تحولات منطقه

۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۶
کد مطلب: ۱۱۴۳۷۹۷

در هفته‌های اخیر، برخی رسانه‌ها و محافل اطلاعاتی غربی بار دیگر ادعایی تکراری احتمال تسلیح ایران توسط چین در چارچوب تنش‌های منطقه‌ای را مطرح کرده‌اند اما در بررسی دقیق‌تر،این ادعا بیش از آنکه بر شواهد متکی باشد، مبتنی بر الگوهای ذهنی قدیمی است.

چین، ایران و سایه اتهام؛ واقعیت یا روایت‌سازی؟
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

در هفته‌های اخیر، برخی رسانه‌ها و محافل اطلاعاتی غربی بار دیگر ادعایی تکراری را برجسته کرده‌اند؛ یعنی احتمال تسلیح ایران توسط چین در چارچوب تنش‌های منطقه‌ای. این ادعا، اگرچه در ظاهر با منطق رقابت قدرت‌های بزرگ همخوانی دارد، اما در بررسی دقیق‌تر، بیش از آنکه بر شواهد متکی باشد، به الگوهای ذهنی قدیمی شباهت دارد.

چین در چهار دهه گذشته، سیاست خارجی خود را بر اصولی نسبتاً ثابت بنا کرده است؛ یعنی عدم مداخله، پرهیز از اتحادهای نظامی و تمرکز بر منافع اقتصادی. برخلاف قدرت‌های غربی که در بسیاری از بحران‌ها نقش نظامی مستقیم ایفا کرده‌اند، پکن تلاش کرده خود را به‌عنوان بازیگری محتاط و میانجی‌گر معرفی کند. نمونه بارز این رویکرد، نقش چین در کاهش تنش میان ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ است؛ اقدامی که نشان می‌دهد پکن ترجیح می‌دهد از مسیر دیپلماسی وارد شود، نه تقابل.

الگوی رفتاری پکن در بحران‌ها

برای ارزیابی ادعای تسلیح ایران، نگاهی به رفتار چین در سایر بحران‌های بین‌المللی ضروری است. در جنگ روسیه و اوکراین، با وجود فشارهای گسترده، چین از ارسال کمک نظامی مستقیم خودداری کرد و بر آتش‌بس و مذاکره تأکید داشت. این الگو نشان می‌دهد که پکن تمایلی به ورود به درگیری‌های پرهزینه و غیرقابل پیش‌بینی ندارد.

از این منظر، ورود چین به یک تقابل مستقیم یا غیرمستقیم در خاورمیانه، آن هم از طریق ارسال سلاح به ایران، نه‌تنها با اصول اعلامی‌اش در تضاد است، بلکه ریسک‌های ژئوپلیتیکی قابل‌توجهی نیز به همراه دارد. چنین اقدامی می‌تواند روابط چین با سایر بازیگران منطقه، از جمله کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را به خطر اندازد؛ کشورهایی که برای تأمین انرژی و سرمایه‌گذاری، اهمیت راهبردی برای پکن دارند.

اقتصاد، نه اسلحه

یکی از استدلال‌های مطرح‌شده در حمایت از این ادعا، وابستگی چین به نفت ایران است. اما این تحلیل، پیچیدگی‌های سیاست انرژی چین را نادیده می‌گیرد. پکن طی سال‌های اخیر، با تنوع‌بخشی به منابع انرژی، از جمله قراردادهای بلندمدت با کشورهای مختلف و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر، تلاش کرده وابستگی خود را کاهش دهد.

در این چارچوب، رابطه اقتصادی چین و ایران را باید در قالب تجارت و منافع متقابل دید، نه اتحاد نظامی. حتی موضوع «پترویوان» نیز بیشتر به تلاش برای کاهش سلطه دلار در مبادلات جهانی مربوط است تا شکل‌گیری یک محور نظامی جدید.

از سوی دیگر، اتکای بیش از حد به گزارش‌های اطلاعاتی ناشناس، بدون ارائه شواهد عینی، پرسش‌هایی جدی درباره اعتبار این ادعاها ایجاد می‌کند. تجربه‌های گذشته، از جمله پرونده عراق، نشان داده‌اند که چنین گزارش‌هایی می‌توانند تحت تأثیر ملاحظات سیاسی شکل بگیرند.

در نهایت، به نظر می‌رسد تصویرسازی از چین به‌عنوان بازیگری مداخله‌گر در این پرونده، بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد، نتیجه نگرانی‌ها و پیش‌فرض‌های ژئوپلیتیکی غرب است. پکن، دست‌کم در شرایط فعلی، ترجیح می‌دهد نقش «بازیگر محتاط» را حفظ کند؛ یعنی کشوری که به‌جای ورود به میدان جنگ، بر میز مذاکره تمرکز دارد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha