«خلیج گرگان» واقع در جنوبشرقی دریای خزر، یکی از پهنههای آبی ارزشمند ایران است.
مساحت این خلیج در پاییز ۱۴۰۳ در حالی به حدود ۲۹هزار هکتار رسید که در گذشتهای نهچندان دور، وسعت آن بیش از ۴۰هزار هکتار بود.از نظر بومشناختی، خلیج گرگان بهعنوان محل نوزادگاهی، تغذیهای و تخمریزی بسیاری از گونههای ماهیان دریای خزر شناخته میشود.
خلیج گرگان تنها خلیج ایرانی دریای خزر بوده که متأسفانه در دهههای گذشته به دلیل عوامل متعدد طبیعی و اقلیمی و البته فعالیتهای انسانی مخرب به سمت خشکیدگی سوق پیدا کرده است.
پسروی دریای خزر در سالهای اخیر شرایط را هم برای سواحل و هم خلیج گرگان سخت کرده تا جایی که تهدید خشک شدن خلیج، به یک مسئله بزرگ و مهم نه فقط برای گلستان بلکه برای شمال کشور تبدیل شده که اگر بهموقع دولت چهاردهم به آن ورود نکند، ممکن است به منبع عظیم ریزگردهای نمکی تبدیل شود و اقتصاد و کشاورزی این منطقه را نابود کند.
قطع ارتباط خلیج
در گذشته، خلیج گرگان از طریق سه کانال «آشوراده»، «چپاقلی» و «خوزینی» با دریای خزر در ارتباط بود و این ارتباط موجب تبادل مناسب آب میان این دو پهنه آبی میشد، اما از اواخر دهه ۹۰، همزمان با کاهش سطح آب دریای خزر، عمق این کانالها بهتدریج کاهش یافت و در نهایت، در تابستان ۱۴۰۲، تبادل آب از طریق این کانالها تقریباً بهطور کامل قطع شد.
در پی این رخداد، میزان شوری و برخی پارامترهای شیمیایی آب و رسوبات خلیج از جمله نیترات، فسفات، آلودگیهای میکروبی و مواد آلی بهشدت افزایش یافت و در آبان ۱۴۰۲ به وضعیت بحرانی رسید.
هشدارهای مسئولان
نجات این خلیج آن قدر اهمیت دارد که محمدرضا عارف، معاون اول رئیس جمهور احیای خلیج گرگان و نیز تالاب میانکاله را مسئلهای حیثیتی برای کشور دانسته و بر ضرورت تلاش جدیتر برای حفظ این اکوسیستم تأکید کرده است.
پیش از این آیتالله سیدکاظم نورمفیدی، نماینده ولی فقیه در گلستان نیز در جلسه شورای برنامهریزی و توسعه گلستان با حضور رئیسجمهور با ابراز نگرانی از وضعیت بحرانی اکوسیستم شرق دریای خزر، نسبت به خشک شدن تدریجی خلیج گرگان و بروز فاجعه زیست محیطی هشدار داده و تأکید کرده اگر روند فعلی ادامه یابد، این پهنه آبی به کانون ریزگردهای نمکی تبدیل شده و جزیره تاریخی آشوراده برای همیشه نابود خواهد شد. خشک شدن خلیج گرگان میتواند فاجعهای حتی سنگینتر از وضعیت دریاچه ارومیه را برای منطقه رقم بزند.
وی با اشاره به اینکه ۲۰سال است پیگیر احیای جزیره آشوراده و توسعه گردشگری در منطقه بوده است، تصریح کرد: اگر خلیج گرگان خشک شود، دیگر چیزی به نام جزیره آشوراده باقی نخواهد ماند در حالی که این جزیره میتواند به قطب گردشگری شمال کشور تبدیل شود، اما اکنون با خطر نابودی کامل روبهرو است.
علیاصغر طهماسبی، استاندار گلستان نیز با اشاره به مصوبه نهاد ریاست جمهوری در تاریخ ۱۵ دی سال ۱۴۰۴ مبنی بر استقرار دستگاه لایروب در خلیج گرگان اظهار کرد: طبق این مصوبه، سازمان بنادر و کشتیرانی متعهد به اجرای این طرح شده اما تاکنون اقدام عملی ملموسی انجام نشده است.
برخی نمایندگان و مسئولان محلی گفتهاند اگر عملیات لایروبی در زمان مناسب انجام نمیشد، امسال (سالهای اخیر) خلیج ممکن بود به حداقل سطح آب برسد و بهطور کامل خشک شود.
مشکل کجاست؟
در این میان یکی از چالشهای اصلی در مسیر احیای خلیج گرگان عدم تخصیص کافی بودجه و اعتبار است، کارشناسان محیط زیست و مسئولان محلی بارها خواستار افزایش اعتبارات اضطراری دولتی و تسریع در تخصیص بودجه برای جلوگیری از خشک شدن کامل خلیج شدهاند.
ریزگردهای شور نه تنها گرد و غبار معمولیاند، بلکه اثرات خاص خود را روی محیط و انسان دارند.
ذرات نمکی ریز میتوانند در هوا معلق شوند و با ورود به ریه، مشکلات شدید تنفسی، تحریک ریه و حملات آسمی را افزایش دهند، بهویژه در کودکان، سالمندان و افراد دارای بیماریهای زمینهای. چنین ذراتی از ریزگردهای رادیواکتیو و سنگین هم خطرناکتر هستند چون ترکیبات شیمیاییشان میتواند التهابهای مزمن ایجاد کند.
آسیب به کشاورزی
کارشناسان معتقدند ریزگردهای شور سبب شوری خاک و آسیب به محصولات زراعی میشوند. نمکهای ریز روی برگها رسوب کرده و با نفوذ در خاک، حاصلخیزی را کاهش میدهند. این موضوع میتواند منجر به کاهش عملکرد محصولات و زیان اقتصادی برای کشاورزان منطقه شود.
جنگلهای هیرکانی و دیگر پوششهای گیاهی در مجاورت خلیج میتوانند با رسوب نمک آسیب ببینند. نمک موجود در ذرات ریزگرد میتواند رشد گیاهان را کند یا متوقف کند و حتی موجب خشک شدن درختان شود و اکوسیستمهای جنگلی را تهدید کند.
تهدید گونههای جانوری و اکوسیستم آبی
خشک شدن خلیج سبب از دست رفتن زیستگاههای ماهیان و پرندگان میشود. گونههای منحصر بهفرد مانند فوک خزری و محلهای تخمریزی ماهیان، حساس هستند و کاهش آب و شوری بیش از حد میتواند جمعیت آنها را به شدت تهدید کند.
اگر این روند ادامه یابد، بسترهای نمکی باقیمانده میتوانند با وزش باد به منبع انتشار گردوغبار نمکی تبدیل شوند؛ پدیدهای که نهتنها اکوسیستمهای حساس منطقه از جمله تالابها و زیستگاههای پرندگان مهاجر را تهدید میکند، بلکه سلامت ساکنان، کشاورزی و اقتصاد محلی را نیز با مخاطره روبهرو خواهد کرد.
تهدید جوامع محلی
بنا بر گفته کارشناسان محیط زیست خلیج گرگان زیستگاهی مهم برای گونههای مختلف گیاهی و جانوری است و خشک شدن خلیج میتواند به انقراض برخی از گونهها و کاهش تنوع زیستی منطقه منجر شود. گونههای مهاجر، پرندگان و آبزیان که به این زیستگاه وابستهاند، بیشترین آسیب را خواهند دید.
خشک شدن خلیج گرگان میتواند زندگی جوامع محلی را که به این اکوسیستم وابستهاند، به شدت تحت تأثیر قرار دهد.
ماهیگیران، کشاورزان و سایر افرادی که از منابع طبیعی خلیج بهرهبرداری میکنند، با مشکلات اقتصادی و معیشتی روبهرو خواهند شد.
از دست رفتن خلیج گرگان میتواند پیامدهای جبرانناپذیری برای محیط زیست و اقتصاد منطقه داشته باشد. کاهش منابع آبی، افزایش شوری خاک و آب، از بین رفتن زیستگاههای طبیعی و کاهش تولیدات کشاورزی و شیلاتی، تنها بخشی از این پیامدها هستند.
اقدامهای فوری و جامع برای حفظ و بازسازی خلیج گرگان ضروری است. این اقدامها میتواند شامل مدیریت بهینه منابع آبی، احیای رودخانهها، کاهش تبخیر از طریق فناوریهای نوین و برنامههای حفاظت از تنوع زیستی باشد.
همچنین آموزش و آگاهیبخشی به جوامع محلی برای مشارکت در حفاظت از خلیج نیز بسیار حائز اهمیت است.
وضعیت معیشتی جامعه محلی که به ماهیگیری، گردشگری و کشاورزی وابسته بوده به خطر افتاده است. اشتغال مرتبط با بخشهای دریایی از جمله صید و ماهیان تجاری کاهش یافته است.
به گفته کارشناسان، اگر روند خشکی ادامه یابد، ممکن است کل منطقه شمال ایران دچار بحران اجتماعی، زیست محیطی و اقتصادی شود.
هر چند اقداماتی مانند لایروبی کانال ارتباطی با دریا در سال ۱۴۰۰ برای احیای جریان آب انجام شد، اما کارشناسان معتقدند بدون تأمین اعتبارات کافی و اجرای برنامهای جامع و پایدار، این تلاشها برای جلوگیری از شکلگیری یک بحران زیست محیطی گسترده کافی نخواهد بود.
افزایش دامنه آسیبها
پسروی آب، کاهش ارتباط طبیعی با دریای خزر، تغییرات اقلیمی و مدیریت نادرست منابع آبی موجب شده خلیج گرگان با خطر خشکی کامل مواجه شود.
در صورت ادامه این روند، بسترهای نمکی خشک میتوانند به منبعی برای تولید ریزگردهای شور تبدیل شوند که اثرات زیانباری بر کیفیت هوا، سلامت جامعه، کشاورزی، جنگلها و کل اکوسیستم منطقه دارند. جلوگیری از تبدیل این پهنه به کانون ریزگرد نیازمند اقدامهای جدی مدیریتی، انتقال آب، احیای تبادل آبی و برنامههای پایدار برای حفظ این اکوسیستم است.
در مجموع، وضعیت خلیج گرگان نشان میدهد این پهنه آبی ارزشمند در آستانه یک تغییر کاربری ناخواسته و خطرناک قرار گرفته است؛ تغییری که میتواند آن را از یک زیستبوم پویا و پشتیبان معیشت محلی، به کانونی برای تولید ریزگردهای شور تبدیل کند.
کاهش تراز آب دریای خزر، افت ورودی آبهای سطحی و افزایش شوری نشانههایی روشن از روندی هستند که در صورت بیتوجهی، پیامدهای آن فراتر از محدوده استانهای شمالی خواهد رفت.
اقداماتی مانند لایروبی کانال ارتباطی اگرچه توانست تا حدی تبادل آب را بهبود ببخشد، اما بهتنهایی پاسخگوی ابعاد پیچیده این بحران نیست.
کارشناسان و مسئولان بارها بر ضرورت اجرای طرحهای تکمیلی، مدیریت یکپارچه منابع آب و تأمین اعتبارات پایدار تأکید کردهاند. کمبود بودجه و تأخیر در تخصیص منابع، روند احیا را کند کرده و خطر رسیدن خلیج به نقطه بیبازگشت را افزایش داده است.
در نهایت، احیای خلیج گرگان تنها یک پروژه محیط زیستی نیست، بلکه مسئلهای راهبردی برای امنیت زیست محیطی، سلامت عمومی و پایداری اقتصادی منطقه بهشمار میرود. جلوگیری از شکلگیری کانون ریزگردهای شور در شمال کشور نیازمند عزم ملی، تصمیمگیری سریع و تأمین منابع مالی کافی است؛ در غیر این صورت، هزینههای اجتماعی و زیست محیطی این بحران در سالهای آینده بهمراتب سنگینتر از هزینههای پیشگیری امروز خواهد بود.




نظر شما