بهگزارش قدس آنلاین، با وجود پیروزی قاطع در انتخابات ۲۰۲۴ و کسب ۳۱۲ رأی الکترال، دونالد ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری خود با چالشهایی جدی روبهرو شده است. این چالشها بهویژه پس از آغاز جنگ با ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ و انتشار گزارشهای اخیر سفارتخانههای آمریکا، بیش از پیش علنی شده و برای جامعه داخلی آمریکا دیگر قابل تحمل نیست. وعدههای بزرگ کمپین انتخاباتی او مبنی بر کاهش فوری قیمتها، نصف کردن قبض انرژی، رونق تولید داخلی و برقراری صلح جهانی، در عمل با واقعیتهای پیچیدهتری روبهرو شدهاند. نظرسنجیهای معتبر نشان میدهد حدود ۶۰درصد آمریکاییها عملکرد سال اول او را ناموفق ارزیابی کردهاند. این گزارش به بررسی جبهههای کلیدی شکست ترامپ میپردازد؛ جایی که باوجود تلاشهای اولیه، وعدهها یا محقق نشدهاند یا با عقبنشینی همراه بودهاند.
ناکامیهای اقتصادی
بزرگترین نقطه ضعف ادعایی دولت ترامپ در حوزه اقتصاد ظاهر شده است. او در کمپین ۲۰۲۴ بارها تأکید کرد قیمتها را از روز اول پایین خواهد آورد، اما تورم سالانه همچنان حدود ۲.۷درصد گزارش شده و هزینه زندگی برای خانوادههای متوسط افزایش یافته است. بسیاری از شهروندان احساس میکنند فشار اقتصادی، بیشتر از گذشته شده و قدرت خرید آنها کاهش پیدا کرده است.در بخش انرژی نیز وعده کاهش ۵۰درصدی قبضها محقق نشده؛ برعکس، قیمت برق برای خانوارها حدود ۶.۷درصد گرانتر شده و این مسئله به یکی از محورهای انتقاد مخالفان تبدیل شده است.
سیاست تعرفههای سنگین ترامپ که بالاترین سطح از زمان رکود بزرگ اقتصادی بوده نیز نتیجه معکوس داشته و منجر به از دست رفتن حدود ۷۲هزار شغل در بخش تولید شده است. حتی دادگاه عالی برخی از این تعرفهها را رد و عملاً بخشی از راهبرد تجاری او را با شکست مواجه کرده است.پروژه دپارتمان کارایی دولت نیز که هدف آن کاهش بودجه و افزایش کارایی دستگاههای دولتی بود، عمدتاً در دادگاهها متوقف شده، هزینههای اضافی ایجاد کرده و حتی به برخی برنامههای محبوب مردمی آسیب زده است. در مجموع، جبهه اقتصادی که قرار بود نقطه قوت اصلی ترامپ باشد، اکنون به یکی از جدیترین نقاط ضعف او تبدیل شده است.
جبهه سیاست خارجی و امنیت ملی
در عرصه سیاست خارجی، رویکرد سختگیرانه ترامپ با موانع جدی روبهرو شده است. عملیات نظامی علیه قایقها در آمریکای لاتین که با هدف مبارزه با قاچاق موادمخدر انجام شد، منجر به کشته شدن تعدادی غیرنظامی شد و حتی همکاری اطلاعاتی با انگلیس را قطع کرد. این حوادث نه تنها اعتبار بینالمللی آمریکا را کاهش داد، بلکه انتقادهای گستردهای را در داخل کشور به همراه داشت.
جنگ با ایران که پس از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، آسیبهای دیپلماتیک گستردهای به همراه داشته است. گزارشهای محرمانه سفارتخانههای آمریکا (گزارشهای دیپلماتیک) که بهتازگی منتشر شده، نشان میدهد این جنگ چگونه موقعیت آمریکا را در کشورهای بحرین، آذربایجان و اندونزی تضعیف کرده است. در بحرین، تصور عمومی شکل گرفته که آمریکا این کشور را برای تمرکز بر امنیت اسرائیل رها کرده و پایگاه نظامی آمریکا به هدف تبدیل شده است. در آذربایجان، پیشرفت روابط دوجانبه متوقف شده و رسانهها آمریکا و اسرائیل را به آغاز درگیری بدون استراتژی واضح متهم کردهاند.
در اندونزی، بزرگترین دموکراسی مسلمان جهان، ایران عملیات تأثیرگذاری موفقی را به راه انداخته و روایت ضد آمریکایی را تقویت کرده است. این گزارشها تأکید دارند پیامرسانی آمریکا ضعیف بوده و ایران در فضای دیجیتال چابکتر عمل کرده که منجر به کاهش اعتماد عمومی، آسیب به اتحادها و تهدید همکاریهای امنیتی شده است. بسیاری از تحلیلگران این سیاست را یک شکست راهبردی ارزیابی میکنند.
همچنین در پرونده ونزوئلا و سوریه، تشدید تنشها بدون دستیابی به نتیجه روشن ادامه یافته و حضور نظامی آمریکا بدون هدف مشخص، هزینههای اضافی و تلفات به بار آورده است. در کل، کاهش اعتماد جهانی به آمریکا و آسیب به اتحادهای سنتی، از دست دادن نفوذ نرم این کشور را به دنبال داشته است.
مهاجرت، امنیت داخلی و ریزش محبوبیت سیاسی
یکی دیگر از جبهههای چالشبرانگیز، اجرای برنامه اخراج گسترده مهاجران بوده است. دولت ترامپ منابع زیادی را از دیگر اولویتها، ازجمله تحقیقات جرایم جنسی علیه کودکان به این برنامه اختصاص داد، اما نتیجه آن، اشتباههای اداری گسترده و مقاومتهای قضایی بوده است. وعدههای کامل اجرای این سیاستها در عمل با محدودیتهای عملی و قانونی مواجه شده و نتوانسته به شکل وعدهدادهشده پیش برود.
محبوبیت ترامپ نیز در ماههای اخیر کاهش یافته است. نظرسنجیها نارضایتی گسترده را حتی در میان پایگاه سنتی او، بهویژه طبقه کارگر با تحصیلات پایین، نشان میدهند. تغییرات مکرر در پستهای کلیدی مانند اداره امور مالیاتی، اشتباههای ارتباطی و عقبنشینیهای ناگهانی، تصویری از بیثباتی مدیریتی ایجاد کرده است. این وضعیت نه تنها بر اعتبار شخصی او تأثیر گذاشته، بلکه آینده جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
جبهههای دیگر
علاوه بر این موارد، برخی شکستهای دوره اول ریاستجمهوری همچنان سایه خود را بر تصویر ترامپ افکندهاند. مدیریت همهگیری کووید با نقدهای شدید به سیاستهای تست و اطلاعرسانی همراه بود. دو استیضاح که هرچند با تبرئه به پایان رسیدند، اما تصویر بیثباتی را تقویت کردند. حتی پیروزی در انتخابات ۲۰۲۴ نتوانسته محبوبیت کلی او را به بالای ۵۰درصد در برخی معیارها برساند. وعدههای تکراری مانند بیمه سلامت ارزان برای همه نیز همچنان محقق نشدهاند.در مجموع، دونالد ترامپ با وجود دستاورد انتخاباتی بزرگ، در تبدیل وعدههای پوپولیستی به واقعیتهای اجرایی با دشواریهای ساختاری روبهرو شده است.
آشفتگی مدیریتی اغلب هر دستاورد احتمالی را تحتتأثیر قرار داده و جبهههای متعددی از اقتصاد گرفته تا سیاست خارجی را با عقبنشینی همراه کرده است. حامیان او همچنان برخی رویکردهای سخت در مهاجرت و تجارت را موفقیت میدانند، اما سؤال اصلی این است که آیا این شکستها موقتی هستند یا نشانهای از محدودیتهای ذاتی ریاستجمهوری او در دوره دوم ؟ انتشار گزارشهای سفارتخانهها درباره آسیب جنگ با ایران، این چالشها را برجستهتر کرده و نشان میدهد ادامه این وضعیت برای جامعه داخلی آمریکا دشوارتر خواهد شد. آینده نشان خواهد داد آیا ترامپ قادر به بازسازی تصویر خود خواهد بود یا این چالشها ادامه خواهند یافت.
خبرنگار: نیکپندار




نظر شما