کار داوطلبانه در هلالاحمر، آمیزهای از ایثار و تخصص است؛ جایی که ثانیهها در دل خطرناکترین لحظات حتی در زیر بمباران جنگ، تعیینکننده مرز میان مرگ و زندگیاند. از زمان آغاز جنگ تحمیلی سوم یا همان جنگ رمضان، روزهایی بر مردم ایران و جبهه مقاومت گذشته است که جهان، بیش از هر زمان دیگری، به انسانیت نیاز دارد و همزمان در این روزگار ناامیدی از مدعیان حقوق بشر، روایتهایی از دل عملیات امدادی شنیده میشود که ضربان قلب بشریت را دوباره زنده میکند و نشان میدهد هنوز هم صدای ضربه آرام یک دست زیر آوار میتواند اشک شوق را در چشمان یک انسان جاری کند.
مدیرعامل هلالاحمر خراسان رضوی درباره حضور داوطلبان استان در عملیاتهای امدادی که در تهران برای نجات جان هموطنانمان جریان داشت، در گفتوگو با خبرنگار ما اظهار کرد: جمعیت هلالاحمر جمهوری اسلامی ایران همیشه یک شعار محوری داشته و دارد و آن این است «همراه مردم در تمام لحظات زندگی؛ بهویژه لحظات سخت». امروز نیز با تکیه بر بدنه گسترده مردمی و داوطلبان ارزشمندمان، همین شعار را در عمل نشان میدهیم.
سید علی منیری گفت: در شرایط جنگی، همه میدانند ورود به هر صحنه ممکن است به بهای جان تمام شود. اگر یک کارمند اداری در یک صحنه حاضر شود، میگوییم وظیفهاش را انجام داده؛ اما وقتی یک جوان داوطلب، بدون هیچ الزام اداری و قانونی، با جان و دل وارد صحنه خطر میشود و حتی پس از پایان مأموریت ۱۰روزه درخواست میکند چند روز بیشتر بماند، این منظره واقعاً ستودنی است. این رفتار از دل یک هویت عمیق ملی و انسانی برمیخیزد؛ همان هویتی که این سرزمین را ساخته است. صحنههایی که در این روزها دیدیم، پیشتر فقط در فیلمها و کتابهای دفاع مقدس دیده و خوانده بودیم؛ رقابت برای حضور در نقاط خطر، ایستادگی و از خودگذشتگی؛ همه اینها دوباره مقابل چشمان ما تکرار شد.
او اضافه کرد: تصور کنید وارد محوطهای میشوید که آوار فرو ریخته و هر لحظه ممکن است انفجار یا حمله دوباره رخ دهد. در همان وضعیت، خانوادهای با حالت التماس از شما میخواهد عزیزشان را از زیر آوار بیرون بیاورید. لحظهای که یک مصدوم زنده از زیر آوار بیرون آورده میشود، قابل توصیف نیست؛ این حس، معنای واقعی امدادگری را نشان میدهد. تیمهای خراسان رضوی با شروع جنگ مانند سایر تیمهای امداد و نجات کشوری، خود را به معرکه جنگ رساندند و با همه وجودشان در عملیاتها تلاش کردند مرهمی بر آلام مردم باشند؛ به طور مثال یکی از تیمهای ما در تهران، برای یافتن پیکر یکی از شهدا حدود ۵ تا ۶ روز پس از حادثه، ۱۶ ساعت مداوم کار کردند. با وجود تلاش بسیار و عملیات تفحص دشوار، پیکر شهید پیدا شد و خانوادهاش هم بیتابی زیادی داشتند. انتقال حس و حال آن لحظات واقعاً سخت است. حتی وقتی امید به نجات وجود ندارد، وظیفه انسانی ما تمام نمیشود. این روحیه حاصل یک فرهنگ است. فرزندان جمعیت هلالاحمر فقط برای نجات جان مصدومان تلاش نمیکنند؛ یعنی اگر به این نتیجه برسند که کسی زنده نیست، کار را رها نمیکنند و تا جایی که امکان داشته باشد عملیات تفحص پیکرها نیز ادامه پیدا میکند تا خانوادهها از بلاتکلیفی خارج شوند.
دستهای حمایت مهربانانه در بحرانها
منیری به همراهی تیمهای هلالاحمر در این لحظات سخت اشاره و تشریح کرد: در کنار تیمهای امداد و نجات، ما گروههایی به نام «سحر» داریم؛ یعنی سفیران حمایتهای روانی و اجتماعی؛ این تیمها وظیفه دارند در صحنه حادثه در کنار مردم حضور داشته باشند و از نظر روحی و روانی به آنها کمک کنند. امروز بیش از ۱۰۰هزار داوطلب آموزشدیده و متخصص در جمعیت هلالاحمر فعالیت دارند که در صورت نیاز، با سازماندهی مناسب وارد عمل میشوند. اعضای این شبکه اغلب جوانان داوطلبی هستند که در شرایط بحرانی کنار مردم قرار میگیرند و تلاش میکنند آرامش نسبی را به آنها بازگردانند. شعار جمعیت هلالاحمر، تسکین آلام بشری است و این موضوع در چنین لحظاتی اهمیت دوچندان پیدا میکند. شاید باورش سخت باشد؛ اما در صحنههای بسیار دشوار حتی قویترین افراد هم به حمایت روانی نیاز دارند. این حمایت میتواند بخشی از فشار و آثار مخرب حادثه را کاهش دهد و در این زمینه موارد فراوانی وجود دارد؛ برای مثال خانمی که تنها چند ماه از آغاز زندگی مشترکش میگذشت و همسرش در حادثهای بسیار سخت گرفتار شده بود. یکی از امدادگران ما کنار او نشسته و دستش را گرفته بود و با او صحبت میکرد تا آرام شود. همان تصویر در شبکههای اجتماعی هم منتشر شد. در آن لحظه وظیفه امدادگر فقط کمک فیزیکی نیست؛ بلکه ایجاد آرامش و امید در دل فرد آسیبدیده نیز اهمیت زیادی دارد. از این دست روایتها زیاد است؛ از کودکی که زیر آوار مانده و والدینش نیاز به کمک و حمایت روانی دارند، یا از پدر و مادری که گرفتار حادثه شدهاند و کودکی چشمانتظار آنهاست. اینها لحظاتی است که اهمیت حضور تیمهای حمایتی بیش از هر زمان دیگری آشکار میشود.
مستندسازی جنایات جنگی توسط هلالاحمر
او تأکید کرد: ما معتقدیم مردم دنیا باید از این واقعیتها آگاه شوند. امروز در کشور ما حتی مراکزی مانند مدارس، آمبولانسها و انبارهای امدادی و بیمارستانها نیز مورد حمله قرار میگیرند. قضاوت نهایی با وجدانهای بیدار مردم جهان است که آیا چنین اقدامهایی با هیچیک از اصول انسانی و قواعد شناختهشده در جهان سازگار است یا خیر؟
مدیرعامل هلالاحمر خراسان رضوی، جمعیت هلالاحمر جمهوری اسلامی ایران را یکی از اعضای فعال خانواده ۱۹۳ کشوری فدراسیون بینالمللی صلیبسرخ و هلالاحمر معرفی کرد و توضیح داد: امروز بخشی از مسئولیت ما انتقال روایت دقیق و مستند از حوادث و آسیبهایی است که به مردم وارد شده و بر همین اساس، مستندسازیهای دقیق، گزارشهای تصویری و ارسال پیامهای رسمی از طریق شبکه بینالمللی هلالاحمر درباره جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ رمضان در حال انجام است. حقیقت این است که هدف قرار دادن پلها و آسیب زدن به بنیانهای اقتصادی یک کشور، با هیچیک از معیارهای انسانی و بینالمللی سازگار نیست. وقتی اقتصاد یک ملت تهدید میشود، در واقع تداوم حیات و معیشت مردم عادی هدف قرار گرفته است. این جلوهای از یک خطر بزرگ برای جامعه بشری است. ما انتظار داریم و امیدواریم وجدان بیدار مردم دنیا در مقابل چنین اقدامهایی به پا خیزد و اجازه ندهد جامعه بشری به سوی انحطاط و بیاخلاقی حرکت کند.
وقتی زندگی دوباره متولد میشود
منیری با بیان یکی از خاطرات هلالاحمر خراسان رضوی یادآور شد: عملیات، لحظات نابی از تبلور انسانیت به شمار میآید. روال کار ما در جستوجو و نجات مشخص است؛ اگر علائم حیاتی وجود داشته باشد، آواربرداری با سرعت انجام میشود؛ اما گاهی شرایط بسیار پیچیده است. خاطرهای دارم از تیم اعزامی هلالاحمر خراسان رضوی که در یک عملیات حساس حضور داشتند. در منطقهای که تصور میشد عملیات امداد به پایان رسیده و دیگر کسی زیر آوار نیست، یکی از سگهای زندهیاب ما وارد صحنه شد و پارس کرد. ابتدا برخی تصور کردند شاید خطا باشد؛ اما مربی سگ با شناختی که از حیوان داشت، پافشاری کرد که این واکنش بیدلیل نیست. با اصرار تیم ما، آواربرداری با احتیاط دوچندان از سر گرفته شد تا وضعیت بدتر نشود. ناگهان دستی از زیر آوار نمایان شد. معاون امداد و نجات ما که در صحنه بود، میگفت: «وقتی آن دست را گرفتم، فقط گفتم اگر صدایم را میشنوی، کمی دستم را فشار بده». لحظهای که آن مصدوم دست امدادگر ما را فشار داد، به گفته همکارم شیرینترین و بزرگترین حس تمام زندگیاش بود. برای یک امدادگر، هیچ چیز ارزشمندتر از لمس دوباره نبض حیات در کالبد یک انسان نیست.
مادران امدادگران؛ خط مقدم ایثار و فداکاری
او با ستودن روحیه مادران امدادگران ادامه داد: خانمی را دیدم که خودش اهل تهران بود؛ اما بهصورت داوطلبانه در یکی از ایستگاههای خدماتی کنار خیابان مستقر شده بود. از او پرسیدم چرا اینجاست؟ گفت: «دو فرزندم جزو امدادگرانیاند که همین حالا در صحنه مشغول نجات جان مردم هستند. وقتی بچههایم زیر آوار دنبال جان انسانها میگردند، من چگونه در خانه بمانم؟ من هم باید سهمی داشته باشم. ایستادهام کنار خیابان تا اگر رانندهای خسته بود، چند دقیقه استراحت کند که مبادا تصادفی پیش بیاید و جان کسی گرفته شود». این روحیه، همان روحیه مادرانی است که فرزندانشان را به میدان میفرستند؛ اما خودشان هم ساکت نمینشینند. چنین غیرتی و چنین همراهی است که موجب میشود باور داشته باشیم این ملت تا وقتی این روحیه را دارد، سربلند خواهد بود.
خدایی که در این نزدیکیست...
مدیرعامل هلالاحمر خراسان رضوی بیان کرد: یکی از تیمهای ما تعریف میکرد که برای جستوجوی احتمالی پیکرها پس از یک حمله موشکی به انتهای یک کوچه رفته بودند. منطقه بهطور کامل تخلیه شده بود و کسی انتظار وجود فرد زنده را نداشت. در همین هنگام یکی از امدادگران صدای ناله بسیار ضعیفی را شنیده بود. ابتدا خیال کردند صدا اشتباه است؛ اما وقتی برگشتند و دقیقتر گوش دادند، متوجه شدند از داخل یک زیرزمین است. با تلاش زیاد وارد خانه شدند و دیدند یک خانم سالمند، تنها و بیحرکت روی زمین افتاده است. موج حادثه سبب شده بود توان حرکتش را از دست بدهد و هیچ راه ارتباطی هم نداشت.
امدادگران میگفتند وقتی بالای سرش رسیدند، گریه میکرد و میگفت «فکر کردم دیگر هیچکس پیدایم نمیکند». آن لحظه برای بچههای ما بسیار ارزشمند بود؛ انگار خدا تا ته آن کوچه، آنها را هدایت کرده بود تا این مادر تنها نماند.
منیری ادامه داد: یکی از تیمها چند روز در منطقهای مشغول تفحص بود. حدود ساعت دو بعدازظهر به آنها اطلاع داده میشود که برای ناهار بیایند. این تیم وسایلشان را میگذارند و حدود ۳۰ ثانیه از محل دور میشوند که همان نقطه مورد اصابت قرار میگیرد. من وقتی این گزارش را شنیدم، نخستین اقدامم این بود که درخواست کردم به نیروها زمان استراحت بدهند؛ چون شوک حادثه سنگین بود؛ اما باور کنید هنوز دو ساعت نگذشته بود که دوباره آماده عملیات شدند. این، واقعیت روحیه امدادگران ماست؛ جوانانی که با وجود خطر، ایستادهاند تا جان انسانها را نجات دهند.
او در پایان گفت: تنها خواسته ما از مردم عزیز، دعای خیر است. دعا کنند فرزندان امدادگرشان در مسیر سخت نجات جان انسانها، همیشه موفق و سربلند باشند. ما تمام توان خود را به کار گرفتهایم تا در روزهای سخت، شرمنده مردم نشویم و بتوانیم گامی مؤثر در راستای تسکین آلام بشری برداریم.






نظر شما