تحولات منطقه

 در یکی دو ماه اخیر و با تغییرات ناگهانی آب‌وهوا و افزایش عجیب و غریب بارندگی‌ها، شایعه‌ای در میان بخشی از جامعه دهان‌به‌دهان می‌چرخد.

پاسخی تاریخی به یک شایعه عجیب؛  آیا دشمن شیر آب را بسته بود؟!
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

در یکی دو ماه اخیر و با تغییرات ناگهانی آب‌وهوا و افزایش عجیب و غریب بارندگی‌ها، شایعه‌ای در میان بخشی از جامعه دهان‌به‌دهان می‌چرخد؛ ادعایی که می‌گوید دشمن با استفاده از فناوری‌های مدرن و دستکاری اقلیمی، سال‌ها موجب کمبود بارندگی در ایران شده بود و حالا با توقف این طرح‌ها و انهدام تجهیزات آن در خلال نبرد، آسمان دوباره سخاوتمند شده ‌است. دانشمندان اقلیم‌شناس این ادعاها را فاقد هرگونه پشتوانه علمی می‌دانند. بی‌شک پاسخ آن‌ها، با توجه به جایگاه علمی‌شان، در این زمینه قابل اعتناتر و دقیق‌تر است. اما تاریخ هم برای این قضیه، پاسخ‌هایی دارد که در ادامه به بررسی برخی از آن‌ها می‌پردازیم و صحت و سقم این شایعه را به بوته آزمایش شواهد تاریخی می‌سپاریم.

ردپای اقلیم در اسطوره‌ها و متون باستانی

ایران سرزمینی خشک و نیمه‌خشک است. پیش از آنکه تاریخ مکتوب شکل بگیرد، حافظه جمعی ایرانیان در قالب اسطوره‌ها، نبرد همیشگی با خشکسالی را ثبت کرده است. در «اوستا» و به‌ویژه در «تیر یشت»، شاهد نبرد کیهانی «تیشتر» (ایزد باران) و «اپوش» (دیو خشکسالی) هستیم. این نبرد اساطیری، بازتابی از اضطراب همیشگی ساکنان فلات ایران برای بارش باران است. قاعدتاً اگر خشکسالی پدیده‌ای نوظهور بود، ایزد باران در متون مقدس باستانی چنین جایگاه محوری و مهمی نمی‌یافت. در دوران هخامنشی، داریوش بزرگ در کتیبه مشهور تخت جمشید، از خداوند می‌خواهد که این کشور را از «دشمن، خشکسالی و دروغ» محفوظ بدارد. قرار گرفتن خشکسالی در کنار هجوم بیگانگان، نشان می‌دهد در ۲هزارو۵۰۰ سال پیش نیز، نیامدن باران تهدیدی هم‌تراز با جنگ به شمار می‌رفته ‌است. متون پهلوی مانند «بندهشن» نیز پر از توصیفات مربوط به سال‌های سخت و بی‌باران و تلاش نیاکان ما برای مدیریت منابع آب است.

سده‌های نخستین اسلامی؛ ثبت دقیق قهر طبیعت

با ورود به دوران اسلامی، ثبت وقایع تاریخی دقیق‌تر می‌شود. محمد بن جریر طبری در «تاریخ الرسل و الملوک»، بارها به سال‌هایی اشاره می‌کند که باران در فلات ایران و بین‌النهرین قطع شد. طبری گزارش می‌دهد که در اواخر قرن سوم هجری، چنان خشکسالی عظیمی در مناطق مرکزی و غربی ایران رخ داد که چشمه‌ها خشکیدند. یعقوبی نیز در «تاریخ یعقوبی» به دوره‌های متعددی از قحطی اشاره می‌کند که به دلیل تغییرات ناگهانی فصول و قطع نزولات جوی رخ داده‌اند.

ترسالی‌های ویرانگر و خشکسالی‌های طولانی

ابوالفضل بیهقی در «تاریخ بیهقی» از سیل‌های ویرانگری در خراسان می‌نویسد که پس از سال‌ها کم‌بارشی به وقوع پیوستند. او توصیف می‌کند که چگونه آسمان در فصل بهار چنان بارید که پل‌ها و خانه‌های بسیاری را در نیشابور و غزنین با خود برد. در دوران سلجوقیان نیز این روند ادامه داشت. راوندی در کتاب «راحه الصدور و آیه السرور» به سرمای بی‌سابقه و خشکسالی‌هایی اشاره می‌کند که موجب نابودی احشام و محصولات کشاورزی شد. این تغییرات آب‌وهوایی بدون وجود هیچ فناوری مدرنی رخ می‌دادند و بارها تکرار می‌شدند. عطاملک جوینی در «تاریخ جهانگشای» و فضل‌الله بن عبدالله شیرازی در «تاریخ وصاف» گزارش‌های هولناکی از وضعیت اقلیمی فلات ایران در قرون هفتم و هشتم هجری ارائه می‌دهند. در تاریخ وصاف، به خشکسالی مهیبی در ایالت فارس اشاره شده ‌است که سه سال به طول انجامید و مردم از فرط گرسنگی دچار وضعیت اسفباری شدند. سعدی شیرازی نیز تقریباً در همین دوره و در گلستان و بوستان، به این خشکسالی‌ها اشاره دارد. گویا پس از این دوره‌های خشک، ناگهان باران‌های سیل‌آسا می‌بارید که منافع و مضرات خاص خودش را داشت.

اقلیم‌ ایران در قرون میانه و متأخر

در دوران صفویه، اسکندربیک منشی در «عالم‌آرای عباسی» بارها از تغییرات ناگهانی هوا، سرمای بی‌موقع و خشکسالی‌های منطقه‌ای یاد می‌کند که حرکت سپاهیان را مختل می‌کرد. ژان شاردن و پیترو دلاواله، جهانگردان اروپایی، در سفرنامه‌های خود به صراحت نوشته‌اند که آب‌وهوای ایران به شدت متغیر است. شاردن دوره‌هایی را ثبت کرده است که برای چندین سال در اصفهان یک قطره باران نمی‌بارید و سپس در سالی دیگر، بارش برف و باران مسیرهای ارتباطی را مسدود می‌کرد. کتاب «رستم التواریخ» اثر محمدهاشم آصف، گزارش‌هایی از قحطی‌ها و خشکسالی‌های دوران زندیه ارائه می‌دهد. اما مستندترین وقایع اقلیمی در دوران قاجار ثبت شده‌اند. قحطی بزرگ سال‌های ۱۲۸۸ تا ۱۲۸۹ هجری قمری، فاجعه‌ای عظیم بود. محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه در «تاریخ منتظم ناصری» شرح می‌دهد که سه سال پیاپی زمستان‌ها بدون برف و بهارها بدون باران گذشت و قنات‌ها خشکیدند. اما او در ادامه می‌نویسد که در سال ۱۲۹۰ هجری قمری چنان باران‌ها و برف‌های سنگینی بارید که سیلاب‌ها همه چیز را ویران کرد. مرور این متون کهن از کتیبه‌های هخامنشی تا تاریخ طبری، بیهقی، وصاف، عالم‌آرای عباسی و تواریخ عصر قاجار، یک حقیقت را روشن می‌کند؛ فلات ایران همواره درگیر چرخه‌های خشن اقلیمی بوده ‌است. دوره‌های خشکسالی ۱۰ یا ۲۰ ساله که ناگهان با چند سال بارش‌های سیل‌آسا شکسته می‌شوند، بخشی از طبیعتش هستند. اینکه تصور کنیم قطع شدن باران یا بارش دوباره آن ارتباطی با فناوری‌های بشری یا دستکاری اقلیمی دارد، موضوعی است که باید در صحت آن تردید جدی کرد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha