گویا قرار بود با حمله به بیش از ۱۳۰ نشان هویت و تمدن کشورمان که ایرانیان جلوههای شکوه سرزمین خود را در آینه آنها میبینند و میشناسند، اسناد تمدن دیرپایمان یکی پس از دیگری و شاید هم یکشبه نابود شود؛ اما امروز آوازه این شکوه مثالزدنی بیش از گذشته از مرزهای جغرافیایی نیز گذر کرده است.
کار خوب ترامپ!
چند روز پیش، راندا گاراد، پزشک و فعال سیاسی استرالیایی ضمن انتشار تصویری از مسجد نصیرالملک شیراز در صفحه ایکس خود نوشته بود: «ترامپ کاری کرد که هیچ کمپین تبلیغاتی گردشگریای از پس آن برنمیآمد؛ او اشتیاق و علاقه بزرگی نسبت به فرهنگ ایران ایجاد کرد. پستهایی درباره تاریخ، معماری، غذا، موسیقی و ویدئوهای لگو؛ همه دارند وایرال میشوند. نفرتی که دههها درباره ایران به خورد ما داده شده بود، بهسرعت در حال تبدیل شدن به حمایت و احترام است».پیش از انتشار این توییت نیز شبکه خبری سیانان ضمن گزارشی از یک نمایشگاه با بیش از ۱۵۰ اثر عتیقه ایرانی در شمال چین، از افزایش علاقه چینیها به ایران و فرهنگی که در عمق و قدمت خود با تمدن آنها برابری میکند، گزارش داده بود.
بسیاری از مردم پس از بازدید از این آثار، تجربیات خود را در شبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشتند و دیگران را تشویق کردند هرچه زودتر از نمایشگاه دیدن کنند. دونگ، یک بازدیدکننده به سیانان بیان کرده: «این جنگ موجب شد احساس کنم باید از این آثار محافظت و تا جایی که میتوانم آنها را حفظ کنم».از سویی دیگر استقبال از کتابهای مرتبط با ایران در کتابفروشیهای این کشور نیز کنجکاوی و تحسین نسبت به ایران را نشان میدهد. این شبکه خبری در گزارش خود اضافه میکند: «یک کارمند کتابفروشی «پیج وان» در پکن که نخواست نامش فاش شود، میگوید: کتابهای مربوط به ایران قبلاً خریدار نداشتند، اما بهتازگی تقاضا زیاد شده است».
عدو شده سبب خیر، چون خدا خواسته است
به نظر میرسد حالا این روزها که پروپاگاندا و دستگاه عریض و طویل شایعهپراکنی دشمن با توییتهای سخیف و تهدیدهای دیوانهوار ترامپ از یک سو و حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی بهویژه به زیرساختهای فرهنگی و اقتصادی از سوی دیگر، بیش از گذشته کارکرد خود را از دست داده و به قولی «عدو شده سبب خیر چون خدا خواسته است»؛ فرصت و بستری فراهم شده تا صدای پرافتخار فرهنگ و تمدن ایرانی رساتر و بلیغتر به آن سوی مرزهای سرزمینیمان برسد.
چندی پیش خبرنگار ارشد شبکه انبیسینیوز آمریکا که به همراه تیم رسانهای این شبکه برای تهیه گزارشی از پیست یخ ایرانمال و تمرین تیم ملی بانوان کشورمان به ایران آمده بود، گفته بود: ما همزمان با مذاکرات هستهای که در جریان است به اینجا آمدهایم و این فرصت مناسبی است که به مخاطبانمان و مردم آمریکا و جهان چهرهای متفاوت از ایران را نشان دهیم. بیشتر مردم جهان نمیدانند ایران تیم هاکی بانوان دارد که خیلی خوب هم بازی میکند و توانسته در ردههای بینالمللی موفقیتهایی کسب کند. ما اینجا هستیم تا چهرهای متفاوت از ایران را نشان دهیم؛ چیزهایی که مردم جهان نمیدانند و حتی انتظار دیدن آن را هم ندارند.
آندریاس لاندک، کارگردان سینما و مستندساز آلمانی هم پس از سفرش به تهران عنوان کرده بود: پس از شنیدن خبر حمله رژیم صهیونیستی، نخستین چیزی که به ذهنم رسید، آدمهای فوقالعادهای بود که در آنجا با آنها آشنا شدم. نخستین فکرم این بود آیا آنها در امان هستند؟ آیا حالشان خوب است؟ فوراً برایشان پیام فرستادم و خواستم بدانم اوضاع چگونه است.
لاندک از موجی از روزنامهنگاران و رسانههای مستقل خبر میداد که در حال شکلگیری است. میگفت آنها خیلی عمیقتر از رسانههای جریان اصلی، بهویژه در کشورهای غربی به مسائل میپردازند. دیگر پرسشهای سطحی رسانههای رسمی را مطرح نمیکنند؛ بلکه وارد لایههای عمیقتری از واقعیت میشوند. بنابراین، بله، امروز حمایت از ایران در شبکههای اجتماعی افزایش یافته است.
فرهنگ ایرانی ریشه در هزاران سال تاریخ دارد. تمدن ایرانی نه ذوب شد، نه ذوب کرد، بلکه آمیزهای زیبا ساخت.
یک دیپلماسی فرهنگی- مردمی
به نظر میرسد این روزها روایت یک دیپلماسی فرهنگی- مردمی بیش از همه میتواند تهدیدهای دشمن را به فرصتی بینظیر برای درک بهتر مفاهیم فرهنگی و تمدنی کشورمان تبدیل کند.
محمدباقر خرمشاد، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به تجربه دو جنگ تحمیلی ناخواسته اخیر در چند ماه گذشته، میگوید: ویژگیهای خاص این تقابل، توجهات بینالمللی را به کشور ایران دوچندان کرده است.
وی ادامه میدهد: مطلع شدهام کتابهای مربوط به تمدن ایران در چین، طرفداران بسیاری پیدا کردهاند. همچنین در کشورهای همسایه مانند تاجیکستان، نگاهها به ویژگیهای فرهنگی ایران بازگشته است؛ چراکه آنها خود را بخشی از کانون این تمدن کهن میدانند و پیروزی و استقامت ایران را مایه افتخار و بخشی از میراث خود میپندارند. اکنون که نگاهها به ایران معطوف شده زمان آن است که ناشران و نویسندگان با تولید آثار بینالمللی، این اشتیاق جهانی برای شناخت ایران را به تجربهای عمیق و ماندگار تبدیل کنند. این زمان، فرصتی طلایی برای نویسندگان و بهویژه ناشرانی است که با زبانهای بینالمللی فعالیت میکنند. کتاب میتواند با دقت زیاد و با سرعتی متناسب، بهترین پاسخها را در اختیار مخاطب خارجی قرار دهد.
ناشران باید تحقیق و مخاطبشناسی کنند تا بدانند در هر منطقه از جهان، مردم با چه زبانی و درباره چه موضوعاتی تشنه یادگیری از تاریخ و تمدن ایران هستند. پرداختن به تولید محتوای سریع و هدفمند به جای تولید کتابهای حجیم و طولانی نیز بسیار راهگشاست. میتوان از کتابچههای کوچک و راهنماهای مختصر برای پاسخ به پرسشهای فوری مخاطبان بینالمللی استفاده کرد.
خرمشاد با بیان اینکه ماهیت، موقعیت مکانی، زمانی و تاریخی جنگ تحمیلی شرایطی را فراهم کرده که چشمها و گوشها به سمت ایران تیز شود، میگوید: بهترین فرصت است که کتاب بهمثابه رسانه، بهرهبرداری لازم را برای معرفی ایران، تبیین مقاومت مردم، چرایی اخلاقی بودن جبهه ایران و انسانیت انسان داشته باشد و بتواند عمیقتر و گستردهتر اطلاعات را در اختیار مخاطبان جهانی قرار دهد.
ایران اکنون در نقطه برجسته نگاه جهانی قرار دارد و مخاطبان از این سرزمین خواهند پرسید و درباره آن خواهند خواند. وظیفه ما این است که با پاسخهای عمیق در قالب کتاب، پاسخگوی مخاطبان باشیم.
دنیا داره علاقهمند میشه از ایران بیشتر یاد بگیره!
در سوی دیگر کارزار مقاومت، مبارزان و کاربران فضای مجازی ایستادهاند؛ هموطنانی که هنوز ریشهای عمیق در خاک این مرز و بوم دارند و هر از گاه با هجوم آفندی خود با همان ابزار ساخته دشمن، توطئههای از پیش طراحی شده دشمن را نقش بر آب میکنند.
زینب بهرامی، دانشجوی ایرانی و معلم زبان انگلیسی بزرگسالان در بزرگترین مدرسه شهر کیوتو در ژاپن است که سال ۲۰۱۵ برای ادامه تحصیل به این کشور آمده و در دانشگاه دولتی کیوتو تحصیل میکند. او هر از گاه در کانال تلگرامی خود از تلاشهایش برای معرفی فرهنگ ایران به دانشآموزان و دانشجویان ژاپنی و دیگر کشورها میگوید. خانم بهرامی در یکی از تازهترین پستهایش پس از تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی اینگونه مینویسد: «یکی از کارهایی که این مدت انجام میدم و باعث میشه منم حس کنم دارم برای کشورم کاری انجام میدم و در جهاد ملت سهیمم اینه: در نشستهای استادان و دانشجویان ژاپنی دانشگاههای مختلف که علاقهمند به موضوع ایران و فهم بهتر جنگ و وضعیت غرب آسیا هستند، به همراه همسرم دعوت میشیم تا صحبت کنیم و پرسش و پاسخ داشته باشیم.فوقالعاده از این جلسات راضیام و حس خوبی دارم! در جلسه دیروز، بروشور کاملی چاپ شده بود. بخشی از اون اطلاعات مربوط به ایران بود که مدیر جلسه لازم دونسته بود درموردشون بحث بشه، بخشی هم اطلاعاتی بود که دوستان عزیزم در ژاپن کمک کردن تهیه کنیم و لازم بود به گوش مخاطب ژاپنی برسه، مثل توضیحات مراکز علمی، تاریخی و هنری ایران که توسط دشمن نابود و بمباران شدند. تعدد موضوعات بحثشده خیلی زیاد بود اما یکسری موضوعات برای خود من خیلی خیلی جذاب بودن؛ مثلاً توی توضیحات نوشته بودن ایران در تولید غذای خودش خودکفاست، برخلاف ژاپن که فقط ٢٨ درصد غذای کشور رو خودش تولید میکنه و این راز ماندگاری و قدرت ایران باوجود تحریمهاست.
خانم مدیرجلسه گفت علت اینکه ایران در این سالهای فشار تحریم، محتاج کمک نهادهای خیریه بینالمللی برای غذا نشده، این قدرت بالاست (چون مثلاً برای کشوری مثل ژاپن، حتی یک ماه تحریم میتونه باعث ایجاد قحطی گسترده بشه!).
و من کلی از تحریمهای علمی گفتم. همه شاید مفهوم تحریم دارویی یا مالی رو درک کنن، اما تحریم علمی خیلی وحشتناکه. خیلی وقتها محققان درجه یک ما در ایران بهخاطر تحریم مواد و تجهیزات مجبورن برن خارج از کشور برای اجرای آزمایشها. یکی از استادان دانشگاه، آخر جلسه درمورد سیستم رفاه اجتماعی برای افراد فقیر و کمتوان و نگاه اسلامی حکومت به این مسئله پرسید. در مورد خمس و زکات و صدقه توضیحاتی دادیم و بعد من مفهوم و کار کمیته امداد امام خمینی(ره) رو تاجایی که میدونستم توضیح دادم. اینکه کشور ما ۴۷ سال باوجود ایزوله و تحریم جهانی اینقدر دوام آورده و الان نشون داده که چطور مستقلاً رشد و توسعه پیدا کرده، براشون خیلی خیلی شگفتانگیزه و محققان خارجی دوست دارن از این سیستم هزارلایه کامل و فراگیر که تونسته جامعه رو بدون وابستگی خارجی (در جامعهای مثل ژاپن حتی محال هم هست) به این سطح برسونه، مطلع بشن. دنیا داره علاقهمند میشه از ایران بیشتر بدونه و یاد بگیره!»و این روایتها همچنان ادامه دارد... .





نظر شما