«قمارباز» به کارگردانی محسن بهاری از جمله آثاری بود که در ترکیب اکران نوروزی قرار گرفت و این روزها در حال نمایش در سینماهای سراسر کشور است؛ فیلمی در ژانر معمایی- جاسوسی که با روایتی از حمله سایبری به یکی از بانکهای کشور در روزهای جنگ ۱۲روزه، مأموریت حساس یک نیروی امنیتی خبره را که به یکی از برنامهنویسان بانک مظنون شده، دنبال میکند. «قمارباز» در حالی روی پرده است که در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بار دیگر چندین بانک، هدف حملات سایبری قرار گرفتند. با محسن بهاری درباره اکران فیلمش در شرایط جنگی و اهمیت سینمای استراتژیک به عنوان یکی از بازوهای اصلی فرهنگ در روایت جنگ به گفتوگو پرداختیم. او در بخش دیگری از این گفتوگو به تجربه ساخت اپیزودی از مجموعه «اهل ایران» در شبهای موشکباران تهران پرداخت که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
اکران «قمارباز» در شرایط فعلی با مضمونی که بیارتباط با وضعیت این روزهای کشور نیست را چقدر در مسیر آگاهی و روشنگری برای مردم میدانید؟
«قمارباز» درباره پدیدهای به نام جنگ سایبری است که در سینما کمتر به آن پرداخته شده، اما در جنگهای مدرن سهم زیادی دارد. در حال حاضر هم که در جنگ هستیم، قمارباز به عنوان فیلمی که به این شرایط نزدیک است، میتواند مؤثر باشد و اگر احتمال بدهیم با دیدن این فیلم حتی به یک نفر تلنگری زده شود و درباره موضوع و ریشههای آن تحقیق کند، برای ما ارزشمند است و با همین نیت هم تصمیم گرفتیم فیلم اکران شود. نکته مهمتر اینکه مسئله «قمارباز» درباره خیانت به کشور است. متأسفانه در جنگ اخیر هم شاهد چنین اتفاقی بودیم؛ اینکه خیانت، حتی در ابعادی کوچک هم به کشور ضربه میزند و وطنفروشی را عادی میکند؛ در واقع رسالت و مانیفست «قمارباز» هم همین است. این جنگ یک روز تمام میشود و ما پیروز میشویم اما درد اینجاست که عدهای پس از گذشت دو ماه، هنوز هم فکر میکنند آنکه حمله کرده، برای کمک آمده است! به نظرم درد کشور بیشتر این افراد هستند تا دشمنی که به ما حمله کرده، زیرا در برابر دشمنان مقاومت وجود دارد و آن قدر کشور قوی است که با این ضربات از پا درنیاید.
با این حال خودتان پیشبینی میکردید فیلم در چنین شرایطی اکران شود؟
هیچ گاه فکر نمیکردم «قمارباز» همزمان با جنگ و در چنین شرایطی اکران شود. من ۲۰سال سابقه کار در سینما دارم و میدانم اکران در زمان مناسب و با فروش مطلوب برای یک کارگردان فیلماولی چقدر مهم است. طبیعتاً اکران قمارباز در شرایط فعلی، هر چقدر هم مخاطب داشته باشد، به اندازه شرایط عادی نخواهد بود و ما از این مسئله گذشتیم. روزی که پیشنهاد اکران فیلم داده شد، با آقای نصرالهی، تهیهکننده «قمارباز» تصمیممان را گرفتیم، با وجود اینکه درصد زیادی از مالکیت فیلم متعلق به خودمان است اما با این نیت این فیلم را اکران کردیم که بتواند روی مخاطبان تأثیر بگذارد و روشنگری کند.
یکی از نکات کلیدی در «قمارباز» شخصیتپردازی کاراکترهای اصلی همچون مهندس و به ویژه «پیمان» به عنوان نیروی امنیتی است که پرداختی متفاوت از سایر نقشهای مشابه دارد. این در حالی است که در میان عموم مردم هم تصور کلیشهای از مأموران امنیتی وجود دارد اما «قمارباز» تا حد زیادی این کلیشهها را شکسته؛ کاراکترهای داستان چطور طراحی شدند؟
از روز اولی که خواستیم این فیلمنامه را کار کنیم، قرارمان این بود که کاراکترهایمان، تیپ نباشند. جاسوس فیلم، جاسوس کلیشهای نباشد و مأمور هم مانند تیپهای تکراری و رایج سینما خلق نشود. زیرا این افراد در موقعیتهای حقیقی هم واقعاً همین شکل هستند و این تصور اشتباه ماست که فکر میکنیم کسانی که شغلشان این است باید جور دیگری باشند. البته از بازی خوب کوروش تهامی و آرمین رحیمیان هم نباید بهسادگی بگذریم. با اینکه فقط یک مرتبه دورخوانی فیلمنامه داشتیم اما بازیگران شخصیتها را خیلی خوب فهمیدند.
نکته دیگر اینکه من نمیخواستم کاراکترها، سیاه و سفید باشند. برخلاف چیزی که در بسیاری از فیلمها میبینیم، مأموران امنیتی یکسری فاکتورهای کلیدی شخصیتی دارند و هیچ گاه اشتباه نمیکنند اما ما از ابتدا تصمیم گرفتیم این مسیر را نرویم و این دو شخصیت را طوری طراحی کنیم که مخاطب آنها را باور کند. اینکه مأمور ما همه چیز را میداند و بر همه امور مسلط است در فیلمنامه جایی نداشت. او هم یک جاهایی میفهمد اشتباه کرده و با شک جلو آمده یا آزمون و خطا میکند. بنابراین هیچ کدام از شخصیتهای فیلم ابرقهرمان نیستند و به نظرم همین موجب شده شخصیتها باورپذیر باشند.
به نظر میرسد وارد یک دوره تازهای شدهایم و شرایط اجتماعی تأثیر خودش را روی سینما هم گذاشته است. از طرف دیگر، شاهد واکنش سریع فیلمسازان هم هستیم که در مدیومهای مختلف بروز میکند و نمونهآن تولید مجموعه «اهل ایران» است. به نظر شما مناسبات سینما پس از جنگ به کدام سمت میرود و رسالت فیلمسازان در این شرایط چیست؟
به نظرم مناسبات سینما تغییر زیادی نخواهد کرد ولی یک باب جدیدی باز میشود که ما درباره اتفاقهای پیرامون خود بیشتر دقت کنیم و به آنها بپردازیم. این خوب است که من سه ماه پس از جنگ ۱۲روزه فیلمی درباره آن میسازم که دو ماه بعد، در میانه جنگ اکران میشود و کسی هم که فیلم را میبیند، بهخوبی آن را حس میکند. به نظرم مناسبات سینما به این سمت حرکت کرده است.
بد نیست به مجموعه «اهل ایران» هم اشاره کنم. زمانی که این کار پیشنهاد شد، من قدری نگران بازخورد مخاطب از روایت جنگ در دل ماجرا بودم که ممکن بود آن را پس بزند، زیرا در باور عمومی، سینما جایی است که رؤیاپردازی میکند و مخاطب دوست ندارد واقعیت را ببیند. حتی در مورد تلویزیون هم همین طور است و مخاطب دوست دارد وقتی سریالی تماشا میکند، رؤیای خود را در آن ببیند. ولی در شرایط فعلی حس کردم که این طور نیست، واقعیت اجتماعی دارد تغییر میکند و مردم دوست دارند اتفاقی که یک هفته پیش برایشان افتاده را در سینما یا تلویزیون ببینند. اتفاقاً بازخوردهای زیادی از «قمارباز» و «رستگاری در گاندی» گرفتم و این نشان میدهد کارها دیده شدهاند و مردم نسبت به آنها واکنش دارند. البته این نکته را هم نباید نادیده گرفت که سرعت در کار ممکن است روی کیفیت هم تأثیر بگذارد، در مجموع، برخلاف آنچه فکر میکردم که مخاطب آن را پس میزند، اما این آثار را تماشا میکنند و واکنش نشان میدهند.
پیوستن شما به مجموعه «اهل ایران» و ساخت نخستین اپیزود آن چطور اتفاق افتاد؟
روزهای نخست جنگ در خانه بودم و به این فکر میکردم که ما هیچ کاری برای این جنگ نکردهایم، چرا کاری از دستمان برنمیآید و همین طور باید جلو شبکه خبر بنشینیم، تا اینکه از طرف تیم تولید «اهل ایران» با من تماس گرفتند و ساخت یکی از اپیزودهای مجموعه به من پیشنهاد شد. خیلی خوشحال شدم و یک تیم متشکل از کسانی که دوست داشتند نقشی در این شرایط ایفا کنند، دور هم جمع کردم. بچهها آمدند کاری انجام دهند تا فردای جنگ نگویند ما در خانه نشستیم و فقط نظارهگر بودیم و به نظرم این احساس بچهها از یک تعهد درونی به وطن میآمد.
فیلمبرداری اپیزود «رستگاری در گاندی» در روزهای جنگ انجام میشد؛ آن روزها زیر موشک و بمباران چطور کار میکردید؟
ما فیلمبرداری را ۲۷ اسفند کلید زدیم و ساخت کار تا اواسط عید نوروز زیر بمباران ادامه داشت. ابتدا قرار بود در بیمارستان گاندی فیلمبرداری کنیم که شرایط مهیا نشد و مجبور شدیم در دو لوکیشن مجزا یکی بیمارستانی در مرکز شهر و دیگری بیمارستانی نزدیک جنوب شهر فیلمبرداری کنیم. ایام سختی را پشت سر گذاشتیم، حتی یک شب به مکانی نزدیک لوکیشن ما موشک اصابت کرد یا شبی دیگر که در لوکیشنهای خارجی مشغول فیلمبرداری بودیم جنگندهها در ارتفاع پایین پرواز میکردند و اطراف ما انفجارهای زیادی رخ میداد. شرایط در روزهای اول خیلی استرسزا بود و برخی از اعضای تیم مضطرب و نگران بودند، اما کمکم برایمان عادی شد و شبهای سنگین عبور جنگندهها را با شوخی و خنده کار میکردیم و تجربه خاص و خوبی بود.
امروز با فصل تازهای در ژانر دفاع مقدس و مقاومت روبهرو هستیم؛ ظرفیتهایی قابل توجه و مهم در سینمای استراتژیک که نباید از آن غافل ماند. به نظر شما فیلمسازان نیازمند چه شرایطی هستند که امکان ساخت فیلمهای ماندگار را فراهم کند؟
به نظرم ظرفیت سینما خیلی زیاد است، اما نکته مهم این است که فیلمسازان جوان نباید بترسند. متأسفانه معضلی که در نسل ما زیاد شده، خودسانسوری است. در حالی که فیلمسازان ما نباید دچار خودسانسوری شوند و باید چیزی را که دوست دارند بسازند تا نتیجه بگیرند. اگر به حرف کسانی که بالادست ما هستند گوش بدهیم، فقط باید در یک ژانر فیلم بسازیم! نمونه کوچک آن «قمارباز» است که چهار سال روی فیلمنامهاش کار کردم و بارها جلو پای ما سنگ انداختند و اگر ایستادگی نمیکردیم که مأمور امنیتی ما این طور باشد، نتیجه قطعاً چیز دیگری میشد. بنابراین اگر فیلمسازان پای چیزی که میخواهند بایستند، میبینند که این راه، بنبست نیست و میتوان کارهای خوبی انجام داد. همان قدر که انتظار میرود فیلمساز چشم بینای جامعه خود باشد، از سوی دیگر مسئولان و متولیان فرهنگی هم نباید مانع فیلمسازی شوند و سنگاندازی کنند.
اما با توجه به شرایط این جنگ، پیشبینی من این است که سرمایهگذار خصوصی در سینما کمتر خواهد شد، زیرا کم پیش میآید یک سرمایهگذار خصوصی به تولید فیلمی ورود کند که برای وطن ساخته میشود چون هزینه تولید دو برابر شده و بازگشت سرمایه، نامعلوم است. اگر سرمایهگذاری هم باشد، معمولاً به سمت کمدی میرود که فروش فیلم تضمین شده است. اینجاست که باید مسئولان از ساخت آثاری در حوزه سینمای استراتژیک حمایت کنند و از طرح موضوعات چالشبرانگیز نهراسند. اگر مسئولان ظرفیت سینما را درک کرده و تولید چنین فیلمهایی را مطالبه کنند، باید پای کار بیایند.
و اما نکته آخر که علاقهمندم به آن اشاره کنم اینکه، درست است فیلم من در حال اکران است اما امروز اولویت برای مردم میدان و خیابان است و سینما در درجه دوم قرار دارد. من دوست دارم مردم فیلم مرا ببینند اما نه به قیمت از دست دادن حضور در میدان. ترجیح میدهم در سانسهایی فیلم را ببینند که زمان حضور در میدان نیست. من راضی نیستم اگر یک نفر از خیابان کم شود و به تماشای «قمارباز» برود.





نظر شما