هراس ترامپ از توافق عادلانه؛ فرار کاخ سفید از شروط تهران
پس از روزها تکاپوی میانجیگران در اسلامآباد و مسقط، ترامپ طرح صلح ایران را پس زد و با استیصال اعلام کرد: «آنها چیزهایی میخواهند که نمیتوانم بپذیرم.» در پس این لفاظی ظاهراً تهاجمی، یک واقعیت تحلیلی روشن نهفته است: رئیسجمهور آمریکا به خوبی میداند که پذیرش شروط منطقی و عادلانهی ایران، به معنای امضای سند شکست کارزار «فشار حداکثری» است.
مشکل ترامپ این است که در هفتههای نخست جنگ، با ادعای «نابودی کامل توان ایران» و «تغییر رژیم»، سطح انتظارات افکار عمومی داخلی خود را بهگونهای بالا برد که اکنون قادر به هضم واقعیتهای روی زمین نیست. واشنگتن که در باتلاق این جنگ فرسایشی، تورم و انزوای دیپلماتیک گرفتار شده، به شدت نیازمند یک «خروج آبرومندانه» است؛ اما ایران ثابت کرده است که حاضر نیست برای نجات آبروی ازدسترفتهی کاخ سفید، از خطوط قرمز راهبردی و حقوق مسلم خود (از جمله لغو محاصره و حفظ دستاوردهای هستهای) ذرهای عقبنشینی کند. ترامپ اکنون از توافقی میگریزد که ناتوانی بمبافکنهای استراتژیکش در شکستن ارادهی ایران را به جهانیان ثابت میکند.
تحریم چین و باجگیری تسلیحاتی اعراب
وقتی واشنگتن در میدان مذاکره و محاصره به بنبست میرسد، به سلاح همیشگیاش یعنی «تحریم ثانویه» پناه میبرد. وزارت خزانهداری آمریکا با تحریم ۴۰ شرکت کشتیرانی و پالایشگاههای چینی (به اتهام خرید نفت ایران)، نشان داد که به جای حل مسئله در هرمز، قصد دارد دامنهی تنش را به شرق آسیا و پکن بکشاند.
اما این جنگ اقتصادی، روی دیگری هم دارد. اعلام فروش ۸.۶ میلیارد دلار تسلیحات جدید به امارات، قطر و کویت از سوی وزارت خارجهی آمریکا، پرده از یک کاسبی جدید در سایۀ جنگ ایران برمیدارد. آمریکا ابتدا با ایجاد تنش و هراسآفرینی در خلیجفارس، امنیت شکننده کشورهای عربی را به چالش میکشد، و سپس خود به عنوان «منجی»، فاکتور میلیارد دلاری فروش سامانههای دفاعی را روی میز حکام عرب میگذارد.
لبنان؛ قربانگاه آتشبس آمریکایی
در حالی که در واشنگتن از تمدید سههفتهای آتشبس لبنان سخن گفته میشود، در روی زمین، خون بیگناهان در حال ریختن است. کشته شدن ۱۲ نفر در حملات اسرائیل به جنوب لبنان در روز جمعه، ثابت کرد که هشدار نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان، کاملاً دقیق بوده است. اسرائیل از آتشبس، تنها به عنوان پوششی برای «تثبیت اهداف اشغالگرانه» و از بین بردن زیرساختهای مقاومت استفاده میکند.
سکوت واشنگتن در برابر این نقض آشکار توافق، به ایران و دیگر بازیگران محور مقاومت این پیام قطعی را میدهد که امضای آمریکا پای هیچ سند آتشبسی، تضمینکنندهی توقف ماشین کشتار صهیونیستی نخواهد بود.
فرسایش در پنتاگون، انزجار در خیابانهای آمریکا
شاید مهمترین پیام روز گذشته را باید در نظرسنجی تازه موسسه ایپسوس جستوجو کرد. ۶۱ درصد از مردم آمریکا معتقدند جنگ با ایران یک «اشتباه» بوده است. این آمار، در کنار افشاگریهای تکاندهنده در جلسات استماع کنگره درباره هزینۀ میلیارد دلاری مالیاتدهندگان آمریکایی برای بمباران مدرسهای در «میناب»، نشان میدهد که مشروعیت داخلی این جنگ در آمریکا کاملاً فروپاشیده است.
همزمان، خروج ناو هواپیمابر «جرالد فورد» از خاورمیانه به دلیل «خستگی مفرط خدمه»، نشاندهندهی محدودیتهای لجستیکی ابرقدرتی است که میخواست ایران را ظرف چند روز به زانو درآورد. ایران ثابت کرده است که با ایستادگی در برابر امواج اولیه، اکنون میتواند نظارهگر فرسایش درونی ماشین نظامی و سرمایۀ سیاسی دشمن در طولانیمدت باشد. ترامپ، اکنون در تلهای گرفتار شده است که خروج از آن، نیازمند پذیرش واقعیتی است که او در توئیتهایش، سرسختانه آن را انکار میکند.




نظر شما