تحولات منطقه

روزهایی که تنش‌های امنیتی در جنوب کشور و افزایش خطر در تنگه هرمز مسیرهای دریایی را تحت تأثیر قرار داد، نگرانی درباره کمبود کالا، افزایش قیمت‌ها و اختلال زنجیره تأمین بسیار بالا بود.

وقتی اقتصاد بر خاک ایستاد
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

به‌گزارش قدس آنلاین، روزهایی که تنش‌های امنیتی در جنوب کشور و افزایش خطر در تنگه هرمز مسیرهای دریایی را تحت تأثیر قرار داد، نگرانی درباره کمبود کالا، افزایش قیمت‌ها و اختلال زنجیره تأمین بسیار بالا بود، اما برخلاف انتظار، بازار داخلی با کمبود مواجه نشد، قفسه‌ها خالی نماند و بسیاری از کالاها همچنان در دسترس بود. این نتیجه تصمیم‌های فوری، فشار بر مرزهای زمینی، نقش تشکل‌ها و مقاومت تولیدکنندگان بود که با وجود زیان، تولید را متوقف نکردند. فهم این تاب‌آوری زمانی کامل می‌شود که روایت فعالان، تحلیل‌ها و گزارش‌های رسمی کنار هم قرار گیرد.

ایستادگی صنعتگران و تولید در سایه جنگ

فیروز ابراهیمی، عضو هیئت رئیسه خانه صمت ایران تصویری نزدیک از روزهای آغاز جنگ ارائه می‌کند؛ روایتی از تلاش‌هایی که همزمان با خط تولید جریان داشت. او می‌گوید: «باوجود هجوم گسترده دشمن به کشور عزیزمان، در شرایطی که علاوه بر امنیت جان، امنیت اقتصادی کشور نیز به خطر افتاده بود، صنعتگران عهد کردند تولیدشان را حتی به قیمت زیان ادامه دهند. در این میان، نقش تشکل‌ها برای رفع موانع تولید بسیار پررنگ‌تر شده بود».

ابراهیمی توضیح می‌دهد: با محدود شدن مسیرهای دریایی، تجارت به‌ناچار به زمین منتقل شد و تشکل‌ها فعالانه ظرفیت‌سازی کردند؛ از روزهای ابتدایی این جنگ با هم‌افزایی میان تشکل‌ها، اوضاع گمرکات و عدم رسوب کالا در مرزهای خاکی نسبت به شرایط عادی بهبود معناداری داشته است. در مرزهای شرقی، هیچ کالایی در انتظار ترخیص نمانده است. قوانین تسهیلگرانه در خصوص کد ساتا، رفع ممنوعیت صادرات برخی کالاها که در مقاطع مختلف صادراتشان ممنوع شده بود با بررسی دقیق‌تر و مسئولیت مستقیم تشکل‌ها، هم‌افزایی برای تأمین مواد اولیه فولاد و پتروشیمی از منابع دیگر، همکاری در بهبود وضعیت دیگر کریدورهای وارداتی که کمتر مورد استفاده بود و اقداماتی از این دست، تا حدودی توانسته بخشی از دغدغه‌های تولیدکننده‌ها را مرتفع کند تا با فراغت بیشتری به حفظ نیروی انسانی و ادامه تولید بپردازند.

اما این تصویر در کنار روایت‌هایی قرار می‌گیرد که از بازار مواد اولیه و قیمت‌هایی خبر می‌دهند که توجیه اقتصادی ندارند و توان ادامه فعالیت بسیاری از صنایع را تهدید می‌کنند.

تولیدکننده زیر فشار قیمت مواد اولیه و محدودیت‌ها

محمد شریعتی، تولیدکننده صنایع تبدیلی می‌گوید: وفور کالا به معنای سلامت اقتصادی نیست. با توجه به اینکه ورودی کالاها به کشور کاهش یافته یا در برخی موارد متوقف شده است، به‌طور قطع باید منتظر افزایش قیمت‌ها در مواد اولیه باشیم.

او توضیح می‌دهد: هرکسی که کالا دارد چه ورق، چه قوطی، چه حبوباتی مثل لوبیا، وقتی احساس می‌کند ورودی جدیدی وجود ندارد و بازار کشش دارد، قیمت خود را بالا می‌برد.

او درباره جهش شدید قیمت‌ها خاطرنشان می‌کند: فروشنده‌ها از ۲۰۰ تا ۳۰۰درصد افزایش قیمت صحبت می‌کنند. حتی بعضی از آن‌ها قیمت ماه آینده را ۱۰۰درصد بیشتر اعلام کرده‌اند و شرط گذاشته‌اند که مبلغ آن را چند ماه زودتر واریز کنیم. خیلی از تأمین‌کنندگان حاضر به فروش نیستند و آن‌هایی هم که می‌فروشند، قیمت‌های نجومی دارند.پیامد مستقیم این وضعیت روشن است: ما ناچاریم نیروی انسانی را کاهش دهیم، چون ۳۵ تا ۴۰درصد از محصولات ما فروش داخلی ندارد و مخصوص بازار صادراتی است. وقتی ممنوعیت صادرات اعمال می‌شود، هم بازار و هم مشتری خارجی‌مان را از دست می‌دهیم و ناچاریم بخشی از نیروها را تعدیل کنیم.در ظاهر، قفسه‌های بازار پر است، اما این وفور از توقف صادرات یا تولید زیانده ناشی شده و پشت آن تولیدکننده‌ای قرار دارد که زیر فشار قیمت مواد اولیه و محدودیت‌ها در حال از دست دادن توان ادامه کار است؛ وضعیتی که نیازمند تصمیم‌گیری متعادل دولت برای جلوگیری از فرسایش بخش خصوصی است.

چالش ممنوعیت صادراتی؛ آرامش روانی بازار یا بقای تولید؟

در این دوره، سیاست‌گذاران برای حفظ آرامش اجتماعی، در روزهای نخست جنگ ممنوعیت‌های صادراتی را اعمال کردند، اما این پرسش مطرح بود که آیا این تصمیم با واقعیت ظرفیت تولید کشور همخوانی داشت؟

اسدی، تولیدکننده صنایع تبدیلی، روایتی متفاوت ارائه می‌دهد و می‌گوید: یکی از مزیت‌های کشور ما، صنعت رب، کمپوت و کنسرو آن است که در سطح جهان تنها پنج کشور توان تولید مشابه دارند. هم‌اکنون در جنوب کشور برداشت گوجه‌فرنگی آغاز شده و در حال حاضر انبارها و دپوها کاملاً پر هستند.

او با اشاره به دپو چندماهه مواد اولیه، این محدودیت‌ها را غیرضروری می‌داند و خاطرنشان می‌کند: تنها ۲۰درصد از نیاز ورق ما توسط کارخانه‌های داخلی تأمین می‌شد و ۸۰درصد آن وارداتی بود. جدا از اینکه معمولاً کارخانه‌ها برای چندین ماه دپو ورق دارند، اکنون نیز با باز شدن تنگه هرمز و پایان جنگ، واردات دوباره انجام می‌شود.

اسدی همچنین ظرفیت بالای این صنعت را یادآور می‌شود: در حوزه کنسرو، میزان تولید ما سه برابر مصرف داخلی است. همین موضوع موجب شده نه‌تنها کمبود وجود نداشته باشد بلکه انبار محصولات کنسروی تا ماه‌ها حتی بدون یک روز تولید، جوابگوی نیاز کشور باشد.

او درباره تصمیم اولیه دولت نیز می‌گوید: ابتدای جنگ وزیر جهاد کشاورزی ممنوعیت صادرات مواد غذایی را اعلام کرد و صادرات متوقف شد، اما از طریق انجمن صنایع تبدیلی پیگیری‌هایی انجام دادیم و صادرات دوباره آزاد شد.

جمع‌بندی روایت او روشن است: ممنوعیت صادرات بر اساس تصور کمبود اعمال شد، درحالی‌که ظرفیت واقعی صنعت نشان می‌داد چنین محدودیتی ضرورتی نداشته و تنها فشار بیشتری بر تولیدکنندگان وارد کرده است.

مرزهای شرقی و غربی؛ ریه‌های امن تجارت ایران

در روزهایی که مسیر دریایی تضعیف شده بود، مرزهای زمینی به مسیر اصلی تجارت تبدیل شدند. کاظم شیردل، رئیس اتحادیه صادرکنندگان شرق کشور، می‌گوید: باوجود آنچه گفته می‌شود، هنوز فرایندهای گمرکی برای مبادی مهمی چون بندرعباس و شهید مطهری به طور کامل ۲۴ ساعته نشده است. البته باید اذعان کرد که همکاری‌ها و تسهیل‌گری‌های خوبی صورت گرفته و سرعت کار به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

او مهم‌ترین فشار را متوجه صنایع غذایی می‌داند و می‌افزاید: در حال حاضر صادرات کالاهای کشاورزی و غذایی که تعرفه گمرکی آن‌ها یک تا ۲۴ درصد است، با محدودیت‌های جدی مواجه شده و اجازه صادرات داده نمی‌شود مگر مواردی که توسط تشکل‌های مربوط اجازه صادرات آن‌ها در بازه‌های مشخص گرفته شده باشد.

شیردل همچنین توضیح می‌دهد: محصولاتی که پیش از شروع جنگ اقدام به صادرات آن‌ها صورت گرفته و درحال طی فرایندهای اخذ استاندارد بودند، با شروع جنگ شامل ممنوعیت صادرات شدند.این روایت نشان می‌دهد حتی با کارآمد شدن مرزها، سیاست‌های صادراتی می‌تواند خود مانع حرکت کالا شود.

ضرورت نظارت بر حمل‌ونقل و کرایه‌های غیرقانونی

حیدر ساکن برجی، صادرکننده محصولات کشاورزی نیز تصریح می‌کند: جنگ بیشترین فشار را بر کالاهای فسادپذیر وارد کرد. تأخیر در ارسال یا ترخیص، به‌طور مستقیم کیفیت محصول را پایین می‌آورد و در این زمینه خسارت‌های زیادی به ما وارد شد.

به گفته او، شرکت‌های کشتیرانی در برخی موارد «چند برابر تعرفه‌های معمول» برای بوکینگ مطالبه می‌کردند و تأخیرهای طولانی و دموراژهای سنگین آسیب جدی به محموله‌ها وارد می‌کرد حتی کانتینرهایی که پیش‌تر پذیرش شده بودند، با تأخیر قبول می‌کردند و این موضوع بعضاً موجب آسیب به محموله‌ها می‌شد.او به فشارهای هزینه‌ای دیگری هم اشاره می‌کند؛ از جمله افزایش نرخ ارز مبنا که «حقوق و عوارض را چند برابر کرد» و حمله به پتروشیمی‌ها که موجب شد «قیمت مواد بسته‌بندی هر چند ساعت تغییر کند». این نوسان، مدیریت هزینه‌ها را دشوار کرده بود.

ساکن برجی از دولت می‌خواهد بر حمل‌ونقل و کرایه‌های غیرقانونی نظارت مؤثر داشته باشد و تصریح می‌کند: انتظار ما از دولت این است که حمایت واقعی از مرزهای زمینی را جدی بگیرد و نظم و قانون را در این مبادی تقویت کند. اگر مرزهای خاکی سامان پیدا کنند، می‌توانند نه‌فقط در دوران بحران، بلکه حتی در شرایط عادی هم جایگزین بسیار قابل‌اعتمادی برای مسیر دریایی باشند و برکات زیادی برای تجارت کشور داشته باشند.

او در جمع‌بندی مطالب خاطرنشان می‌کند: مهم‌ترین نیاز، ایجاد چارچوب شفاف حمل‌ونقل است. امروز صادرکننده با کرایه‌های چندبرابری و کاملاً غیرقانونی از سوی برخی رانندگان یا شرکت‌های حمل‌ونقل مواجه می‌شود. اگر دولت بر اجرای قانون نظارت و این نابسامانی‌ها را جمع کند، هم هزینه‌ها کاهش می‌یابد و هم رفت‌وآمد از مبادی زمینی افزایش پیدا می‌کند. مرزهای خاکی با یک مدیریت درست می‌توانند به یک ظرفیت بزرگ و مطمئن برای صادرات تبدیل شوند.

از مقررات‌زدایی اضطراری تا کریدورهای فراموش‌شده

یکی از کلیدی‌ترین قطعات این پازل را سیدعلی مرتضوی، کارشناس برجسته حوزه تجارت خارجی توضیح می‌دهد. او رویکردی استراتژیک را توصیف می‌کند که در روزهای نخست جنگ اتخاذ شد و به‌جای استفاده از مسیرهای دریایی پرریسک، اقتصاد را به سمت مسیرهای زمینی هدایت کرد.

مرتضوی در تحلیل خود عنوان می‌کند: پر ماندن قفسه‌ها کاملاً نتیجه یک طراحی و اقدام بوده و یک اتفاق تصادفی نبود. در همان روزهای اول جنگ، همه فهمیدند که نمی‌شود روی مسیرهای دریایی حساب باز کرد. ریسک عبور کشتی‌ها بالا بود و هر لحظه احتمال توقف کامل واردات از جنوب وجود داشت.

او سپس به یکی از اساسی‌ترین تغییرات این دوره اشاره می‌کند: مقررات‌زدایی گسترده‌ای که در آن دوران صورت گرفت، بی‌سابقه بود. ترخیص‌هایی که روزها طول می‌کشید، چندساعته انجام شد. مهم‌تر اینکه مرزهای زمینی از حالت نیمه‌فعال به مرزهایی تمام‌وقت تبدیل شدند. مرتضوی توضیح می‌دهد: مرزهایی که شاید تا دیروز بخشی از توانشان استفاده می‌شد، یکباره ۲۴ ساعته و سه‌ نوبته شدند. ظرفیت ترخیص بعضی مرزها تا ۳۰۰ درصد بالا رفت.

او سپس نقش مناطق آزاد و تنوع‌بخشی مسیرهای تجاری را مطرح می‌کند و می‌گوید: مسیرهای منتهی به پاکستان، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و حتی مسیرهای کمتر استفاده‌شده دیگر، با اصلاح تعرفه‌ها و کاهش هزینه‌های حمل‌ونقل، تبدیل شدند به مسیرهای اقتصادی و امن».

مرتضوی در جمع‌بندی تحلیل خود تصویری روشن از چشم‌انداز آینده ارائه می‌دهد و می‌افزاید: این تجربه جنگ به ما ثابت کرد مرزهای زمینی فقط یک راه‌حل اضطراری نیستند. اگر روی آن‌ها سرمایه‌گذاری بلندمدت شود، می‌توانند به یکی از پایه‌های پایدار تجارت کشور تبدیل شوند.تاب‌آوری زنجیره تأمین در دوران جنگ نتیجه ترکیب رفتار صنعتگران، چابکی تشکل‌ها، تسهیل‌گری گمرکات و تصمیم‌های فوری برای فعال‌سازی کریدورهای زمینی بود؛ اما این تاب‌آوری بدون هزینه نبود. قیمت‌ها افزایش یافت، صنایع تبدیلی تحت فشار قرار گرفتند، بسیاری از صنایع صادرات‌محور بازار خارجی خود را از دست دادند و تعارض میان آرام‌سازی بازار داخلی و منافع تولید ملی بارها آشکار شد. در نهایت، وقتی مسیر دریایی مختل شد، اقتصاد ایران بر مرزهای زمینی تکیه کرد و این مرزها به ستون اصلی تجارت کشور تبدیل شدند. ادامه این تاب‌آوری به آن بستگی دارد که آیا از تجربه جنگ برای ایجاد نظامی پایدار و چندمسیره در تجارت خارجی استفاده شود یا نه.

خبرنگار: مهسا ناطقی

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha