در میان روزهای سخت جنگ رمضان، هنگامی که قلبها با ترس و امید میتپید، موسیقی و شعر نقشی بیبدیل در روحیهبخشی به رزمندگان و مردم داشت. این جنگ که اسفند ۱۴۰۴ شروع شد، شبهایش طولانیتر و لحظاتش پرمعناتر بود، اشعار و آهنگهای مذهبی و انقلابی به سلاحی فرهنگی تبدیل شدند که دلها را به هم پیوند میداد و روح مقاومت را زنده نگه میداشت. در این گفتوگو، با رضا مهدوی، کارشناس و پژوهشگر موسیقی همراه شدهایم تا به بررسی وضعیت قطعات موسیقی و مداحیها در روزهای جنگ بپردازیم؛ از روایتهای حماسی و آواهای مقاومت گرفته تا آهنگهای پاپ و حضور خوانندگان جوان که صدایشان در این شبها طنینانداز بود.
رضا مهدوی، پژوهشگر موسیقی
چگونه در شرایط کنونی ترانهها و مداحیها علاوه بر بیان احساسات، جریان اجتماعی، شور و امید را در جامعه تقویت میکنند و سبب تابآوری بیشتر مردم میشوند؟
کشور ما را با عنوان «ایران اسلامی» میشناسند؛ ازاینرو طبیعی است که رفتارهای ملی پسندیده و منتخبی که از گذشته تاکنون وجود داشته و ما آنها را پاس میداریم، همواره در کنار رفتارهای دینی و مذهبی قرار بگیرند. در همین راستا، ستایشگران و مداحان از گذشته تا به امروز، این مفاهیم را در قالبهای فرهنگی موسیقی ملی و در دستگاههای موسیقی اصیل ایرانی اجرا میکنند. مردم نیز علاوه بر ایام خاصی چون ماه محرم، در طول سال و در مناسبتهای مختلف، شنونده و پذیرای این آثار هستند و نسبت به آن مطالبهگری دارند. مداحان در عرصههای گوناگون چه در لحظات شادی، چه در زمان جنگآوری و حماسهسازی و چه در هنگام غم و اندوه حضور داشتند و در ساحت هنر دینی به ستایشگری پرداختند.
در جنگ رمضان هم شاهد بودیم هنرمندان با استفاده از برخی شعرها و بیتهای قدیمی در کنار اشعار جدید شاعران معاصر، نوآوریهای خوبی داشتند و با اجراهای ریتمیک، شور، حماسه و نشاط مضاعفی را به مردم القا کردند. در این میان، رسانهای مانند تلویزیون نیز بهخوبی توانست موسیقیهای شورانگیز مناسبی را برای این ایام تدارک ببیند. از سوی دیگر، شبها که مردم برای پاسداری از وطن و انتقال انرژی مضاعف به رزمندگان، به خیابانها میآیند؛ همان طور که در دوران دفاع مقدس نیز در کنار رزمندگان بودند، مداحان و خوانندگان نیز به میان مردم میآیند و با آنها همراه میشوند. همین حضور میدانی میتواند به تقویت همدلی مردم در این ایام کمک کند. البته در نقطه مقابل، برخی از اهالی موسیقی به دلایلی نتوانستند به این عرصه ورود کنند؛ آنها در خانههایشان نشستند، کنار کشیدند و ترجیح دادند فقط مشاهدهگر باشند. با این حال، ما با اتکا به همین هنرمندانی که پای کار ایستادند، شاهد خلق آثاری با ابعاد عمیق روح دینی و ملی بودیم؛ آثاری که توانستند مضامینی غنی را به گوشهای تشنه مردم برسانند.
چرا هنوز برخی هنرمندان موسیقی به میدان نیامدهاند در حالی که عدهای احساس تکلیف کردند، پابهپای مردم در تجمعات حاضر شدند و کنشگری داشتند؟
بیشک در چنین شرایطی، بصیرت، آگاهی و شناخت دقیق نیاز است. برخی از این دوستان، متأسفانه عافیتطلبی میکنند؛ نشستهاند تا ببینند نتیجه جنگ به نفع کدام طرف رقم میخورد. این یک اشکال اساسی است و به هیچ وجه نباید این گونه باشد. ما با چشم خود میبینیم و کاملاً ثابت شده است که جمعیت عظیمی از مردم، خواهان پیروزی قاطع ایران هستند و نمیپذیرند که پیش از احقاق حق، آتشبسی شکل بگیرد. مردم میخواهند دنیا بهخوبی بشناسد که آمریکا کیست و چه ظلمهای بزرگی در طول تاریخ مرتکب شده است؛ چراکه امروز، تمام چشمهای دنیا به ایران دوخته شده است. مردم از هنرمندان چهره، مطالبهگری دارند، اما عدهای از آنها هیچ کاری نکردند، متأسفانه باید بگوییم این سکوت و بیعملی در تاریخ ثبت میشود. واقعاً نمیدانم این افراد در آینده چگونه میتوانند دوباره در میان مردم ظاهر شوند؛ چراکه اکنون بهترین وقت بود تا ارادت عملی خود را به ملت نشان دهند و ثابت کنند این عرض ارادت، تنها در حد حرف و زبان نیست، بلکه در عرصههای سخت و بحرانی که مردم به حضور آنها احتیاج دارند نیز در میدان ایستادهاند.
امروز، مردم واقعی در کف خیابانها هستند؛ از دکتر و مهندس گرفته تا افراد تحصیلکرده و غیرتحصیلکرده. تمام تودههای اقشار مختلف مردم با دغدغهمندی تمام حضور دارند. حتی خانوادههای معززی که یکی از اعضای خانوادهشان به شهادت رسیده است نیز در این میدان حاضرند. زمانی که رژیم صهیونیستی آشکارا دست به نسلکشی و کودککشی میزند، هنرمندان باید این حقایق تلخ را درک کنند؛ نه اینکه چشمشان صرفاً به رسانههای معاند دوخته باشد و تنها روایتهای مسموم آنها را ببینند.
عملکرد و همکاری دستگاهها با یکدیگر در روند صدور مجوز، ساخت و پخش موسیقی در این دوران را چطور ارزیابی میکنید؟
خوشبختانه دستگاهها خیلی سریع در حال ارزیابی آثار هستند؛ به طوری که این روند در کمتر از یک روز و حتی در عرض چند ساعت انجام میشود. برای مثال سازمان صداوسیما و وزارت ارشاد دقیقاً به همین منوال عمل میکنند. طبیعی است وقتی چهرههای شناختهشده، ترانهای میخوانند و اثری میسازند، باید بهدقت بررسی شود تا این آثار برای مردم، همبستگی و امیدافزایی به همراه داشته باشد و خدای نکرده از واژههایی استفاده نشود که به کسی بربخورد یا شرایط جامعه را سختتر کند. اینکه مداحان و شاعران در کنار یکدیگر قرار میگیرند، در بزنگاههای حساس ورود پیدا میکنند، با هم رفیق میشوند و نیاز فرهنگی جامعه را برطرف میکنند، اتفاق مبارکی است. الان در کف میدان فقط مداحان حضور ندارند بلکه برخی از موسیقیدانان و خوانندگان ما همچون محسن چاوشی، رضا صادقی، غلامرضا صنعتگر و پرواز همای و دیگر چهرههای شناخته شده یا کمتر شناخته شده نیز در این بزنگاهها به میدان آمدند. نکته قابل توجه اینکه آنها حتی با هزینه شخصی خود حاضر شدند این کار را انجام دهند؛ بدون چشمداشت و بدون اینکه از سازمان و ارگانی مبلغی دریافت کنند ولی آثارشان بهصورت شبانهروزی از رسانهها پخش میشود. با این تفاسیر، معنای آهنگسازی و هنرمند بودن در «جنگ رمضان» و «جنگ ۱۲روزه» تغییر پیدا کرده است و ما از این پس، در ذکر منابع و مبانی تحلیلی خود باید تعاریف جدیدی را لحاظ کنیم.
به آثار جریانساز محسن چاوشی اشاره کردید؛ ترانههایی همچون «علاج» یا «حسبیالله» چقدر در تقویت وحدت ملی مؤثر بودند؟
محسن چاوشی بسیار فراتر و مؤثرتر از بقیه عمل کرده است. حتی در آن زمان که عدهای به غلط او را خوانندهای «زیرزمینی» میخواندند، آهنگهایی برای فلسطین، امام رضا(ع) و ماه محرم ساخته بود. او به معنای حقیقی کلمه، یک هنرمند خاص است که بصیرت و آگاهی بالایی دارد و برای خلق اثر، منتظر سفارش نمیماند؛ هر چند که ساخت آثار سفارشی نیز در تمام دنیا مرسوم است و در جای خود میتواند ارزشمند باشد.
این دست از هنرمندان، با توجه به شناختی که از تاریخ دارند، بهخوبی میدانند با نفوذ کلام و جایگاه ویژهشان در جامعه بهعنوان یک امید ملی تلقی میشوند. ازاینرو، بدون اینکه مردم از آنها درخواستی داشته باشند، خودشان پیشقدم شده و این فضای همدلی را برای مردم فراهم میکنند. آنها اثری میسازند که جاودانه میشود، در ذهن، روح و جان مخاطب جای میگیرد و به این ترتیب، رسالت واقعی یک هنرمند را ایفا کرده و سبب ایجاد شور و نشاط حقیقی در جامعه میشوند.
هنرمندان باید دقیقاً در همین شرایط و روزهای سخت در کنار مردم باشند، نه فقط زمانی که میخواهند مردم بلیتهای میلیونی کنسرتشان را بخرند. اکنون زمانه رویارویی با سختیهاست و حضور هنرمندان متعهد در چنین بزنگاههایی موجب میشود وحدت ملی، انسجام و یکپارچگی، در قالب و بیانی هنری بیش از پیش محقق شود.
آیا میتوان گفت مداحی و موسیقی در شرایط بحرانی میتواند کارکردهای اجتماعی و سیاسی پیدا کند و منجر به ایجاد انسجام و همبستگی جامعه شود؟
هر پدیدهای جایگاه خود را دارد. دهه ۶۰ را نباید از یاد برد؛ سرودهای بسیار زیبایی در آن دوران ساخته شد. موسیقیهای انقلابی دوران هشت سال دفاع مقدس و پیروزی انقلاب اسلامی، همچنان ضروریاند. با گذشت زمان، شعارها و انواع موسیقی، سرود و مداحیها همواره مورد نیاز جامعه باقی میمانند، برای نمونه، سرود «ننگ بر آمریکا» همچنان باید پخش شود؛ هر چند که موسیقیهای جدیدی نیز تولید میشود اما این موضوع دلیلی بر فراموشی آثار قدیمی نیست.
برای نسل جدید نیز باید موسیقی ساخته شود و در این مسیر به تعادل رسید؛ متأسفانه این توازن هنوز بهطور کامل رعایت نشده است. این نگرش غلط که پخش آثار دهه ۶۰ به معنای عدم فعالیت نسل جدید است، باید اصلاح شود. در عوض، باید برنامهای زمانبندی شده داشته باشیم تا هر اثر در جایگاه مناسب خود پخش شود. تمام این آثار، شنوندگان خاص و مخاطبان ویژه خود را دارند و ما باید همه اقشار مردم را در نظر بگیریم؛ چه در روستا و چه در شهر و حتی کسانی که با جان و دل به ایران تعلق دارند. آنها نیز باید بتوانند این آثار را از طریق رسانههایی مانند «ایرانصدا» و همچنین سامانههای مدرن امروزی دریافت کنند.
آثاری که در دهه ۶۰ ساخته شدند با آثار امروزی از لحاظ در نظر گرفتن شرایط جنگی قابل قیاساند؟
قدیمی یا جدید بودن، ملاک مقایسه نیست و نمیتوان این دو را بهطور مستقیم با هم سنجید. برای نمونه، سرود «اللهالله» که توسط مرحوم رویگری اجرا شده بود، برای نسل امروز بازخوانی شد.
همچنین، آقای محمود کریمی نسخه جدیدی از سرود «ای ایران» را ارائه کردهاند؛ این امر نشاندهنده بهرهگیری از فناوری روز و هوش مصنوعی در خدمت هنرمندان است.در هر صورت، باید میان این موسیقیهای قدیمی و جدید عدالت برقرار باشد و از هر دو بهطور مساوی پخش شود. چه رسانه ملی و چه سایر فضاها، باید شرایط را مهیا کنند تا موسیقیها بهتر به گوش مخاطبان برسد.
با این حال، نباید فراموش کرد بلندگوها باید در خیابانها، فروشگاههای بزرگ و مکانهای عمومی نصب شوند تا ما بتوانیم این موسیقیها را در کنار میادین، در شبهایی که هنرمندان در میان مردم حضور دارند، بشنویم و پخش کنیم.
میتوان گفت آثار موسیقی و مداحی در شرایط فعلی با هم ارتباط مضمونی پیدا کردهاند؟
در گذشته، مداحی و روضهخوانی شاخههایی از موسیقی محسوب میشدند؛ بهگونهای که برخی استادان کلاسهای خود را در ایام محرم تعطیل میکردند و به شاگردان میگفتند: «به پای منبرها بروید و ببینید علما، مداحان و ذاکرین چه میگویند و چه میخوانند». این دو حوزه همواره ارتباطی متقابل و عمیق با یکدیگر داشتند. در دوران صفویه، زمانی که موسیقی با محدودیتهایی روبهرو شد، مردم به تعزیهخوانی روی آوردند. تعزیه، اساس و بخش مهمی از دستگاههای موسیقی، شعر و ادبیات کشور را تشکیل میداد.
در آن زمان، افرادی که قاری قرآن بودند، شعر نیز میآموختند؛ چرا که آن گونه که امروز فراگیر است، آموزشها محدودتر بود. با این حال، بر اساس اقتضای زمانه، قطعاً باید این شعرها و سرودها را بهروز کرد. همان طور که برای نسل جدید باید گفتوگوهای نوینی شکل گرفت، نباید از میراث قدیمی نیز غافل شد. تمام این موارد باید در قالب یک «بسته فرهنگی» جامع به مردم ارائه شود. اکنون زمان آن فرا رسیده که مدیران و مسئولان فرهنگی، از سطوح بالا تا پایین، به این مردم باشرف که در کف خیابانها و میدانها حضور دارند، خدمترسانی کنند. این مردم همانند رزمندگانی هستند که پای لانچر ایستادهاند و شایستهترین کار خدمترسانی به آنهاست. هر مسئولی باید با توجه به جایگاه خود، در خدمترسانی به مردم بکوشد.





نظر شما