وی با تأکید بر استمرار حکیمانه مسیر انقلاب در سایه ولایت حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، هجرت به قالبهای نوین رسانهای را راهکار عبور از آسیبهای فضای مجازی و پاسخ به شبهات نسل جوان دانست.
به گزارش خبرگزاری حوزه مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات (حوزههای علمیه)، گفتگوهایی دربارۀ «رهبر شهید و رهبر جدید» از طریق تلویزیون اینترنتی پاسخ با کارشناسان و اساتید حوزوی داشتهاند که در این شماره به متن تحلیل امامِ شهید در بیانات حجت الاسلام والمسلمین ابوالقاسم مقیمیحاجی با موضوع «نواندیشی و تولید دانش در نطام فکری رهبر انقلاب» خواهیم پرداخت.
* تبیین جایگاه آزاداندیشی در نظام اجتهادی و تفکر شیعی
همانطور که مستحضرید، اندیشه دینی که انقلاب اسلامی ما و تفکر امامِ انقلاب بر آن استوار است، بر اساس تفکر مطرح شده در نظام فکری شیعه است. نظام فکری شیعه، تفکر و مکتبش برخاسته از کتاب و سنت هست و در تداومِ کتاب و سنت، بر مبنای عقل به عنوان منبع دیگر کمک میگیرند و آن نظام اجتهاد شیعه را میسازند. مجموعه تفکر ما بر این مبنای اجتهادی، بر اساس منابعی که ذکر شده، ترسیم و طراحی شده است.
اگر ما به نظام اجتهادی شیعه نگاه کنیم، در باب تفسیر، قائم به آن سبک و روش اجتهادیِ جامع در تفسیر و برداشت از قرآن هستیم؛ در مباحث کلام و دیگر مباحث هم قائل به این نظام اجتهادی هستیم. حتی در باب فلسفه و آن حکمت، مباحث بر اساس دیدگاه و نظرات یک فیلسوف و حکیم و آرایی که داره شکل میگیرد. پس این نظام اجتهادی در دانشهای مختلف از فقه و اصول و کلام و فلسفه و تفسیر، پیشینه چندین قرن در تفکر شیعی دارد.
این فرق ما است با برخی تفکرات دیگر غیرشیعی که ما قائل به انفتاح باب اجتهاد هستیم. این نظام اجتهادی جاری و ساری است و در بدنه حوزههای علمیه، این به طور مستمر دارد آموزش داده میشود. مقطع دروس درس خارج اصلا کار اساتیدش ارائه مباحث در علوم مختلف بر اساس روش اجتهادی است؛ این را یاد میدهند، اجتهاد میکنند و شاگرد طی سالیانی در محضر استاد استفاده میکند و این روش را یاد میگیرد. مباحث نظری انقلاب اسلامی که بر مبنای تفکر شیعه شکل گرفته، در همین مسیر به آن رسیده است.
طبیعی است این نظام اجتهادی که در ذات خودش آزاداندیشی دارد، استادی بر اساس مبانی که یاد گرفته، نظرات استاد خودش را آزادانه بررسی میکند، نقد میکند و حتی در سر کلاسهای درس این کار را به نحو مختلف انجام می دهد. یکی از امتیازات دروس خارج در حوزههای شیعی این است که شاگرد آزادانه از استاد سوال میکند، میپرسد، اشکال میکند.
* سنت اجتهاد؛ الگوی دیرینِ آزاداندیشی و نقد در حوزههای علمیه
یکی از نکاتی که شاگردان از مرحوم امام راحل، بنیانگذار انقلاب نقل میکنند همین است. ایشان بعد از اینکه دیدند شاگردی مطالب کلاس را خیلی خوب و دقیق ثبت کرده، تحسین کردند، اما فرمودند: «شما چرا ذیل نکاتی که من سر کلاس بیان کردم و به خوبی ثبت و ضبط کردی، خودت یک اشکالی نگرفتی؟ تعلیقهای نزدی؟ حرف خودت را ثبت نکردی؟»
این ساختار نظام شیعی ماست. مبانی انقلاب اسلامی هم در همین مسیر نظام اجتهادی شکل گرفته و در آن آزاداندیشی هست. لذا نظام آزاداندیشی در چارچوب خودش، در آن مبانی که برایش تعریف کنیم و مرزبندی کنیم، بسیار مهم است. اصل این تفکر و مبانی و فقه شیعه هم در همین مسیر آزاداندیشی و مسیر اجتهادی خودش رشد کرده.
* استمرار نظام ولایت و مطالبهی رهبری برای تولید مدلهای نوین
ما باید بیاییم در لایههای بعدی، در نحوه اعمال آن مبانی کلان و نظریات کلان، الگوها و مدلسازی کنیم. ما برای اینکه بخواهیم نظام ولایت فقیه را تحکیم کنیم و در جغرافیاهای متعدد اجرا کنیم، نیاز داریم اتفاقاً الگوهای مختلف بدهیم. یک الگو در این سرزمین اجرا شد، اما برای الگوهایی که مثلاً در کشور عراق یا جای دیگری نیاز هست، ما باید مدلسازی کنیم. با مدلهای مختلف بتوانیم ساختار ذیل ولایت را در نحوه اداره حکومت بازطراحی کنیم؛ اینجا جایی است که میشود آزاداندیشی کرد، نظریهپردازی کرد و گفتوگو کرد. پس اساس نظام اجتهادی با آزاداندیشی عجین و همراه است.
نکته دوم این بود که ما غیر از آن ساختار کلان و نظریه ولایت فقیه، امتداد و استمرار او را هم داریم که این روزها به خوبی شاهدش بودیم. یکی از الطاف خداوند که به ما ارزانی داشت، این بود که بعد از شهادت رهبر شهید، دیدید چقدر بدنه جامعه ما مطالبه تعیین رهبر بعدی را کرد. به نظرم این یکی از نعمتهاست که کمتر به آن توجه میشود؛ اینکه با ذرهای تاخیر، مردم نگران بودند و مطالبه میکردند.
البته خب خبرگان شرایط و حوزههای امنیتی خودشان را داشتند و باید رعایت میکردند، اما من با آن بدنه و مطالبه مردمی کار دارم که چقدر این فرهنگ در میان امت اسلامی نهادینه شده. همه انتظار میکشیدند؛ با اینکه شورای رهبری بود و به درستی وظایفشون را انجام میدادند، اما همه مطالبه «ولی» میکردند. این ولایتپذیری و ولایتخواهی و مطالبه او، از نکاتی است که باید روش بحث، گفتگو و تحلیل بشود.
* تداوم خط رهبری شهید و ضرورت مرزبندیهای علمی
در ذیل این نظام ولایت که الحمدالله استمرارش را با رهبری حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای دیدیم، خداوند لطفش را عیان کرده و این استمرار را به کوری چشم استکبار و دشمنان نشان داده است. این خط در پیام اول ایشان هم مشهود است و ادامه پیدا میکند.
ما در ذیل ولایت برای اجرای آن هم نیاز داریم به طراحیهای مختلف؛ در ساختار نظام سیاسیمان، در ساختار نظام فرهنگیمان، برای جامعه مباحث بسیار زیادی داریم. مسائل مختلفی داریم که هر یک ازآنها نیاز دارد ما در آنجا گفتگو کنیم و مدلها و طرحهای مختلف را به گفتگو بنشینیم. پس اصل این قضیه وجود دارد و ما هم نیاز داریم که این گفتگوها در لایههای مختلف جامعه حضور داشته باشد.
دغدغه رهبری معظم شهید، آیتاللهالعظمی خامنهای (رحمتالله و رضوان خدا بر او باد) هم همین بود. ایشان نسبت به این قضیه بسیار دغدغه داشتند و نبودِ او را برای جامعه مضر میدانستند. در فرمایشاتی که در رابطه با آزاداندیشی و نواندیشی فرموده بودند، حتی در یکی از سخنان که من بارها مطرح و تاکید کردم، فرمودند انتظار تحققش را دارم. ایشان بسیار بر این موضوع اصرار داشتند و این را لازمه جامعه میدانستند. از حوزه و دانشگاه توامان میخواستند؛ این مطالبهای بود که این رهبر آگاه، بصیر و حکیم ما که مصلحت کلان جامعه را در این مسیر بالندگی علمی، فرهنگی و سیاسیش میدید، به این عرصه توجه داشت.
ایشان تاکید داشتند و مطالبهشان از دستگاههای امنیتی، سیاسی و علمی این بود که با هم یه همافزایی کنند و بسترش را ایجاد کنند. لذا این بستر طبیعی است که هم جنبههای سیاسی-امنیتی دارد که باید به خوبی تعریف و تفکیک بشود تا منجر به تضعیف یا خدشهدار شدنِ اساس اصول طراحی شده انقلاب نشود. لذا باید تعریف و مرزبندیهایش روشن بشود.
* لزوم تبیین ضوابط و مرزبندیهای اخلاقی در عرصهی آزاداندیشی
مرزبندیها هم برای کسانی که آزاداندیشی میکنند باید روشن باشد و رعایتش کنند، و هم برای دیگرانی که با نوآوری و آزاداندیشی مواجه میشوند؛ برای آنها هم باید روشن باشد که اینها را با هم خرج نکنند و با هر فردی در جای خودش و طبق قواعد خودش برخورد کنند. عرصه آزاداندیشی زمانی که قواعدش رعایت شود، طبیعی است که مطالبه رهبری بود و باید به درستی پیگیری شود. حوزههای علمیه نقشی که در ساختار حاکمیت و ارکان مختلف دارند و نفوذی که دارند، میتوانند در کنار دانشگاهها با تعریف ضوابط و چارچوبهای مشخص خودشان، در این عرصه پیشگام باشند.
* بازخوانی الگوی نقد روشمند در دروس خارج حوزه برای گرهگشایی از چالشهای اجتماعی
حوزه میتواند آن مدلی را که در نظام اجتهادی و درسهای خارج خودش دارد که اساتید با کمال آزاداندیشی، اندیشههای عالمان بزرگ و نوابغ دوران گذشته را بحث میکنند و در چارچوب علمی و روشمند بررسی میکنند ارائه دهد. حوزه این تجربه را دارد که چطور یک استاد، با حفظ احترامِ اساتید و علمای بزرگِ سلف و رعایت شئون، با روش تعریف شده و بدون اینکه بخواهد دچار حاشیه شود یا وارد مطالب غیرعلمی شود، یک نظریه را به نقد میگذارد و بررسی میکند و به نتیجه میرسد؛ حتی اگر آرای آن استاد خلاف آرای استاد خودش باشد.
پس این تجربه در حوزههای شیعه وجود دارد. حالا از این بستر و سنت ارزشمند میتوانند در عرصههای علمی مرتبط با جامعه و چالشهای اجتماعی استفاده کنند و پیشگام باشند.
* ضرورت تخصصیسازی کرسیهای آزاداندیشی و پرهیز از طرح مباحث علمی در عرصهی عمومی
درباره اینکه حوزه چه قدمهایی برداشته، باید بگویم اگر به صورت سازمانی بخواهیم نگاه کنیم، نهاد آزاداندیشی و کرسیهایش در نهاد رسمی حوزه سالهاست تعریف و تاسیس شده و بعضی کرسیها هم اجرا شده است. اما در عمل و تجربه میدانی، شاید کارنامه ما با آن چیزی که مطلوب است فاصله دارد و نیاز به تلاش و سازماندهی بیشتر است.
بعضیها نگران حواشی هستند که از سلایق مختلف مطرح میشود؛ دغدغه دارند که اگر یک نظریه رسمی را بیان کنند، دچار حواشی شوند و برای همین از ورود به این عرصه سر باز میزنند.
لذا تعریف این چارچوبها و رعایت مخاطبشناسی خیلی مهم است. دغدغه رهبری معظم شهید هم همین بود که بحثهای تخصصی و علمی را نباید در عرصه عمومی مطرح کرد؛ نباید اینها را برد پیش مخاطبان غیرمتخصص. این بحثها باید در دانشگاهها و دانشکدههای تخصصی با حضور اساتید آگاه و عالم مطرح شود و دیگران نقد کنند.
* آسیبشناسی نقدها و تفکیک کرسیهای نظریهپردازی
اینجا دو تا نکته است: بعضیها از آن حواشی دغدغه دارند، و بعضی دیگر هم مطالب را در مجامع علمیِ طراز مطرح نمیکنند و دنبال فواید ژورنالیستی در عرصه عمومی هستند؛ یعنی به ضوابط آزاداندیشی علمی پایبند نیستند و مقاصد دیگری دارند.
در حالی که عرصهها فراهم است، حتی خصوصی به منازل افراد هم رفتیم که زمینه گفتگوی علمی هست. اگر یک نظریه اجتهادی سنگین است، مخاطبش هم باید متخصص همان عرصه باشد تا نقد شود و داوران آگاه هم بتوانند نتیجه بگیرند.
یک نکته دیگر هم این است که کرسیهای آزاداندیشی یا نظریهپردازی را باید تفکیک کرد. کرسیهای آزاداندیشی مربوط به مباحثی هستند که دغدغه اجتماعی ایجاد کردهاند. اما اگر به یک نظریه علمی رسیده باشیم، این در قالب کرسیهای نظریهپردازی و نوآوری است که در درسهای خارج ما دائم دارد برگزار میشود.
اساتید در عرصههای مختلف و مسائل مستحدث امروز ما بیش از صد درس خارج فقه معاصر داریم. روند کرسی درسی که در حوزه به عنوان سنت رایجه شاید کثرتش و شیوه اش و گسترشش بیشتر از مجامع علمی دیگر باشد و این امتیازات حوزه است، البته این مباحث نوآوری و نظریه پردازی به صورت مکتوب هم در حوزه و هم در دانشگاه هست.
رساله هایی که مقطع دکتری و سطح چهار می نویسند یا کتب مراکز پژوهشی ما در پژوهشگاه ها می نویسند و طبیعی است در آن حلقه های قبل از انتشار پژوهشگاه های رسمی دفاعیه هایی دارند و کرسی هایی برگزار می کنند. در آنجا هم هست و کرسی نظریه پردازی ذیل شروع انقلاب فرهنگی در کل دانشگاه ها هم رایج است و مسیر خودش را دارد و تا حالا هم متعدد انجام شده است.
نکته این است که پس آن در عرصه نظریه پردازی و نوآوری علمی در دانشگاه در دانش ها هم در حوزه و هم در دانشگاه ها رایج است و انجام می شود؛ آنچه که ما دچار چالش هستیم امروز این عرصه کرسی های آزاد اندیشی است. باز یک سری کرسی های کم در یک مقطع پایین تر از آن سطح نوآوری نظریه پردازی برای بیان یک نظر ارائهاش، قلمرواش، چارچوبش، کارکردها و آثارش در حوزه علمیه و در دانشگاه ها در این سنوات به صورت رسمی و غیر رسمی انجام شده است.
یک کرسی آزاد اندیشی است کرسی های آزاداندیشی طبق تعریفی که شده است، دارای موضوعاتی هستند که در پیوند خوردن به چالش های اجتماعی خواه ناخواه آن موضوع تبعات سیاسی اجتماعی برای خودش پیدا کرده است.
از یک جهت عمومی فرهیختگان دانشگاهی و نخبگان جامعه از این جهت چون مسئله ،مسئله اجتماعی است در باب تورم، در باب سیاست، در باب انتخابات، در عرصه های مختلفی که در مقاطع ما با آن درگیریم؛ این به وجود می اید و چون اجتماعی است، سوال در ذهن ها شکل می گیرد و خیلی ها طالب پاسخ این قضیه هستند؛ اما از آن طرف هم چون این قضیه سیاسی اجتماعی شده است، اجرای آن تبعات و لوازم دارد.
* تحلیل گذار نقد از کرسیهای رسمی به بسترهای غیررسمی رسانهای
یک عرصه هم که شاید قالبهای رسمی اش شکل نمیگیرد، این به ذهن حقیر میآید که شاید یکی از نکات موثر این است که آن کرسی آزاداندیشی در قالبهای رسمی اش که جلسهای باشد، افرادی بیایند، مجمعی باشد، داور باشد و مخاطبان خاصی برگزار بشود، امروز کمتر شکل میگیرد.
به نظر میآید که عرصه راحت و سهلِ بستر مجازی سبب شده است که طرف میگوید من حرفم را میزنم و شما هم میخواهی جواب من را بده؛ یعنی آزاداندیشی از قالب رسمی حضوری شکل نمیگیرد و در یک قالب بدون تشریفات مجازی انجام می شود.
شاید طرف متخصص هم نیست، یا حتی آن متخصص اش هم بخواهد بیاید خودش را درگیر یک عرصه نقد و داوری رسمی کند و لوازمش برای او تبعاتی دارد. کسی که برای خودش دغدغهای برای حرف زدن و جرئتش را میبیند، یک دوربین میگذارد و در فضای مجازی مکتوب یا غیرمکتوب نظرش را میگوید و با مخاطبان خودش به اشتراک میگذارد و کسانِ دیگر هم جوابش را میدهند.
لذا ما اگر عرصه رسمی را کمتر مشاهده میکنیم، در فضای مجازی به نظرم شاهد یک مقدار حتی فضای خارج از چارچوب و ضابطه هم هستیم که بعضاً آن مرزها و دقتهای تعریف شده هم رعایت نمیشود.
اما این بستر به صورت فراوان هر روز اتفاق میافتد و در این پیامرسانهای مختلف داخلی و غیرداخلی که در اختیار همگان هست، افرادی مطالب مختلفی را با تمام شفافیت و آزادی بیان میکنند. حتی یک مقداری دچار آسیب هم شدیم و غالب نخبگان جامعه و دلسوزان از این آسیبهای فضای مجازی هم دغدغهمند شدند.
* لزوم بازتعریف قالبهای نوین در مواجهه با شبهات و مطالبات جامعه
ما باید به نحو مقتضی خودمان را مهیا کنیم و پاسخ بدهیم. لذا به ذهن میآید امروز یکی از عرصههای مهم آزاداندیشی و یک راه فعالیت مهم فرهنگی، حضور و پاسخ به شبهات و سوالات در بستر فضای مجازی در قالبهای مختلف هست. یعنی قالبی که امروز دارند اندیشهها با هم در قالب یک پادکست یا یک موشن با هم مبارزه میکنند.
ما باید این قالبهای جدید را به رسمیت بشناسیم و حرف هایمان را به جنگ این نقدها، شبههها و سوالات مختلف جوانان و جامعه ببریم و آنجا تولید محتوا کنیم و پاسخ بدهیم.
* اهمیت احیای مناظرههای تخصصی در رسانه ملی با هدف اقناع افکار عمومی
به نظرم امروز این از اهمیت ویژهای برخوردار است، کما اینکه آن جلسات حضوری مناظره رو در رو طبیعی است که کاملا آن نقد به معنای تمییز سره از ناسره، درست از نادرست بهتر مشخص می شود و بیشتر برای مخاطبین قضیه هویدا می شود فضا را هم در فضاهای مختلف بعد از جنگ دوازده روزه بعد از شرایطی ما در برخی از شبکه های صدا و سیما هم دیدیم این جلسات را در برنامه های خوبی هم برگزار کردند و دایر کردند و این به نظرم لازم است در بستر خودش با رعایت ضوابط ادامه پیدا کند و گسترش پیدا کند.





نظر شما