تخریب زیرساختهای حیاتی و مراکز علمی، گسترش آلودگیهای زیست محیطی، تعطیلی مراکز آموزشی، افزایش بحرانهای روحی و اجتماعی و... تنها بخشی از نتایج جنگ تحمیلی اخیر به کشور و بازسازی و دمیدن روح تازه به تن زخمخورده و مجروح جامعه، بدیهیترین وظیفه نهادهای امدادی، عمرانی و آموزشی در مواجهه با اینگونه پیامدهاست. در این میان به نظر میرسد بتوان نقش دانشگاه را به عنوان تولیدکننده علم معتبر، پرورشدهنده اندیشه نقاد و تربیتکننده نیروهای متخصص برای پاسخگویی به انتظارات مردم بیش از دیگر گروهها دانست. پیداست که جامعه در چنین شرایطی به تبلور جلوههایی از عقلانیت علمی، برنامهریزی مبتنی بر دانش نخبگان و مدیریت آگاهانه نظام دانشگاهی چشم میدوزد تا با بهرهمندی از دانش و تجربه خویش، ضمن حفظ و تقویت جریان تولید علم، بهترین راهکار را برای برونرفت از بحران حاضر ارائه دهد.
جامعهای که گرچه همواره میتوان شوق حضور و بارقه مسئولیت اجتماعی را در میان تمامی آحاد و اقشار آن یافت، اما بیش از همه به حمایت مدام سرمایه انسانی دانشگاه برای صیانت از انسجام فکری و اجتماعی و پیشگیری از غلیان هیجانهای غیرعقلانی با تکیه بر گفتوگو، تحلیل عقلانی و اخلاق علمی امید بسته است.
دانشگاه و تربیت «نسل بازساز» و خلاق
دانشگاه پساجنگ میتواند با تمرکز بر تولیدات بومی و کاهش وابستگی و نیز تربیت «نسل بازساز» و خلاق در شرایط سخت، با هدایت تحقیقات خود به سوی نیازهای ضروری و راهبردی کشور و تربیت نیروی انسانی متخصص، متعهد و توانمند، نقش مؤثر خویش را در کاهش آسیبها و افزایش تابآوری جامعه نشان دهد و با ترسیم نمادهایی از حضور خستگیناپذیر خود در میدان، به افزایش میدانداری و اثبات همراهی و همنوایی با جامعه مبادرت ورزد. چنین دانشگاهی علاوه بر ترمیم زیرساختهای حیاتی، از پلها و جادهها گرفته تا شبکههای انرژی، آب و ارتباطات، به بازسازی دانش خویش و تلاش برای تابآوری کشور در برابر بحرانهای آینده نیز میاندیشد.
ما از همان روزی که استاد دانشگاه شهید بهشتی کلاس مرمت و بازسازیاش را مقابل ساختمانهای ویرانشده برگزار کرد؛ یا از آن روز که خبر ترمیم آن پل ویرانشده را به همت دانش متخصصان در میانه جنگ و تنها در کمتر از ۴۸ ساعـت پس از حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا شنیدیم و یا از همان روزهای ابتدایی جنگ که گروههای جهادی دانشجویی تصمیم گرفتند در کنار مسئولیتهای علمی و دانشگاهی خود، به یاری مردم آسیبدیده بشتابند، یقین کردیم که اراده ساختن و جریان پویای علم هیچگاه از حرکت بازنخواهدایستاد و دانشگاه زخمخورده نیز میتواند همچون بذری آماده، در میان بحران و از دل خاکستر جوانه بزند و به نهالی پویا تبدیل شود. بنابراین با چنین تعریفی نهاد یادشده را نباید صرفاً یک مجموعه آموزشی، که باید آن را عنصری پویا، ستون نگهدارنده و ستاد احیای کشور نامید.
پوستاندازی دانشگاهها پس از جنگ
حالا این روزها برای خیلیها که پیش از این در پی یافتن چرایی لزوم برخورداری از انرژی هستهای بودند، مرور تصاویر تجهیزات گرانقیمت متلاشی شده، پایاننامههای سوخته دانشجویان، سقفها و دیوارهای فروریخته بهترین دانشگاههای کشور و تعطیلی مراکز علمی، میتواند پاسخی متقن به اینگونه پرسشهای پرتکرار باشد.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور کشورمان چندی پیش گفته بود اگر دانشگاهها نبودند، موشکها و دفاع پرقدرت ما هم نبودند. آنها میدانند کجا را بزنند، ما هم باید همانجا را با قدرت تقویت کنیم. استعداد علمی و دانش دیرپای نهفته در ذهن نخبگان کشورمان با فروریختن سقفها و دیوارهای دانشگاهها از میان نمیرود و اتفاقاً اینبار روح پرسشگر جوان ایرانی با عزمی جزمتر از پیش برای ساختن دانشگاهی کارآمدتر گام برخواهد داشت.
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی برای تأکید بر ضرورت تحول در دانشگاهها از عبارت «پوستاندازی دانشگاهها» در فضای پس از جنگ استفاده میکند؛ یعنی حرکت به سمت کاربردیتر شدن علوم و گسترش تولیدات علمی در حوزههای مختلف و سپس توضیح میدهد: در بسیاری از حوزههای علمی ازجمله علوم پایه، مهندسی و پزشکی، تولیدات علمی که در لبه دانش انجام میشود دانشگاه باید به سمت تولید نظریه حرکت کند. در بخش کاربردی هم لازم است محصولات اقتدارآفرین در دانشگاهها تولید شود و به حوزههای دفاعی، زیرساختی و رفاهی کشور کمک کند.
رنجبر معتقد است دانشگاههای پساجنگ باید بهگونهای مدیریت شوند که تمامی الزامات یک ابرقدرت چهارم جهانی را برآورده کنند.
در دوره پس از جنگ لازم است همه بخشها ازجمله نظام آموزشی و دانشگاهی مورد بازنگری قرار گیرند، الگوها متفاوت شوند و دانشگاهها نیازهای فناورانه و نوآورانه حوزههای مختلف زیرساختی، رفاهی و دفاعی کشور را بهدرستی درک و شناسایی کنند. همچنین در حوزه دیپلماسی، باید دیپلماسی علمی فعال جزو برنامههای کاری دانشگاه باشد.
برنامههای فرهنگی نیز باید در راستای ترویج گفتمانهای علمی، فناوری و مؤلفههای قدرت مختلف و نوینی مثل میدان و خیابان بازطراحی شوند.اما عباسعلی رهبر، عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی نگاهی نظری به بایدهای دانشگاههای پساجنگ دارد و میگوید: دانشگاهها میتوانند با ترویج ارزشهای مشترک، ایجاد حس تعلق و همبستگی و آگاهیبخشی در مورد مسائل اجتماعی، به تقویت سرمایه اجتماعی کمک کنند.
رهبر پیشنهاد میکند در حال حاضر باید سه مؤلفه انسجام ملی، روحیه عزت ملی و امنیت ملی در گفتمان دانشگاه جامعهساز پررنگ شود. این اهداف را میتوان با برجستهسازی نقش ملت نجیب ایران و بنمایههای هویتی آنها، تقویت گفتمان مثبت، سازنده و امیدبخش، کنشگری فرصتساز، نه فرصتطلب، تحکیم ارزشهای مشترک ملی و فرهنگی و تقویت حس تعلق و همبستگی در جامعه محقق کرد.
برای نقشآفرینی دانشگاهها چه کردهایم؟
با آرمانی اینچنین پرسش این است که آیا مهمترین وزارتخانه علمی و دانشگاهی کشور نیز با تجربه برگرفته از جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان برای روزهای پساجنگ دانشگاهها و بهویژه تحول در برنامهها و بهرهمندی از ظرفیتهای خود در مسیر بازسازی برنامهای دارد؟وزیر علوم، پیش از این در آیین بزرگداشت شهدای دانشگاه در جنگ تحمیلی به بخشی از برنامههای این وزارتخانه در دوره پساجنگ اشاره کرده و گفته بود: دانشگاه پساجنگ، هم به خودش فکر کرده و هم خودش را روزآمد میکند تا برای بازسازی در خدمت مردم باشد.
حسین سیمایی صراف چندی بعد نیز در دیدار با وزیر نفت ضمن اعلام آمادگی وزارت علوم برای ایفای نقش فعال در دوره پساجنگ، وعده داده بود تمامی ظرفیتهای دانشگاهها، پژوهشگاهها و پارکهای علم و فناوری برای بازسازی خرابیهای ناشی از جنگ بسیج میشوند و این ظرفیتها میتوانند در تسریع روند بازسازی و جبران خسارات، نقش مؤثری ایفا کنند.
به گفته سیمایی صراف، وجود بیش از ۱۳هزار طرح ارتباط با صنعت در دانشگاهها و پژوهشگاهها و فعالیت بیش از هزارو۵۰۰ واحد فناور در پارکهای علم و فناوری، امکان مداخله مؤثر علمی در حوزههایی مانند معدن، نفت، پتروشیمی، راه، شهرسازی و کشاورزی را فراهم کرده است. وی همچنین با اشاره به آمادگی اعضای هیئت علمی دانشگاهها برای مشارکت در حل مسائل کشور، به راهاندازی دبیرخانه «محکم» اشاره و عنوان کرده: این دبیرخانه مأموریت دارد با هدایت و هماهنگی اقدامات علمی، نقش دانشگاهها را در حل مسائل ملی تقویت کند.
براساس این طرح، کمک به بازسازی و رفع آسیبدیدگی صنایع، مدیریت طرحهای پژوهشی مسئلهمحور، ارزیابی مستمر توانمندیهای علمی دانشگاهها و تهیه گزارشهای تخصصی از خسارات واردشده، ازجمله وظایف اصلی این دبیرخانه خواهد بود. همچنین ایجاد نظام پایش پروژهها، ارتباط مستمر با دانشگاهها و پارکهای علم و فناوری، تدوین بستههای سیاستی و هماهنگی با دستگاههای اجرایی برای رفع موانع مالی و اجرایی نیز در دستورکار قرار دارد.
بهشتی را با هم میسازیم
دانشجویان، استادان و مسئولان دانشگاهها نیز از همان ابتدای تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به مرزهای علمی کشور از عزم، اراده و آمادگیشان برای حضور در میدان سازندگی و فردایی بهتر گفتهاند. کلانتری، رئیس دانشگاه صنعتی اصفهان که تاکنون دو بار شاهد حمله به این دانشگاه و تخریب مرکز پژوهشی و دانشکدههای اطراف آن بوده است، بیان کرده است: انسجام ملی ما این روزها در حد بالایی است و باید به حفظ آن توجه کنیم. اهمیت و مخاطرات دوران پساجنگ برای ما مهمتر از جنگ است. امیدواریم این انسجام با گردهم آمدن گرایشهای مختلف در راستای مشارکت کشور حفظ شود.
محمدحسین امید، رئیس دانشگاه تهران هم در بیانیهای از آمادگی خود برای مشارکت در همه عرصهها و پیامدهای این جنگ تحمیلی اعم از پیگیریهای حقوقی، مشارکت در بازسازی زیرساختها و بهویژه کمک به دانشگاهها و مراکز علمی آسیبدیده کشور گفته است.
در گامی دیگر، دانشگاه علوم پزشکی تهران سامانهای را برای دریافت ایدههای راهبردی با هدف کنشگری منسجم و هدفمند دانشگاهیان در جنگ راهاندازی کرده و در آن آورده است: استادان و نخبگان متعهد ما که قلبشان برای میهن میتپد، میتوانند در این بزنگاه تاریخی با حضور مؤثر در میدان فکر و اندیشه، به یاری خط مقدم میدانهای دیگر شامل میدان نبرد و میدان حضور مردم در خیابان بیایند. بر این اساس برای بهرهگیری از ظرفیت جامعه دانشگاهی، بهویژه استادان، کارکنان و دانشجویان، درخواست میشود در دو محور اصلی «تولید ایدههای راهبردی» و «کنشگری منسجم و هدفمند» پیشنهادهای ارزشمند خود را به مدیریت دانشگاه علوم پزشکی تهران ارسال کنند.
دانشگاه شهید بهشتی هم پس از خسارات وارده به برخی زیرساختهای علمی این دانشگاه در حملات اخیر دشمن آمریکایی - صهیونی، پویشی مردمی را با عنوان «بهشتی را با هم میسازیم» با هدف جلب مشارکتهای همگانی برای ترمیم و توسعه فضاهای آموزشی و پژوهشی تدارک دیده تا ثابت کند اراده ملت در صیانت از حریم دانش، شکستناپذیر است.
برگزارکنندگان این پویش عنوان کردهاند اهمیت پویشی که به راه انداختهاند صرفاً در ابعاد مادی آن نیست؛ بلکه پیامی است از سوی جامعه به حوزه علم و فرهنگ که نشان میدهد دانشگاه به عنوان ضامن پیشرفت و امنیت آینده ایران، هرگز تنها نخواهد ماند.





نظر شما