گاهی تاریخ در لحظههایی ورق میخورد که جامعه، همزمان داغدار و پرسشگر است؛ لحظههایی که فقدانها تازهاند، زخمها هنوز التیام نیافته و مردم بیش از هر زمان دیگری میخواهند بدانند در میانه آشوبها چگونه باید ایستاد و راه را گم نکرد. این روزها جامعه ما در چنین وضعیتی قرار دارد؛ تنها حدود ۴۰ روز از شهادت رهبر معظم انقلاب در پی حملات وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی میگذرد و هنوز داغ شهادت جمعی از مردم بیگناه، زنان و کودکان بر دلها سنگینی میکند. در دل این جنگ تحمیلی سوم، کشور با شرایطی روبهرو است که در آن تنها میدان نظامی فعال نیست؛ بلکه میدان روایتها، تردیدها و پرسشها نیز به همان اندازه داغ و سرنوشتساز شده است.
در چنین فضایی، بازگشت به تجربههای راهبردی تاریخ اسلام معنای تازهای پیدا میکند؛ بهویژه به مکتب امام جعفر صادق(ع) که در یکی از پرآشوبترین مقاطع تاریخ اسلام شکل گرفت و کوشید به جای هیاهوی قدرت، معیارهای روشنی برای ایمان، عقلانیت و مسئولیت مؤمنانه ترسیم کند. اکنون در آستانه ۲۵ شوال، سالروز شهادت آن امام بزرگوار، این پرسش دوباره پیش روی جامعه قرار گرفته است که شیعه در چنین روزگارهای دشواری چگونه باید زندگی کند و تکلیف خود را چگونه بشناسد.
برای بررسی این موضوع و واکاوی مفهوم شیعه تکلیفمدار در مکتب امام صادق(ع) با آیتالله سیدمحمدباقر علوی تهرانی، استاد دروس خارج حوزه علمیه و از اساتید صاحبنظر در این عرصه گفتوگو کردیم.
پیشوایی در میانه توفان تاریخ
آیتالله علوی تهرانی در ابتدا با اشاره به شرایط تاریخی آن عصر میگوید: اگر بخواهیم مفهوم شیعه تکلیفمدار را درک کنیم، باید جایگاه امام صادق(ع) را در تاریخ اسلام بشناسیم. آن حضرت در سال ۸۳ هجری متولد شدند و در طول زندگی خود یکی از پرآشوبترین دورههای تاریخ اسلام را تجربه کردند؛ دورهای که هم فروپاشی بنیامیه و هم استقرار خلافت عباسی را دربرمیگرفت. امام صادق(ع) دوران خلافت ۱۰ نفر از بنیامیه و سپس دو خلیفه عباسی، سفاح و منصور دوانیقی را درک کردند و در سالهای پایانی عمر با محدودیتها و فشارهای بیشتری روبهرو شدند. در چنین فضایی حفظ هویت دینی و پاسداری از معارف اصیل اسلام کاری دشوار بود و نیازمند رهبری عمیق و حکیمانه؛ نقشی که امام صادق(ع) به بهترین شکل ایفا کردند.
وی درباره وضعیت فکری آن دوران توضیح میدهد: عصر امام صادق(ع) تنها از نظر سیاسی متلاطم نبود، بلکه از نظر فکری نیز یکی از پیچیدهترین ادوار تاریخ اسلام به شمار میرفت. با گسترش قلمرو اسلام و ارتباط مسلمانان با تمدنها و فرهنگهای مختلف، پرسشهای تازهای در حوزههای اعتقادی و کلامی پدید آمده بود و مکاتب فکری گوناگون شکل گرفته بودند. هر کدام از این جریانها تلاش میکردند قرائتی خاص از دین ارائه دهند و همین مسئله فضای فکری جامعه اسلامی را بهشدت متنوع و در عین حال پرچالش کرده بود. در چنین فضایی، امام صادق(ع) راهی متفاوت برگزیدند: به جای ورود به نزاعهای قدرت، به احیای علمی و معرفتی اسلام پرداختند و بزرگترین مدرسه علمی جهان اسلام را بنیان گذاشتند. گفته شده است حدود ۴هزار نفر از محضر آن حضرت بهره بردند و شاگردانی همچون هشام بن حکم، محمد بن مسلم و ابان بن تغلب هر یک در حوزهای از معارف اسلامی صاحبنظر شدند. این شاگردان در سراسر سرزمینهای اسلامی منتشر شدند و معارف اهلبیت(ع) را گسترش دادند؛ حرکتی که نهتنها از تحریف معارف دینی جلوگیری کرد، بلکه بنیان فکری مکتبی را شکل داد که بعدها به نام مذهب جعفری شناخته شد.
ایمان؛ از ادعا تا تسلیم
استاد علوی تهرانی در ادامه به تعریف ایمان در روایات امام صادق(ع) اشاره میکند: در حدیثی معروف آمده است «الإیمان تسلیم». حقیقت ایمان، تسلیم در برابر حق است. براساس این نگاه، ایمان تنها یک باور ذهنی یا اظهار محبت نیست. ممکن است کسی به زبان از محبت خدا، پیامبر(ص) و اهلبیت(ع) سخن بگوید، اما وقتی در میدان عمل قرار میگیرد در برابر دستور الهی دچار تردید شود. در حالی که ایمان واقعی زمانی معنا پیدا میکند که انسان دربرابر حق تسلیم باشد و در عمل نیز این تسلیم را نشان دهد.
او با استناد به روایات دیگر میافزاید: مؤمن کسی است که خدا، پیامبر(ص)، همه امامان و امام زمان خویش را بشناسد و مسیر زندگی خود را براساس هدایت آنان تنظیم کند. بنابراین ایمان در مکتب اهلبیت(ع) هم نیازمند شناخت است و هم التزام عملی؛ یعنی باور قلبی باید در رفتار انسان و در انتخابهای روزمره او نمود پیدا کند.
آزمون ایمان در روزگار غیبت
این استاد سطوح عالی حوزه با بیان اینکه روایات اهلبیت(ع) دوران غیبت را دورهای دشوار برای حفظ ایمان توصیف کردهاند، توضیح میدهد: در حدیثی از امام جواد(ع) آمده است «یهلک فیها المستعجلون و ینجو فیها المسلّمون»؛ در مسئله امام زمان(عج) کسانی که عجله میکنند هلاک میشوند و نجاتیافتگان کسانی هستند که اهل تسلیم باشند. در روایات دیگر نیز آمده است در این دوران بسیاری از کسانی که پیشتر به امامت معتقد بودند دچار تردید میشوند و همین مسئله نشان میدهد حفظ ایمان در چنین فضایی نیازمند استواری و بصیرت است.
وی تأکید میکند: برای عبور از این دوره سه عنصر اساسی لازم است؛ یقین، علم صحیح و تسلیم. اگر این سه در کنار یکدیگر قرار بگیرند، انسان میتواند در برابر فشارهای فکری و اجتماعی ایستادگی کرده و ایمان خود را حفظ کند. در غیر این صورت، تلاطمهای فکری و تبلیغات گوناگون میتواند انسان را از مسیر حق دور کند.
شیعه در آینه عمل
استاد علوی تهرانی با اشاره به معیارهای قرآنی ایمان میگوید: هر اظهار محبتی به اهلبیت(ع) لزوماً به معنای تشیع حقیقی نیست. قرآن کریم از گروهی با عنوان «المؤمنون حقاً» یاد میکند و میفرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ... أُولَئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا». در این آیات نشانههای مؤمن واقعی بیان شده است؛ خشوع قلبی، توکل بر خدا، اقامه نماز و انفاق. این ویژگیها نشان میدهد ایمان تنها یک ادعا نیست، بلکه باید در رفتار و سبک زندگی انسان تجلی پیدا کند.
او برای روشن شدن این موضوع به روایتی از زندگی امام صادق(ع) اشاره میکند: یکی از یاران حضرت، سدیر صیرفی، روزی عرض کرد شیعیان شما بسیارند و اگر چنین جمعیتی در اختیار امیرالمؤمنین(ع) بود حق ایشان غصب نمیشد. امام صادق(ع) در پاسخ نشان دادند معیار یاری امام تنها تعداد افراد نیست، بلکه میزان آمادگی آنان برای تبعیت از امام است. تاریخ اسلام نیز گواه همین حقیقت است؛ علاقهمندان به اهلبیت(ع) بسیار بودهاند، اما کسانی که در لحظه آزمون بتوانند از همه چیز خود در راه حق بگذرند اندکاند. در روایت دیگری حضرت تفاوت میان ادعا و حقیقت ایمان را نشان میدهد. مردی از خراسان نزد امام صادق(ع) آمد و از آمادگی مردم برای قیام سخن گفت. امام(ع) برای نشان دادن معنای اطاعت، از یکی از یاران خود خواستند فرمانی دشوار را بیدرنگ اجرا کند و او بدون تردید فرمان امام را انجام داد. این روایت یادآور این حقیقت است که ایمان واقعی در میدان عمل سنجیده میشود، نه در شعارها و احساسات زودگذر.
میراثی فراتر از یک مکتب علمی
این استاد سطوح عالی حوزه در تشریح شاخصههای شیعه حقیقی میگوید: در منابعی مانند صفاتالشیعه و فضائلالشیعه ویژگیهای شیعه حقیقی بیان شده است. شیعه باید راستگو، امانتدار، اهل عبادت، متواضع و پایبند به حقوق مردم باشد. بر این اساس، تشیع تنها یک عنوان اعتقادی نیست؛ بلکه یک سبک زندگی است که باید در رفتار فردی و اجتماعی انسان جلوه داشته باشد و روابط او با دیگران را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
آیتالله علوی تهرانی در جمعبندی این بحث تأکید میکند: میراث امام صادق(ع) تنها در گستره دانش و تربیت شاگردان خلاصه نمیشود، بلکه در ترسیم معیارهای دقیق ایمان و تشیع نیز جلوه دارد. در مکتب آن حضرت، شیعه کسی است که ایمانش در میدان عمل دیده شود و در بزنگاههای دشوار، تکلیف الهی را بر خواست شخصی مقدم بدارد. امروز که جامعه ما روزهای حساسی را پشت سر میگذارد و زخم فقدانها و فشارهای بیرونی هنوز تازه است، بازخوانی همین معیارها اهمیت دوچندان پیدا میکند. اگر جامعهای خود را پیرو مکتب جعفری میداند، باید این شاخصهها را در زندگی فردی و اجتماعی خود محقق سازد؛ چرا که در نگاه امام صادق(ع)، حقیقت تشیع در صداقت، مسئولیتپذیری، صبوری در سختیها و وفاداری به تکلیف الهی معنا پیدا میکند؛ همان معیاری که میتواند در هر زمان و در هر شرایطی راهنمای زیست مؤمنانه یک جامعه باشد.






نظر شما