیم، آنها نیز به این «ما»ی جدید خواهند پیوست. برای این کار باید نظامِ باور و معرفتِ سیاسیمان متحول شود. باید جنگ را در عین تهدید، یک فرصت بدانیم. جنگ میتواند «ما»ی جدیدی را در جامعه ایران متولد کند؛ «ما»یی که بسیار فراگیرتر و منسجمتر از «ما»ی گذشته باشد و ظرفیتهای خفته اجتماعی را همراه کند. به شرط آنکه جنگ را فرصتی برای ایجاد اتحاد و انسجام داخلی و عامل نزدیکتر شدن حاکمیت و ملت بدانیم. باور داشته باشیم که مردم صرفاً ابزار و مخاطبان فرمانبردار ما نیستند؛ آنها شریکان قدرت و صاحبان کشور و به دوشکشندگان بار اصلی جنگاند. آنها نه عامل بیثباتی؛ بلکه لنگر ثبات این کشتی هستند.
وی اظهار میکند: در تمام این سالها هرگاه خواستیم مردم را مدیریت کنیم، شکست خوردیم؛ ولی هر زمان مدیریت را مردمی کردیم، پیروز شدیم. مردم خودشان بهتر میدانند چگونه پای کار کشورشان بیایند و دست به دست هم دهند و در دفاع از کشورشان مشارکت کنند. برای شکوفا شدن ظرفیتهای خفته، کافی است با رفتار و گفتار خود، آنها را ناامید و دلزده نکنیم و به بهانههای واهی، نفرتپراکنی نداشته باشیم و مدام اختلافات گذشته را پیش نکشیم، یکدیگر را نرانیم و وحدت و انسجام کنونی را به بهترین شکل حفظ کنیم.
۲۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۵:۱۱
کد مطلب: ۱۱۴۲۱۸۴
جنگ تحمیلی سوم، این روزها در لحظات آتشبس یا آتشقطع خود به سر میبرد. با وجود این اکنون پنج شب است پس از این تغییر، مردم کماکان در خیابانهای شهر مشهد حضور دارند و هنوز پرچم خود را زمین نگذاشتهاند.
زمان مطالعه: ۵ دقیقه
منبع: روزنامه قدس






نظر شما