بهگزارش قدس آنلاین، ورود ترامپ به ماجرای میان لبنان و رژیم صهیونیستی و وادار کردن نتانیاهو به توقف حملات توسط رئیسجمهور آمریکا پیش از هرچیز یک نکته مهم را گوشزد میکند؛ آمریکا بیش از ایران به آرام شدن اوضاع احتیاج دارد. آتشبس شکننده میان ایالات متحده و ایران، احتمالاً آغاز پایان این دور از درگیری است. اما این جنگ سه تغییر اساسی در خاورمیانه بهجا گذاشته که بیشتر آنها نتیجه سیاستهای پرریسک واشنگتن و تلآویو هستند و در بلندمدت، موقعیت استراتژیک آمریکا را ضعیفتر میکنند.
اقتصاد؛ مهمترین حوزه برای غرب
فاتح بیرول، مدیر آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرده بازگشت تولید انرژی در خاورمیانه به سطح پیش از جنگ بهطور متوسط حدود دو سال زمان خواهد برد.
او در گفتوگو با یک روزنامه سوئیسی گفت این روند در کشورهای مختلف، متفاوت خواهد بود. به گفته او، برای مثال در عراق این روند زمانبرتر از عربستان سعودی است اما در مجموع، رسیدن به سطح پیش از جنگ حدود دو سال طول میکشد.اقتصاد را میتوان مهمترین حوزه از نگاه غرب دانست که در نتیجه جنگ تحمیلی ۴۰روزه علیه کشورمان متأثر شده است. به گزارش آتلانتیک، جنگ به اقتصاد منطقه و جهان به شکل جدی و طولانیمدت آسیب زده است. ایالات متحده با وجود منابع طبیعی خود، نسبت به اروپا و آسیا موقعیت بهتری برای تحمل این فشارها دارد، اما حتی آمریکاییها هم بهزودی هزینه واقعی آن را خواهند فهمید؛ هزینهای که سیاستمداران واشنگتن هنگام تصمیم به شروع درگیری، آن را دستکم گرفته بودند.
کشورهای عربی خلیجفارس حالا باید میلیاردها دلار صرف بازسازی زیرساختهای آسیبدیده کرده و همزمان تسلیحات خود را تجدید کنند. این هزینهها سبب میشود صندوقهای ثروت حاکمیتی آنها - که سالهای اخیر بخش مهمی از سرمایهگذاریهای هوش مصنوعی و فناوری آمریکا را تأمین میکردند - پول بیشتری را داخل منطقه نگه دارند و سرمایهگذاری خارجیشان را کاهش دهند. نتیجه، کند شدن جریان سرمایه به اقتصاد آمریکا خواهد بود.
تورم ناشی از جنگ تازه آغاز شده؛ حتی اگر تنگه هرمز سریعتر باز شود، قیمت سوخت جت، گازوئیل و محصولات پتروشیمی برای ماهها و احتمالاً سال آینده بالا خواهد ماند. کشورها در حال پر کردن ذخایر استراتژیک هستند و این کار، عرضه را بیشتر محدود میکند. کمبودهایی در مواد اولیه صنعتی، از هلیوم تا کود، در حال شکلگیری است.
بخشی از زیرساختهای نفت و گاز که هدف قرار گرفتند - بهویژه تأسیسات پیچیده مایعسازی گاز طبیعی در قطر- سالها طول میکشد تا بازسازی شوند، چون قطعات تخصصی آنها بهراحتی قابل جایگزینی نیستند. حملات ایران به این تأسیسات نشان داد تهران میتواند نقاط حساس زنجیره تأمین انرژی جهانی را با دقت هدف قرار دهد.
نقشه سیاسی خلیجفارس و شکست راهبردی آمریکا
به نظر نویسنده آتلانتیک، وضعیت سیاسی و امنیتی در خلیجفارس حالا بدتر از ۶هفته پیش است و این موضوع برای همه طرفها، ازجمله متحدان آمریکا، صادق است. ایران ضربه سختی خورده، اما نظام آن همچنان سرپا مانده و حتی مصممتر به نظر میرسد. برخلاف هدف اعلامشده واشنگتن برای تضعیف اساسی ایران، تهران حالا نشان داده میتواند اهرمهای مهمی در اختیار داشته باشد.
پیش از جنگ، تنگه هرمز باز بود. اما درگیری - که توسط ایالات متحده و اسرائیل آغاز شد - سبب شد ایران جریان کشتیرانی را محدود کند. ایران نیازی به بستن فیزیکی تنگه نداشت؛ کافی بود کشتیها را غیرقابل بیمه کند تا ترافیک دریایی عملاً متوقف شود. بلومبرگ در گزارشی گفته هزینه بیمه کشتیها از ۴۸هزار دلار به یکمیلیون و ۲۰۰ هزار دلار رسیده است. حالا همه کشورها باید با این واقعیت کنار بیایند که ایران توانایی اختلال جدی در شاهرگ انرژی جهان را دارد.عربستان و امارات با سرمایهگذاریهای قبلی تا حدی توانستهاند خود را مدیریت کنند، اما برای عراق، کویت و قطر این وضعیت بسیار دشوارتر است.
پایان صبر آمریکا دربرابر ماجراجوییهای اسرائیل
آتلانتیک همچنین میافزاید: این جنگ احتمالاً نقطه اوج رابطه دفاعی نزدیک آمریکا و اسرائیل خواهد بود و دوران عملیات نظامی گسترده اسرائیل - که پس از حملات اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد - به پایان رسیده است. موفقیتهای میدانی اسرائیل با هزینههای سیاسی و استراتژیک سنگینی همراه بوده که آمریکا هم بخشی از آن را پرداخت کرده است.
به گفته این اندیشکده، حتی افراطیترین صداها در رژیم صهیونیستی میدانند انزوای رو به رشد این رژیم فقط به دلیل ضدسامیتیسم نیست. وحشت جهانی از تعداد بالای شهدای غیرنظامی در فلسطین، لبنان و ایران طی سه سال گذشته، واقعی است. نقش بنیامین نتانیاهو در تشویق آمریکا به ورود به این جنگ پرهزینه و نامحبوب، این انزوا را عمیقتر کرده است. حالا اکثریت آمریکاییهای جوان - از هر دو حزب - نگاه منفیتری به اسرائیل دارند.
رابطه دفاعی آمریکا و اسرائیل در سالهای آینده توسط هر دو حزب مورد بازنگری اساسی قرار خواهد گرفت. کمکهای سالانه هنگفت دیگر به همان راحتی توجیه نخواهد شد. این جنگ نشان داد سیاست حمایت بیقیدوشرط از ماجراجوییهای اسرائیل، برای منافع بلندمدت ایالات متحده گران تمام میشود.
در نهایت، این درگیری که با تصمیم آمریکا برای حمله مستقیم آغاز شد، نتوانست ایران را به زانو درآورد. تهران با وجود خسارتها، همچنان اهرمهای مهمی در اختیار دارد و تابآوری خود را نشان داد. برای واشنگتن، این جنگ بیشتر شبیه به یک محاسبه اشتباه استراتژیک بوده تا یک پیروزی روشن.
خبرنگار: نیکپندار




نظر شما