بهگزارش قدس آنلاین، یک روز به پایان آتشبس دوهفتهای ایران و آمریکا مانده. میانجی پاکستانی وعده برگزاری دور دیگر نشستها را احتمالاً سهشنبه یا چهارشنبه میدهد، اما مارپیچ دیپلماسی پردستانداز است. طرفین مخاصمه با تفنگ آماده شلیک، از مذاکره میگویند؛ بدون چرخش در مواضع و امتیازدهی! نقاط اختلافی کم بود که حالا بحران تنگه هرمز بر آن افزوده شده. تهران و واشنگتن اما میدانند جایگزین دیپلماسی، جنگ است. همین واقعیت، کورسوی امید برای گرهگشایی و رسیدن به تفاهم را زنده نگه میدارد.چالشی بزرگ و موازی دیگر میان صاحبنظران داخلی شکل گرفته. برخی با این نگاه که ما پشت خیمهگاه دشمن هستیم، آتشبس را نکوهش و از ادامه جنگ میگویند. در مقابل عدهای معتقدند ما در میدان دست برتر را داریم ولی این پیروزی کامل نیست و برای تثبیت دستاوردها باید به مذاکره به عنوان راهبرد اهمیت داد.
خرده گرفتن به مسئولان، نادرست است
ایرانیها با وجود اختلاف در راهبردها، ثابت کردهاند هنگامه جنگ و یا صلح پشت وطن محکم ایستاده و خم به ابرو نیاوردهاند. با این حال ارائه تفسیری از آینده پیش رو و اینکه باید انتظار چه رخدادهایی را در آوردگاه منازعه یا مصالحه داشت حائز اهمیت است.«احمد بخشایش اردستانی» عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفتوگو با قدس، ارزیابی جالبی از معادلات جاری با توجه به دو مقوله اختلافی یعنی ضرورت اطلاعرسانی درباره جزئیات مذاکره به مردم و اینکه انتخاب گزینه دیپلماسی از سوی تهران در این مقطع چقدر به صلاح و مصلحت است دارد که خواندنی است.
وی در ابتدا با اشاره به تمایل کاخ سفید برای مذاکره به دلیل نگرانی از گرفتاری در نبرد فرسایشی گسترده، با تأکید بر اینکه رسیدن به نقطه تفاهم زمانبر بوده ولی این به معنی بنبست نیست، عنوان کرد: «بهطور نمونه در مسئله ۴۰۰ کیلوگرم ذخایر اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی ایران، میتوان با چکشکاری بیشتر، ضمن حفظ حقوق کشور، به راهحلی تفاهمآمیز رسید. افزایش ظرفیت غنیسازی درواقع اهرم فشاری بود که بتوانیم در میز مذاکرات گذشته امتیاز بگیریم و اکنون همین کارکرد وجود دارد، یعنی میتوانیم آن را اهرمی برای خنثیسازی فشار و مثلاً رفع تحریمها قرار دهیم، البته با تضمینهای محکم».
همزمان که بحثها در محافل داخلی درباره ضرورت شفافسازی ابعاد مذاکرات با آمریکا و اطلاعرسانی به شهروندان بالا گرفته، محمدباقر قالیباف در گفتوگوی تلویزیونی اخیر خود آشکارا بر این مسئله صحه گذاشته و تأکید میکند دانستن حق مردم است و تبیین مسائل وظیفه مسئولان. این عضو کمیسیون امنیت ملی خانه ملت هم بخش مهمی از ابعاد مذاکره را در اهمیت گزارشدهی به موقع و درست به مردم میداند. با این حال وی با انتقاد از برخی اظهارات غیرمسئولانه معتقد است: «مذاکره، بالا و پایین و نوسان دارد و نمیتوان به صورت لحظهای به مردم گزارش داد.
از سویی ابعاد مذاکرات شاید به گونهای محرمانه باشد که اگر جزئیات آن در مراحل ابتدایی افشا شود مصالح کلان به خطر افتد. بنابراین خرده گرفتن به مسئولان ذیربط در برخی مواقع نادرست است. اما وقتی به توافق نزدیک شویم اطلاعرسانی دقیق به شهروندان با هدف روشنگری و آگاهسازی آنها باید صورت گیرد. البته درباره گزارشدهی به مردم باید به یک نکته جانبی توجه داشت. ما اکنون با فردی در رأس قدرت آمریکا طرف هستیم که با توییتهای خود عملاً به میدان عملیات و جنگ روانی تبدیل شده. دونالد ترامپ با رویکرد انحصارگرایانه و نیت جهتدهی به افکار عمومی جامعه ایرانی و از سویی مدیریت تحولات داخلی مانند بازار نفت دست به چنین اقدامهایی میزند و لازم است برای خنثیسازی این ابزار رسانهای دشمن چارهای کرد.
به هنر دیپلماسی اهمیت دهیم
«علی بیگدلی» تحلیلگر مسائل سیاسی نیز در ارزیابی عوامل مؤثر بر روند دیپلماتیک شکل گرفته میان ایران و آمریکا، فارغ از نوع نگاه و اقدامهای دولت ترامپ، تنوع تفکرات و انتظارات در تیم مذاکرهکننده و درون جامعه را از عوامل با تأثیرات منفی قلمداد میکند. وی عنوان کرد: «ما در کادر دیپلماتیک نشانههایی از تضاد و تعارض میبینیم که گاهی در سخنان تصمیمسازان بازتاب دارد و شنیده شدن صداهای چندگانه و پراکندگی موجود علاوه بر تزلزل تیم مذاکرهکننده، پیام ضعف به دنیا مخابره میکند. در چنین محیطی هر کسی به خود اجازه اظهار نظر میدهد و اتفاقی که پس از توییت اخیر عراقچی افتاد و به او توهین شد را شاهد هستیم. آشفتگی مواضع در اردوگاه ترامپ هم مشهود است. در میانه فشارهای کنگره، افکار عمومی و بالا گرفتن موج گرانی و کمبود سوخت، واشنگتن احساس میکند خروج بدون دستاورد از خاورمیانه نمیتواند رقم بخورد و این مسئله سطح انتظارات بالایی در مذاکره ایجاد کرده و دست آنها را برای چرخش و امتیازدهی بسته و این چالشبرانگیز است».
بیگدلی هم با اشاره به آن بخش از اظهارات تازه قالیباف که برخلاف اظهارات مخالفان مذاکره میگوید «درست است که ما در میدان دست برتر را داریم اما این به معنی شکست دشمن نبوده و برای تثبیت پیروزیها باید مذاکره را به عنوان یک راهبرد مورد توجه قرار دهیم»؛ با زیر سؤال بردن انتقادهای عجولانه، بیمورد و بعضاً جناحی از تیم مذاکرهکننده و حتی به کار بردن عبارت «کودتاچی» درباره برخی مسئولان، معتقد است: «قالیباف به عنوان یک نیروی عملگرا شاید آن شخصی باشد که بتواند مشکلات جاری را حل کند».
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به دیدار مستقیم ونس، معاون رئیس جمهور ایالات متحده با مقامات ایرانی که تاکنون سابقه نداشته، رویکرد افراطی افرادی که خارج از گود نشسته و کاری جز انتقاد و ایراد گرفتن ندارند را مخرب دیپلماسی دانسته که با ایجاد دودستگی تنها زمینه تضعیف جبهه خودی را فراهم میکنند.
وی تصریح کرد: «مذاکره قطعاً سخت و با توجه به موانع، طاقتفرسا خواهد بود؛ اما باید توجه داشت در شرایط جاری آمریکا راه دیگری برای برونرفت از وضعیت موجود ندارد. مسیر جایگزین، جنگ است که آمریکا، آن را آزموده و نتیجه نگرفته است». دیپلماسی هنر است و گرهگشایی از بنبستها در چنین مقاطعی خود را نشان میدهد و باید به آن اعتماد کرد.





نظر شما