در سالهای اخیر، ژانر انیمیشن کودک در ایران مسیر پرچالش اما رو به رشدی را تجربه کرده است؛ مسیری که از یک سو با کمبود تولیدات داخلی و رقابت سنگین با آثار خارجی همراه بوده و از سوی دیگر، با تلاش گروههایی از تولیدکنندگان داخلی برای ارتقای کیفیت و افزایش سهم محتوای بومی در رسانه ملی ادامه یافته است. در این میان، برخی پروژهها توانستهاند بهواسطه استمرار تولید، شناخت دقیق مخاطب و توجه به عناصر بصری و محتوایی، جایگاه قابل توجهی در میان کودکان و خانوادهها پیدا کنند. انیمیشن «ببعی» یکی از این نمونههاست؛ اثری که در کنار دیگر تولیدات این مجموعه، تلاش کرده علاوه بر حضور پررنگ در تلویزیون، در بسترهای جدید رسانهای نیز مخاطب خود را حفظ کند و حتی در وقایع جنگ اخیر هم قسمتهای ویژهای برای خردسالان روی آنتن ببرد. در گفتوگویی با حسین صفارزادگان، کارگردان انیمیشن پرفروش «ببعی» به بررسی روند تولید، نگاه محتوایی، چالشهای موجود و چشمانداز آینده انیمیشن کودک در ایران پرداختهایم.صفارزادگان در آغاز این گفتوگو با اشاره به فعالیتهای جاری تیم خود عنوان میکند: در حال حاضر سه پروژه «ببعی»، «دوستان شاد» و «رابی و روبی» را بهطور همزمان روی آنتن تلویزیون دارم.
وی با تأکید بر رویکرد تخصصی این مجموعه توضیح میدهد که تمرکز اصلی او و گروهش بر تولید آثار ویژه گروه سنی خردسال و کودک است و میگوید: رویکرد ما از ابتدا این بوده که در این گروه سنی، تا حد امکان با موضوعات متنوع و شرایط مختلف، محتوایی طراحی کنیم که هم از نظر بصری جذاب باشد و هم از نظر محتوایی بتواند نیاز مخاطب را پاسخ دهد. به گفته صفارزادگان، توجه همزمان به گرافیک، طراحی شخصیت و داستانپردازی از اصول اصلی در تولیدات این مجموعه محسوب میشود.
کمبود آثار داخلی؛ نقطه آغاز یک مسیر
کارگردان «ببعی» در ادامه به یکی از مهمترین دلایل شکلگیری این جریان تولیدی اشاره و عنوان میکند: کمبود آثار داخلی در مقایسه با حجم بالای تولیدات خارجی، یکی از اصلیترین عواملی بود که ما را به سمت افزایش تولید سوق داد. در مقطعی، تناسبی میان میزان پخش آثار خارجی و داخلی وجود نداشت و همین موضوع سبب شد تصمیم بگیریم حجم تولیدات خود را بالا ببریم. هدف ما این بود که بتوانیم از شبکههایی مانند «پویا» حمایت کنیم و سهم بیشتری از آنتن را به آثار داخلی اختصاص دهیم. صفارزادگان این روند را نهتنها یک وظیفه حرفهای، بلکه نوعی افتخار برای تیم تولید میداند و تأکید میکند این مسیر، انرژی و انگیزه قابل توجهی برای ادامه کار برایشان ایجاد کرده است.
عبور از کمیت به سمت کیفیت
وی با اشاره به تغییر رویکرد تدریجی این مجموعه میافزاید: اگرچه در ابتدا تمرکز بر افزایش حجم تولید بود، اما بهمرور تلاش کردیم از تولید صرفاً انبوه فاصله بگیریم و به سمت ارتقای کیفیت حرکت کنیم. هدف ما این است به مرحلهای برسیم که نهتنها از نظر کمیت، بلکه از نظر کیفیت بتوانیم جایگزین آثار خارجی شویم. این یعنی مخاطب کودک، اثر را انتخاب کند، نه اینکه صرفاً به دلیل پخش از تلویزیون آن را تماشا کند.
به گفته صفارزادگان، ایجاد «انتخاب واقعی» برای کودک، یکی از مهمترین معیارهای موفقیت در تولید محتوای کودک محسوب میشود؛ معیاری که تنها با افزایش کیفیت قابل دستیابی است.این کارگردان در بخش دیگری از صحبتهای خود به تفاوت میان تلویزیون و بسترهای اینترنتی اشاره کرده و میگوید: در تلویزیون، مخاطب امکان انتخاب محدودی دارد، اما در پلتفرمهای اینترنتی، این مخاطب است که تصمیم میگیرد چه چیزی را ببیند. در فضای برخط، اگر تولید بهدرستی انجام نشود، مخاطب بهراحتی آن را کنار میگذارد و اینجاست که تولیدکننده با شکست مواجه میشود. به همین دلیل، کیفیت در این بسترها اهمیت دوچندان پیدا میکند. پروژههایی مانند «رابی و روبی» توانستهاند در چنین فضایی دیده شوند و این دیده شدن، بهمعنای انتخاب شدن توسط مخاطب است؛ موضوعی که برای تیم تولید، اهمیت زیادی دارد.
ایدهپردازی بر اساس نیازهای واقعی جامعه
کارگردان «ببعی» درباره روند شکلگیری ایدهها نیز توضیح میدهد: شروع کارها معمولاً با بررسی نمونههای داخلی و خارجی همراه است اما در ادامه، مسیر تولید بر اساس نیازهای واقعی جامعه تعیین میشود. او میگوید: ما تلاش میکنیم از طریق ارتباط با کارشناسان حوزه تربیتی و رسانه، اطلاعات بهروز درباره شرایط جامعه و دغدغههای کودکان دریافت کنیم. این اطلاعات به ما کمک میکند تا موضوعات و سرفصلهایی را انتخاب کنیم که برای مخاطب واقعی و قابل لمس باشد.به گفته صفارزادگان، این رویکرد موجب میشود تولیدات از حالت سلیقهای خارج شده و به سمت پاسخگویی به نیازهای واقعی حرکت کنند. وی با تأکید بر اهمیت دقت در تولید آثار کودک اظهار میکند: در این حوزه، آزمون و خطا وجود دارد اما باید تا حد ممکن کنترل شود؛ چراکه خروجی کار مستقیماً در معرض دید کودک قرار میگیرد. ازاینرو تلاش میکنیم همه مراحل تولید، از ایدهپردازی تا اجرا، بر اساس تحلیلهای کارشناسی پیش برود. حتی اگر خود من به موضوعی علاقه داشته باشم، باید آن را کنار بگذارم و بر اساس دادهها تصمیم بگیرم. این نوع نگاه، برای جلوگیری از بروز خطاهای محتوایی و حفظ استانداردهای تولید، ضروری است.
تولید در شرایط خاص؛ تجربهای متفاوت
این انیماتور با اشاره به اهمیت تولید اثر برای کودکان در شرایط خاص و ویژه همچون بحران جنگ، تصریح میکند: در مقطعی که کشور درگیر شرایط جنگی بود، تیم ما تصمیم گرفت چهار قسمت ویژه از «ببعی» را تولید کند. این قسمتها به موضوعاتی مانند ترس، صداهای نگرانکننده و اضطراب کودکان میپرداخت و با رویکردی روانشناسانه طراحی شده بود. این مجموعه با عنوان «ببعی قهرمان» بهصورت میانبرنامه از شبکه «پویا» پخش شد. این اقدام در راستای مسئولیت اجتماعی و بدون سفارش خاصی تولید شد. بازخوردها هم نشاندهنده تأثیر مثبت این نوع تولیدات بود.
صفارزادگان با اشاره به ویژگیهای خاص گروه سنی خردسال ادامه میدهد: البته در این سن، کودکان نباید بهطور مستقیم با موضوعات خشن یا پیچیده مواجه شوند. به همین دلیل، تلاش میکنیم مفاهیم را از طریق بازی، شوخی و روایتهای ساده منتقل کنیم. هدف این است که تمرکز کودک از عوامل استرسزا دور شده و در عین حال، پیام مورد نظر نیز منتقل شود.
وی همچنین توضیح میدهد: در این گروه سنی، داستانها معمولاً در چارچوب خانواده یا محیطهای کوچک اجتماعی مانند مهدکودک شکل میگیرند و از پرداختن به موضوعات گستردهتر پرهیز میشود.
چالشهای تولید و تأثیر شرایط زیرساختی
کارگردان «ببعی» در بخش دیگری از این گفتوگو به مشکلات و چالشهای موجود در مسیر تولید اشاره کرده و میگوید: در حال حاضر، شرایطی مانند محدودیتهای اینترنتی آسیبهای جدی به تیمهای تولید انیمیشن وارد کرده است. برخی از تیمها بهدلیل این شرایط، نیروی انسانی خود را از دست دادهاند و حتی بعضی دفاتر تعطیل شدهاند. به گفته او، تیمهایی که در حوزه بینالمللی فعالیت داشتند، بیشترین آسیب را دیدهاند. در برخی موارد، بهدلیل توقف پروژهها، کارفرمایان خارجی همکاری خود را قطع کرده و به سراغ کشورهای دیگر رفتهاند؛ موضوعی که میتواند در بلندمدت تأثیرات جدیتری بر این صنعت داشته باشد.
اهمیت ارتباط میان محتوا و مخاطب
وی با تأکید بر نقش ارتباط مؤثر میان محتوا و مخاطب یادآور میشود: اگر کودک نتواند با موضوع برنامه ارتباط برقرار کند، بهسرعت آن را کنار میگذارد. حتی تولیدات کشورهای دیگر مانند ژاپن، زمانی موفق هستند که بتوانند تجربههای مشترک انسانی را به تصویر بکشند. این اشتراکات موجب میشود مخاطب، فارغ از تفاوتهای فرهنگی، با اثر ارتباط برقرار کند. هر چه این تجربهها عمیقتر و نزدیکتر به زندگی واقعی باشند، میزان تأثیرگذاری نیز بیشتر خواهد بود.صفارزادگان درباره ویژگیهای بصری انیمیشن ببعی نیز توضیح میدهد: طراحی این اثر بهگونهای انجام شده که کودک بهسرعت با آن ارتباط برقرار کند. در آثار کودک، تصویر، نخستین و مهمترین عامل جذب است. اگر کودک از نظر بصری با اثر ارتباط بگیرد، احتمال اینکه محتوا را نیز دنبال کند، بسیار بیشتر میشود. کودکان معمولاً حوصله تحلیل محتوای پیچیده را ندارند و این تصویر است که آنها را به تماشای ادامه اثر ترغیب میکند.
آینده انیمیشن زیر سایه هوش مصنوعی
در بخش پایانی این گفتوگو، صفارزادگان با اشاره به آینده صنعت انیمیشن، آن را تا حدی مبهم توصیف میکند و میگوید: ورود هوش مصنوعی، تغییرات زیادی در این حوزه ایجاد کرده است. اگر از این فناوری بهعنوان ابزار استفاده شود میتواند به بهبود کیفیت و سرعت تولید کمک کند. او اضافه میکند: بسیاری از کشورها با وجود پیشرفتهای فناوری، همچنان در حوزه انیمیشن سرمایهگذاری میکنند. محتوا همچنان مهمترین عنصر در این حوزه باقی خواهد ماند و نقش آن در شکلگیری ساختارهای فکری کودکان انکارناپذیر است. با توجه به توانمندی تیمهای داخلی و رشدی که در سالهای اخیر اتفاق افتاده، در صورت حمایت بیشتر، میتوان به پیشرفتهای قابل توجهی دست یافت.
وی همچنین به رویکرد آثار تولیدی خودش اشاره کرده و میگوید: در حوزه سریال، تمرکز اصلی ما بر محتواست و نگاه اقتصادی در اولویت قرار ندارد، اما در تولیدات سینمایی، تلاش میکنیم به سمت مدلهای مستقلتر و حرفهایتر حرکت کنیم.صفارزادگان همچنین اعلام میکند چند پروژه سینمایی از جمله «ببعی ۲» و «شکار هیولا» را در مراحل تولید و پیشتولید دارد و بهزودی وارد مراحل بعدی خواهند شد.





نظر شما