میدانیم و شنیدهایم که پس از واقعه عاشورا جریان امامت وارد رکود نشد، که در میدان ایستاد و مبارزه را بهگونههای مختلف و رویکردهای گوناگون ادامه داد. دوران امامت سه امام بزرگوار پس از واقعه عاشورا، یعنی امامان سجاد(ع)، باقر(ع) و صادق(ع) را میتوان دوره تبیین فکری، علمی و فرهنگی اسلام ناب دانست؛ دورهای که مبارزه، با رویکرد تمدنسازی ادامه یافت. در این دوران بود که امام سجاد(ع) جهاد تبیین را با قالب مناجات و دعا پی برده و به بازسازی پایههای اسلام ناب پرداختند. در ادامه حرکت ایشان، امام باقر(ع) هندسه و چارچوب اسلام اصیل نبوی و علوی را با اصول و فروع دین تبیین کردند و سپس امام صادق(ع) پایههای دین را بر آن بنا نهادند و مرجعیت علمی، دینی و سیاسی ائمه(ع) را تثبیت کردند. رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله العظمی خامنهای در تحلیل زندگی امام صادق(ع) اینگونه میفرمایند: «اگر امام صادق و امام باقر(صلواتاللهعلیهما) یک گوشه مینشستند و چند نفر دور خودشان جمع میکردند و فقط یک مسئله شرعی میگفتند، کسی به آنها کاری نداشت... امام صادق(ع) دنبال امامت بود - یعنی ریاست دین و دنیا - منتها شرایط جور نمیآمد؛ اما ادعا که بود. برای خاطر همین ادعا هم آن بزرگواران را کشتند» (۳۰/۵/۱۳۷۰). برای درک بهتر حرکت امام صادق(ع) و نحوه مبارزه ایشان با طاغوت، مروری بر اندیشه رهبر شهید در این باب خواهیم داشت.
علناً در میدان میایستاد
سخن از جهاد علمی امام صادق(ع) که به میان میآید، تصور میکنیم اتاقی بوده و محل درس و بحثی؛ «ماها دوریم از زندگی ائمه(ع)؛ اطلاعاتمان کم است، هم از کلماتشان، هم از بیاناتشان، روایاتشان و حالات زندگیشان» (۴/۲/۱۴۰۴). درحالی که این امام بزرگوار به گفته رهبر شهید انقلاب در پی براندازی طاغوت و استقرار حکومت حق بودند. «نقشه امام صادق(ع) این بود که بعد از رحلت امام باقر(ع) کارها را جمعوجور کند، یک قیام علنی به راه بیندازد و حکومت بنیامیه را... ساقط کند و خودش پرچم خلافت را بلند کند» (۲۱/۳/۱۳۵۸). این امام بزرگوار این نقشه و برنامه را بهطور علنی دنبال و در دوران بنیامیه مواضعشان را اعلام میکردند. «امام صادق(ع) مبارزاتش خیلی حاد، خیلی صریح و خیلی قاطع بود. آن بزرگوار علناً میایستاد در مقابل تودههای انبوه جمعیت در خانه خدا، در مِنا، در عرفات... و میگفت حاکم منم» (همرزمان حسین، ص۱۹۵). این رفتار امام «نشاندهنده اوج مبارزه امام صادق(ع) است در اواخر دوران بنیامیه» (۱۹/۳/۱۳۶۷).
تربیت جمعیتی که کنارش بایستند
مبارزهای که در دوران عباسی، با تغییر حکومت با رویکردی دیگر دنبال شد. «امام صادق(ع) باید دست به یک ابتکار خیلی عالی بزند؛ اول باید تبلیغات خود را از نو شروع کند...؛ ثانیاً، باید طرز فکر تشیع را... در بین مردم ترویج کند؛ ثالثاً، باید آن جمعیتی را که کنار دست او بایستند و حرکت و قیام کنند... تربیت کند و امام صادق(ع) مشغول همه این کارها بود» (همرزمان حسین، ص۱۹۹). به تعبیر دیگر «تبیین و تبلیغ مسئله امامت؛ تبلیغ و بیان احکام دین به شیوه فقه شیعی و نیز تفسیر قرآن به روال بینش شیعی؛ وجود تشکیلات پنهانی ایدئولوژیک- سیاسی»(پیشوای صادق، ص۶۵) از اقدامات اصلی این امام در جریان حرکت الهی و مبارزاتیشان بود.
دعوت به حق با تبیین امامت
این امام بزرگوار در چند محور با طاغوت مبارزه میکردند. یکی از این محورها مسئله تبیین امامت بود. «امام صادق(ع) نیز مانند دیگر امامان شیعه، بیت برجسته دعوتش را موضوع امامت تشکیل میداده است. برای اثبات این واقعیت تاریخی، قاطعترین مدرک، روایات فراوانی است که ادعای امامت را از زبان امام صادق(ع) بهروشنی و با صراحت تمام نقل میکند» (۲۱/۳/۱۳۵۸). نکته مهمتر اینکه «امام در مواردی به این بسنده نمیکند که امامت را برای خویش اثبات کند، بلکه همراه نام خود، نام امامان بحق و اسلاف پیشین خود را نیز یاد میکند و در حقیقت سلسله امامت اهلبیت(ع) را متصل و جداییناپذیر مطرح میسازد» (پیشوای صادق، ص۷۳).
مبارزه علمی با تحریف و انحراف
محور دیگر مبارزاتی امام با طاغوت، مبارزه علمی ایشان است. در حقیقت «امام صادق(ع) با گستردن بساط علمی و بیان فقه و معارف اسلامی و تفسیر قرآن به شیوهای غیر از شیوه عالمان وابسته به حکومت، عملاً به معارضه با آن دستگاه برخاسته بود» (پیشوای صادق، ص۹۰). علت رو آوردن حضرت به این بُعد از مبارزه این بود که «کار فکری -یعنی مبارزه با تحریف- در حقیقت، بریدن شاهرگ دستگاه خلافت است؛ دستگاهی که جز با تکیه بر دین انحرافی، توانِ بودن و ماندنش نیست» (پیشوای صادق، ص۵۷). در حقیقت «آن حضرت بدین وسیله تمام تشکیلات مذهبی و فقاهت رسمی را که یک ضلع مهم حکومت خلفا به شمار میآمد، تخطئه میکرد و دستگاه حکومت را از بعد مذهبیاش تهیدست میساخت» (پیشوای صادق، ص۹۰).
ساخت تشکیلات عظیمی از مؤمنان
دیگر محور مهم مبارزه که رهبر شهید از آن یاد میکنند، ساخت تشکیلاتی با عظمت بود. «امام صادق(ع) یک تشکیلات عظیمی از مؤمنانِ به خود و از طرفداران جریان حکومت علوی در سراسر عالم اسلام، از اقصای خراسان و ماوراءالنهر تا شمال آفریقا، بهوجود آورده بود» (۱۴/۶/۱۳۵۹). در حقیقت «موضوع تشکیلات پنهان در صحنه زندگی سیاسی امام صادق(ع) و نیز دیگر ائمه(ع) ازجمله مهمترین و شورانگیزترین و در عین حال مجهولترین و ابهامآمیزترین فصول این زندگینامه پُرماجراست»(پیشوای صادق، ص۹۵). این تشکیلات در واقع «بهمعنای جمعیتی از مردم بوده که با هدفی مشترک، کارها و وظایف گوناگونی را در رابطه با یک مرکز و یک قلب تپنده و مغز فرماندهنده انجام میداده و میان خود نوعی روابط و نیز احساسات نزدیک و خویشاوندانه میداشتهاند»(پیشوای صادق، ص۹۶). یکی از اقدامات مبارزاتی امام صادق(ع) هم حمایت از گروههای انقلابی و قیامهای شیعی بود. «امام نسبت به زید یک بیاناتی ایراد میکردند که این بیانات موجب میشد که هرکسی این بیانات را بشنود، برود با زید همراه بشود. در یک روایت امام میگویند: آن کسانی که با زید شهید بشوند، مثل کسانی هستند که با علیبنابیطالب(ع) شهید شدهاند»(همرزمان حسین، ص۳۲۰).
ادامه مبارزه با اقامه عزا پس از شهادت
نقطه کانونیِ مبارزات امام صادق(ع) متوجه دستگاه طاغوت بنیعباس به حاکمیت منصور شده بود تا جایی که «امام در آخرین لحظات زندگیاش، علاوه بر ضربات گذشته، دو تا ضربت دیگر هم احتیاطاً به منصور میزند: اولاً، نمیگذارد مسئله کشتهشدن او مکتوم بماند... یک پولی معین میکند، میگوید از حالا تا هفت سال، هر سال شیعیان و دوستان من -و بهطور کلی مسلمانها- در موسم حج دورهم جمع شوند و برای من گریه کنند... [دوم] جانشینِ خودش را مکتوم میکند»(همرزمان حسین، ص۲۲۳).
دستاورد مبارزه؛ استحکام پایههای معرفت اسلامی
دستاوردهای مبارزاتی امام صادق(ع) چنان بود که «سران دستگاه خلافت به نقش مؤثر این مبارزه غیرمستقیم توجه میداشتند. تهدیدها و فشارها و سختگیریهای نامحدود منصور نسبت به فعالیتهای آموزشی و فقهی امام... ناشی از همین توجه و احساس بوده است»(پیشوای صادق، ص۹۰). کلام آخر اینکه «زمانه در دوران امام صادق(ع) یک فرصت و فسحتی را در اختیار گذاشت و این بزرگوار توانست کاری بکند که با پایههای معرفت اسلامیِ صحیح در جامعه، آنچنان مستحکم بشود که تحریفها دیگر نتواند این پایهها را از بین ببرد. ایشان این کار را کرد تا این زمینه بماند و در هر دورهای از دورههای تاریخ، کسانی که لایق هستند، بتوانند از این زمینه استفاده کنند و نظام اسلامی و مبنای مبتنی بر ارزشهای اسلامی را بهوجود بیاورند و این بنای رفیع را بسازند. این، کارِ امام صادق(ع) است» (۷/۹/۱۳۸۴).






نظر شما