تحولات منطقه

سریال «سرو، سپید، سرخ» با موضوع جنگ رمضان، تولید مشترک سیمافیلم و سازمان اوج توسط ۱۴کارگردان در ۱۴قسمت تولید شد که از ۲۰ فروردین روی آنتن شبکه یک سیما رفت.

بسیاری از قصه‌های «سرو، سپید، سرخ» برگرفته از داستان‌های واقعی است / سریال‌سازی زیر سایه پهپادهای دشمن
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

سریال «سرو، سپید، سرخ» با موضوع جنگ رمضان، تولید مشترک سیمافیلم و سازمان اوج توسط ۱۴کارگردان در ۱۴قسمت تولید شد که از ۲۰ فروردین روی آنتن شبکه یک سیما رفت. هر قسمت از این سریال، داستانی مجزا با شخصیت‌ها و موقعیت‌های متفاوت را دنبال کرد، اما همه در بستر مشترک جنگ رمضان شکل گرفتند. کارگردانی قسمت‌های این مجموعه را بابک خواجه پاشا، لیلی عاج، محمود کریمی، دانش اقباشاوی، مهدی شامحمدی، امیرعباس ربیعی، محمد علیزاده فرد، رضا کشاورز، محمد پایدار، امیر داسارگر، حسن حبیب‌زاده، ابوذر حیدری، فرزاد رنجبر و سیدمحمدحسین حسینی و تهیه‌کنندگی این مجموعه را محمدرضا شفاه، محمدجواد موحد و حبیب والی‌نژاد به صورت مشترک برعهده داشتند. درباره جزئیات بیشتر این پروژه به سراغ «محمدجواد موحد» یکی از تهیه‌کنندگان این سریال رفتیم.

ایده اصلی ساخت مجموعه «سرو، سپید، سرخ» چگونه شکل گرفت؟

روز دوم جنگ بود که جلسه‌ای با بچه‌های گروه فیلم و سریال سازمان اوج، آقای آذرپندار و آقای شفاه داشتیم. در آن دیدار، درباره کاری که از دست ما برمی‌آید، صحبت شد؛ اینکه فعالان حوزه فیلم و سریال چه وظایفی در شرایط جنگی دارند. با توجه به سابقه قبلی و تجربه‌ای که در تولید سریال «تازه‌وارد» داشتم و در آن پروژه ۱۱قسمت را با هشت کارگردان ساخته بودیم به‌نظرم رسید با این روش می‌توان داستان‌های مربوط به جنگ را روایت کرد. در نتیجه، ایده تولید این سریال در همان جلسه شکل گرفت و باید همزمان با تولید، کار را به آنتن می‌رساندیم. از زمانی که تصمیم گرفتیم این پروژه را شروع کنیم، تنها ۳۰ روز فرصت داشتیم تا ۱۴ قسمت سریال را بسازیم؛ یعنی تقریباً در هر دو روز یک قسمت. کار بسیار دشواری بود ولی در نهایت پروژه آغاز شد.

چرا به سراغ ساختار چنداپیزودی با ۱۴ کارگردان رفتید؟

دو دلیل داشتیم؛ نخست اینکه می‌خواستیم با زاویه نگاه‌های مختلف، روایت متفاوتی ارائه دهیم؛ یعنی هم بتوانیم دیدگاهی از کارگردانی که سابقه ساخت فیلم‌های دفاع مقدسی دارد را در مورد جنگ نشان دهیم و هم نگاه‌های مربوط به فضای اجتماعی و خانواده در جنگ را بازتاب دهیم. این تنوع دیدگاه، ارزش ویژه‌ای برای ما داشت. بنابراین تصمیم گرفتیم به جای همکاری با یک یا دو کارگردان، قسمت‌های مختلف این ۱۴ قسمت را با ۱۴ کارگردان مختلف کار کنیم.
دلیل دوم، نیاز بود که سرعت تولید را بیشتر کنیم تا کار به پخش همزمان در دوران جنگ برسد. در برخی روزها، حتی در اوایل سال جدید و یا نزدیک به پایان سال قبلی، چند گروه همزمان در حال تولید بودند؛ به‌طوری که حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ نفر در شهرهای مختلف به‌ویژه تهران، در حال کار بودند. این همزمانی، کمک کرد سریع‌تر به آنتن برسیم.


هماهنگ ‌کردن تعداد زیادی کارگردان، گروه تولید و لحن‌های متفاوت چه چالش‌هایی داشت؟

کاری بود که پیش‌تر تجربه نشده بود و می‌توان گفت حتی در پروژه‌های قبلی که کار کرده بودم، به این شکل تولید همزمان نداشتیم. در آن پروژه‌ها، هر کارگردان قسمت خود را می‌ساخت و سپس به کارگردان بعدی تحویل می‌داد اما در این پروژه، فکر نمی‌کردیم کار این قدر پیچیده باشد. هماهنگی این افراد در قالب تولید سریال تلویزیونی، نیازمند قواعدی مشخص و ساختاری منسجم بود. در مدت زمان کوتاهی، متن‌ها به سرعت تولید می‌شدند؛ برخی ایده‌ها تنها در دو یا سه روز به فیلم‌نامه تبدیل می‌شدند. پس از آن، جلسات گروهی برگزار می‌کردیم؛ جلساتی که در آن، حدود ۲۰ تا ۳۰ نفر از اعضای تیم، متن‌ها را می‌خواندند، نظراتشان را بیان و بازنویسی می‌کردند که پس از اصلاح، وارد فرایند تولید می‌شد. هر کارگردان، لحن و سبک خاص خود را داشت؛ تکنیک‌های متفاوت و ژانرهای مختلف را تجربه کرده بود، بنابراین هماهنگی این تفاوت‌ها کار دشواری بود. با وجود این، تیم ما شامل گروهی درجه یک و همچنین دو یا سه تهیه‌کننده بود که وظیفه هماهنگی و مدیریت پروژه را بر عهده داشتند. این تمهیدات و ساختار منسجم، نقش مهمی در کنترل چالش‌ها و پیشبرد پروژه داشت.

درباره شرایط ساخت سریال در زمان جنگ برایمان بگویید.

ما در شرایط عجیب ‌و غریبی کار می‌کردیم که پیش‌تر تجربه‌اش نکرده بودیم. حتی در دوران دفاع مقدس هم، بسیاری از فیلم‌ها چند ماه پس از شروع جنگ ساخته شدند یعنی وقتی جامعه و شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به ثباتی در هنگام جنگ رسیده بود، ولی ما در روزهای اول جنگ که تهران زیر بمباران بود، شرایط متفاوتی در تولید را تجربه کردیم. بسیاری از عوامل سینما جرئت نمی‌کردند سر کار بیایند. با اینکه سعی ‌کردیم محیط امنی ایجاد کنیم، ولی به هر حال جمع شدن گروهی ۷۰ تا ۸۰ نفره در یک جا، ناخودآگاه یک‌سری توجهات را به خود جلب می‌کرد. در زمان ضبط، بسیاری از نقاط تهران بمباران می‌شد. خاطرم است در زمان فیلم‌برداری یکی از اپیزودها، آمدند به ما هشدار دادند که پهپاد دشمن بالای سر شماست و ممکن است شما را با توجه به نور و شرایطی که دارید به‌عنوان لانچر موشک شناسایی کند و بزند.یا مثلاً وسط پلان، نزدیک مکانی که فیلم‌برداری می‌کردیم، یک انفجار شدید داشتیم و موج انفجار موجب شد بچه‌ها پس از یک ساعت پناه گرفتن، دوباره به کار ادامه دهند. از این دست اتفاق‌ها زیاد داشتیم. نیروهای انتظامی و نظامی انتظار نداشتند در روزهای اول جنگ، گروهی بخواهد فیلم بسازد به همین دلیل هماهنگی‌ها و نامه‌نگاری‌ها خیلی سخت و پرچالش بود اما نهایتاً با همکاری نهاد و در این شرایط سخت و جنگی توانستیم سریال را بسازیم.

در انتخاب کارگردان‌ها چه معیارهایی داشتید؟ از حضور نسل‌ها و سبک‌های مختلف برایمان بگویید.

معیارهای متعددی در این فرایند مدنظر قرار گرفت. این تصمیم، یک تصمیم جمعی بود که اعضای تیم از جمله تهیه‌کنندگان و نمایندگان اوج و دوستان صدا و سیما در آن نقش‌آفرینی داشتند. البته افراد از نسل‌های مختلف، لحن‌ها و شیوه‌های مختلف فیلم‌سازی به‌صورت هدفمند و با قصد تنوع، در این تیم دیده می‌شد. تلاش بر این بود که از هر نسل و سبک حضور داشته باشند تا بتوانیم نگاه‌های متفاوت و دیدگاه‌های گوناگون را در پروژه جاری کنیم. اما مهم‌ترین معیار، دغدغه کار کردن در این شرایط سخت و دشوار بود. یعنی مشخص کنیم کدام کارگردان‌ حاضر است در این ایام، با وجود محدودیت‌ها و سختی‌های تولید، برای کشورش کاری انجام دهد. این موضوع، اصلی‌ترین ملاک ما در انتخاب بود. در واقع، یکی از عوامل مهم این بود که ببینیم چه کسانی انگیزه و تمایل دارند در این وضعیت، روایت‌هایی را ارائه دهند که نشان‌دهنده‌ احساس تعهد و دغدغه ملی است. از نظر مالی، این پروژه چندان بزرگ نبود و دستمزدها هم چندان بالا نبود؛ بسیاری از بچه‌هایی که وارد پروژه شدند، مسائل مالی برایشان اهمیت نداشت، چون احساس می‌کردند وظیفه دارند و می‌خواهند در آن لحظه، کاری برای کشور انجام دهند، بنابراین مهم‌ترین معیار در انتخاب کارگردان‌ها، این بود که چه کسانی دغدغه و عشق به کار در این شرایط را دارند.

در مورد بازسازی فضای جنگ، آیا تحقیقی هم انجام شد یا خط روایی هر اپیزود صرفاً داستان‌محور بود؟ قصه‌ها تا چه حد وفادار به اتفاق‌های واقعی جنگ بود؟

ما باید ابتدا مشخص می‌کردیم که این پروژه‌ها در چه زمانی تولید شدند. ایده‌های اولیه پروژه‌ها، کمتر از چهار یا پنج روز شکل گرفت به همین دلیل فرصت زیادی برای تحقیق نداشتیم، اما درباره مستند بودن قصه‌ها باید بگویم تعداد زیادی از اپیزودهای این پروژه، شاید بیش از ۵۰ یا ۶۰درصدشان، قصه‌هایی هستند که در واقعیت برای خود بچه‌ها اتفاق افتاده است. مثلاً اپیزودی که امیرعباس ربیعی با نام «نه و چهل دقیقه» ساخته، شبیه اتفاقی است که در روزهای اول جنگ برای یکی از بچه‌ها رخ داده است. بسیاری از قصه‌های ما برگرفته از داستان‌های واقعی است که در همان روزهای اولیه جنگ، یعنی در هفت، هشت یا ۱۰ روز اول اتفاق افتاده و دوستان این وقایع را به قصه‌هایی دراماتیک تبدیل کرده‌اند.

کدام اپیزود از نظر شما پرریسک‌ترین یا متفاوت‌ترین تجربه تولید بود و چرا؟

نمی‌توانم یک پروژه مشخص را به عنوان بالاترین یا پایین‌ترین ریسک معرفی کنم؛ اما به‌طور کلی، پروژه‌هایی که در آن‌ها فضای بیرونی بیشتری داشتیم، مانند لوکیشن‌های خارج از شهر، خیابان‌ها و خرابه‌هایی که به‌واسطه موشکباران تخریب شده بودند، طبیعتاً ریسک بالاتری داشتند. این پروژه‌ها، به دلیل سختی‌های عملیات در محیط‌های باز و شرایط ناامن، چالش‌برانگیزتر بودند. در مقابل، پروژه‌هایی که لوکیشن‌های داخلی داشتند، تعداد بازیگر کمتری داشتند، هنرور کمتر داشتند و فضای آن‌ها بسته‌تر بود، به‌مراتب راحت‌تر و کم‌ریسک‌تر تولید شدند. اما حقیقت این است که تمامی پروژه‌ها در نهایت دچار ریسک بودند. برخی پروژه‌ها شاید به دلیل ویژگی‌های خاص، کمی عجیب و غریب‌تر به نظر می‌رسیدند؛ مثلاً یکی از اپیزودها یک فیلم جاده‌ای است و بخش مهم آن در اطراف تهران اتفاق می‌افتد، یا پروژه نگاه ساخته آقای حسینی که بخشی از قصه در لوکیشنی بود که قبلاً به دلیل موشکباران تخریب شده بود، یا پروژه آقای پایدار که در منزلی تخریب ‌شده به دلیل موشکباران صورت گرفت. این لوکیشن‌ها به‌دلیل تخریب و نیاز به هماهنگی بیشتر، تعداد هنرور و عوامل بیشتری داشت.

برای نمایش در رسانه ملی، چه ملاحظاتی در ساخت اثر تأثیرگذار بود و چگونه میان واقعیت و محدودیت‌ها تعادل برقرار کردید؟

موضوعات ما خیلی امنیتی نبودند و مشکل خاصی در این زمینه وجود نداشت. کار در رسانه ملی، طبیعتاً یک‌سری خط قرمز کلی دارد، مانند مسئله حجاب، اما در انتخاب موضوعات و میزان پرداختن به آن‌ها، واقعیت این است که دستمان خیلی بسته نبود و سخت‌گیری زیادی اعمال نمی‌شد. ما فقط طبق قواعد معمول تلویزیون عمل کردیم.
به ما اطلاع داده شده بود در هر نوع سریال، چه در حالت عادی و چه در حالت جنگی، این قواعد لازم‌الاجراست و مسئله غیرمعمولی در این باره نبود. بنابراین، نه در انتخاب سوژه، نه در نحوه روایت و نه در مدل ساخت اثر، تحت تأثیر اتفاق‌ها یا محدودیت‌های خاص رسانه ملی قرار نگرفتیم و به این ملاحظات توجه کافی داشتیم، اما هیچ ‌گونه محدودیتی در کارمان اعمال نشد و پیگیریم تا ساخت سریال «سرو، سپید، سرخ» ادامه پیدا کند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha